گوگل‌پلاس پیجز برای شرکت‌های تجاری راه‌اندازی شد

جمعه, ۲۰ آبان ۱۳۹۰

گوگل امکان راه‌اندازی فروشگاه در شبکه اجتماعی گوگل پلاس را برای شرکت‌ها فراهم کرد.

به گزارش ایسنا، این غول فناوری، گوگل‌پلاس پیجز (Google+ Pages) را ایجاد کرده است که شرکت‌ها می‌توانند فهرست مطالب خود را در آن اضافه کنند و بنابراین مشتریان و طرفداران می‌توانند به آن‌ها متصل شوند.

شرکت‌های تجاری می‌توانند در گوگل‌پلاس‌ پیجر اطلاعات درباره خود را به اشتراک بگذارند و مشتریان را به برقراری ارتباط با آن‌ها دعوت کنند.

پولی شدن سرویس «گوگل مپس»

جمعه, ۲۰ آبان ۱۳۹۰

گوگل اعلام کرد که کاربران لینک‌های گوگل مپس، باید برای استفاده‌های بسیار از این سرویس هزینه بپردازند.

به گزارش ایسنا، گوگل از یکم ژانویه سال ۲۰۱۲، زمانی که بیش از ۲۵ هزار بازدید از نقشه گوگل در روز صورت بگیرد، این سرویس را پولی می کند.

وب سایت‌ها، به‌خصوص شرکت‌های مسافرتی برای متصل کردن مشتریان خود به مواردی که در مورد آن‌ها سوال پرسیده‌اند، از گوگل مپز استفاده می‌کنند.

شایعه شده است که از تاریخ اعلام شده به بعد کاربران به ازای هر هزار بازدید از گوگل مپس باید ۴ دلار پرداخت کنند.

گوگل میزان بالای ۲۵ هزار بازدید رایگان را پیش از پولی کردن حفظ می‌کند که تنها بر ۰٫۳۵ درصد از کاربران تاثیرگذار است.

موضوع: , ,

فروشگاه‌های اینترنتی پروانه کسب می‌گیرند

جمعه, ۲۰ آبان ۱۳۹۰

روزنامه‌ی دنیای اقتصاد، سونیتا سراب‌‌پور – اگر گشتی در فضای مجازی بزنید یا یکبار نام فروش اینترنتی را در جست‌وجوگر خود جست‌وجو کنید، می‌توانید نام انواع فروشگاه‌های اینترنتی را ببینید که در آن از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را می‌توان پیدا کرد.

آنقدر سایت‌های فروش اینترنتی در فضای مجازی کشور زیاد است که مشخص نیست کدام یک از دیگری برتر است یا به کدامیک می‌توان بیشتر اعتماد کرد. گاهی وقت‌ها هم یک تجربه بد از خرید اینترنتی باعث می‌شود که برخی کاربران کلا موجه بودن ساختار این بازار الکترونیکی را زیر سوال ببرند و دیگران را هم از خرید اینترنتی منع کنند. در حال حاضر به جز چندین سایت فروش اینترنتی مشهور که شاید تعداد آنها به اندازه انگشتان یک دست هم نرسد، اکثر افراد ترجیح می‌دهند با مراجعه حضوری به بازار کالاهای مورد نظر خود را خریداری کنند. شاید هم همین شرایط و عدم رشد چشمگیر فروش اینترنتی در کشور باعث شده که مسوولان به فکر سروسامان دادن به این بازار و اهدای پروانه کسب به فروشگاه‌های الکترونیکی بیفتند. تا شاید هم اعتماد مردم نسبت به خرید اینترنتی افزایش کند و هم بار ترافیکی و هزینه‌های اضافی در این بخش کاهش پیدا کند.

اتحادیه فروشگاه‌های اینترنتی در راه است

اواخر مهرماه سال جاری بود که خبر آغاز ثبت نام متقاضیان پروانه کسب فروشگاه‌های الکترونیکی و تاسیس اتحادیه صنف فروشگاه‌های الکترونیکی در تهران شنیده شد. گفته می‌شود این اقدام در راستای طرح تحول اقتصادی و جلوگیری از فعالیت سایت‌های فروش الکترونیکی غیرقانونی صورت می‌گیرد. در حال حاضر فروشگاه‌های اینترنتی بدون آنکه مجوزکسب داشته باشند در فضای مجازی فعالیت می‌کنند و احتمال دارد کالاهایی که از سوی آنها به فروش می‌رسد وجود خارجی نداشته باشد. به همین دلیل و برای ساماندهی فروشگاه‌های اینترنتی قرار است به این فروشگاه‌های اینترنتی پروانه کسب ارائه شود. فرانک رازقی اسکویی، معاون تسهیل تجاری و توسعه کاربردهای مرکز توسعه تجارت الکترونیکی، با اشاره به این موضوع که در حال حاضر ۹۰ درصد فروشگاه‌های اینترنتی بدون دریافت مجوز مشغول فعالیت در این فضا هستند، اعلام می‌کند که هدف ارائه پروانه به این فروشگاه‌ها در قدم اول تنها ساماندهی این بازار مجازی است. براساس اظهارات وی فروشگاه‌های مجازی برای دریافت این پروانه باید ابتدا به سایت enamad.ir مراجعه کنند و با پرکردن مدارک لازم نماد اعتماد برای کار خود را کسب کنند. در مرحله بعد نیز این فروشگاه‌ها با توجه به اینکه اتحادیه مشخصی ندارد باید به اتحادیه فناوران رایانه تهران مراجعه کنند و از این اتحادیه پروانه کسب دریافت کنند. رازقی اسکویی در ادامه می‌افزاید: «درمرحله سوم نیز پس از رسیدن تعداد فروشگاه‌های الکترونیکی دارای پروانه کسب به حد نصاب لازم، یعنی حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ فروشگاه، انتخابات جهت تاسیس اتحادیه مستقلی تحت عنوان اتحادیه کشوری صنف فروشگاه‌های الکترونیکی با حضور فروشگاه‌های الکترونیکی دارای پروانه کسب، برگزار خواهد شد.»

وی در پاسخ به چند مرحله ای شدن شدن تاسیس اتحادیه صنفی جدید می‌گوید: «موارد موجود در قانون نظام صنفی ایجاب می کند، افراد صنفی ابتدا از اتحادیه همگن پروانه کسب اخذ کنند و پس از به حد نصاب رسیدن تعداد متقاضیان، اتحادیه صنف جدید تشکیل شود.» به گفته معاون مرکز توسعه تجارت الکترونیکی وزارت صنعت، معدن و تجارت، در مرحله اول صرفا فروشگاه‌های الکترونیکی که در تهران قرار دارند امکان اخذ پروانه دارند، اما پس از پایان مرحله سوم و تاسیس اتحادیه کشوری فروشگاه‌های الکترونیکی، تمامی دارندگان فروشگاه‌های الکترونیکی در سراسر ایران می‌توانند تقاضای صدور پروانه کسب از اتحادیه جدید کنند.

جلوگیری از فعالیت سایت‌های غیر قانونی

چند روز پیش بود که روابط عمومی شرکت پست ایران در مقابل انتقادات فراوانی که نسبت به جابه‌جای کالاهای غیر قانونی که عموم آنها را هم فیلم‌ها و سریال‌های ماهواره‌ای تشکیل می‌دهد، اظهار کرد که پست حق دخالت در بسته‌های خریداری شده کاربران را ندارد و تنها یک واسطه برای رساندن این کالا به خریدار است. همچنین این شرکت اعلام کرد که بسته‌های غیراخلاقی خارج از شبکه پست جابه‌جا می‌شوند.
به گفته معاون مرکز توسعه تجارت الکترونیکی وزارت صنعت، معدن و تجارت، هم‌اکنون ۶ هزار فروشگاه اینترنتی در سراسر کشور با شرکت پست قرارداد دارند که شاید بخشی از آنها به کمک پست اقدام به جابه‌جایی بسته‌های غیرقانونی می‌کند. اما به کمک این پروانه جلوی جابه جایی این بسته‌ها گرفته می‌شود و پست تنها می‌تواند با سایت‌های اینترنتی همکاری کند که دارای نماد اعتماد و پروانه فعالیت باشند. براساس آمارهای به دست آمده در حال حاضر تقریبا ۳۳۰ فروشگاه برای دریافت نماد اعتماد ثبت نام کرده‌اند که از این تعداد حدود ۲۲۰ فروشگاه در تهران مستقر هستند و همچنین گفته شده روزانه در حدود ۲۰ فروشگاه اینترنتی به سایت enamad برای دریافت نماد اعتماد مراجعه می‌کنند.

اعتمادی نیست

اما در کنار تمام فعالیت‌هایی که به تازگی و بعد از چند سال فعالیت فروشگاه‌های اینترنتی در کشور می‌شود، اکثر فعالان این بازار بزرگ‌ترین مانع بر سر فعالیت‌شان را نبود اعتماد خریداران می‌دانند. به گفته اکثر فعالان از آنجا که خریداران بازار اینترنتی تنها کالای مورد نظر خود را می‌بینند و نمی‌توانند آن را لمس کنند نسبت به سالم بودن یا اصل بودن آنچه که خریداری می‌کنند شک دارند. بنا براین سعی می‌کنند کالاهای اساسی و مورد نیاز خود را به صورت سنتی خریداری کنند.

برخی از فعالان فروشگاه‌های اینترنتی هر چند ارائه پروانه فعالیت به این نوع فروشگاه‌ها را کمی دیر عنوان می‌کنند، اما همگی آن‌ها یک نظر دارند و آن اینکه شاید با کمک این پروانه و نماد، کمی در خریداران احساس امنیت و اعتماد ایجاد شود و به دنبال آن هم بازار کسب و کار آنها رونق پیدا کند.

کتایون علی بلندی، کارشناس تامین سایت چاره، در این خصوص می‌گوید: «در حال حاضر مردم ایران آنگونه که در کشورهای دیگر می‌بینیم به سایت‌های فروش اینترنتی اعتماد ندارند و ترجیح می‌دهند به همان روش سنتی خریدهای خود را انجام دهند. آن بخشی هم که اقدام به خرید اینترنتی می‌‌کنند به دلایلی کالا را برای شرکت پس می‌فرستند، اما با دریافت این نماد اعتماد و پروانه کسب قطعا اعتماد خریداران نسبت به این بازار مجازی افزایش پیدا می‌کند.» وی مشکلات فروشگاه‌های اینترنتی را تنها در نبود اعتماد در بین خریداران نمی‌داند و عنوان می‌کند که بخشی از مشکلات این فروشگاه‌های مجازی مربوط به تامین‌کنندگان محصولات سایت‌ها می‌شود. این کارشناس در ادامه می‌گوید: «سایت‌های فروش اینترنتی برای جلب نظر مشتریان واعتبار فعالیت خود حتما باید کالاها وارداتی را از نمایندگان اصلی آن کالا خریداری کنند. همچنین موجودی و قیمت این کالاها باید حتما به روز باشند و این در حالی است که برخی تامین‌کنندگان به دلایلی هماهنگی لازم را در این زمینه با ما ندارند.» براساس اظهارات وی همین شرایط و نداشتن موجودی به روز باعث از دست رفتن مشتریان برخی فروشگاه‌های اینترنتی می‌شود.

در همین زمینه سعید محمدی، مدیرعامل فروشگاه اینترنتی دیجی‌کالا، مشکلات فروشگاه‌های اینترنتی را فراتر از نبود اعتماد در مشتریان می‌داند و براین باور است که نبود اعتماد تنها در بین مشتریان نیست، بلکه تامین‌کنندگان هم اعتماد لازم به فعالیت‌های فروشگاه‌های اینترنتی را ندارند.

وی در ادامه به دیگر مشکلات این بخش اشاره می‌کند و می‌گوید: «مشکلات در زمینه دسترسی کاربران به اینترنت و کیفیت پایین این سرویس یکی از اصلی‌ترین دلایلی است که فروش اینترنتی در کشور از سوی کاربران جدی گرفته نمی‌شود. درواقع ما معتقدیم اگر پهنای باند در کشور دوبرابر شود، فروش اینترنتی با استقبال چهار برابری همراه خواهد شد. » وی در ادامه می‌افزاید: «اما بخش دیگری از مشکلات فعالان این حوزه به نبود قانون و مقررات شفاف در حوزه تجارت الکترونیک باز می‌گردد. در واقع در حال حاضر قانون تجارتی که در کشور وجود دارد در آن هیچ نگرشی نسبت به بازار اینترنتی دیده نمی‌شود. هیچ قانون کامل و جامعی در این بخش دیده نمی‌شود.»

براساس اظهارات وی تا چند سال پیش و قبل از ارائه پروانه کسب به فروشگاه‌های اینترنتی، برخی فروشگاه‌های اینترنتی که قصد شروع به فعالیت داشتند برای اعتبار بخشیدن به کار خود از اصناف وزارت بازرگانی مجوز دریافت می‌کردند و برخی دیگر هم بدون دریافت مجوز شروع به کار می‌کردند. در آن زمان هر یک از فروشگاه‌های اینترنتی باید حوزه فعالیت خود را به صورت کامل مشخص می‌کردند و برای ارائه کالا در هر زمینه باید مجوز جداگانه دریافت می‌کردند و این درحالی است که با طرح جدید ارائه پروانه کسب به فروشگاه‌ها مراحل شروع به فعالیت بسیار ساده شده است و دیگر نیاز به دریافت مجوز‌های گوناگون نیست.

اکثر فعالان فروش اینترنتی هرچند ارزیابی نسبت به آمار و مراجعه کاربران به سایتشان بعد از دریافت پروانه کسب ندارند، اما همه آنها براین باورند، نماد اعتماد و پروانه کسب در حال حاضر تنها یک بستر ساز و ایجادکننده اعتبار به فعالیت فروشگاه‌های اینترنتی است و در آینده و با الزامی شدن دریافت این نماد از سوی مرکز توسعه تجارت الکترونیک می‌توان نسبت به کارآیی این طرح نظر داد.

مراحل دریافت پروانه کسب برای فروشگاه اینترنتی

- مراجعه به سایت www.enamad.ir و انتخاب گزینه درخواست نماد اعتماد

- دانلود و نصب برنامه زنجیره گواهی دیجیتال

- ارسال آدرس پست الکترونیکی فروشگاه اینترنتی به سایت و دریافت لینک برای دریافت نماد

- مراجعه به سایت اتحادیه فناوران رایانه www.itunion.ir

- عضویت در اتحادیه، تکمیل و ارسال فرم‌های درخواستی

- بازدید بازرس اتحادیه از محل فروشگاه اینترنتی

- گرفتن تست عدم اعتیاد و انگشت‌نگاری و ارسال آن به پلیس فتا

- دریافت پروانه کسب پس از تایید پلیس فتا

فیلترینگ علیه جنبش وال‌استریت

جمعه, ۲۰ آبان ۱۳۹۰

همشهری آنلاین، آرش‌نهاوندی – اخبار‌ انتشار یافته حکایت از آن دارد که در پی اوج‌گیری جنبش اعتراضی اشغال وال‌استریت در آمریکا، کاربران اینترنتی طرفدار این جنبش در هنگام استفاده از سرویس پست الکترونیکی یاهو و سایت‌های شبکه‌های اجتماعی نظیر توئیتر، فیس‌بوک و سایت موتور جست و‌جوی گوگل با محدودیت‌های زیادی مواجه شده‌اند و حتی سایت جنبش وال‌استریت نیز مسدود شده است.

‌روزنامه همشهری به‌طور مستقل ‌مطالعه‌ای را در این رابطه انجام داده است. اشغال وال‌استریت نامی است که مخالفان سرمایه‌داری در آمریکا به جنبش خود داده‌اند؛ جنبشی که چند هفته پس از آغاز به یک جنبش فراگیر و بین‌المللی تبدیل شد و حتی شهرهای اروپا را نیز دربرگرفت.

مخالفان این جنبش بر این باورند که ۹۹ درصد امکانات اقتصادی در اختیار یک درصد افراد جامعه قرار گرفته و سایرین از آن بی‌بهره مانده‌اند. بنا بر آنچه کارشناسان گفته‌اند، این جنبش از جنبش‌های اعتراضی و انقلابی در کشورهای عربی که از آنها تحت عنوان کلی «بهار عربی» یاد می‌شود، الهام گرفته‌اند.

جنبش وال‌استریت در آغاز حرکت نمادین خود را با اشغال خیابان‌ وال‌استریت- که بورس نیویورک در آن قرار دارد- آغاز کرد و سپس با شعار اشغال مراکز اقتصادی و تجاری در شهرهای دیگر آمریکا به اعتراض خود ادامه داد. ابتدا برخورد با این جنبش بیشتر فیزیکی بود و در خیابان‌ها و در مراکز تجاری و پارک‌ها و فضاهای بازی که معترضان آنها را اشغال کرده بودند، پلیس حضور می‌یافت و ضمن درگیری با معترضان، آنان را دستگیر می‌کرد اما معترضان ضد‌سرمایه‌داری در آمریکا ضمن ادامه اعتراضات در خیابان‌ها به اینترنت هم روی آورده‌اند و اخیرا از سایت‌های شبکه‌های اجتماعی نیز برای رساندن پیام جنبش وال‌استریت و تبیین اهداف این جنبش به‌طور گسترده استفاده کرده‌اند.

تحلیل‌گران معتقدند که تظاهرات‌کنندگان آمریکایی مانند تظاهرات‌‌کنندگان مصری و تونسی و سایر کشورهای عربی که در آنها اعتراضات علیه حکومت‌های وقت شکل گرفته است، از فناوری‌های نوین برای انجام تظاهرات و گردهمایی‌ها و بیان هدف و انگیزه خود استفاده می‌کنند.

تظاهرات‌کنندگان با تشکیل وب‌سایت اشغال با کمک یکدیگر از توئیتر و فیس‌بوک در کنار ای‌میل‌ها، وب‌سایت‌ها و دیگر ابزار آنلاین برای اعلام، بحث و تبادل نظر و برقراری ارتباط در مورد تظاهرات استفاده کرده‌اند و دولت آمریکا برخلاف شعارهایی که در مورد گردش آزاد اطلاعات و آزادی می‌دهد، می‌کوشد با اعمال فیلترینگ و محدود ‌کردن فعالیت‌‌های اینترنتی معترضان، دامنه این اعتراضات را کاهش دهد.

پیش از این نیز کشور انگلستان محدودیت‌های اینترنتی هنگام ناآرامی‌های این کشور اعمال کرد و حتی چند تن از نوجوانان این کشور را به جرم فعالیت ‌های فیس‌بوکی به زندان انداخت.

وداع سی.دی با موسیقی تا پایان سال ۲۰۱۲

جمعه, ۲۰ آبان ۱۳۹۰

شرکتهای تهیه کننده موسیقی تصمیم گرفتند که تولید آلبوم روی CD را تا پایان سال ۲۰۱۲ متوقف و محتواهای موسیقی را تنها از راه فروشگاههای آنلاین عرضه کنند.

به گزارش خبرگزاری مهر، پس از نوارهای کاست، نوارهای ویدیو و فلاپی دیسکها اکنون نوبت CD رسیده است تا از گردونه دنیای چندرسانه ای خارج شود.

دیسکهای حافظه نوری (CD) قدیمی تر از آن چیزی هستند که بتوان فکر کرد به طوری که قدمت آنها به دهه ۶۰ می رسد.

تولید آنها با پروژه هایی آغاز شد که در ذهن پیشگامانی چون شرکت “پایونر”، سونی و فیلیپس شکل گرفت. هرچند تنها از آغاز دهه ۸۰ بود که اولین دستگاه CD ROM کارآمد و قابل استفاده به بازار عرضه شد.

بنابراین فناوری CD از یک سو قدیمی تر از آن چیزی است به نظر می رسد و از سوی دیگر برای بسیاری از کاربردها برای مثال ذخیره و انتقال محدود اطلاعات همچنان جوان است.

عمر متوسط این دستگاه نوری بین ۲۵ تا ۵۰ سال است. این درحالی است که CD ها نسبت به خراش و بسیاری دیگر از آسیبها حساس هستند و همچنین استفاده مداوم و حمل تعداد بالای آنها نیز مشکلاتی را برای کاربر به وجود می آورد.

به همین دلیل شرکتهای تهیه کننده موسیقی تصمیم گرفته اند به طور قطعی تولید موسیقی بر روی CD را تا پایان سال ۲۰۱۲ متوقف کنند و محتواهای موسیقی خود را تنها از طریق سرویسهای دیجیتالی برای مثال “آی- تیونز” ارائه کنند.

براساس گزارش وب نیوز، در حقیقت به نظر می رسد در عصر مدرنی که در آن علاوه بر رایانه های شخصی، تلفنهای همراه هوشمند، تبلتها و پخش کننده های MP3 نیز وجود دارند حمل دستگاههای سخت افزار پخش کننده CD برای مصرف کنندگان دشوار باشد. همین مسئله موجب شده است که فروش محتواهای در فرمت دیسک نوری کاهش یابد.

از سویی دیگر، ترک این فرمت به تهیه کنندگان اجازه می دهد که تاحد قابل توجهی در هزینه ها و زمان صرفه جویی کنند و مجبور نباشند بودجه ای را برای تضمین عرضه تجاری، توزیع مناسب و انبار CD ها اختصاص دهند.

بی شک این امر موجب نابودی فروشگاههای کوچکی می شود که تنها از راه فروش CD کسب درآمد می کنند اما در عوض موجب می شود که شرکتهایی چون آمازون و اپل منافع بسیاری از این تصمیم به دست آورند.

روزنامه‌نگاری پیمانکاری مثل کشاورزی ماست

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

روزنامه‌ی شرق، سعید ارکان‌زاده یزدی – یکی از روش‌های جدید انتشار مجلات در ایران، روش پیمانکاری است. پیمانکار که اغلب یک روزنامه‌نگار یا حتی غیر روزنامه‌نگار است، بر اساس یک قرارداد پیمانکاری، برای کارفرما که غالبا غیرمطبوعاتی است، مجله‌ای منتشر می‌کند و به ازای هر صفحه مبلغی از کارفرما می‌گیرد. در این روش، تمام مخارج تحریریه، تصحیح، حروف‌چینی، عکس، کاریکاتور، صفحه‌آرایی و حتی خرج نظارت و ممیزی بر عهده پیمانکار گذاشته می‌شود و کارفرما درگیر مسایل اجرایی نمی‌شود.

پیمانکار تمام هزینه‌های مجله را از همین مبلغی که به ازای هر صفحه می‌گیرد، تامین می‌کند. فرض کنیم که پیمانکار به ازای هر صفحه مجله‌ای ۱۲۰ صفحه‌ای، ۸۵ هزار تومان می‌گیرد یعنی او برای هر شماره، ۱۰ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان از کارفرما می‌گیرد. اما خرج نیروهای اجرایی و مدیریتی از جمله سردبیر و مدیر تحریریه و نیز حروف‌چینی و تصحیح و صفحه‌آرایی و عکس و غیره و همچنین سود خودش را که از کل مجله کم می‌کند، می‌بیند که به ازای هر صفحه می‌تواند ۳۵ هزار تومان حق‌التحریر به نگارش مطالب اختصاص دهد.

معمولا پیمانکاران (که گاهی سردبیر مجله هم هستند) برای این که کار خود را راحت‌تر کنند، هر چند صفحه را به یک نفر می‌سپارند تا با شش، هفت نفر که مدیریت حوزه‌های متخلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و … را انجام می‌دهند، همه صفحات مجله پر شود. به این ترتیب، آنها در هر شماره با نفرات معدودی سر و کار دارند و کار اجرایی کمتری انجام می‌دهند.

پیمانکار به مسئولان بخش‌های مختلف مجله می‌گوید که به ازای هر صفحه ۳۵ هزار تومان می‌گیرند و اگر کسی غیر از آنها برای مجله مطلب نوشت، مخیرند که هر چقدر می‌خواهند به او بدهند. به این ترتیب، مسئولان صفحات تبدیل می‌شوند به پیمانکاران جزء. آنها مثلا ۲۰ صفحه مجله را به ۵ نفر دیگر می‌سپارند و می‌گویند که برای هر صفحه ۲۵ هزار تومان حق‌التحریر خواهند داد. معمول شده است که مسئولان هر بخش مجله، به ازای هر صفحه مبلغی را برای خود نگه می‌دارند که به آن «حق دبیری» می‌گویند. مسئول هر بخش، حق دبیری را از روی مبلغی که از پیمانکار می‌گیرد بر می‌دارد و نهایتا به کسی که واقعا مطلب را نوشته و برای آن زحمت کشیده است، ۲۵ هزار تومان حق‌التحریر می‌رسد. با این نوع پیمانکاری، کار مطبوعاتی مثل کشاورزی میماند؛ نویسنده اصلی، مانند کشاورز ایرانی، کمترین بهره را از محصول می‌برد و بیشترین زحمت را هم می‌کشد و واسطه‌ها با نام دهن-پرکن «دبیر گروه»، مثل دلالان میوه، بیشترین سود را می‌برند و زحمت زیادی هم برای صفحات نمی‌کشند.

موضوع: ,

رشته‌های «سلامت و رسانه» و «اقتصاد و رسانه» در دانشکده صداوسیما راه‌اندازی می‌شود

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

دانشکده صدا و سیما که اولین برگزار کننده دوره‌های تبلیغات بازرگانی در کشور است، به منظور تصویب رسمی این رشته در وزارت علوم، هفته گذشته سرفصل های آن را برای ارزیابی به این وزارتخانه ارسال کرد.

دکتر بنی هاشمی، مدیر گروه ارتباطات دانشکده صدا و سیما در اولین نشست هم اندیشی استادان و دانشجویان و فارغ التحصیلات گرایش های مختلف گروه ارتباطات دانشکده صدا و سیما با اعلام این مطلب افزود: اقدامات لازم برای تصویب رشته‌های تبلیغات بازرگانی و ژورنالیسم رادیو و تلویزیونی در مقطع کارشناسی ارشد انجام گرفته و سرفصل های این دو رشته برای تایید به وزارت علوم ارسال شده است که در صورت تایید نهایی وزارت علوم، رشته های تبلیغات بازرگانی و ژورنالیسم رادیو و تلویزیون از سال آینده در دفترچه کنکور کارشناسی ارشد سازمان سنجش گنجانده خواهد شد.

رشته تبلیغات بازرگانی یکی از رشته های مدرن و موثر در توسعه اقتصادی کشورها محسوب می شود که در سال ها است در بسیاری از دانشگاه های بزرگ دنیا تدریس می شود. دانشکده صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان یکی از مراکز آموزشی پیشرو در رشته های مختلف رسانه و ارتباطات همگام با رشد اقتصادی کشور طی سال های گذشته و لزوم بهرمندی از آخرین روش های تبلیغاتی و رسانه در جهت تداوم این رشد، اقدام به برگزاری دوره های تبلیغات بازرگانی کرد. تاکنون پذیرش دانشجو در رشته یاد شده از طریق برگزاری آزمون داخلی بوده است و دانشکده صدا و سیما اخیرا تصمیم به تصویب رسمی این رشته در وزارت علوم گرفته است.

به گفته بنی هاشمی این دانشکده همچنین تصمیم دارد در آینده نزدیک دوره های جدیدی را در رشته های “سلامت و رسانه” و “اقتصاد و رسانه” در مقطع کارشناسی ارشد و رشته های “مدیریت رسانه” و “فرهنگ و رسانه” در مقطع دکتری در گروه ارتباطات دانشکده صداوسیما راه اندازی کند.

دبیر انجمن صنفی شرکت های تبلیغاتی ایران و از دانش آموختگان دوره کارشناسی ارشد تبلیغات در دانشکده صدا و سیما یکی دیگر از سخنرانان اولین نشست اساتید، دانش آموختگان و فارغ التحصیلان گروه ارتباطات این دانشکده بود. آقای ساعد جنانی با اشاره به اهمیت نقش پژوهش در بخش های مختلف صنعت تبلیغات و مشکلاتی که این صنعت به ویژه در زمینه تحقیقات بازاریابی و پژوهش های رسانه ای با آن مواجه است، توانمندی های فارغ التحصیلان این دانشکده را در ارتقای سطح علمی صنعت تبلیغات مورد تاکید قرار داد و در ادامه بحث ادامه تحصیل در مقطع دکتری در این رشته را از مهمترین مطالبات و دغدغه های فارغ التحصیلان تبلیغات برشمرد.

اولین نشست هم اندیشی استادان، دانشجویان و فارغ التحصیلان گرایش های مختلف گروه ارتباطات دانشکده صدا و سیما صبح روزدوشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۰در محل دانشکده صدا و سیما برگزار شد.

در این جلسه فارغ التحصیلان و دانشجویان دوره های کارشناسی ارشد تبلیغات بازرگانی، مدیریت رسانه، ژورنالیسم و علوم ارتباطات به همراه تنی چند از اساتید این رشته ها از جمله آقایان دکتر عبدالله گیویان، دکتر داود نعمتی، دکتر محمد علی حکیم آرا، دکتر محمد قلی میناوند و دکتر سعید سرابی درباره گسترش همکاری های علمی، توانمندی های موجود و مشکلات گروه ارتباطات به بحث و تبادل نظر پرداختند.

با شبکه اجتماعی «چایم این» از حضور اجتماعی خود پول بسازید

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

دویچوله – شبکه اجتماعی جدیدی به تازگی متولد شده است که امکان تشکیل شبکه‌ای آنلاین بر محور علاقه‌مندی‌های شخصی و اجتماعی را به کاربران می‌دهد. کاربران Chime.in می‌توانند از حضور مجازی و پست‌های ارسالی خود، درآمد هم کسب کنند.

بسیاری از کاربران اینترنت در سراسر جهان، هر روز بخش قابل‌توجهی از زمان آنلاین بودن خود را به حضور در شبکه‌های اجتماعی آنلاین، گشت و گذار در آنها و به اشتراک گذاشتن و مرور اطلاعات می‌گذرانند. فیس‌بوک و توییتر، زمان زیادی از زندگی ما در جهان مجازی را می‌بلعند، اما در مقابل، معمولا این حضور چشم‌گیر و گسترده برای اکثریت کاربران منفعت مادی ندارد.

شبکه اجتماعی «چایم این» (Chime.in) همین نقطه ضعف این دو شبکه بزرگ اجتماعی، را هدف قرار داده و تبدیل به اساس کار خود کرده است. چایم این، که در زبان انگلیسی به معنی «هماهنگ شدن با دیگران» است، این امکان را به کاربران جهان آنلاین می‌دهد که از آنچه در فیس‌بوک و توییتر عرضه می‌کنند، بتوانند درآمد کسب کنند. اما چه‌طور؟ و اگر چنین اقدامی به سادگی میسر است، چرا مدیران هوشمند توییتر و فیس‌بوک به آن فکر نکرده‌اند؟

این شبکه اجتماعی جدید که اکنون نسخه بتای آن در دسترس کاربران قرار گرفته، توسط کمپانی UberMedia راه‌اندازی شده است که فعالیت‌هایی مانند طراحی اپلیکیشن‌های واسطه برای توییتر (از جمله Echofon و Twidroyd) را در کارنامه کاری خود دارد. تا امروز، بیش از ۵ میلیون نفر در سراسر جهان از سرویس‌های تولید شده در این کمپانی استفاده می‌کنند.

کاربران در این شبکه اجتماعی می‌توانند شبکه خود را حول محور علایق خود بسازند. زمانی که می‌خواهید فرم ساده عضویت در آن را پر کنید، چایم این از شما می‌خواهید که حوزه علاقه‌مندی‌های خود را از میان گزینه‌هایی مانند بازاریابی و تبلیغات، عکاسی، خبر و گردشگری، نمایشگاه‌های هنری و … انتخاب کنید. با پیوستن به چایم‌این، کاربران دو گزینه برای تبلیغ خود و درآمدزایی از محتوای ارسال‌کرده روی آن در پیش‌رو دارند.

ایده‌ای که در پس این درآمدزایی وجود دارد، بسیار ساده است: کاربران می‌توانند این امکان را به کمپانی UberMedia بدهند که از طریق پست‌هایی که آنها در این شبکه‌اجتماعی به اشتراک می‌گذارند، به تبلیغ بپردازد که در این صورت درآمد حاصل‌شده به‌صورت پنجاه- پنجاه میان این کمپانی و کاربر مورد نظر تقسیم خواهد شد، یا این‌که خودشان مسئولیت تبلیغ را بر عهده گیرند و صد در صد درآمدهای به‌دست آمده را از آن خود کنند.

محتوایی که در چایم‌این پست می‌شود، مانند توییتر به صورت پیام‌های کوتاه است (که در اینجا به آنها «چایم» گفته می‌شود) با این تفاوت که می‌تواند دربرگیرنده عکس، ویدئو، نظرسنجی، یا هر نوع محتوای دیگری باشد. چایم‌این از همه فایل‌های مالتی‌مدیا در همه فرمت‌ها پشتیبانی می‌کند و کاربران هر نوع فایلی را می‌توانند در همان صفحات ببینند و نیازی به مراجعه به صفحه‌ای دیگر، یا باز کردن تب جدید در مرورگر نیست. کافی است فایل خود را (مثلا با عنوان Photography) تگ کنید، تا دیگر علاقمندان به آن حوزه هم بتوانند به سادگی به آن دسترسی داشته باشند.

بیل گراس، مدیرعامل این کمپانی در مصاحبه با مجله تایم می‌گوید: «من فکر نمی‌کنم هرگز فرصتی بزرگ‌تر از کلیدواژه‌ها (برای درآمدزایی) وجود داشته باشد، اما امروز سیگنال‌های اجتماعی نشان داده‌اند که بسیار بزرگ‌تر و نیرومندتر از کلید‌واژه‌های جست‌وجوشده در جهان مجازی‌اند.» سیگنال‌های اجتماعی (Social Signals) اشاره‌ای است به همه آنچه در شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان داده، در هر فرمتی، پست می‌شود.

به اعتقاد او «چایم‌این» جایی است که کاربران می‌توانند شیرجه‌ای بلند بزنند به دنیای علاقه‌مندی‌های شخصی و اجتماعی‌شان، و علاقه‌ها را به پول تبدیل کنند. او تاکید می‌کند که چایم‌این برای رقابت با توییتر به میدان نیامده است و مزیت چایم‌این نسبت به توییتر را، ساده‌تر بودن روند فیلترگذاری با هدف دنبال کردن علاقه‌مندی‌های مشخص می‌داند: «اگر شما می‌خواهید صرفا درباره تکنولوژی بخوانید و در این حوزه فعالیت کنید، توییتر اطلاعات حاشیه‌ای بسیاری خواهد داشت، در حالی که در چایم‌این با چند کلیک، به سادگی می‌توانید همه‌چیز را محدود به حوزه علاقمندی خود کنید؛ خواه تکنولوژی باشد یا هر موضوع دیگری.»

اپلیکیشن آی‌فون این شبکه اجتماعی هم منتشر شده و در دسترس کاربران قرار گرفته و در هفته‌های آتی، اپلیکیشن اندروید و بلک‌بری آن نیز منتشر خواهد شد.

۲۴ خبرنگار در شش ماه اول سال جاری میلادی در جهان کشته شدند

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

سازمان بین المللی نویسندگان ‘پیرسنتر’ روسیه اعلام کرد: در شش ماه اول سال میلادی جاری دست کم ۲۴ نویسنده و خبرنگار در جهان ؛ جان خود را از دست داده اند.

به گزارش ایرنا به نقل از گزارش رادیوی دولتی ‘صدای روسیه’ در شش ماه نخست سال جاری میلادی، ۱۱ نویسنده مفقود شده و ۱۷۰ نفر هم در بازداشت بسر می برند.

در این گزارش خاطرنشان شده است: این ارقام با توجه به اینکه برخی اطلاعات به دلایل مختلف انتشار نیافته ،کمتر از میزان واقعی می باشد.

سازمان نویسندگان ‘پن سنتر’ روسیه، سازمانی بین المللی است که برقراری همکاری میان نویسندگان کشورهای مختلف و دفاع از حقوق آنها را به عنوان هدف راهبردی دنبال می کند.

موضوع:

پیش‌بینی درآمد پنج میلیارد دلاری برای شبکه‌های اجتماعی

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

پیش‌بینی شده است که در سال ۲۰۱۱ میلادی شبکه‌های اجتماعی در اینترنت از محل آگهی‌های تبلیغاتی بیش از ۵ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار درآمد کسب کنند که از رشد ۵۵٫۶ درصدی نسبت به سال گذشته نشان دارد.

به گزارش ایسنا در اروپای شرقی، بیش از نیمی از این درآمد برای شبکه اجتماعی فیس بوک تخمین زده شده و پس از آن توییتر و گوگل قرار دارند.

هم‌چنین با ادامه روند افزایشی در استفاده از شبکه‌های اجتماعی در میان کاربران در سراسر جهان، پیش‌بینی شده تا سال ۲۰۱۳ میلادی درآمد حاصل از تبلیغات شبکه‌های اجتماعی از مرز ۱۰ میلیارد دلار هم عبور کند.

هم‌اکنون سایت‌های شبکه‌های اجتماعی، بعد از پرتال‌های بزرگی مثل یاهو و گوگل، به پراستفاده‌ترین سرویس‌های خدماتی اینترنت تبدیل شده‌اند.

هرچند به عقیده گردانندگان این شبکه‌ها، هدف از راه‌اندازی این سایت‌ها جنبه تجاری و تبلیغاتی آن است، اما کارشناسان بر این عقیده‌اند که در پس این‌گونه شبکه‌ها، اهداف سیاسی دولت‌ها و سرویس‌های اطلاعاتی آنان برای تاثیرگذاری و هدایت مردم در کشورهای مختلف نهفته است.

آموزش نظامی برای خبرنگاران مالزیایی

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

طبق پیشنهاد جدید دولت مالزی خبرنگاران برای پوشش اخبار مناطق جنگی و بلایای طبیعی باید آموزش‌های نظامی ببینند.

به گزارش ایسنا، احمد زاهد حمیدی ـ وزیر دفاع مالزی ـ با اعلام این پیشنهاد گفت: هیات دولت تصمیم گرفته است تا برای خبرنگارانی که برای پوشش خبری در مناطق بحرانی خارج از کشور حضور پیدا می‌کنند، دوره‌های نظامی برگزار کند تا از نظر جسمانی و روانی آماده باشند.

وی تصریح کرد: این تصمیم از آن جهت اتخاذ شده است تا نسبت به آمادگی هرچه بیش‌تر خبرنگاران برای انجام وظایفشان اطمینان حاصل شود.

به گفته او، تنها خبرنگارانی که دوره‌های در نظر گرفته شده را طی کنند قادر خواهند بود تا در ماموریت‌های انسان‌دوستانه شرکت کنند و رسانه‌ها می‌توانند خبرنگاران و نمایندگان خود را برای طی این دوره‌ها به ما معرفی کنند.

این تصمیم در حالی اتخاذ می‌شود که ماه گذشته خبرنگار شبکه خبری برناما به عنوان رسانه ملی مالزی، هنگام انجام ماموریت در موگادیشو ـ پایتخت سومالی ـ هدف اصابت گلوله قرا گرفت و جان خود را از دست داد.

موضوع: ,

عباس کاظمی: اینترنت فرودستان خود را به وجود می‌آورد

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

هفته‌نامه‌ی عصر ارتباط – خوشبین است به قابلیت‌های فضای مجازی و دست کم گرفتن آن را اشتباه بزرگی می‌داند. عباس کاظمی که تا دیروز عضو هیات علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران بود، امروز به عنوان جامعه شناس و یکی از چهره‌های شناخته شده مطالعات فرهنگی و زندگی روزمره در ایران، حضور نسلی را در آینده پیش‌بینی می‌کند که نسل سایبر نام دارد و ساز و کار زندگی‌اش به طور کلی با کسب و کار و زندگی نسل امروز متفاوت است. «پرسه زنی و زندگی روزمره ایرانی» نام کتاب اوست که سرفصل‌هایش بهانه گفتگوی ما شد، سرفصل‌هایی که قرار بود قابلیت‌هایشان در دنیای مجازی سنجیده شود …

آنچه در زیر می‌خوانید نتیجه گفتگوی جمعی مجتبی محمودی، مهرک محمودی، آرش برهمند، (از تحریریه عصرارتباط) فاخره خطیبی- دانشجوی دکترای مطالعات جوانان دانشگاه پوترای مالزی و بهارک حنارود – دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران است با عباس کاظمی.

مهرک محمودی: به‌نظر شما واژه پرسه‌زنی قابل تسری به فضای مجازی هست یا نه؟ و اگر هست در این فضا چه تعریفی پیدا می‌کند؟

عباس کاظمی – البته که قابل تسری است اما پرسه‌زن مجازی موجودیتی متفاوت به خود می‌گیرد. برای پرسه زن فضای واقعی مهم‌ترین ابزار پاها و چشمان هستند، چشم‌هایی که گاه جلوتر از پاها عمل می‌کنند. در فضای مجازی بدن یعنی پاها کلا حذف می‌شوند و چشم به تنهایی به سفر می‌رود. بنابراین، چشم تنها عنصری از بدن است که هیچگاه نقش آن حذف نمی‌شود. گویا همزمان هم بخشی از بدن است و هم نیست و با حذف بدن نیز این تنها چشم است که می‌ماند و به حیات خود در جهانی دیگر (قلمرو مجازی) ادامه می‌دهد. از طرف دیگر، چشم از موقعیتی مرزی برخوردار است و به‌عنوان مرز بین دو جهان عمل می‌کند. درواقع چشم نقش پل را بازی می‌کند: پل میان دو جهان مجازی و جهان واقعی و اکنون به‌جای پا این چشم است که در اعماق دنیای مجازی نفوذ می‌کند.

مهرک محمودی: یعنی با حذف مقوله‌ای مثل پا مفهوم پرسه‌زن هم تغییر می‌کند؟

عباس کاظمی – تفاوت مهم پرسه‌زنی با چشم با پرسه‌زنی با پا این است که قلمروهای دور را ساده‌تر فتح می‌کند و خستگی ناپذیرتر به‌نظر می‌رسد و هم به مثابه روح این قدرت را دارد که به جهان‌هایی که بدن را در آن راه نیست حاضر شود. باید تاکید کنم که پا در اینجا کنایه از کلیت بدن است. در غیبت امری جسم‌مند، گوشتالود و مادی، این چشم است که می‌تواند وجود مادی خود را به تعلیق در آورد و به قلمرویی که بدن را در آن راه نیست گام نهد. اما برای درک درست پرسه‌زن مجازی باید نسبت به تفاوت بودن در اینترنت (in internet) و بودن روی اینترنت (on internet) هشیار باشیم. یکی به زندگی درون فضای مجازی و دیگری به زندگی روی فضای مجازی اشاره دارد. وقتی کاربر به‌عنوان یک انسان واقعی روی این فضا حضور داشته باشد درواقع می‌توان از مفهوم حضور روی فضای مجازی برای او استفاده کرد، اینجا پرسه‌زنی مفهومی ندارد، چون حضور در این فضا با هدفی محدود و کوتاه مدت صورت می‌گیرد. اما پرسه‌زن مجازی، پرسه‌زن درون این فضا است.

او متولد فضای مجازی است. امر مجازی تمامیت زندگی او را در برگرفته است تا آنجاییکه نسبت به تفاوت بیرون (امر واقعی) و درون (امر مجازی) بی‌تفاوت می‌شود. یعنی کسی که ساعت‌ها درون این فضا بی‌هدف پرسه می‌زند، سایت‌های مختلف را نگاه می‌کند، خود واقعی‌اش را فراموش می‌کند و حتی به شکل‌های مختلف درمی‌آید، فقط در این صورت است که می‌توان از مفهوم پرسه‌زن در این فضا استفاده کرد، در غیر اینصورت هرگونه حضور در فضای مجازی یا بازدید از سایت‌های مختلف پرسه‌زنی محسوب نمی‌شود.

آرش برهمند: پرسه‌زنی در فضای واقعی نیاز به محل‌ها و مکان‌هایی دارد مثل خیابان‌ها یا پاساژها که شما در کتاب خود بدان اشاره کرده‌اید، اگر اینترنت را به مثابه یک شهر در نظر بگیریم آیا در این شهر می‌توان محل‌هایی را به‌عنوان مکان پرسه‌زنی در نظر گرفت‌؟ آیا وبلاگ یا فیس‌بوک و سایر شبکه‌های اجتماعی می‌توانند نقش آن محله‌های به خصوص را ایفا کنند؟

عباس کاظمی – بله، برخی اینترنت و فضای مجازی را قاره‌ای دیگر دانستند که در قرن بیستم کشف شده است. این قاره بسی بیشتر از شهر و محله است. درون این جهان بزرگ و به تعبیر سعید رضا عاملی جهان موازی، یک ایران مجازی هم پدید آمده است که حضور در آن به مرزجغرافیایی وطنی محدود نمی‌شود. به این معنا پرسه‌زن هم درون محله‌های مشخص زیست می‌کند و هم به محله‌های دیگر سرک می‌کشد. اینجا موضوع انتخاب مطرح است برخی بیشتر فضای فیس‌بوکی را ترجیح می‌دهند و برخی فضای دیگری را. البته مهاجرت از این یا آن محله مجازی هم موضوع مهمی است اما من معتقدم که محله‌های مجازی همانند محله‌های فضای واقعی، تعلقات و دلبستگی‌های خود را به همراه می‌آورند. گاهی دلمان برای هم محلی‌های مجازی‌مان تنگ می‌شود و نمی‌توانیم به راحتی فضاهای مجازی خود را تغییر دهیم.

برهمند: مفهوم پرسه‌زنی بی‌هدف و هدفمند در نسل سوم کاربران اینترنتی به گونه‌ای از یکدیگر تفکیک شدنی نیست، چراکه خیلی از این پرسه‌زنی‌های به ظاهر بی‌هدف خودش می‌تواند هدفمند باشد.

عباس کاظمی – هدفمندی و بی‌هدفی بحثی ثانوی است مساله مهم‌تر نفس حضور در فضای مجازی است. مفهومی که با آن بدن خود را نشان می‌دهد. در فضای مجازی وجود و عدم معنایی متفاوت یافته است. آنلاین بودن دال بر حضور زنده فرد است موجوداتی که آفلاین هستند اگرچه در عالم واقع نمرده‌اند اما به تعبیر حافظ بر او نمرده به فتوای من نماز کنید! بنابراین، آنهایی که از جهان مجازی خارج می‌شوند موقتا مرگ را تجربه می‌کنند. همانطور که گفتم اینجا مفهوم حضور است که اهمیت دارد. اما از نگاه پدیدار شناسانه سخن از حضورهای بی‌بدن است چراکه، بشر بدون بدن حضوری همه جایی را تجربه می‌کند. تجربه‌ای که در گذشته عرفا با مرارت و ریاضت فراوان، برای درک جهان‌های ناشناخته آن‌را تجربه می‌کردند امروز انسان مجازی با یک کلیک راه صدساله را در کمتر از یک ثانیه می‌پیماید. کاربران مجازی این قدرت را دارند که ببینند اما دیده نشوند. شاید پیچیده‌ترین نکته بودن در فضای مجازی به invisibility برگردد. در اینجا مساله فراتر از حذف بدن می‌رود فرد کاربر علاوه بر حذف بدن، موجودیت مجازی خود را برای سایر کابران مجازی به تعلیق در می‌آورد. می‌بینم که دنیای مجازی نیز گویا جسم و روح خود را باز می‌آفریند و فردی که به شکل نامرئی در آن حاضر است درواقع همانند روح سرگردانی است که می‌بیند اما دیده نمی‌شود. بنابراین مساله پرسه‌زن مجازی در مرتبه اول زندگی در فضای مجازی است، این زندگی می‌تواند همراه با هدف یا گاهی بدون هدف باشد اما قدر مسلم، حضورش پایدار و مستمر است. احتمالا نوع هدف‌ها نیز با هدف‌ها در جهان واقعی متفاوت می‌شود. یعنی به این معنا نیست که کاری را در آن انجام دهیم و به دنیای واقعی برگردیم بلکه امری را در جهان مجازی انجام دهیم که در فضای مجازی ادامه حیات دهیم.

برهمند: پس اینجا آزادی انتخاب هم بیشتر می‌شود…

عباس کاظمی – بله همینطور است شاید درست به همین دلیل جایگاه فضای واقعی و فضای مجازی در ایران برخلاف جایگاه آنها در کشورهای مبتنی بر اخلاق فردگرایانه و دموکراتیک کاملا متفاوت می‌شود. به همین دلیل من فکر می‌کنم امر مجازی در ایران تنها مجازیت (Virtuality) را بازنمایی نمی‌کند بلکه بیشتر بار امر واقعی را به دوش می‌کشد. مفهوم مجاز خود داستان مفصلی دارد. علیرغم پیچیدگی مفهومی مجاز – واقعیت ما فقط به یکی از نکاتی که می‌تواند برای بحث ما سودمند باشد اشاره می‌کنیم. اگر امر مجاز را با امری غیرواقعی یکی بگیریم آن وقت با پدیده‌های بسیاری در زندگی واقعی‌مان مواجه می‌شویم که صرفا خصلتی نمایشی دارند و درواقع امری واقعی نیستند در عوض در فضای مجازی با پدیده‌هایی واقعی‌تر سروکار خواهیم داشت. اینجا با یک جابه‌جایی روبه‌روهستیم. آنچه جهان واقعی می‌نامیمش درواقع جهانی مجازی و نمایشی است و آنچه جهان واقعی نام گرفته است درواقع همان غاری است که افلاطون در تمثیل معروف خود از آن بهره برده است. جهان مجازی ایرانی چونان مثل افلاطونی واقعی‌تر از امر واقعی به‌نظر می‌رسند. این آیا به معنای شکل متفاوت زندگی مجازی ایرانی نخواهد بود؟ دست کم من فکر می‌کنم که نظریه‌های غربی در باب فضای مجازی اگر جامعه ایرانی را مدنظر قرار دهند باید تغییرات زیادی بکنند.

فاخره خطیبی: منظورتان امکان بازنمایی پدیده‌ها یا گروه‌هایی است که در دنیای واقعی امکان بروز پیدا نمی‌کنند؟

عباس کاظمی – این سخن شما می‌تواند بخشی از منظور من را برساند. گمان می‌کنم افراد در فضای مجازی بیشتر از جهان بیرونی با خود واقعی خود سروکار داشته باشند. ابتدا که اینترنت در ایران رایج شد تحت تاثیر نظریه‌های غربی نوعی بدبینی به فضای مجازی وجود داشت که افراد هویت خود را در آن پنهان می‌کنند اما الان بنظر من فضای مجازی این فرصت را در اختیار آدم‌ها قرار می‌دهد که خود واقعی‌تر از فضای واقعی را به نمایش بگذارند.

خطیبی: با این نظر مخالفم، چراکه به‌نظر می‌رسد شما هویت نمایان شده افراد در فضای مجازی را هویت واقعی‌شان فرض می‌کنید، درصورتیکه واقعا ممکن است آن هم با واقعیت متفاوت باشد.

عباس کاظمی – بیایید از زاویه دیگری به این مساله نگاه کنیم. ما در ایران با یک خود نمایشی روبه‌رو هستیم که ساختارهای اجتماعی و فرهنگی به ما تحمیل کرده‌اند. همان ساختارهایی که سعی دارد ما را یک دست کرده و متحدالشکل و یونی‌فرم به تن‌مان کند …

خطیبی: خب، بدون شک جوامع غربی هم یونی‌فورم‌ها یا ساختارهای اجتماعی مخصوص به خود دارند.

عباس کاظمی – بله، اما معمولا این یونی فورمها با علایق و سلیقه شخصی افراد در ستیز نیستند. به عبارت دیگر فردیت افراد همچنان اجازه ظهور دارد. اما بیایید جوامع بسته‌ای را تصور کنیم که ساختارهای اجتماعی آن در تقابل با سلیقه شخصی افراد قرار می‌گیرد و باعث شقه شقه شدن هویتشان می‌شود و ما در اینجا با خود روی زمین و خود زیرزمین مواجه می‌شویم. اگر خود زیرزمینی خود واقعی افراد باشد اینترنت در چنین جامعه‌ای به خوبی این دنیای زیرزمینی را نشان می‌دهد و به همین معناست که معتقدم آنچه امر مجازی است واقعی است و آنچه واقعی است مجازی است.

برهمند: اما وقتی ما رفتارهای مصرف کاربران ایرانی را مطالعه می‌کنیم، به نتیجه‌ای متفاوت می‌رسیم. یک نکته خیلی مهمی که وجود دارد این است که هویت کاذب در میان کاربران ایرانی فوق‌العاده رایج است. چه در فضای چت یا فیس‌بوک که با هویت‌هایی کاملا ساخته شده و جعلی حضور پیدا می‌کنند!

عباس کاظمی – قطعا کسی منکر وجود واقعیت جعلی در این فضا نیست. یکی از اتفاقاتی که فضای مجازی آن را سهل‌تر کرده جعل واقعیت است اما این اتفاق در فضای واقعی هم رخ می‌داد و تنها فضای مجازی آن‌را تسهیل کرده است. این نکته شما از نظر من دور نیست اما سخن من این است که فرد ایرانی در برخی از فضای مجازی ساده‌تر می‌تواند خود را عرضه کند.

فاخره خطیبی: خب، اینها هم لزوما واقعی نیستند.

عباس کاظمی – قبل از اینکه بخواهیم درباره واقعی بودن یا نبودن این وانموده‌ها قضاوت کنیم متوجه وجود یک شکاف خواهیم شد. شکاف میان آنچه در دنیای واقعی نشان می‌دهیم و آنچه در فضای مجازی به نمایش می‌گذاریم. این شکاف معنای زیادی برای ما دارد و همینجاست که فضای مجازی ایرانی را از جامعه‌ای دیگر متفاوت می‌کند. من با مطالعه فیس‌بوک‌های ایرانی متوجه شدم که اتفاق جالبی افتاده است. افراد در این فضاها، آنچنان خود را نمایش می‌دهند که هستند یا دوست دارند باشند نه آنچنانکه مجبورند باشند. خود نمایشی که گافمن می‌گوید در همه جا هست هم در فضای مجازی و هم واقعی اما وقتی به تفاوت‌های روزنبرگ در باب خود وانمودی و خود واقعی و خود محبوب نظر می‌اندازیم متوجه می‌شویم ما در فضای واقعی اضطرار بیشتری در به‌کارگیری خود وانمودی داریم. خودی که شاید دوستش نداشته باشیم اما ناچار از نمایش آن هستیم. فراموش نکنیم که ما از جامعه‌ای صحبت می‌کنیم که افراد بدون داشتن یک خود نمایشی (گاهی همراه با اضطرار و تنفر) امکان ادامه زندگی نخواهند داشت.

برهمند: در کتاب اشاره کرده بودید که در فضاهای مربوط به پرسه‌زنی می‌توان نوعی قشربندی را مشاهده کرد. به این معنا که مثلا پاساژها انگار که فقط متعلق به اقویا یا طبقه متوسط رو به بالا هستند، حالا سوال من این است که آیا می‌توان چنین تقسیم‌بندی را در فضای مجازی هم مشاهده کرد؟ چراکه در ایران هم دسترسی به اینترنت نیازمند یک رفاه نسبی و متعلق به طبقه متوسط رو به بالا بوده است.

عباس کاظمی – ببینید، منظور از آن گروه اقویایی که در کتاب از آنها یاد شده (The Power) ثروتمندان جامعه نیست. اگر جامعه را به دو بخش فرادستان و فرودستان تقسیم کنیم منظور از قدرتمندان کسانی است که امکان دسترسی به قدرت به شکل‌های مختلف برایشان فراهم است. حالا یا نفوذ دارند و یا در سیاستگذاری‌ها صاحب تاثیرند، اما فرودستان کسانی هستند که حتی ممکن است به نسبت ثروتمند به شمار بیایند یا اینکه از تحصیلات بالایی برخوردار باشند اما در تقسیم قدرت و منابع آن در جامعه سهمی نداشته باشند. خب، بالاخره فضای مجازی هم منابع قدرت مخصوص به خود را دارد. مساله فرودستی در فضای مجازی دو شکل مختلف پیدا می‌کند. یکی فرودستان مجازی و دیگری فرودستان واقعی در فضای مجازی. تاکنون مطالعه زیادی روی فرودستان فضای واقعی در اینترنت شده اما فرودستان مجازی پدیده‌ای نوظهور است که مطالعه کمی درباره آن انجام شده است. منظور من از فرودستان مجازی کسانی هستند که در حوزه سیاست‌گذاری و مالکیت این فضا سهمی ندارند.

بهارک حنارود: منظورتان همان بحثی است که مالکیت اینترنت را به چند ایالت آمریکایی متصل می‌کند و از گوگل و یاهو به‌عنوان فرزندان کالیفرنیا نام می‌برد؟

عباس کاظمی – همینطور است، طبق این تعریف شاید حجم عظیمی از کشورهای جهان در گروه فرودستان فضای مجازی قرار بگیرند. چراکه تولیدکنندگان و صاحبان قدرت کسان دیگری هستند و ما تنها مصرف‌کننده و درواقع فرودست مجازی به شمار می‌رویم. اما بحث مطرح شده در ایران بیشتر به فرودستان فضای واقعی بازمی‌گردد که اتفاقا در فضای مجازی برای خود امکان بروز پیدا کرده‌اند. اینطور به نظر می‌رسد که اینترنت در بدو امر خودش تبدیل به فضای فرودستان شده است. فرودستانی که در فضای واقعی مجال کار ندارند و اینجا امکان حضور پیدا می‌کنند‌. مثل کسانیکه در فضای واقعی امکان چاپ کتاب یا مجله برایشان فراهم نیست و در فضای مجازی آن را منتشر می‌کنند یا در وبلاگشان حرف‌هایشان را به زبان می‌آورند.

مجتبی محمودی: حتی در حوزه تجارت هم در فضای مجازی امکان ایجاد تجارت‌های کوچک فراهم شده، همین بحث “تولی صرف” یا از تولید به مصرف مخصوص کسانی است که امکان ورود به عرصه‌های کلان اقتصادی را ندارند و در همین فضا برای خود کسب و کاری کوچک ایجاد می‌کنند و از این طریق بازار خود را گسترش می‌دهند.

عباس کاظمی – بله، همینطور است. بحث من هم این است که هرچند اینترنت فرودستان خاص خود را پدید می‌آورد، اما درجوامعی چون ما به‌طور مشخص اینترنت مخصوص فرودستان فضای واقعی شده است.

مجتبی محمودی: با توجه به اینکه شما اینترنت را عرصه تقویت فرودستان می‌دانید، آیا می‌توان به این امکان در عرصه کلان جغرافیایی نگریست. به این معنا که زین پس کشورهای فرودست از طریق اینترنت امکان فرادستی پیدا کنند؟

عباس کاظمی – این امکان وجود دارد، اما اگر همان عقلانیتی که در فضای واقعی وجود دارد بخواهد در فضای مجازی هم پیاده شود هیچ اتفاقی نمی‌افتد. اگر قرار به تاثیرگذاری باشد باید با عقلانیت مجازی خاص خود این اتفاق بیافتد. دولت‌های پیرامونی چون ایران باید در این زمینه تلاش بیشتری بکنند چراکه تکنولوژی‌هایی که به فضای مجازی مربوط می‌شود گاهی از تکنولوژی‌های نظامی هم پر اهمیت‌تر می‌شود.

خطیبی: به هرحال فضای مجازی هم تابع دنیای واقعی است، معجزه‌ای قرار نیست در آن اتقاق بیافتد که ناگهان فرودستان را تبدیل به فرادستان کند.

عباس کاظمی – از یک منظر حرف شما کاملا درست است اما با منطق فضای مجازی اگر بخواهیم نگاه کنیم امکان یک معجزه هم فراهم است، اینترنت همین که مفهوم حضور و همه‌جا حاضر بودن را تغییر داده، مفهوم معجزه را هم ممکن کرده است. کافی است بخشی از این معجزه را در نقش رسانه‌های کوچک در رخدادهای بزرگ ببینیم. بهار عربی نمونه‌ای از این دست است.

خطیبی: البته به‌نظر من باید در سطوح مختلف به این امر باور داشت، چراکه بعید به نظر می‌رسد که فضای مجازی بتواند نظم جهانی را به آسانی تغییر دهد، که اگر هم تغییر دهد با سرعت به شکل آغازینش باز خواهد گشت. به هرحال هنوز مرزهای جغرافیایی وجود دارد و مساله انباشت سرمایه و تربیت نیروی انسانی برای کشورهای معدودی امکان فرادستی در فضای مجازی را فراهم آورده است. ممکن است اینترنت برای هرکس امکانی را فراهم کند که برای او به شخصه معجزه آفرین باشد اما مسلما آن معجزه چیز بیشتری را تغییر نخواهد داد.

عباس کاظمی – همانطور که گفتید هیچ‌وقت یک معجزه نمی‌تواند جهان را نجات دهد اما دست کم می‌تواند راه‌های نجات را باز نگاه دارد. کتابی هست با عنوان «رسانه کوچک، انقلاب بزرگ » که درباره نوارهای کاست زمان انقلاب اسلامی ایران نوشته شده است. من مایلم به این Big Revolution معنای فربه‌تری بدهم. این انقلاب می‌تواند فراتر از مرزهای سیاسی برود حتی وجود فردی انسان‌ها را از درون متحول کند. امروزه به مدد اینترنت نفس فردی ما با سرعت بیشتری درگیر تحولات وجودی شده است. بعد از انقلابات درونی در نفس‌های فردی، شکل‌گیری جوامع مجازی نیز می‌تواند بخشی از این انقلاب بزرگ فرض شود.

برهمند: بله، اتفاقا در مطلبی که اخیرا درباره شورش‌های انگلستان می‌خواندم دیدم به این نکته اشاره شده بود که در تاثیر رسانه‌های نوین بر انقلاب‌های خاورمیانه و نمونه‌هایی این چنین کمی اغراق صورت گرفته است، چراکه به هر حال حتما مجموعه‌ای از نارضایتی‌ها وجود داشته که زمینه ساز تاثیر این رسانه‌ها شده است.

عباس کاظمی – همینطور است. نگاه اینگونه به رسانه‌های نوین به نوعی ساده‌سازی مساله به نظر می‌رسد. مساله این است که به هر حال در هر جامعه‌ای میزانی از نارضایتی وجود دارد، مهم نحوه سامان‌دهی این نارضایتی‌هاست که رسانه‌های نوین از قدرت سامان‌دهی برخوردارند. همانطور که می‌دانید در مصر تمامی احزاب مخالف دولت رسما تعطیل شده و اجازه فعالیت نداشتند، در این میان این فضای مجازی بود که از فرصت نبود احزاب سیاسی استفاده کرده و به ساماندهی اعتراض ‌پرداخت. پس مراقبت در عدم اغراق در باب نقش فضای مجازی به این معنا نیست که نقش مهم آنها را در تحولات نادیده بگیریم.

مهرک محمودی: برگردیم به بحثی که درباره چشم در فضای مجازی داشتیم، به نظر شما کارکرد چشم برای پرسه و حضور در فضای مجازی چه چیزی می‌تواند باشد؟

عباس کاظمی – همانطور که پیش از این هم گفتم، در فضای واقعی چشم‌ها در بسیاری از مواقع جلوتر از بدن‌ها حرکت می‌کنند. اما در فضای مجازی چشم‌ها نه جلوتر از بدن‌ها بلکه بدون آنها به سفر خود ادامه می‌دهند.

درواقع ما با یک وجود مجازی طرفیم که با چشم در حال قدم زدن است. در این فضا نقش بیشتری به چشم داده می‌شود، درست مثل زمانیکه رسانه‌ای مثل رادیو اختراع شده بود و گوش نقش خیلی مهمی در ارتباط با آن پیدا کرده بود. اینجا در فضای مجازی ارتباط بین چشم و تخیل خیلی زیاد می‌شود و این چشم است که به کاربر قدرت تخیل می‌دهد. در دیدگاه فلسفی عرفانی ما به چشم در مقایسه با گوش نگاه بدبینانه‌ای وجود دارد، همیشه شنیدن از امکان تعقل و تعمق بیشتری برخوردار بوده است. اما برعکس، چشم عامل همه سیه روزی‌های ما بوده و باید با خنجری از فولاد دریده می‌شده. اینک در فضای مجازی قضیه بر عکس می‌شود، چراکه این چشم است که با تخیل و خلاقیت پیوند می‌خورد و همین می‌تواند حتی نظریات کلاسیک ارتباطی را تحت‌الشعاع قرار دهد.

مهرک محمودی: در کتاب به نظر بازی‌های گذرا در مراکز خرید اشاره کرده بودید. این اتفاق در فضای مجازی هم خواهد افتاد، اما اگر قرار باشد که این نگاه اینقدر گذرا باشد، دیگر امکان ایجاد تخیلی وجود نخواهد داشت.

عباس کاظمی – بحث من در کتاب دلبستگی به یک کالا یا فضای خاص است. اگر قرار بود در یک پاساژ، هر نفر جذب یک کالا می‌شد و پشت یک ویترین می‌ایستاد که دیگر امکان پرسه‌زنی پیش نمی‌آمد، بحث بر سر احساس تعلق به یک کالای خاص و خرید آن است یا لذت تماشا به صرف تماشا، تماشای کالا و مغازه‌ها و جمعیت. در فضای مجازی هم خیلی اوقات ما از حضور در جمعیت لذت می‌بریم. دوست داریم که در شلوغی فیس‌بوک باشیم، دیده شویم، ارتباط برقرار کنیم و هرگاه خواستیم هم پنهان شویم.

خطیبی: اما به‌نظر من حضور در فضای مجازی کماکان مبتنی بر نوشتار است. به همین خاطر است که گروه‌های اجتماعی مختلف از جمله ایرانیان سعی در ایجاد شبکه‌های هم‌زبان مخصوص به خود را دارند. علاوه بر این، در فضای واقعی امکان سرک کشیدن به هر فضاییوجود ندارد اما در فضای مجازی هستند افرادی که بتوانند به ممنوع‌ترین و حساسیت برانگیزترین فضاها هم سرک بکشند. به غیر از این ممکن است شما در صفحه‌ای باشید و ناگهان با تبلیغی مواجه شوید یا ایمیلی به شما برسد که به‌طور کلی فضایتان را تغییر دهد و شما را به جایی ببرد که اصلا تصورش را هم نمی‌کردید، اما در فضای واقعی اینچنین نیست. مثلا اگر تصمیم می‌گیرید بروید مرکز خرید ونک، دیگر نمی‌توانید وسط آن از پاساژ گلستان هم دیدن کنید. از این جهات است که به نظر من ماهیت پرسه‌زنی در فضای واقعی و مجازی با یکدیگر متفاوت است.

عباس کاظمی – نوشتار وقتی پیش می‌آید که خود کاربر عامدانه تصمیم به حضور در این فضا و دیده شدن می‌گیرد. اما دیدن قوی‌تر و پیش از نوشتن در این فضا عمل می‌کند. خیلی‌ها در فضایی مثل فیس‌بوک حضور دارند اما چیزی نمی‌نویسند. اینجا مساله حضور مهم است که خیلی از اوقات فقط با چشم و به صورت نامریی اتفاق می‌افتد. درست است که نوشتار یکی از مهم‌ترین اشکال حضور در فضای مجازی و به گونه‌ای تجلی بدن در آن فضا است اما باید حضور را عام بر نوشتار قلمداد کرد.

حنارود: در کتابتان به این نکته اشاره کرده بودید که بسیاری از اندیشمندان مدرن از حضور بی‌وقفه پرسه‌زنان در پاساژها و مراکز خرید نگران بودند، چراکه معتقد بودند این کار باعث جدا افتادن آنها از آدم‌های بیرون پاساژ و زندگی اجتماعی می‌شود. حالا آیا می‌شود برای پرسه‌زنان مجازی هم چنین نگرانی داشت؟ چراکه حضور در فضای مجازی ممکن است آنها را از فضای واقعی و تعاملات اجتماعی دور کند.

عباس کاظمی – دیدگاه من خیلی بدبینانه نیست، کما اینکه معتقدم قدرت فضای مجازی در ایران از آنچه که تا امروز با آن مواجه بوده‌ایم خیلی بیشتر و خودهای مجازی ما خیلی قدرتمندتر می‌شوند‌. تا جاییکه نسلی به عنوان cyber generation یا virtual generation ایجاد می‌شود که اساسا خرده فرهنگ‌هایی مجازی ایجاد می‌کنند که قدرتمندتر از خرده‌فرهنگ‌های جامعه، خانه، مدرسه عمل می‌کند. هرچند نظریاتی وجود دارد که معتقد است این خرده فرهنگ زندگی واقعی را در خود می‌بلعد و نابود می‌کند که به نظر من بیان خیلی اغراق شده‌ای است، کمااینکه در بدو تولد هر رسانه‌ای چنین هراسی وجود داشته است. واقعیت این است که قدرت زندگی واقعی را هیچگاه نباید دست کم گرفت. در این زمینه هم در بدترین حالت یک رقیب سرسخت برای دنیای واقعی ایجاد می‌شود که می‌تواند شکل زندگی در دنیای واقعی را تحت‌الشعاع قرار دهد. این نسل مفاهیم مورد نظر خود را از فضای مجازی می‌گیرد، ابژه‌های نسلی متفاوت و حتی شکل تخیلش با شکل تخیل گذشتگان متفاوت می‌شود. درواقع ما با نسلی مواجه خواهیم شد که کنترل کردنش در فضای واقعی و با منطق فضای واقعی خیلی دشوارتر از پیش و غیر ممکن به‌نظر می‌رسد.

برهمند: حالا اتفاقا به نظر من در این بدبینی اصلا اغراق صورت نگرفته است و این هم به خاطر یک ویژگی منحصر به فرد اینترنت است که در سایر رسانه‌های پیش از آن نظیر ندارد. آن هم ویژگی دو سویه بودن فضای مجازی است که به کاربران امکان مشارکت در تولید محتوا می‌دهد، درواقع می‌توان گفت بخش عظیمی از اینترنت از آن محتوا و قالبی تشکیل شده که کاربران ساخته‌اند. دقیقا به همین خاطر است که ماجرا نگران‌کننده می‌شود. مثلا اخیرا یک سری کلاس‌های آموزشی و روان‌شناسانه‌ای در آمریکا برگزار می‌شود که به کاربران نحوه برخورد درست با یکدیگر در این فضا را آموزش دهند…

عباس کاظمی – خب، همانطور که گفتم در این نکته اصلا تردیدی نیست که فضای مجازی آنقدر قدرت می‌گیرد که یک نسل متفاوت پدید می‌آورد که اساسا از هویت مخصوص به خود برخوردار است و چنین تاثیراتی هم اصلا غیر قابل پیش‌بینی نیست. سوال شما این بود که آیا فضای مجازی، فضا و زندگی واقعی را از بین می‌برد که به نظر من پاسخ منفی است. درست است که بدون شک زندگی واقعی را شدیدا تحت تاثیر خود قرار می‌دهد، اما این تاثیر آنقدر نیست که زندگی واقعی را منهدم کند …

خطیبی: البته به‌نظر من این صحبت کاملا نسبی است و بستگی دارد که درباره چه جامعه‌ای گفته شود.

عباس کاظمی – ببینید، بودریار وقتی درباره reality صحبت می‌کند درباره جامعه ما صحبت نمی‌کند، او دارد درباره جامعه آمریکا نظر می‌دهد، اما حتی در همان جامعه هم تحقیقات زیادی صورت گرفته که نشان می‌دهند زندگی واقعی جریان طبیعی خود را طی می‌کند و کاملا جاری است. البته به قول شما اینکه ما درباره چه جامعه‌ای صحبت می‌کنیم هم خیلی مهم است و یک سری تغییرات در جامعه آمریکا بیشتر است و تغییراتی دیگر در جامعه‌ای مثل جامعه ایران. به نظر در ایران اگر در جایی از فضای واقعی امکان تغییر وجود نداشته باشد، آن تغییر در فضای مجازی صورت می‌گیرد و بعد برفضای واقعی هم تاثیر می‌گذارد. نکته اینجاست که تا پیش از حضور فضای مجازی ما در جامعه کاملا بسته‌ای زندگی می‌کردیم، اما این امکانات چنان تاثیر گذارند که جامعه را به دموکراتیک شدن ناچار می‌کند. حالا باید به این فکر کرد که در چنین شرایطی جوامع بسته چگونه می‌توانند همچنان بسته بمانند. چون نه تنها بسته ماندن خیلی سخت خواهد بود که شکل آن هم تغییر خواهد کرد. نمونه آن هم می‌تواند کشور چین باشد که قبل از حضور اینترنت و بعد از آن خیلی فرق کرده است. به هر حال وجود آزادی‌هایی در جامعه را پذیرفته است، هر چند آزادی سیاسی کماکان وجود ندارد اما آزادی اقتصادی و اجتماعی پذیرفته شده است. نتیجه‌اش ظهور طبقه متوسط غیرسیاسی شده است که گویا فقط به کار فکر می‌کنند بدون آنکه در بدو امر به منابع قدرت چشم داشت داشته باشند نوعی پیورتن‌های جدید. اما اگر با منطق نظریه وبر بخواهیم روند را ادامه بدهیم، همین طبقه متوسط غیر سیاسی نسلی را موجب خواهد شد که به غایت سیاسی خواهد بود. در اینجا فضای مجازی و گسترش آن در کشورهایی چون چین که الان کنترل شده پیش می‌رود تاثیر زیادی در شکل روابط اجتماعی واقعی آنها خواهد داشت.

برهمند: شاید بتوان گفت که حضور اینترنت موجب شده تا مفهوم جدیدی از حکومت یا قلمرو به وجود بیاید و تعاریف سنتی این مفاهیم مورد بازنگری قرار گیرد. مثلا در همین نشست سالانه هشت کشور صنعتی جهان از سران گوگل و فیس‌بوک هم دعوت به حضور شده بود که نهایتا نام اجلاس را از G8 به E8 به معنای هشت کشور الکترونیکی جهان تغییر داد. چنین رویکردهایی نشان از ایجاد مفهوم جدید از قدرت دارد. پس با این حساب، تکلیف فرودستانی که هم در فضای واقعی فرودستند و هم در فضای مجازی چیست؟

عباس کاظمی – بله همانطور که گفتم مطالعات آینده باید به سمت شناخت همین گروه از فرودستان حرکت کنند، شناخت فرودستانی که در این فضا جایی و فرصتی یا به تعبیر مارکس زمینی ندارند. این فرودستان می‌توانند یک فرد باشند یا یک گروه یا یک کشور . به هر حال تقسیم کار و نابرابری جز جدایی ناپذیر شکل‌گیری جامعه است، حالا در فضای مجازی هم بدون شک این نابرابری با منطق خاص خود وجود خواهد داشت.

برهمند: اتفاقا یک توهمی درباره فضای مجازی وجود دارد که آن هم توهم عدالت و برابری قدرت در آن است. به این معنا که هر کسی در هر طبقه اجتماعی و با هر میزانی از قدرت می‌تواند در این فضا حرف بزند و خود به نوعی تولیدکننده باشد. پس با این حساب چنین عباراتی واقعا توهم است.

عباس کاظمی – به هر حال فضای مجازی هم شکلی از فضای واقعی است. همان نابرابری‌ها و بی عدالتی‌های فضای واقعی در فضای مجازی هم بازتولید می‌شود و این مساله‌ای کاملا بدیهی است. اما به این خاطر در کوتاه مدت در این فضا احساس عدالت می‌کنیم که هنوز تقسیم در آن صورت نگرفته و قدرت توزیع نشده است. درست مثل محله‌ای که تازه پیدا می‌شود و هر کس در آن می‌رود برای خود دور زمینی خط می‌کشد و ادعای مالکیت می‌کند. بعد از این خط‌کشی‌هاست که مساله عدالت و برابری یا نابرابری معنا پیدا می‌کند.

مجتبی محمودی: این چیزی که می‌گویید درست در فضای وبلاگ‌ها هم مشاهده می‌شود، به نوعی که مثلا در زمینه فناوری اطلاعات، چند وبلاگ‌نویس هستند که خود در این عرصه جریان ساز شده‌اند و از شاخص‌های آن به شمار می‌آیند و دارای قدرت هستند، اینها دیگر هر وبلاگی را لینک نمی‌کنند و خود به نوعی به منبع خبر تبدیل شده‌اند. این نکته در عرصه‌های دیگر مثل شعر و ادبیات هم وجود دارد، به نوعی که دیگر چهره شدن در این فضا کار سختی شده است. درست است که هر کسی می‌تواند وبلاگ داشته باشد، اما وبلاگ هر کسی خوانده نمی‌شود‌.

عباس کاظمی – به نکته خیلی خوبی اشاره کردید . قدمت در این فضا هم از اهمیت زیادی برخوردار است. مثلا کسانی هستند که حضور ده ساله‌شان در این فضا به آنها قدرتی می‌دهد که تازه واردان این عرصه از آن برخوردار نیستند. اینها شکل خرده قدرت در این فضا پیدا کرده‌اند که می‌توانند با لینک نکردن سایرین در واقع آن‌ها را به حاشیه برانند. اما ۱۰ سال پیش در ایران که تازه وبلاگ‌نویسی باب شده بود، همه از وضعیت برابری برخوردار بودند و همدیگر را در لیست پیوندهای یکدیگر اضافه می‌کردند.

حنارود: این قضیه در مورد شعر هم خیلی صادق است. شاعران خیلی زیادی هستند که در فضای مجازی شعر می‌نویسند اما فقط تعداد اندکی از آنها هستند که تعداد بازدیدکنندگانشان زیاد است. اتفاقا برخی از اینها پس از اینکه در فضای مجازی به شهرت رسیدند کتاب شعرشان را چاپ کردند.

مجتبی محمودی: حالا جالب اینجاست که من از خواندن شعرهایشان در فضای مجازی خیلی بیشتر از کتاب لذت می‌برم.

عباس کاظمی – خب، اینجا می‌توان وارد بحث دیگری شد و آن اینکه فضای مجازی شکل زندگی ما را تغییر داده است، یک زمانی ما روی مبل و زمین کتاب می‌خواندیم اما امروزه که بیشتر زندگیمان پشت میزها و کامپیوترهای شخصی مان سپری می‌شود شکل کتاب خواندمان هم عوض می‌شود.

خطیبی: درواقع شعر تغییر نکرده، این خواننده شعر است که تغییر کرده.

حالا اینجا یک سوال مهم مطرح می‌شود، اینکه اینترنت با ما چه کرده و چه تغییری در زندگی روزمره ما به‌وجود آورده است؟

عباس کاظمی – برای پاسخ به این سوال باید با همان روشی پیش برویم که اندیشمندانی چون مارکس و زیمل رفته‌اند. به‌طور مثال زیمل در کتاب «فلسفه پول» به این نکته اشاره می‌کند که چگونه پول زندگی و روابط اجتماعی ما را تغییر داده. او معتقد است که پول جامعه را عقلانی می‌کند و روابط را از رابطه خویشاوندی و هم خونی به سمت روابط رسمی سوق می‌دهد.

به همین شکل ما می‌توانیم درباره فضای مجازی صحبت کنیم و اینکه چه تحولاتی در زندگی روزمره و شکل روابط ما به وجود می‌آورد، خب مسلما در بدو امر میزان رابطه ما با دنیای واقعی را کم کرده یا از شکل واقعی به شکل مجازی تغییر می‌دهد و یا اینکه شدت رابطه را کم و زیاد می‌کند . مثلا در ایران می‌توان راجع به حضور اینترنت در زندگی روزمره زنان و تاثیر آن بحث کرد. در شرایطی که فضای واقعی جامعه ایرانی ساختاری کاملا مردانه دارد، اینترنت در ایران می‌تواند ساختاری زنانه پیدا کند. مثلا اگر زنان به راحتی نمی‌توانند خارج از خانه حضور داشته باشند اما با وجود اینترنت می‌توانند، هم خانه بمانند و هم روابط اجتماعی خارج از خانه داشته باشند. این فضا می‌تواند رابطه اجتماعی زنان و دختران را بیش از آنچه خانواده می‌پسندد گسترش دهد‌، پنهان‌کاری را گسترش می‌دهد و هزاران مثال از این دست که می‌توان به نسبت شرایط جوامع مختلف درباره آنها سخن گفت …

مجتبی محمودی‌: مهم‌ترین تغییری که اتفاقا بسیاری از صاحب نظران نیز به آن اشاره کرده‌اند، مساله سطحی‌نگری است که معتقدند استفاده از اینترنت، آدم‌ها را سطحی‌نگر کرده است‌.

عباس کاظمی – برای توضیح دادن این مورد باید به مفهوم دیگری توجه کرد. ببینید در ایران از دهه شصت به این سو سبک زندگی طبقه متوسط، جامعه مصرفی، جامعه فراغتی و مفاهیمی از این دست با نوعی سطحی‌نگری یکی گرفته شده است. خیلی‌ها همچون متیو آرنولد ‌معتقدند که جامعه جدید به سمت فرهنگ عامه پسند پیش می‌رود و از این رو به جای خواندن و مصرف آثار فاخر مردم به آثار معمولی و روزمره روی می‌آورند. این موجب شکل‌گیری طبقه نیمه باسواد و نیمه بی سوادی می‌شود که افرادی چون آرنولد در طبقه متوسط ان را جستجو می‌کردند. اما این دیدگاه بدبینانه به طبقه متوسط چندین دهه است که در علوم اجتماعی جایگاهی ندارد. در ایران گویا این دیدگاه در سطوح رسمی خیلی مورد اقبال قرار گرفته است. بنابراین من می‌خواهم بگویم این تلقی که شما با عنوان سطحی‌نگری از آن یاد کردید ادامه همان دیدگاه بدبینانه به زندگی جدید است. روشن است که سطحی‌نگری نیز بخشی از واقعیت زندگی مجازی است اما همه مصرف‌کنندگان این فضا سطحی‌نگر نیستند. ما نمی‌توانیم از توده یکدست در فضای مجازی صحبت کنیم. مردم در فصای مجازی یک کلیت واحد را نمی‌سازند بلکه متفرق و متنوع‌اند و با سلیقه‌های متفاوت در آن حاضر می‌شوند. شما کافی است به گروه‌بندی‌های سیاسی، شبکه‌های اقتصادی، سبک‌های زندگی فرهنگی در فضای مجازی اشاره کنید و مهم‌تر از همه به نقش زندگی مجازی در تولید علم نظر اندازید آن وقت متوجه می شوید که شما فقط به قسمت سطحی‌نگر این فضا توجه کرده‌اید و از سایر بخش‌ها غافل شده‌اید. معنای این حرف این است که هر چند فضای مجازی در ابتدا یک خرد عامیانه درست می‌کند اما این بدان معنا نیست که همه را در همان سطح از خرد نگه می‌دارد، چون شهروندان این فضا با آن جلو می‌روند و خرد خاص آن را پی می‌گیرند. عقلانیت مجازی (Virtual Rationality) بحثی است که باید بیشتر مورد توجه محققان قرار گیرد. این عقلانیتی است که هرچه از عمر جهان مجازی می‌گذرد فربه‌تر و متکثرتر می‌شود.

مجتبی محمودی: حالا آیا می‌توان این رویکرد را در مورد روابط آنلاین نیز پی‌گرفت؟ مثلا خیلی‌ها معتقدند که روابط آنلاین هیچگاه نمی‌تواند از عمق روابط واقعی برخوردار باشد.

عباس کاظمی – در هر صورت نکته شما نشان‌دهنده واقعیت امروز ماست اما در بحث فضای مجازی ما به واقعیات آینده هم نظر می‌اندازیم. نوعی از بدبینی در بدو امر در باب روابط اجتماعی مجازی وجود دارد همان بدبینی که ابتدا درباره روابط اجتماعی واقعی در شهر هم وجود داشت.

اساسا نسل اول جامعه‌شناسان شهری معتقد بودند که در شهر امکان شکل‌گیری روابط عمیق انسانی و روابط اجتماعی مستحکم وجود ندارد و تصور می‌کردند که این روستاهاست که صرفا مکان شکل‌گیری روابط عمیق است. این نگرش طبیعی می‌نمود چراکه هنوز روستاها قدرت زیادی در سهم زندگی مردم داشتند اما بعدها که شهرها تقریبا جهان را تصرف کردند جامعه شناسان ملاحظه کردند که ماجرا اینگونه نیست و شهر شکل روابط پایدار خود را موجب می‌شود. نکته مهم دیگر، نحوه حضور بی‌برنامه کاربران جدید در فضای مجازی است که به شائبه غیر عمیق بودن روابط دامن زده است. در فضای واقعی هم جامعه شناسانی چون زیمل، انسانی که از محیطی بسته تازه به شهر گام می‌گذارد را هم اینگونه توصیف می‌کند که وی به همه محرک‌ها پاسخ می‌دهد و در بدو امر نمی‌تواند با زندگی شهری کنار بیاید. اما به تدریج شهر عقلانیت خاص خود را به مردم یاد می‌دهد. فضای مجازی هم در ابتدا دهاتی‌های مخصوص به خود را دارد که به همه محرک‌ها پاسخ می‌دهد و همه را قبول می‌کند، اما بعد از مدتی خودش موجودی مجازی می‌شود و از میان آن همه محرک، دست به انتخاب می‌زند. مثلا میزان ساعاتی که در فضای چت یا فیس‌بوک هستیم را مدیریت می‌کنیم و بعد به کار دیگری می‌پردازیم. به بیان دیگر همانطور که انسان روستایی بعد از مدتی که در شهر زندگی کرد قواعد آن را یاد می‌گیرد و قدرت تمیز پیدا می‌کند، در فضای مجازی هم عقلانیت خاصی ایجاد می‌شود که کاربر می‌تواند انتخاب کند که مثلا به چه سایتی سر بزند یا به چه ایمیلی پاسخ دهد. با چنین نگاهی در فضای مجازی روابط پایدار هم به تدریج شکل می‌گیرد. به نظر من بسیاری از رابطه‌ها در فضای مجازی بعد از مدتی به فضای واقعی کشیده می‌شوند، اما مطمئنا این اتفاق برای همه روابط نمی‌افتد و کاربر تصمیم می‌گیرد از میان انبوه دوستان اینترنتی خود تنها با تعداد محدودی از آنها رابطه پایدار برقرار کند.

خطیبی: اما به نظر من حذف رابطه فیزیکی از امکان شکل‌گیری یک رابطه ناب که مبتنی بر حضور فیزیکی طرفین است می‌کاهد.

عباس کاظمی – این نظر بر می‌گردد به اسطوره بدن نگری. اینکه ما فکر می کنیم صمیمیت تنها از طریق بدن به وجود می‌آید به‌خاطر این است که ما در نسلی زندگی کرده ایم که بدن از اهمیت خاصی برخوردار بوده است و این در حالی است که فضای مجازی هم می‌تواند صمیمیت و دلتنگی‌های مخصوص به خود را به‌وجود می‌آورد. حس مجازی، محبت مجازی، دیدن مجازی و همه اینها برای نسل مجازی معنادار خواهد شد …

خطیبی: من هنوز هم معتقدم میزان لذتی که از رابطه در فضای واقعی برده می‌شود بیشتر از روابط مجازی است.

عباس کاظمی – درست است اما باید بدانیم که لذت بردن امری فرهنگی است و اینکه ما از چه چیزهایی باید لذت ببریم را، خود درون بافت فرهنگی جامعه یاد می‌گیریم. با تغییر دنیای پیرامون ما به مرور درک ما از لذت هم تغییر می‌کند!

فاخره خطیبی: درست است، اما در جامعه فعلی این صحبت شما دور از ذهن به نظر می‌رسد.

عباس کاظمی – بله، همینطور است، در صحبت‌های من هم بود که نسل ما و گذشتگان ما زندگی بدون بدن را تصور نمی‌کردند اما باید به تدریج این نوع زندگی را به رسمیت بشماریم. به این معنا با حذف بدن خیلی چیزها باید تغییر کند. به یاد آوریم که بدن در فرهنگ و فقه ما همیشه عنصری مساله‌ساز بوده است. احکام فقهی بیشتر بر محوریت بدن شکل گرفته‌اند. حالا نکته اینجاست که وقتی بدن حذف شود حتی فقه هم با مسایل تازه‌ای روبه‌رو می‌شود، چراکه باید بداند با این جهان بدون بدن چگونه باید برخورد کند.

مساله«لذت بدون بدن» مهم‌ترین چالش فقه در جهان مجازی ‌خواهد بود. من معتقدم روزگاری اسطوره لذت بدنی قدرت امروزین خود را از دست خواهد داد و شکل رابطه و درک ما از لذت هم تغییر خواهد یافت.

مجتبی محمودی: ببینید، نکته‌ای که درباره ارتباطات مجازی همیشه برای من سوال برانگیز بوده این است که چگونه می‌توان به صورت هم‌زمان به امور انسانی این تعداد بی‌شمار از دوستان رسیدگی کرد، چون در دنیای واقعی تعداد دوستانی که می‌توان به لحاظ انسانی و به حد کفایت با آنها ارتباط برقرار کرد به تعداد انگشتان دست هم نمی‌رسد.

عباس کاظمی – این نکته بر می‌گردد به اینکه ما متعلق به نسل سایبر نیستیم، نسب سایبر در حال متولد شدن است. ما به گونه‌ای نسل بینابین هستیم، در فضای واقعی سیر می‌کنیم و از امکانات فضای مجازی هم بهره می‌بریم، اما من از نسلی صحبت می‌کنم که به ظاهر در فضای واقعی حضور دارند اما در واقع در فضای سایبر زندگی می‌کنند. اما چون ما حالت بینابینی داریم همیشه باید با چنین تعارضاتی دست و پنجه نرم کنیم.

مشارکت فیس‌بوک و وزارت کار آمریکا برای کاهش نرخ بیکاری

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

فیس‌بوک به کمک دولت آمریکا آمده است تا نرخ بیکاری در این کشور را کاهش دهد.

به گزارش ایسنا، غول شبکه‌های اجتماعی جهان در حال مشارکت با وزارت کار آمریکاست تا راه‌کارهایی برای حداکثر کردن نقش شبکه‌های اجتماعی در کاهش نرخ بیکاری این کشور پیدا کنند.

فیس‌بوک اعلام کرد که این طرح “مشارکت اجتماعی مشاغل” نام داشته و هدف از آن تسهیل دسترسی به منابع شغلی عنوان شده است.

گفته شده است که با این طرح مردم می‌توانند به راحتی به مشاغل خوب دسترسی داشته و نرخ بیکاری ۹٫۱ درصدی آمریکا روند نزولی در پیش خواهد گرفت.

در صورت اجرای این طرح به زودی شاهد به روز شدن پروفایل میلیون‌ها کاربر آمریکایی فیس‌بوک خواهیم بود.

موضوع: ,

سریالی با موضوع اهالی دره‌ی سیلیکون و غول‌های وب در راه است

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

دویجوله – برای اولین‌بار قرار است مجموعه‌ی تلویزیونی با محور اتفاق‌های کمپانی‌های فن‌آوری و وب در دره‌ی سیلیکون و چهره‌های تاثیرگذار وب ساخته شود. بعضی از بازیگران این سریال از میان کاربران وب انتخاب خواهند شد.

شبکه‌ی تلویزیون کابلی «براوو» در ایالات متحده‌ی آمریکا اعلام کرده است که می‌خواهد سریال تلویزیونی درباره‌ی کمپانی‌ها، چهره‌‌های تاثیرگذار و رویدادهای دره سیلیکون بسازد. دره سیلیکون واقع در ۷۰ کیلومتری جنوب شرقی سانفرانسیسکو، جایی است که دفاتر اصلی تقریبن همه‌ی کمپانی‌های اینترنتی، فن‌آوری و دیجیتال در آن‌جا قرار دارد و نبض تحولات دنیای انفورماتیک است.

شبکه‌ی تلویزیونی «براوو» که زیر نظر شبکه‌ی بزرگ «ان بی سی» آمریکا فعالیت می‌کند، به دلیل درام‌های تلویزیونی پربینده‌اش شهرت دارد. بیش از ۸۸ میلیون شهروند آمریکا، مشترک برنامه‌های تلویزیونی «براوو» هستند.

این شبکه‌ی تلویزیون کابلی در بیانیه‌ای اعلام کرده که در این سریال می‌خواهند زندگی کاری همه‌ی چهره‌های مشهور و خبرساز دره‌ی سیلیکون از جمله مارک زاکربرگ، یکی از بنیان‌گذاران اصلی «فیس‌بوک» را در فیلم‌نامه بگنجانند.

انتخاب بازیگران از میان کاربران شبکه‌های اجتماعی

اقدام جالب شبکه‌ی تلویزیزنی «براوو» در ساخت سریال اهالی دره‌ی سیلیکون که تحولات فن‌آوری در جهان را رقم می‌زنند، انتخاب بازیگر از میان کاربران شبکه‌های اجتماعی است. این کاربران، مصرف‌کنندگان تولیدات شرکت‌ها و خلاقیت‌های اهالی دره‌ی سیلیکون هستند.

«براوو» و دست‌اندرکاران ساخت این سریال در بیانیه‌ی خود از همه‌ی کاربران ۲۰ تا ۴۰ و چند ساله که انگلیسی را خوب بلد باشند و فکر می‌کنند استعداد بازیگری دارند، خواسته‌اند در صورت تمایل برای تست بازیگری در این سریال ثبت‌نام کنند تا شاید نقش یکی از چهره‌های تاثیرگذار دره‌ی سیلیکون، نصیب آن‌ها شود.

آگهی جذب بازیگر برای این مجموعه‌ی تلویزیزنی می‌گوید:« اگر وکیل هستید یا تاجر، در حوزه‌ی فن‌آوری کار می‌کنید یا هنرمند هستید، اگر پزشک هستید یا معلم و دانشجو یا هر شغل دیگری دارید، مهم نیست. ما می‌خواهیم نظرات شما را بشنویم و گروهمان را با شما تکمیل کنیم.»

با این‌که اطلاعات کاملی از چگونگی داستان سریال در دست نیست، به‌نظر می‌رسد همه‌ی ماجراهای سریال مربوط به دنیای فن‌آوری و دیجیتال و تحولاتش نیست. دست‌اندرکاران ساخت سریال اعلام کرده‌اند که بخش از بازیگران این سریال نیز از میان هنرپیشه‌های حرفه‌ای هالیوود انتخاب خواهند شد.

دزیره مندل‌بام، مسئول انتخاب بازیگر این سریال اعلام کرده است که از برخی شخصیت‌های مهم کمپانی‌های دره‌ی سیلیکون، مثل کوین رز، موسس سایت «دیگ» دعوت کرده است تا در این سریال نقشی کوتاه را اجرا کنند. کوین رز در صفحه‌ی «توئیتر» خود در توئیتی کوتاه به این دعوت پاسخ داده و گفته است:«چشم!»

مسئولان شبکه‌ی تلویزیونی «براوو» اعلام کرده‌اند که با راه‌اندازی صفحه‌ای در «فیس‌بوک»، از علاقه‌مندان خواهند خواست که خط داستانی سریال را حدس بزنند و با توجه به حدسیات و نظرات آن‌ها، در داستان تغییراتی اعمال خواهند کرد.

ساخت فیلم‌ها و سریال‌های با محتوای دنیای فن‌آوری و وب و چهره‌های مشهور دست‌اندرکار، دارد گسترش پیدا می‌کند. بعد از تجربه‌ی فیلم موفق «شبکه‌ی اجتماعی» به کارگردانی دیوید فینچر که کاندید چندین جایز‌ه‌ی اسکار و گلدن گلوب شد، مجموعه تلویزیزنی «تک استار» نیز ساخته شده و در حال حاضر پخش می‌شود. این مجموعه نیز تحولات دنیای وب را با نگاهی که بیشتر به مستند نزدیک است، به تصویر کشیده است.

خبرنگاری کوله‌پشتی

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

وب‌سایت مرکز آموزش همشهری، امید جهانشاهی – فناوری‌های جدید صنعت رسانه را با تحولات جدی مواجه کرده است. رسانه‌های مبتنی بر وب فضای رقابتی را برای کار خبری ایجاد کرده‌اند و از این رو سازمان‌های رسانه‌ای موفق سازمان‌هایی هستند که خلاق و انعطاف پذیر باشند و با استفاده بهینه از قابلیت‌های فناوری‌، پاسخ موثری به این فضای رقابتی بدهند. آنها در این محیط متحول و نو شونده و در برابر فشارهای محیط رقابتی به استراتژی های افزایش سرعت اطلاع رسانی، کاهش هزینه‌های تولید و گسترش پلاتفورم های توزیع رو آورده اند.

در این راستا مدل تازه‌ای از خبرنگاری همگرا شکل گرفت به نام “خبرنگاری کوله پشتی”[۱]. در خبرنگاری کوله پشتی یک خبرنگار چند مهارته ]۲] و مجهز به ابزارهای جدید به صحنه رویداد اعزام می‌شود و خودش از آنجا بسته خودش را مدیریت کند. این مساله هم از نظر زمانی برای پوشش خبرهای فوری حیاتی است چون رسانه می‌تواند اولین باشد و هم این‌که گاهی در شرایط جنگ و یا بلایای طبیعی ممکن نیست که گروه خبرنگاران به اتاق خبر برگردند تا سردبیر و یا یکی از خبرنگاران بسته خبری را تهیه کند. مثلاً در زمان جنگ عراق خبرنگار باید خودش بسته خبری را تولید می‌کرد و اتاق خبری در کار نبود.

این گونه خبرنگاری تازه را نخستین بار، بیل جنتیل [۳] پایه گذاشت. جنتیل ۳۰ سال سابقه گزارشگری در ۵ قاره جهان دارد. او همه تجربیاتش در عکاسی خبری تا مستندسازی و گزارش های خبری را بکار گرفت. با توجه به این تجربیات سی ساله، او فرم، ترکیب بندی، سایه و نور و حرکت را به خدمت گرفت تا با ابزارهایی قابل حمل و آشنا برای خبرنگاران مثل دوربین فیلم برداری دیجیتال و لپ تاپ این گونه تازه خبرنگاری را ارائه کند.

نام «کوله پشتی» از آن رو انتخاب شده است که او همه آنچه برای یک اتاق خبر لازم است را در کوله پشتی اش جمع کرد: یک دوربین فیلم برداری دیجیتال، میکروفن، لپ تاپ که قابلیت اتصال بی سیم به اینترنت پر سرعت دارد با نرم افزارهای لازم جهت ویرایش و گرافیک.

جنتیل ۱۵ سال پیش، هنگامی خبرنگاری کوله پشتی را پایه گذاری کرد که در مرکز بین المللی خبرهای ویدیویی[۴] کار می‌کرد. او در آنجا انواع گزارش ها و مستندهای تلویزیونی را تولید کرده بود. در حال حاضر، بیل جنتیل استاد خبرنگاری در واشینگتن است و هدایت «پروژه خبرنگاری کوله پشتی» را در دانشکده ارتباطات این دانشگاه به عهده دارد. این پروژه می‌کوشد چشم انداز پیش روی خبرنگاری را در جهانی که متاثر از فناوری های نو است رصد کند و نسل جوان را برای خبرنگاری امروز مهیا سازد.

البته او در گوشه و کنار جهان نیز مدرس کارگاه های آموزش خبرنگاری کوله پشتی است. از آن جمله می‌توان به همکاری با شرکت سی ای ای[۵] اشاره داشت که بخشی از فعالیت او برای توسعه سیستم خبرنگاری کوله پشتی است. کارگاه هایی که به تدریج با استقبال رسانه های بزرگ مواجه شده اند.

تعریف خبرنگاری کوله پشتی

بیل جنتیل خبرنگاری کوله پشتی را چنین تعریف می‌کند: خبرنگار کوله پشتی یعنی این‌که یک خبرنگار کاملاً آموزش دیده با یک دوربین ویدیویی دیجیتال، خیلی سریع تر و به گونه‌ای صمیمانه تر نسبت به یک گروه خبری (شامل فیلم بردار، صدابردار و خبرنگار) گزارش تهیه کند.

به خبرنگار کوله پشتی در اصطلاح خبرنگار مجازی [۶] هم می‌گویند به این اعتبار که وی با اطلاعات مجازی یعنی تصویر و برخی ادیت های کامپیوتری سرو کار دارد. اصطلاح کوله پشتی علاوه بر قابل حمل بودن تجهیزات خبرنگاری همچنین اشاره‌ای تلویحی به کار فردی این خبرنگار دارد و این‌که او باید به تنهایی کار خبرنگاری را به سرانجام برساند. خبرنگاری کوله پشتی همه کارهای تهیه و تنظیم را انجام می‌دهد. فیلم برداری می‌کند، مصاحبه می‌کند، عکس می‌گیرد اگر لازم باشد متنی هم ضمیمه کار می‌کند و یا برای قسمتی از گزارش به عنوان راوی صدای خودش را ضبط می‌کند و در پایان همه کار را ادیت نهایی و ارسال می‌کند.

این شیوه نام های مختلفی به خود گرفته است که یکی از آنها خبرنگاری سولو [۷] است که تاکیدی بر فردی بودن فرایند تولید دارد. همچنین به آن ژانر یا گونه گزارش یک نفره [۸] هم گفته اند.

موافقان و مخالفان

مخالفان خبرنگاری کوله پشتی گسترش خبرنگاری کوله پشتی را ناشی از جو زدگی ارزیابی می‌کنند و می‌گویند بعید به نظر می‌رسد که این روش به یک هنجار جهانی تبدیل شود. به عقیده آنها این سبک کار تنها برای پوشش رویدادهای کوچک و کم اهمیت و بازارهای رسانه‌ای کوچک مناسب است و نه برای تهیه گزارش از رویدادهای مهم جهانی که مستلزم ارائه کار با کیفیت است. چون به زعم آنها اگرچه ممکن است یک نفر بتواند هم فیلم بگیرد و هم موضوع را با سوالات مختلف پیگیری کند و هم ابعاد موضوع را بررسی کند اما امکان ندارد که او به تنهایی بتواند محتوایی با کیفیت بالا تولید کند. این تنهایی بر کارش خواه و ناخواه تاثیر منفی می‌گذارد. مخالفان می‌گویند خبرنگاری کوله پشتی تنها یکی از جلوه های خبرنگاری شهروندی است که به مدد دوربین های فیلم برداری دیجیتال و لپ تاپ میسر شده است و آن‌را نباید در کارحرفه‌ای یک سازمان رسانه‌ای خیلی جدی گرفت.

اما از سوی دیگر موافقان تنها کار کردن را حمل بر خصوصیت صمیمی و خلاقیت بالای این نوع گزارشگری می‌کنند. آنها معتقدند که این شیوه تهیه گزارش باعث می‌شود که عقل و احساس مخاطب هر دو همزمان درگیر گزارش شود و کیفیتی متفاوت و منحصر به فرد به گزارش تلویزیونی بدهد. به عقیده آنها یکی از زیبایی های این نوع خبرنگاری، ویرایش غیر خطی آن است که باعث می‌شود انعطاف پذیری بالا داشته باشد و به نوعی می‌توان گفت سبک های تازه شخصی بوجود می‌آید. موافقان می‌گویند قرار بر این نیست که خبرنگاران کوله پشتی جایگزین گروه های کلاسیک تلویزیونی شوند بلکه آنها تکمیل کننده هستند. به عبارت دیگر اگرچه استفاده از گزارشگرانی که به اصطلاح به تنهایی کار را انجام می‌دهند[۹] باعث کاهش استفاده از گروه های تلویزیونی می‌شود اما این اصلاً به آن معنی نیست که کلاً جایگزین آنها شوند.

استفاده از خبرنگاران کوله پشتی باعث امکان دسترسی بیشتر رسانه به سوژه ها، واکنش سریعتر به پوشش رویدادها و همچنین خلاقیت و نوآوری های جذاب تر برای مخاطب می‌شود. یکی دیگر از محاسن استفاده از خبرنگاری کوله پشتی را ایجاد تنوع کاری در کار حساس خبرنگاری دانسته اند و از این نظر نیز شیوه‌ای ارزشمند برای اتاق های خبر محسوب می‌شود. همچنین به دلیل قابلیت کار خبری در محیط های مختلفی که امکان کار تیم خبری نیست، نیز مزیت دارد.

میشل روزنبلوم [۱۰] می‌گوید با این برنامه، هزینه‌های فرایند تولید خبر۲۰ تا ۷۰ درصد کاهش می‌یابد.

بیل جنتیل نیز در این مورد می‌گوید: من برای این‌که این مدل کار را بپذیرند مبارزه می‌کنم اما نه تنها به دلیل این‌که ارزان تر است بلکه به این دلیل که موثرتر است. در نگاه او در شرایطی که به تدریج خبرنگاران دارند خود را در اتاق خبرهای همگرا می‌یابند، خبرنگاری کوله پشتی به یک استاندارد جدید در خبرنگاری تبدیل می‌شود.

عده‌ای نیز معتقدند که با وجود همه محاسن و کاستی هایی که برای توجه به این شیوه جدید در خبرنگاری وجود دارد، خبرنگاری کوله پشتی یکی از تبعات ورود رسانه ها به عصر فناوری های دیجیتال و چندرسانه‌ای ها به شمار می‌رود و از این رو امری ناگزیر محسوب می‌شود، چون با گسترش دسترسی به وب سایت ها و رسانه های مجازی، عادت مصرف رسانه‌ای مخاطب، فرم های تازه‌ای از خبرنگاری را می‌طلبد. همانطور که اشاره شد خبرنگاری فرزند زمان خود است.

به جز فرهنگ مصرف، این عصر تازه تغیرات سازمانی را به سازمان های رسانه‌ای تحمیل کرده است که چابکتر و انعطاف پذیرتر از گذشته باشند و بهتر بتوانند تحولات محیطی را پاسخ دهند. یکی از مقتضیات این محیط تازه، اتاق خبرهای همگراست. از این منظر نیز، خبرنگاری کوله پشتی پاسخی درخور و متناسب برای اتاق خبرهای همگرا و تحولات محیطی سازمان های رسانه‌ای است که در اثر رشد فناوری به وجود آمده است.

محققین مطالعات رسانه‌‌‌ای معتقدند اگرچه امروزه سازمان های رسانه‌ای محصولاتشان را در پلاتفورم های مختلف پخش رادیو تلویزیونی، چاپی و وب منتشر می‌کنند اما بی تردید در یک افق ۲۰ ساله، شرایط اقتصادی و گستردگی دسترسی به فناوری های دیجیتال شرایط را به گونه‌ای تغییر خواهد داد که سازمان های خبری ناگزیرند محصولاتشان را در محیط وب منتشر کنند.

اگرچه خبرنگار کوله پشتی با دوربین فیلم برداری دیجیتال کار می‌کند اما رسانه او وب است چون در نهایت او کارش را در محیط وب ویرایش، آماده سازی نهایی و ارسال می‌کند. پس رسانه او، وب است. وب رسانه نسل پیش روست و از این روست که این نوع خبرنگاری حرفه‌ای پیشتاز محسوب می‌شود.

خبرهای فوری، گزارش های روزانه و برخی گزارش های نرم و توصیفی[۱۱] در قالب قسمت های کوتاه ویدیویی و ترکیبی از متن، گرافیک و تصاویر به روز شده در بسته های خبری که توسط خبرنگار کوله پشتی تهیه شده در محیط وب منتشر و یا برای پخش تلویزیونی ارسال می‌شوند.

از این رو، این روش منحصر به خبرنگاران پخش تلویزیونی نیست بلکه خبرنگاران برخی روزنامه‌های بزرگ نیز از این روش استفاده می‌کنند و گزارش های ویدیویی را برای وب سایت روزنامه یا رسانه آن لاین موسسه شان تهیه می‌کنند. امروزه این روش مورد استقبال خبرنگاران آزاد [۱۲] نیز قرار گرفته است که توانایی و فرصت های خود را محک بزنند. برخی این اقبال گسترده را به دلیل توجه نسل دیجیتال به خبرنگاری فردای تلویزیونی می‌دانند.

در هر صورت، خبرنگاری کوله پشتی به عنوان خبرنگاری چندرسانه ای، یک راه ناگزیر پیش روی رسانه هاست و به دلیل قابلیت ها و فرصت های متعددی که داشته است، در رسانه های کوچک و بزرگ جهان مورد توجه و استفاده قرار گرفته است و مراکز و کارگاه های آموزشی آن در گوشه و کنار جهان در حال گسترش است.

خبرنگاری کوله پشتی در جهان

در سال ۱۹۹۲ شبکه خبری ۲۴ ساعته NY1 شهر نیویورک، یکی از اولین شبکه‌های خبری بود که این فرم کار را در اتاق خود و برای بازار رسانه‌ای خود پذیرفت. تا سال ۲۰۰۵، رسانه‌های مختلفی در ایالت های مختلف این سبک تازه را به کار گرفتند. مهمترین دلیل توجه شبکه‌های خبری شهرهای مختلف به این گونه گزارشگری کاهش هزینه‌های اقتصادی بوده است. این شبکه ها معمولاً عکاس یا فیلم بردار را آموزش می‌دهند تا به عنوان یک خبرنگار کوله پشتی یا خبرنگار ویدیویی کار کند.

در حالی که جذابیت کاهش هزینه ها، توجه به خبرنگار کوله پشتی را به موجی رو به رشد در میان شبکه‌های تلویزیونی تبدیل کرده است، شبکه سی ان ان ورای خبرنگار ویدیویی طرحی درانداخت تا در شرایط فشار اقتصادی به جای اتخاذ سیاستی تدافعی، امکانات موجود را تبدیل به یک فرصت و برگ برنده رسانه‌ای کند.

سی ان ان در سال ۲۰۰۸، طرح خبرنگاران همه پلاتفورم ها [۱۳] را اعلام کرد که به آن «سوپر خبرنگار» [۱۴] نیز گفته اند.

شبکه جهانی سی ان ان این طرح را به منظور حداکثر استفاده از آخرین فناوری ها برای توسعه سیستم جمع آوری خبر معرفی کرد و برای آغاز کار این طرح، در ده شهر آمریکا خبرنگاران کوله پشتی را مستقر کرد. استدلال آنها این بود که در زمانه‌ای که به مدد دوربین های کوچک دیجیتال و یک لپ تاپ مجهز به نرم افزار ویرایش و قابلیت اتصال به اینترنت، هر کس می‌تواند از رویدادها عکس و فیلم تهیه کند و به هر نقطه که می‌خواهد ارسال کند چه بهتر که این کار را خبرنگاران حرفه‌ای انجام دهند تا شبکه «سی ان ان» در سرعت پوشش خبری برگ برنده‌اش را حفظ کند.

برخی از مدیران سی ان ان معتقدند اگرچه خبرنگاری کوله پشتی ارزان تر، سریع تر و چالاک تر است اما نمی تواند یک گزارش حرفه‌ای جامع تهیه کند از این رو از این شیوه نه به عنوان جایگزین گروه خبری بلکه همانطور که اشاره شد به عنوان استفاده بهینه از فناوری در جای مناسب بهره می‌گیرند. این نگاه به طور نسبی در بیشتر رسانه ها عمومیت دارد و برای مثال رسانه های بزرگی چون «ای بی سی»، «ان بی سی» و «سی بی اس» دفتر مجهزی در لندن دارند و از آنجا به هر کجا که لازم است خبرنگاران کوله پشتی اعزام می‌کنند تا رویداد مورد نظر را پوشش دهند.

این شیوه باعث گسترش دامنه پوشش و سرعت پوشش دهی و نیز کاهش تعداد پرسنل دفاتر رسانه‌ای خارج از کشور نیز شده است. برای مثال شبکه «ای بی سی» خبرنگاران کوله پشتی را در شهرهای بزرگ دور دست از جمله دهلی، جاکارتا، دوبی و نایروبی ایجاد کرده و تعداد پرسنل دفاتر خود را در خارج از کشور کاهش داده است.

اساساً در آمریکا که فشار رقابت های رسانه‌ای بیشتر است، اکثر شرکت های رسانه‌ای از این شیوه خبرنگاری استقبال کرده اند از جمله شبکه جهانی صدای آمریکا [۱۵] که شبکه بزرگی است و به زبان های مختلف برنامه تولید می‌کند.

بی بی سی نیز به عنوان یک سازمان رسانه‌ای پیشگام در صنعت رسانه، از سپتامبر سال ۲۰۰۱ پروژه خبرنگاری ویدیو [۱۶] را شروع کرد که به آن پی دی پی [۱۷] هم می‌گویند. از همان سال «بی بی سی» یک مرکز آموزش در نیوکاسل [۱۸] در شمال انگلستان راه اندازی کرد و آموزش خبرنگاری چندرسانه‌ای کوله پشتی را برای خبرنگاران خود در دستور کار قرار داد. بر اساس دیدگاه های مختلف صاحب نظران و تجربه خبرنگاران پیشکسوت برنامه درسی فشرده‌ای تنظیم شد و دوره ها در سه هفته فشرده آموزشی تنظیم شدند.

آموزش خبرنگاران کوله پشتی مسولیتی پیچیده و دشوار است، چراکه یک خبرنگار کوله پشتی که به تنهایی کار می‌کند باید بتواند گلیم خودش را در هر شرایطی از آب بیرون بکشد. او در حقیقت باید مهارت چهار نفر را داشته باشد. علاوه بر مهارت یک خبرنگار حرفه ای، مهارت در سه حرفه دیگر نیز لازم است: فیلم برداری، کارگردانی و مهندسی. خبرنگار کوله پشتی نمی تواند برای تعمیر کوچکترین اشکالی معطل کسی بماند بلکه باید همچون یک مهندس به ابزارهای داخل کوله پشتی خبرنگاری خود مسلط باشد. پس برنامه ریزی آموزشی برای دوره های خبرنگاری کوله پشتی، برنامه ریزی فشرده، حساس و بسیار اساسی است.

برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ بیل جنتیل در مورد خبرنگاری کوله پشتی مراجعه کنید.

http://billgentile.com/backpackjournalism

………………………………………………

[1] backpack journalism

[2] multiple skills

[3] Bill Gentile

[4] Video News International

[5] Communications Engineering, Inc. (CEI)

[6] visual journalist

[7] solo journalism

[8] one-man-band reporting genre

[9] self-operating

[10] Michael Rosenblum

[11] Features

[12] Freelance

[13] All-Platform Journalists

[14] super journalist

[15] Voice of America

[16] Video Journalism

[17] Personal Digital Production: PDP

[18] Newcastle

 

ارتباط شمار دوستان در فیس‌بوک با ساختار مغزی

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

دویچوله – ساختار مغزی کسانی که در شبکه اجتماعی فیس‌بوک با طیف گسترده‌ای از افراد در ارتباط هستند با کسانی که تعداد دوستانشان محدود است فرق می‌کند. این نتیجه‌ای است که اخیرا محققان انگلیسی به آن دست یافته‌اند.

ظاهرا اندازه بخشی از مغز نشان می‌دهد که آیا ما در فیس‌بوک دوستان زیادی داریم یا اینکه فهرست دوستانمان محدود به عده‌ی کمی از اطرافیانمان است. محققان مشاهده کرده‌اند که کاربرانی که دارای دوستان مجازی زیادی هستند نسبت به کاربران با ارتباطات محدودتر دارای میزان بیشتری ماده خاکستری در مغز خود هستند. این نتایج اخیرا در مجله علمی «Proceedings of the Royal Society B» منتشر شده است.

ضخامت لایه تشکیل شده از ماده خاکستری بویژه در سه بخشی از مغز مشاهده شده که ارتباط تنگاتنگی با برداشت اجتماعی انسان و حافظه او در بخاطر سپردن افراد دارد. این سه بخش با بخش‌هایی از مغز که هنگام ارتباط با دیگران در دنیای واقعی فعال می‌شوند، فرق دارند.

در پژوهش‌های پیشین محققان شواهدی پیدا کرده بودند که نشان می‌داد ارتباط احتمالی بین ساختار مغزی افراد و ارتباطات آنها در دنیای واقعی وجود دارد. یکی از محققان از کالج دانشگاهی لندن UCL در این مورد می‌گوید: «ما حدس می‌زنیم که حجم مغز می‌تواند نشان دهد که فرد توانایی ارتباط برقرار کردن با چند نفر را دارد.»

اما اینکه از ساختار مغز می‌توان حتی شمار دوستان افراد در دنیای مجازی را نیز فهمید تا به حال ثابت نشده بود. در جریان این پژوهش ۱۲۵ دانشجو که همگی در فیس‌بوک عضو هستند، مورد بررسی قرار گرفته‌اند. دانشمندان با کمک ام.آر.آی حجم و تراکم مغز داوطلبان را اندازگیری کرده‌اند.

یکی از بخش‌های مغز که ارتباط مستقیمی با تعداد دوستان فیس‌بوکی دارد، مسئول شناسایی و بخاطر سپردن چهره و نام افراد است.

این پژوهش همچنین نشان داد که فعالیت مغز در مورد پردازش ارتباطات در دنیای مجازی و دنیای واقعی تفاوت‌های بارزی دارد. دانشمندان به این نکته اشاره کرده‌اند که مغز، ارتباط با دوستان مجازی و واقعی را به روش‌های مختلفی پردازش می‌کند.

فعالیت مغزی در افرادی که ارتباطات وسیعی در دنیای مجازی دارند بیشتر در سه بخش از مغز متمرکز است. در حالی که در افرادی که دوستان زیادی در دنیای واقعی دارند بخش آمیگدالا در مغز بزرگ است. آمیگدالا مسئول دریافت و مهار احساسات است.

مشکلات مالی فعالیت وبسایت ویکی لیکس را مختل کرد

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

بی.بی.سی – وبسایت افشاگر ویکی لیکس که تعداد زیادی اسناد محرمانه دولت آمریکا را در اختیار دارد، در پی یک رشته مشکلات مالی می گوید که درحال معلق کردن انتشار این اسناد است.

ویکی لیکس گفت که اکنون قصد دارد بر جمع آوری کمک های مالی تمرکز کند تا آینده فعالیت این گروه تضمین شود.

این موضوع پس از آن اعلام می شود که این گروه از خدمات شرکت های مالی مستقر در آمریکا مانند “ویزا” محروم شد.

ویکی لیکس قبلا از طریق اینترنت صدها هزار سند محرمانه دولت آمریکا را فاش کرده است.

جولیان آسانژ بنیانگذار این گروه گفت که از دسامبر گذشته تاکنون با “یک انسداد خودسرانه و غیرقانونی مالی” از سوی موسسات بنک آو آمریکا، ویزا، مسترکارد، پی پل و وسترن یونیون روبرو بوده است.

او گفت: “این حمله ۹۵ درصد درآمد ما را از میان برده است.”

آقای آسانژ که خود زمانی یک هکر بود گفت که این سازمان “ده ها میلیون دلار کمک موقوفی را در زمانی که هزینه های فعالیتش بی سابقه است از دست داده است.”

او افزود: “نباید اجازه داد که یک مشت شرکت مالی آمریکایی بتوانند با توان مالی خود در مورد اینکه کل جهان چطور رای می دهد تصمیم بگیرند.”

آقای آسانژ گفت که ویکی لیکس باید “در زمینه جمع آوری کمک فعال شود تا بتواند با این انسداد و با مخالفانش بجنگد.”

او گفت که این گروه در ایسلند، دانمارک، بریتانیا، بروکسل، آمریکا و استرالیا دست به مقدمه چینی حقوقی زده و شکایتی ضدانحصارگرایی تسلیم کمیسیون اروپایی کرده است.

کریستین هراپسون سخنگوی ویکی لیکس گفت که وبسایت این گروه روز ۲۸ نوامبر برای دریافت اسناد محرمانه بازگشایی خواهد شد.

آقای آسانژ در بریتانیا در انتظار حکم دادگاه عالی در مورد درخواست تجدید نظر از حکم استرداد خود به سوئد به اتهام تعرض جنسی است.

حکم اولیه علیه آسانژ در ماه فوریه صادر شده بود و زمان صدور حکم تجدید نظر معلوم نیست.

او نگران است که اخراجش به سوئد ممکن است به استرداد او به آمریکا منجر شود، جایی که باید به اتهامات جداگانه ای درباره فعالیت های ویکی لیکس پاسخ گوید. اتهاماتی که در آمریکا علیه او مطرح شده می تواند مجازات اعدام داشته باشد.

اما آقای آسانژ که استرالیایی است در ماه دسامبر به قید وثیقه آزاد شد. یکی از شرایط آزادی او، به تن کردن یک دستگاه ردیاب الکترونیکی و حضور روزانه در یک ایستگاه پلیس محلی است.

آقای آسانژ اتهامات علیه خود را “بی اساس” می داند.

مسترکارد و “بنک آو آمریکا” از پاسخ به سوالات بی بی سی خودداری کرده اند.

شرکت “پی پل” نیز در پاسخ به سوال بی بی سی به بیانیه ای که در ماه دسامبر صادر کرده بود اشاره کرد.

در آن بیانیه آمده بود که ویکی لیکس مقررات این شرکت در استفاده قابل قبول از خدماتش را نقض کرده است زیرا ادعا می کرد که ویکی لیکس منابع خود را ترغیب می کند مواد محرمانه را در اختیارش قرار دهند که احتمالا ناقض قوانین آمریکاست.

نرم‌افزارهای خبرنویسی جایگزین خبرنگاران می‌شوند؟

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

یک شرکت نوظهور خبری در شیکاگو دست به ساخت فناوری جالبی زده که گامی رو به جلو در هوش مصنوعی و همچنین گامی نگران‌کننده در آینده کاری انسان محسوب می‌شود.

به گزارش ایسنا، شرکت نریتیو ساینس (Narative Science)، یک نرم‌افزار رایانه‌ای ابداع کرده که پس از دریافت داده‌های خبری (آمار ورزشی،‌ گزارش‌های اقتصادی و…)، آنها را به گزارش خبری تبدیل می‌کند.

مخترعان این نرم‌افزار بسیار به محصول خود امیدوار و مطمئن بوده و حتی پیش‌بینی می‌کنند که این برنامه بتواند جایزه پولایتزر را طی پنج سال آینده دریافت کند.

جایزه پولیتزر، معتبرترین جایزه روزنامه‌نگاری در آمریکا در روزنامه‌نگاری، ادبیات و موسیقی است که بخش‌های گوناگون دارد. این جایزه هر ساله با نظارت دانشگاه کلمبیا به روزنامه‌نگاران و نیز به نویسندگان و شاعران و موسیقی‌دانان داده‌ می‌شود.

آنچه تلاش این گروه را نسبت به کارهای قبلی در گزارش‌های خبری تولید رایانه‌ای متفاوت می‌کند، این است که این فناوری از قابلیت ایجاد تفاوت و ارائه زاویه دید برای داستان برخوردار است.

این نرم‌افزار در دنیای ورزش با اصطلاحاتی مانند «جلوافتادن تیمی که عقب بوده»‌ و «تلاش تیمی» آشنا شده و اخبار را با آن جنبه از بازی که مهمتر فرض کرده، هدایت می‌کند. این امر باعث می‌شود که نرم‌افزار از حالت نوشتاری واقعیت ساده و تکراری درآمده و در خبر تنوع بوجود بیاید.

روزنامه تایمز گزارش کرده است که با وجود سکوت ۲۰ مشتری شرکت نریتیو ساینس، به نظر می‌رسد که شرکت خبری بیگ تن نت‌ورک نیز از بهار سال ۲۰۱۰ از این نرم‌افزار برای گزارش‌های بازیهای ورزشی استفاده می‌کند.

استفاده از این نرم‌افزار به این شرکت‌ها در رشد ترافیک وب برای مسابقات فوتبال بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۰ تا ۴۰ درصد کمک کرد.

هزینه استفاده از این نرم‌افزار بسیار ارزان بوده و هر خبر ۵۰۰ کلمه‌ای حدود ۱۰ دلار قیمت دارد. در صورتی که نریتیو ساینس به ارتقای سیستم خود ادامه دهد، خبرنگاران و روزنامه‌نگاران باید به شدت در آینده مراقب شغل‌های خود باشند!

موضوع: ,

روزنامه‌نگاری تحقیقی؛ قوی در دنیا، غریب در ایران

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

وب‌سایت خبرنگاران ایران، سارا محسنی – از دیدگاه بسیاری از محققان و نیز روزنامه‌نگاران، روزنامه‌نگاری تحقیقی نقطه اوج کار حرفه ای روزنامه نگاری است اما نتایج یک تحقیق دانشگاهی نشان می دهد تنها ۲۹ درصد روزنامه نگاران ایرانی این شیوه روزنامه نگاری را می شناسند.

در حالی که چند روز پیش کنسرسیوم بین المللی روزنامه نگاری تحقیقی، گزارشی را مستحق دریافت جایزه «دنیل پرل» کرد که نوشتن آن ۶ ماه به طول انجامید تا دنیای متفاوتی از آنچه که در روزنامه نگاری تحقیقاتی در ایران و دنیا انجام می شود را به تصویر بکشد.

پروژه گزارش «فساد و جنایت های سازمان یافته»، گروهی از خبرنگاران اروپای شرقی و ایالات متحده آمریکا را گرد هم آورد تا درباره فساد برخی شرکت های بزرگ برای مخفی کردن دارایی هایشان، پولشویی، ایجاد کسب و کارهای مخفی و بدون اجرای قانون گزارش های تحقیقی بنویسند. در این پروژه، خبرنگاران خود را افراد شاغل در بخش تجارت می خوانند و سپس در این قالب به تحقیق درباره تقلب های مالیاتی شرکت های بزرگ می پرداختند.

درست چند هفته بعد از انتشار این گزارش «لاسزلو کیس» یکی از بزرگترین فراریان از مالیات به اتهام پولشویی و اختلاس بازداشت شد.

گزارش این پروژه در شهر کیف پایتخت اوکراین در کنفرانس بین المللی روزنامه نگاری تحقیقی این جایزه را از آن خود کرد. این جایزه به نام «دنیل پرل» خبرنگار روزنامه وال استریت ژورنال نامگذاری شده که در سال ۲۰۰۲ در حالیکه در تلاش برای گفت و گو با اعضای گروه تروریستی القاعده بود کشته شد.

این دنیای متفاوت روزنامه نگاری تحقیقی در حالی به سمت توسعه بیشتر گام برمی دارد که یک تحقیق دانشگاهی که توسط یکی از روزنامه نگاران ایرانی صورت گرفته نشان می دهد که ۵۷ درصد روزنامه نگاران ایرانی شیوه روزنامه نگاری تحقیقی را نمی شناسند، ۲۹ درصد این شیوه را می شناسند و ۱۴درصد تا حدی با این شیوه آشنایی دارند.

روزنامه نگاری تحقیقی چیست؟

این پایان نامه دانشگاهی از سوی دیگر ابتدا تصویری از این روزنامه نگاری را به مخاطب نشان می دهد و به نقل از «هوگو دی برگ»، نویسنده کتاب روزنامه نگاری تحقیقی، مفهوم و تمرین، می نویسد: «روزنامه نگاری تحقیقی تلاشی است برای دستیابی به حقیقت در جایی که حقیقتی پنهان شده که دیگران منتظر دانستن آن هستند. در شیوه روزنامه نگاری تحقیقی تلاش می شود نتایج تحقیقات بی طرفانه منعکس شود.»

در ارتباط با اهمیت روزنامه نگاری تحقیقی در جوامع به کارکردها متعددی اشاره می شود، یکی از مهمترین این کارکردها، تاثیری است که این شیوه از روزنامه نگاری بر تقویت بنیان های دموکراسی در جوامع ایفا می کند. در واقع روزنامه نگاران انتقادی با طرح پرسش های بنیادین و تهیه گزارش های مستند نقش خود را به عنوان ناظران بر عملکرد دولت ها و شخصیت های سیاسی و… تقویت کرده و به نمایندگی از افکار عمومی اوضاع را رصد می کنند.

چند روز پیش وقتی کنفرانسی در آمریکا در این رابطه برگزار شد در آنجا هم به طور رسمی اعلام شد که کم شدن میزان گزارش های تحقیقی می تواند به دمکراسی ضربه وارد کند.

از سوی دیگر دورتی بیرن، سردبیر مجله های ورلد این اکشن و بیگ استوری (Big Story) و یکی از طرفداران روزنامه نگاری تحقیقی پس از سفری داوطبانه به غرب آفریقا و مشاهده وضعیت آموزش در کشورهای آفریقایی به عنوان یک روزنامه نگار تحقیقی، اظهار داشت: «به خوبی می‌دانم که کاری از دست ما برای بهبود آنچه که در این گوشه دنیا رخ می‌دهد، ساخته نیست اما می‌توانم به عنوان یک روزنامه‌نگار به مردم بگویم که واقعیت‌ آن چیزی نیست که به شما گفته می‌شود. چیزهای بسیار مهمی در دنیا وجود دارند که مردم باید درباره آنها بدانند و اگر شما به عنوان یک خبرنگار تحقیقی آنان را مطلع نکنید درنتیجه آنها از اتفاقاتی که در اطرافشان می‌افتد آگاه نخواهند شد و قادر نخواهند بود کاری برای بهبود اوضاع یا مقابله با رویدادهای بدتر انجام دهند».

روزنامه نگاری تحقیقی در ایران کجاست؟

تحلیلگران ارتباطات و صاحب نظران حوزه روزنامه نگاری در ایران بر این باورند که روزنامه نگاری تحقیقی به معنای اصیلش در ایران شکل نگرفته و جز موارد معدودی که آنها را نمونه های اتفاقی گزارش های تحقیقی می خوانند و برخی از مشخصه های یک گزارش تحقیقی را دارا هستند، نمونه های دیگری را نمی توان مورد توجه قرار داد.

هرچند یافته های تحقیق دانشگاهی در این زمینه نشان می دهد روزنامه نگاری تحقیقی به عنوان یک سبک شناخته شده و معتبر جهانی هنوز در میان روزنامه نگاران و نیز مدیران روزنامه های ایران شناخته شده نیست و همین امر یکی از اصلی ترین موانع شکل گیری این سبک در روزنامه نگاری ایران است اما همانطور که یافته های این تحقیق نشان می دهد با ورود نسل جدیدی از روزنامه نگاران دانش آموخته در دانشگاه های روزنامه نگاری ، توسعه ارتباطات و افزایش حیرت آور گردش اطلاعات در جهان و از آن جمله در ایران امیدوارهایی برای شکل گیری تدریجی این شیوه در مطبوعات ایران وجود دارد هر چند که تا زمانی که قوانین حق دسترسی آزاد به اطلاعات و نیز حق انتشار آزاد اطلاعات برای روزنامه نگاران را به رسمیت نشناسند آنچه به عنوان گزارش تحقیقی منتشر می شود تنها چیزی شبیه به گزارش تحقیقی خواهد بود و با استانداردها و معیارهای جهانی فاصله خواهد داشت.

این تحقیق دانشگاهی که جزو معدود تحقیقات صورت گرفته درباره این شیوه روزنامه نگاری است همچنین اشاره دارد که شکل گیری شیوه روزنامه نگاری تحقیقی در ایران و تربیت روزنامه نگاران تحقیقی در کشوری به وسعت ایران و نیز با وجود اقوام و فرهنگ های گوناگون و در شرایطی که بخش عمده مسایل مطرح شده در روزنامه های سراسری این کشور به مسایل مبتلا به شهرهای بزرگ به ویژه پایتخت اختصاص دارد می تواند فرصتی مناسب برای شناخت واقعیت های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه ایران را در بخش هایی فراهم آورد که در همه سال های گذشته مغفول مانده است. روزنامه نگاران تحقیقی در جستجوی واقعیت های تکان دهنده که در گوشه و کنار این کشور می گذرد می توانند نقش یک دیده بان قوی را ایفا کنند و هر یک رسانه ای باشند برای گزارش آنچه در گوشه و کنار این سرزمین پهناور ناشنیده و مکتوم مانده است.

به نظر می رسد یکی از مهمترین موانع شکل گیری روزنامه نگاری تحقیقی در ایران تداوم روزنامه نگاری دولتی و عدم شکل گیری موسسات مطبوعاتی مستقل در کشور است موضوعی که نه تنها در این تحقیق که بر اساس مطالعات اولیه ای که در این پایان نامه انجام شد در پژوهش های دیگر نیز به عنوان یکی از موانع توسعه نیافتگی مطبوعات در ایران شناخته شده است و استادان حاضر در این پژوهش نیز بر این باور بودند که تا زمانی که روزنامه نگاری مستقل از دولت در ایران شکل نگیرد توسعه مطبوعات با اما و اگر های بسیار مواجه خواهد بود بر همین اساس به نظر می رسد تقویت نهادهای غیر دولتی، واگذاری امور صنفی روزنامه نگاران به خودشان و فراهم کردن زمینه برای فعالیت روزنامه های خصوصی و نیز موسسات مطبوعاتی بزرگ یکی از مهمترین و شاید نخستین گام برای گره گشایی از مشکلات موجود در این بخش باشد.

اقتصاد رسانه ها و موسسات روزنامه نگاری در ایران زیر سایه سنگین سیاست قرار گرفته و همواره درباره تاثیر سیاست بر عملکرد روزنامه نگاران گفته شده در حالی که به نظر می رسد مشکلات اقتصادی یکی از پاشنه های آشیل فعالیت روزنامه نگاری در ایران و از آن جمله روزنامه نگاری تحقیقی است.

محقق‌ها آدم‌های خاصی هستند، سر پردردی دارند، ماجراجو هستند، آرمان طلبند و به نوعی دغدغه اساسی شان پاسداری از حقوق شهروندان است. این ویژگی را بسیاری از خبرنگاران ایرانی نیز دارند اما آیا آنها می توانند روزنامه نگاری تحقیقی را در ایران شکل داده و متحول کنند یا موانع پیش روی آنها غولی است که به تنهایی مبارزه با آن امکان ندارد؟

گوگل در جمع خریداران احتمالی یاهو

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

به دنبال اخراج کارول بارتز از یاهو و تثبیت نسبی وضعیت این شرکت به نظر می رسد، یاهو هم اکنون برای فروش وضعیت کاملا مناسبی دارد.

به گزارش فارس به نقل از پی سی ورلد، بعد از تزلزل مدیریتی اولیه که ناشی از تحولات اخیر سازمانی در یاهو بود، ارزش سهام این شرکت مجدداً سیر صعودی خود را از سر گرفته و کارشناسان و ناظران بازار می گویند به زودی غول های فناوری برای خرید یاهو با هم زورآزمایی خواهند کرد.

در حالی که چند هفته ای است نام مایکروسافت برای این کار زیاد به گوش می رسد، حال شنیده می شود که گوگل هم به جمع خریداران بالقوه یاهو پیوسته است.

البته شنیده می شود گوگل برای خرید یاهو به تنهایی وارد عمل نمی شود و از شرکت یا شرکت های دیگری هم کمک می گیرد.

دیگر خریداران احتمالی یاهو عبارتند از شرکت چینی علی بابا و یکی دو شرکت دیگر که هنوز نامشان به طور علنی اعلام نشده است. از زمان اخراج کارول بارتز از یاهو در شهریور ماه گذشته ارزش سهام یاهو حدود ۲۵ درصد رشد کرده است.

برخی منابع حتی از آغاز مذاکرات اولیه مدیران یاهو با گوگل برای این کار خبر داده اند. این در حالی است که مایکروسافت چند سالی است برای تصاحب یاهو تلاش خود را آغاز کرده است.

موضوع: ,

حکم فقهی اعطای هدیه به خبرنگاران

جمعه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۰

خبرگزاری فارس – در قالب استفتای خبرگزاری فارس از محضر مقام معظم رهبری، حکم فقهی و شرعی پرداخت هدایای مختلف از سوی مسئولان به خبرنگاران سئوال شد.

با توجه به نوع و ماهیت فعالیت خبرنگاران در حوزه‌های مختلف خبری، هدایای مختلفی نیز بعضا از سوی نهاد‌ها، سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی و غیر‌دولتی به خبرنگاران اهدا می‌شود؛ برای آگاهی و اطلاع از جنبه‌های شرعی و فقهی دریافت چنین هدایایی، سئوالاتی را در قالب استفتاء از محضر مبارک حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای جویا شدیم که در ادامه متن استفتاء صورت گرفته و پاسخ معظم‌له آمده است:

۱٫ گاهی اوقات در نشست‌های خبری و برنامه‌های کاری مسئولان، نهادها و سازمان‌های دولتی و غیردولتی که از خبرنگاران دعوت به‌عمل می‌آید، هدایایی نقدی و غیرنقدی به خبرنگاران پرداخت می‌شود و یا در برخی اعیاد مانند عید فطر، عید غدیر و یا عید نوروز، مسئولان اقدام به پرداخت عیدی به خبرنگاران می‌کنند؛ آیا قبول و دریافت این هدایا اشکال دارد یا خیر؟

۲٫ مسئله دیگر، مبالغی است که در سفرها و مأموریت‌های کاری مسئولان به خبرنگاران داده می‌شود به عنوان مثال در سفرهای مأموریتی خبرنگاران با رئیس قوه قضائیه، رئیس‌جمهور، معاون رئیس‌جمهور و … مبالغی به ‌افرادی که در سفر، همراه مسئول مربوطه هستند از جمله به خبرنگاران پرداخت می‌‌شود؛ آیا دریافت این مبالغ بلااشکال است؟

۳٫ همه ساله در روز خبرنگار، رئیس‌جمهور هدایایی را به‌ مناسبت این روز به خبرنگاران اختصاص می‌دهد، به طور مثال در سال گذشته مبلغ ۳۰۰ هزار تومان به خبرنگاران مجرد و ۴۰۰ هزار تومان به خبرنگاران متأهل به عنوان هدیه روز خبرنگار از سوی رئیس‌جمهور پرداخت شد؛ آیا دریافت این هدایا جایز است یا خیر؟

متن پاسخ مقام معظم رهبری به این شرح است:

«بطور کلى این گونه امور تابع قوانین و مقررات مربوطه مى‌باشد و تخلف از آن جایز نیست؛ و اگر منع قانونى نباشد، مانع ندارد.»

امکان اطلاع از وضعیت آب‌ و هوا به سرویس گوگل‌مپس اضافه شد

جمعه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۰

گوگل قابلیت جدید و بسیار خوبی به سرویس نقشه های خود (Google Maps) اضافه کرد که کاربر را قادر می‌سازد ازوضع جوی و دمای مناطق مختلف که در نقشه مشاهده می کند آگاه شود.

به گزارش ایسنا، قابلیت جدید سرویس نقشه های گوگل، کاربر می‌تواند با انتخاب مشخصه ی آب و هوا ازوضع جوی و دمای مناطق مختلف که در نقشه مشاهده می کند آگاه شود.

اطلاعات مربوط به وضع آب و هوا از وب سایت Weather.com گرفته می شوند و روی نقشه اضافه می شوند. برای فعال سازی این قابلیت تنها کافی است با رفتن روی قسمت Maps روی کلمه ی Weather کلیک کنید.

موضوع: , ,

سیر تکامل «هک» از سرگرمی به تبهکاری

جمعه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۰

۲۵ سال پس از اینکه اولین ویروس رایانه ای ساخته شد می گذرد، در حالی که صنعت بدافزارها روز به روز پیشرفته تر شده و در دستان گروه های تبهکاری یا دولتهای قدرتمندی قرار گرفته که می توانند به راحتی از آنها در اجرای برنامه های مختلف استفاده کنند.

به گزارش خبرگزاری مهر، چرا هکرها رایانه ها را هک می کنند؟ چرا کرمهایی را خلق می کنند که از طریق ایمیل تمامی دوستان و افراد لیست آدرسهای یک کاربر را آلوده می کنند؟ چرا تروجانهایی را می سازند که تمامی اطلاعات را پاک می کنند؟ به خاطر شرارت؟ پول؟ یا دلیلی کاملا متفاوت؟

این سوالاتی است که “میکو هیپونن” یکی از متخصصان افسانه ای امنیتی رایانه ها که برای ۲۵ سال به شکار ویروسها پرداخته به آنها پاسخ داده است. وی یکی از متخصصان ارشد شرکت F-Secure در فنلاند است. وی تا کنون توانسته تعدادی از مخرب ترین و مخفیانه ترین ویروسهای جهان را شناسایی و شکار کند، ویروسهایی از قبیل Sobig.F، Sasser و کرم Storm. “هیپونن” به عنوان یکی از ۵۰ فرد مهم در صنعت وب نیز شناخته می شود.

به گفته وی اولین ویروس رایانه ای به نام Brain.a در سال ۱۹۸۶ توسط دو برادر پاکستانی وارد رایانه ها شد. این ویروس بخش مرتبط با بالا آمدن سیستم عامل رایانه های تحت DOS را تحت تاثیر خود قرار می داد. این دو برادر ادعا کردند ویروس را به منظور جلوگیری از تخلف نرم افزاری کاربران ساخته اند اما این ویروس به سرعت در سرتاسر جهان گسترده شد و عصر جدید بدافزاری را در صنعت رایانه آغاز کرد.

دوران سرگرمی بودن هک

هیپونن زمانی که پی برد این ویروس در آستانه ۲۵ سالگی خود قرار دارد برای نمایش دادن این روز خاص تصمیم گرفت به آدرسی برود که برادران پاکستانی آن را در کد ویروس خود نوشته بودند. وی در نهایت تعجب مشاهده کرد این دو برادر در همان آدرس اقامت دارند و در پاسخ به سوال هیپونن اعلام کردند هدف آنها از ساخت این ویروس اثبات آسیب پذیری سیستم عامل IBM و بالاتر بودن ایمنی سیستم عامل ویندوز بوده است.

از نظر این دو برادر سیستم عامل DOS بسیار ضعیف و قابل نفوذ بود از این رو این دو تلاش کردند تا کدی از این سیستم عامل را به سیستمی دیگر انتقال دهند تا ضعف آن را به نمایش بگذارند. این ویروس کاملا موفق عمل کرد و در پی این دو برادر، افراد دیگری انواع متفاوتی از این ویروس را ساختند که قادر به وارد آوردن آسیبهای جدی به رایانه ها نبودند.

پس از آن ایمیل وارد صنعت ارتباطات شد با ورود ایمیل هکرهایی که تا کنون به این پدیده به چشم سرگرمی نگاه می کردند، دریافتند می توانند از این کار درآمدزایی داشته باشند.

دوران تبهکاری هکرها

با آغاز قرن جدید هرزنامه ها به یکی از بزرگترین تجارتها تبدیل شده بودند اما برای ارسال تعداد زیادی هرزنامه به تعداد زیادی رایانه نیاز خواهد بود و برای اینکه هکر قابل شناسایی نباشد نباید این رایانه ها متعلق به وی باشند، دراین شرایط بود که عبارت “باتنت” مفهوم پیدا کرد.

ویروسها به هکرها امکان می دادند تا کنترل رایانه کاربران را از راه دور به دست بگیرند، هکرها از رایانه های آلوده برای به دام انداختن دیگر رایانه ها استفاده می کردند و با شیوه های مختلف به حسابهای بانکی و اطلاعات مالی کاربران دسترسی پیدا می کردند. در سال ۲۰۰۵ مفهوم بدافزار نویسی به کلی متحول شد زیرا از مرحله اثبات کاربردی بودن به مرحله درآمدزایی رسیده بود.

دلیل دیگری نیز برای اوج گرفتن بدافزار نویسها وجود دارد: سیستم عامل ویندوز XP، سیستم عاملی قدیمی که هنوز به شکلی باورنکردنی مورد استفاده کاربران جهان قرار دارد، این سیستم عامل بر روی بیش از ۵۰ درصد از رایانه های متصل به اینترنت وصل شد در حالی که بسیار غیر ایمن است.

هیپونن می گوید ویندوز XP یکی از غیر ایمن ترین سیستمهای عامل در جهان است در حالی که بیشتر رایانه ها در جهان از این سیستم عامل استفاده می کنند.

به گفته وی امروزه ۹۹ درصد از منابع بدافزارها گروه های تبهکاری هستند که در گذشته هیچ نگرانی درباره آنها وجود نداشت اما اکنون گروه های سازماندهی شده تبهکاری وجود دارند که زمانی که متخصصان عملیات آنها را متوقف می کنند، این گروه ها به خوبی هویت متخصصان را شناسایی می کنند، این به آن معنی است که متخصصان امنیت شبکه همواره در خطر قرار دارند.

این یک خطر فرضی نیست، اوایل سال جاری پسر “اوگن کسپراسکای” فردی که مالک برترین لابراتوار آنتی ویروس در جهان است در خیابانهای مسکو ربوده شد که هنوز دلیل این آدم ربایی مشخص نشده است، آنچه که آشکار است امروز متخصصان امنیت شبکه در جایی میان گروه های مافیایی و مقادیر زیادی پول ایستاده اند، جایی که به هیچ وجه برای ایستادن امن نیست. البته این پایان کار نیست، اکنون منبعی جدید، مرگبارتر و قدرتمند تر برای ویروسها شماسایی شده اند: دولتها!

دولتها هم هکر شده‌اند

هیپونن یک نسخه از ویروس استاکس نت را همواره به همراه دارد، پیچیده ترین ویروسی که تا کنون در جهان مشاهده شده با قابلیت آلوده سازی محیطهای ویژه برنامه ریزی شده مجهز به کنترل کننده های منطقی قابل برنامه ریزی مشخص، تنظیمات مشخص، و موقعیت مشخص که در نهایت آشکار شد این موقعیت یکی از نیروگاه های اتمی در ایران است.

این ویروس در زمان فعال بودن می تواند چندین روز از فعالیت یک نیروگاه را ذخیره کند و سپس اطلاعات ذخیره شده را بر روی نمایشگرها پخش کند و از سویی دیگر منجر به تخریب ساختارهای حیاتی نیروگاه شود.

منشا ویروس‌ها کجا است؟

هیپونن دولت آمریکا را عامل اصلی ساخت این ویروس مخرب می داند، در حالی که هیچ اثباتی برای حرفش ندارد. این ویروس بر خلاف دیگر ویروسها در اینترنت منتشر نشد بلکه با استفاده از USB از رایانه ای به رایانه ای دیگر منتقل شد. با این همه هنوز مشخص نیست این ویروس چگونه به ایران رسیده است.

بر اساس گزارش گیزمودو، استاکس نت ویروسی است که آغاز گر دورانی جدید از زندگی بدافزارها است. امروزه حمله ویروسهای پیچیده به اندازه ای دقیق و حساب شده هستند که می توانند تنها یک دستگاه و یا یک فرد را مورد هجوم قرار دهند و دولتها، سازمانها و گروه های تندرو هم اکنون درگیر این پدیده هستند.

نخست وزیر انگلیس خواستار شد: لغو عضویت آشوب‌گران از شبکه‌های اجتماعی

جمعه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۰

پس از آشوب‌های اخیر لندن و غارت فروشگاه‌ها توسط انگلیسی‌ها، نخست وزیر انگلیس خواهان ممنوعیت استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای افرادی شد که به تشدید خشونت‌ها از طریق اینترنت مظنون هستند.

به گزارش ایسنا، دیوید کامرون از اپراتورهای شبکه‌های اجتماعی می‌خواهد عضویت افرادی که از طریق این شبکه‌ها به ایجاد آشوب در خیابان‌ها می‌پردازند را لغو کنند.

کامرون هم‌چنین خواهان دخالت پلیس و سرویس‌های امنیتی برای پیگرد قانونی مشکل‌سازان آنلاین است. پلیس لندن قول داده افرادی که به تشدید بحران در انگلیس از طریق ارسال پیغام‌های دروغین در فیس‌بوک، توییتر و سرویس مسنجر بلک‌بری پرداخته‌اند، دستگیر شوند.

رسانه‌های انگلیس با گذشت چند روز از آغاز آشوب‌ها در شهر لندن مدعی شدند که شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک، توییتر و امکانات تلفن‌های همراه بلک بری برای ارسال پیام‌های رایگان از یک دستگاه‌ به دستگاه دیگر موجب سازماندهی آشوب‌های این شهر شده است.

مدیران موفق در چه دانشگاهی درس خواندند

جمعه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۰

رهبران بزرگترین شرکتهای تجاری و تکنولوژیکی جهان در چه دانشگاهی درس خوانده‌اند؟ شاید بهتر باشد بچه ها از این موضوع چیزی ندانند اما واقعیت این است که برخی از برترین مدیران نه تنها از هیچ مرکزی فارغ التحصیل نشده‌اند بلکه برای ثبت نام در دانشگاه نیز به خود زحمت نداده‌اند.

به گزارش خبرگزاری مهر، این افراد از مشهورترین مدیران صنایع مختلف در جهان هستند، از صنایع رایانه ای گرفته تا خطوط حمل و نقل دریایی، ۱۰ مدیر عامل بسیار مشهور در جهان تجارت و تکنولوژی وجود دارند که هیچ مدرک دانشگاهی ندارند و این نظریه را که برای موفقیت در کار باید مدرک تحصیلی داشت را با قاطعیت رد می کنند:

آلفرد تابمن: این فرد به عنوان بنیانگذار و مدیر اجرایی سابق مرکز “تابمن” حرفه خود را از سن ۱۱ سالگی و به عنوان یک خرده فروش آغاز کرد و در دوران دبیرستان نیز به کار خود ادامه داد. پس از دبیرستان وی در دانشگاه میشیگان ثبت نام کرد و کمتر از یک سال در این دانشگاه به تحصیل پرداخت، اما برای حضور در جنگ جهانی دوم دانشگاه را ترک کرد.

پس از بازگشت از خدمت در ارتش، دوباره به دانشگاه بازگشت اما کمی بعد خود را به دانشگاه شبانه ای منتقل کرد، اما تحصیل در این دانشگاه را نیز در نیمه رها کرد و وارد تجارت املاک و مستقلات شد. وی طی ۵۰ سال به گسترش و توسعه شرکت خود پرداخت، شرکتی که امروز به ریاست پسرش “رابرت تابمن” ارزش سهامی برابر ۳٫۳ میلیارد دلار دارد.

ریچارد شولتز: بنیانگذار سابق شرکتی به نام BestBuy حرفه خود را به عنوان روزنامه فروش از سن ۱۱ سالگی آغاز کرد و تا رسیدن به دوران دبیرستان، کارهای متعددی را تجربه کرد. وی در نظر داشت که در دانشگاه سنت توماس تحصیل کند اما خدمت در ارتش وی را از این کار بازداشت.

پس از اتمام خدمتش وی شرکتی ویژه فروش تجهیزات مرتبط با موسیقی را راه اندازی کرد اما پس از مدتی دوباره به شرکت سابق خود روی آورد و با ایجاد شیوه ای جدید در نحوه ارائه کالا تحول بزرگی در ارزش شرکت خود ایجاد کرد تا جایی که امروز BestBuy ارزش سهامی برابر ۱۰٫۱ میلیارد دلار دارد. وی هرگز در دانشگاه تحصیل نکرد اما مدرک دکترای افتخاری حقوق دانشگاه سنت توماس به وی اهدا شده است.

رالف لارن: مدیر عامل یکی از بزرگترین شرکتهای طراحی مد و صنعت لباس، پولو، شرکت خود را در سال ۱۹۷۶ تاسیس کرد و کمی بعد به امپراطوری بزرگی در صنعت لباس تبدیل شد. با این همه وی هرگز در زمینه طراحی مد تحصیل نکرده و به گفته خودش تنها از هوش و استعداد طبیعی که در اختیار داشت برای موفقیت خود استفاده کرده است. وی تنها مدرک دیپلم دبیرستانش را در اختیار دارد، اما در عین حال مدیریت یکی از موفق ترین شرکتهای مد جهان با ارزشی ۱۱٫۹ میلیارد دلاری به عهده او است.

ریچارد برنسون: فارغ التحصیلی از دانشگاه را فراموش کنید، این مدیر عامل بزرگ شرکت ویرجین مدیا حتی دوران متوسطه خود را نیز پشت سر نگذاشته است. او در سن ۱۶ سالگی مدرسه را ترک کرد و مجله دانش آموز را راه اندازی کرد. چهار سال بعد برنسون گروه ویرجین را پایه گذاری کرد.

وی اولین فروشگاه را در لندن افتتاح کرد و دو سال بعد اولین استودیو ضبط صدا را بازگشایی کرد. برنسون در سال ۱۹۸۴ کار خود را توسعه بیشتری داد و امروز شرکت ویرجین با ارائه خدماتی در زمینه موبایل، پهنای باند، تلویزیون، رادیو، امور مالی، سلامت، توریسم، سرگرمی و خدمات مسافرتی به ارزش سهامی برابر ۸٫۱ میلیارد دلار رسیده و ارزش خود شرکت در حدود ۱۸ میلیارد دلار برآورد شده است.

میکی آریسون: وی به جای صرف کردن چهار سال از زندگی خود در دانشگاه ها تمامی زمان خود را به کار کردن اختصاص داد و شرکت دریایی “کارنیوال” را از آن خود کرد. وی کار خود را در بخش فروش شرکتی آغاز کرد و به سرعت به مقام مدیریتی رسید. سپس با ارتقا دوباره به مقام نایت رئیسی رسید و تنها سه سال بعد به عنوان رئیس شرکت کارنیوال انتخاب شد.

بر اساس گزارش یاهو، وی در دستیابی این شرکت به خطوط دریایی متعددی کمک کرد و این شرکت را به یکی از بزرگترین خطوط حمل و نقل دریایی در صنعت کشتیرانی تبدیل کرد. وی در سال ۱۹۸۷ به عنوان رئیس هیئت مدیره و در سال ۲۰۰۳ به عنوان مدیر کل شرکت انتخاب شد. ارزش سهام شرکت کارنیوال امروز ۱۹٫۶ میلیارد دلار است.

مایکل دل: شاید امروز بیشتر ۱۹ ساله ها هزاران دلار را خرج رفتن به تعطیلات کنند یا با آن خودرویی جدید بخرند، اما مایکل دل با هزار دلاری که در اختیار داشت هیچ یک از این کارها را انجام نداد، در عوض شرکت دل را پایه گذاری کرد. پایه گذار و مدیر کل شرکت دل با این ایده که تکنولوژی ابزاری برای فعال ساختن توانایی های بالقوه انسانها است، شرکت خود را توسعه داد.

در سال ۱۹۹۲ دل به یکی از جوانترین مدیران اجرایی جهان در لیست ۵۰۰ برتر جهان مجله فورچون انتخاب شد و کارمندان شرکت وی نیز در عرض هشت سال به ۱۰۰ هزار نفر افزایش یافتند. امروز شرکت دل شرکتی شناخته شده در زمینه های خدمات تکنولوژی، همکاری های جهانی و رایانه است که ارزش سهام آن در حدود ۳۰ میلیارد دلار است. دل نیز که مانند مدیران دیگر در دسته مدیران غیر دانشگاهی بوده است، در سال ۱۹۹۷ بنیاد خیریه مایکل و سوزان دل را برای انجام فعالیتهای خیرخواهانه راه اندازی کرد.

مارک زاکربرگ: ارزش شرکت این مدیر عامل جوان به تازگی ۱۰۰ میلیارد دلار تخمین زده شده است، و شرکتش را بیش از ۵۰۰ میلیون نفر در سرتاسر جهان می شناسند: فیس بوک. زاکربرگ از کودکی به نوشتن برنامه های مختلف پرداخت و در دوران متوسطه برنامه پخش موسیقی نوشت که منجر شد از جانب شرکتهای AOL و مایکروسافت تقاضای همکاری دریافت کند، اما او نپذیرفت.

پس از قبول شدن در دانشگاه هاروارد زاکربرگ برنامه ای به نام “فیس مش” را نوشت که در آن تصاویر دانشجویان نمایش داده می شد و دیگران می توانستند به این عکسها رای بدهند. پس از آن دوقلوهای معروف وینکلوس از او خواستند که در ساخت شبکه اجتماعی به نام “ارتباط هاروارد” با آنها همکاری کند، اما زاکربرگ با آغاز طرحی دیگر برنامه دو قلوها را کنار گذاشت و فیس بوک را راه اندازی کرد. زاکربرگ پیش از فارغ التحصیلی از هاروارد دانشگاه را ترک کرد تا بتواند تمرکز خود را بر روی کارش قرار دهد.

پائول آلن: او به همراه بیل گیتس شرکت مایکروسافت را بنیان گذاشت که نامش را تقریبا همه شنیده اند. بیل گیتس و آلن از کودکی با یکدیگر دوست بودند و هر دو با هم تصمیم گرفتند که مدرک دانشگاهی نداشته باشند. آلن پس از دیدن رایانه “آلتیر ۸۸۰۰″ بر روی جلد یک مجله تصمیم گرفت زبان کدگذاری شده ای را بنویسد. وی از مهارتهای خود و گیتس در کدنویسی زبان برنامه برای آلتیر آگاهی داشت و از این رو دوستش را قانع کرد تا با او همکاری کند.

آلن امروز یک مولتی میلیاردر و مالک چندین شرکت فناوری و رسانه ای است، او تا کنون بیش از یک میلیارد دلار از سرمایه خود را در راه امور خیریه صرف کرده است و قصد دارد بخش بیشتر املاک خود را به خیریه ببخشد.

بیل گیتس: وی به همراه آلن شرکتی را بنا نهاد که اکنون ارزش سهام آن ۲۲۶٫۲ میلیارد دلار است. گیتس در سال ۱۹۷۳ در دانشگاه هاروارد مشغول به تحصیل شد، جایی که مدیر اجرایی کنونی مایکروسافت، استیو بالمر، زبان برنامه نویسی BASIC را برای اولین میکرورایانه نوشت.

گیتس در سال دوم هاروارد را رها کرد و به همراه آلن همه تلاش خود را به تاسیس شرکتی که مایکرو-سافت نامیده می شد معطوف کرد. وی امروز یکی از اعضای هیئت مدیره مایکروسافت است و به عنوان مشاور در پروژه های کلیدی این شرکت حضور پیدا می کند.

استیو جابز: مالک با ارزشترین شرکت جهان، با ارزش سهام ۳۶۲٫۴ میلیارد دلار، در نوجوانی دانشگاه را به خاطر علاقه مفرطش به رایانه ها ترک کرد. زمانی که جابز ۱۲ سال داشت با بنیانگذار شرکت HP تماس گرفت و گفت: سلام. من استیو جابز هستم. من ۱۲ سال سن دارم و در دبیرستان درس می خوانم. من می خواهم یک فرکانس شمار بسازم، می خواستم بدانم شما قطعات اضافی ندارید که در اختیار من بگذارید؟

بیل هلوِت، مدیر HP قطعات مورد نیاز را در اختیار جابز قرار داد و در تابستان او را برای کار در خط مونتاژ شرکتش استخدام کرد. در این دوره جابز پس از ترک کردن کالیفرنیا برکلی، با استفان وزنیاک دوست شد، فردی که پس از دبیرستان وارد کالج “رید” شد اما آن را ترک کرد. آنها بعد از مدتی کار خود را برای ساخت رایانه ای در پارکینگ خانه جابز، رها کردند.

داستانهای زیادی برای توضیح انتخاب نام اپل برای شرکت این دو نفر وجود دارد اما بهترین آنها کار کردن جابز در یک باغ سیب و علاقه شخصی وی به این میوه است. همچنین گازی که به سیب زده شده به منظور نمایش دادن عبارت رایانه ای “بایت” به معنی “عامیانه گاز زدن” انخاب شده است.

بر اساس گزارش ان بی سی، جابز در بیوگرافی خود نوشته که ارزشش در سن ۲۳ سالگی بیش از یک میلیون دلار، در سن ۲۴ سالگی بیش از ۱۰ میلیون دلار و در سن ۲۵ سالگی در حدود ۱۰۰ میلیون دلار بوده است. شرکت اپل از پارکینگ خانه جابز پا را فراتر گذاشت تا اکنون به شرکتی بین المللی تبدیل شود، شرکتی که با ترک تحصیل دو دوست پایه گذاری شد.