سونیتا سرابپور – دنیای اقتصاد : «استفاده از پسوند دامنه کشوری ir. در کلیه وبسایتها و پرتالهای داخلی اجباری است، ضرورت میزبانی وبسایتها و پرتالها در داخل کشور، ممنوعیت ایجاد هرگونه شبکه اختصاصی توسط دستگاهها بدون هماهنگی با وزارت ارتباطات، با توجه به راهاندازی شبکه ملی اطلاعات، ایجاد مراکز خدمات داده بدون هماهنگی و مجوز وزارت ارتباطات ممنوع است و…» این موارد، از جمله بخشنامههای جدید وزارت ارتباطات به دستگاههای اجرایی کشور است. بخشنامههایی که از ابتدای هفته جاری یکی پس از دیگری منتشر میشوند. اما در بین این بخشنامهها، شاید یکی از دستورات وزیر وزارت ارتباطات، که مورد توجه و انتقاد کاربران و کارشناسان حوزه آیتی قرار گرفته است، مربوط به ممنوعیت استفاده از ایمیلهایی با میزبانی خارجی در ارسال صورت حسابهای بانکی مشتریان باشد. از زمان انتشار این بخشنامه توسط وزیر ارتباطات سوالات گوناگونی مطرح شده است. از جمله اینکه مگر وزیر وزارت ارتباطات میتواند مانند یک قانونگذار وارد عمل شود و دستور به ممنوعیت استفاده از میلهای خارجی را بدهد، یا اینکه از طریق یک پست الکترونیک چه اطلاعات سری بانکی رد و بدل میشود که باید از این پس از میل بومی به جای میل خارجی استفاده شود، همچنین مگر این امکان وجود دارد که بانکها…
تشکیل شورای عالی فضای مجازی در گفتوگو با فعالان صنعت IT
جمعه, ۱ اردیبهشت ۱۳۹۱روزنامه دنیای اقتصاد: تشیکل شورای عالی فضای مجازی یکی از خبرهایی بود که در روزهای پایانی سال ۹۰ شنیده شد. خبری که هرچند ناگهانی از سوی حمید شهریاری یکی از اعضای اصلی این شورا مطرح شد، اما آنچه که وی بعدها اعلام کرد نشان از این داشت که راهاندازی چنین شورایی از سالها پیش مد نظر بوده است. در حال حاضر شورایعالی فضای مجازی ۱۹ عضو حقیقی و حقوقی دارد. بخش خصوصی: در حال رایزنی هستیماعضای حقیقی شورای عالی مجازی در گفتوگوهای مختلف خود اعلام میکنند از آنجا که این شورا به بالاترین مقام تصمیمگیرنده در کشور وصل است تمام تلاش خود را برای نظم بخشیدن به حوزه فناوری اطلاعات کشور خواهد کرد. چرا که یکی از دلایل تشکیل شورای عالی مجازی به دلیل پراکندگی نهادهای تصمیمساز در حوزه سیاستگذاری صنعت آی تی بوده است. اما آنچه که برای اجرای این وعده مورد نیاز است، مشاوره و کمک از تمامی اعضای صنف آیتی است که حجم عظیمی از این اعضا را هم فعالان بخش خصوصی تشکیل میدهند. اما این در حالی است که در این شورا هنوز فعالان بخش خصوصی حضور ندارند.آزاده داننده، رییس سازمان نظام صنفی رایانهای تهران، درباره عدم حضور بخش خصوصی در این شورا میگوید: اگر فرض بر…
نیازمند طراح
شنبه, ۲۶ فروردین ۱۳۹۱ توجه : میخوام از لحاظ بافت و کیفیت مثل این نمونه هایی که میذارم باشه پس دوستان حتما نمونه هایی که میذارم رو نگاه کنید ممنون;)
یک پزشک | نگاه علیرضا و فرانک مجیدی به دنیای آیتی، پزشکی و سینما
http://narenji.ir/
معتقد بودم مشکل فضای مجازی بدون حضور «رهبری» حل نمیشود
شنبه, ۲۶ فروردین ۱۳۹۱حجتالاسلام دکتر حمید شهریاری نیازی به معرفی ندارد، دبیر شورای عالی اطلاعرسانی و رئیس مرکز فناوری اطلاعات قوه قضائیه.
از زمانی که پا به دبیرخانه شورای عالی اطلاعرسانی گذاشت سعی در حفظ جایگاه این شورا داشت چرا که از همان زمان نام این شورا در لیست شوراهای موازی با شوراهای دیگر قرار گرفته بود و بسیاری برای ادغام آن تلاش میکردند اما او همواره اعلام میکرد که از هماهنگی میان شوراها حمایت میکند اما تا زمانیکه مشکلات قانونی شوراها برطرف نشود امکان ادغام آنها وجود ندارد؛ چرا که مرجع مصوب هر کدام از شوراهای حوزه فاوا و در نتیجه برنامههایشان با یکدیگر متفاوت است.
هماکنون به عنوان یکی از اعضای حقیقی شورای عالی فضای مجازی مشغول سیاستگذاری برای فعالیتهای این شورا و مرکز آن است. قوانین چندگانه با ساختارهای متنوع و سلایق متفاوت سه اشکال اساسی که از نظر شهریاری مانع جدی در توسعه فضای فناوری اطلاعات ایجاد کرد.
او معتقد است که مرتفع کردن این موانع جز با دخالت و نظارت مستقیم عالیترین مقام حاکمیت یعنی مقام معظم رهبری میسر نبود. با او این بار نه در خصوص دبیرخانه شورای عالی اطلاعرسانی و مرکز فناوری اطلاعات قوه قضائیه بلکه در خصوص شورای عالی فضای مجازی و نحوه شکلگیری آن و دلایل شکلگیریاش بهگفتوگو نشستهایم که در زیر میخوانید.
شما در صحبت قبلیتان اشاره کرده بودید که تشکیل شورای عالی مجازی به صورت ناگهانی نبوده است، چه پروسهای طی شد و چقدر طول کشید و با چه بخشهایی صحبت شد تا شورای عالی فضای مجازی تشکیل شود؟
مشکلاتی که در کشور حدود شش سال پیش برای تعیین سیاستهای کلی در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات با آن مواجه بودیم، ما و جمعی از دوستان را به این نتیجه رساند که باید شورایی بالادستی وظیفه سیاستگذاری در این حوزه را بر عهده گیرد. نتیجهای که ما به آن رسیده بودیم این بود که مهمترین ضعفی که در این حوزه وجود دارد پراکندگی نهادهای تصمیمساز در حوزه سیاستگذاری بود.
این شش سالی که شما میگویید مصادف میشود با حضور شما در شورای عالی اطلاعرسانی؟
تقریبا از ابتدایی که به شورای عالی اطلاعرسانی آمدم بعد از مدتی متوجه شدم که شورای عالی اطلاعرسانی تنها مجرایی نیست که جایگاه قانونی دارد، برای تصمیمسازی در حوزه فناوری اطلاعات من مطالعاتم را از همان موقع شروع کردم و از همان زمان متوجه شدم که این حوزه یک حوزه پرچالش است، هم در زمینه سیاستگذاری و هم در عمل دچار پراکندگی هستیم، وقتی سازمان فرادستی نداریم هر سازمانی کار را به سمتی میبرد که مد نظرش است.
شورای عالی اطلاعرسانی در واقع همین نقش فراقوهای را در دورهای از زمان اعمال میکرد، هر چند شاید از جایگاه قانونی مناسبی برخوردار نبود. چگونه شما میگویید این شورا توان فرابخشی عمل کردن را نداشت؟
ممکن است ما در حوزه عمل مشکل نداشته باشیم چرا که رویه عملی بین نهادهای اصلی تصمیمگیر اتفاق میافتد، این رویه عمل دلالتی بر حوزه قوانین و مقررات در این حوزه ندارد، ممکن است دو نفر با هم هماهنگ شوند و با هماهنگی آن دو نفر کار پیش رود.
اگر ساختار تغییر کند این هماهنگی نیز از بین میرود؟
حتی ممکن است هماهنگی به دلیل ورود شخص ثالثی از بین برود یا موجب تشتت شود که این اتفاق نیز افتاد. قبل از دولت نهم هم این اتفاق افتاد. این تشتت در دولت هشتم زمانی به وقوع پیوست که شورای عالی اطلاعرسانی خیلی خوب جلو میرفت و این امر ناشی از صدمه خوردن به هماهنگی دونفره بود.
زمانی که شورای عالی اطلاعرسانی انتشار کتاب مجموعه قوانین و مقررات حوزه فاوا را در دستور کار قرار داد من مطالعهای را روی قوانین و مقررات حوزه فاوا شروع کردم و تمام نهادهای تاثیرگذار در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات را مرور کردم و متوجه شدم ادبیات بهکارگرفتهشده در این قوانین و مقررات چون در گذرهای تاریخی متعددی تدوین شده و در زمان تدوین هر مقرره قانونی چون نظر به تدوین قوانین و مقررات پیشین نداشته یا برای شکستن آنها و محدود کردن آنها تدوین شده ما با قوانین متعارض مواجه میشویم.
که گاه ممکن است بر ضد خود عمل کنند؟
گاه ممکن است باعث دوبارهکاری شود یا تشتت ایجاد شود و مدیران ارشد نظام را دچار چالش کند. خاطرهای تعریف کنم؛ زمانی که چالش اجمالی میان شورای عالی اطلاعرسانی و شورای عالی فناوری اطلاعات وجود داشت، در حال تدوین برنامه پنجم توسعه بودیم، هر کدام از این دو شورا دو نگارش برای توسعه فناوری اطلاعات در برنامه پنجم تدوین کرده بودند، چون دوگانه بود در مراحل مختلف تدوین این قانون ما دچار تعارض میشدیم، هر چقدر میخواستیم در سطح کارشناسی مشکل را حل کنیم چون در ساخت عبارات قانونی درهمتنیدگی وجود داشت اجازه حل این مشکلات را نمیداد. متن قانونی دچار تداخل بود، این تداخل مشکل ایجاد میکرد.
شما تفاوت نگرشها را مسبب این اختلافات میدانستید؟
نه، تفاوت نگرش نبود. متون قانونی با یکدیگر تداخل داشتند.
برخی از تفاوتها در متون قانونی ناشی از تفاوت نگرشهاست!
اول شما باید ببینید قانون چه اختیارات و وظایفی برای نهاد ایجاد کرده است، وقتی وارد عبارتهای قانونی که در نهادهای تاسیسی وجود دارد میشوید میبینید خود عبارتها با هم ناهماهنگ هستند. شورای عالی عتف (علوم تحقیقات و فناوری)، کارگروه فاوا، شورای عالی اطلاعرسانی و امنیت هر یک در دل شورا یا نهادی دیگر قرار دارد.
برای مثال نسبت شورای عالی افتا با فناوری اطلاعات از نظر متن قانونی روشن نیست. یعنی وقتی میگویید فناوری اطلاعات، امنیت یک بخش آن میشود، وقتی شما میگویید نظام جامع فناوری اطلاعات نظام جامع امنیت فناوری اطلاعات هم بخشی از آن میشود. حالا اگر امنیت را به یکی از شوراها دادی و فناوری اطلاعات را به شورای دیگر و نسبت این دو شورا را نسبت به یکدیگر روشن نکردی که کدام زیرمجموعه کدام است یا یکی استثنایی از کل است و… .
یکی پیدا میشود و میگوید همه اینها برای من است و یکی دیگر پیدا میشود و میگوید برای چه این شورا تشکیل شده است و مشکلاتی را ایجاد میکند.
این اولین مرتبه اشکال است، مرتبه دوم در عمل بود، ما در دولت نهم اهتمام کافی برای سرمایهگذاری در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات نداشتیم، به خصوص در فناوری اطلاعات نه در فناوری ارتباطات. به طوری که وزیر وزارتخانه متولی صراحتا در یکی از مصاحبههایش گفت متولیاش من نیستم، وقتی ما دنبال متولیاش میگشتیم متولی را پیدا نمیکردیم.
ضمن اینکه افراد زیادی هم خود را متولی فناوری اطلاعات میدانستند. بعد از قانون ما دچار تشتت در رفتار و عمل هستیم. یک نمونهاش این شد که دوتا پیشنویس سند نوشته شد. در نتیجه یکی از دو سند رفت در حوزه دولت تصویب شد و دیگر در شورای عالی انقلاب فرهنگی.
من در آن زمان به این قطعیت رسیدم که خانه از پایبست ویران است. یعنی این اشکال در من یا آقای ریاضی یا آقای تقیپور و آقای سلیمانی یا دوستان دیگر نیست که آیتی به سرانجام نمیرسد بلکه این اشکال در متون قانون و مقرراتی است که در گذر زمان و حتی از قبل انقلاب تا الان نوشته شدهاند.
چنان که فناوری اطلاعات یک طرف میرود و قوانین و مقررات الزاما به آن طرف نمیروند. مشکل سوم ما هم سلیقه برخی از دوستان بود که مانع جلو رفتن فاوا شد. فرض کنید مقررات اشکال نداشت و در عمل هماهنگی وجود داشت، باز در یک لایه پایینتر میبینی سلیقهها متفاوت است.
فکر نمیکنید این تفاوت سلیقهها نقش پررنگتری در مقایسه با دو مشکل دیگر داشت؟
نه، من به این جمعبندی رسیدم که بیشترین اشکال در قوانین و مقررات است.
که امکان تفاوت سلیقهها را به وجود میآورد؟
وقتی لایهها همپوشان باشند آن منطقه مشترک به صورت طبیعی مورد نزاع قرار میگیرد، این اختلاف وابستگی به فرد خاصی ندارد. عبارتها نیز در متون قانونی مشکلساز هستند. اطلاعرسانی یعنی چه؟ نسبت آن با فناوری اطلاعات چیست؟ در آییننامهای به اطلاعرسانی اشاره شده است و تمام شبکهها در ذیل اطلاعرسانی جای میگیرند و در آییننامه دیگری فناوری اطلاعات استفاده شده است، در قوانین گذشته از انفورماتیک استفاده شده است.
نسبت این سه کلمه با هم مشخص نیست. آیا همه اینها یک معنی دارند، که ندارند، اگر سه معنا دارند معنی یکی در دل دیگری است یا همپوشانی با یکدیگر دارند. آیا معنای کاملا جداگانهای دارند؟ آن کسی که نظام جامع فناوری اطلاعات را باید تدوین کند باید تکلیف سازمان نظام صنفی را نیز مشخص کند اما در قانون رویه عمل این بوده که شورای عالی انفورماتیک این کار را میکرده.
حالا یکی میشود دبیر و از رئیسجمهور هم حکم میگیرد و میگوید تمام بخشهای فناوری اطلاعات در زیرمجموعه من قرار دارد؛ بیراه هم نیست. اما شورای عالی انفورماتیک از قبل از انقلاب فعالیت میکرده و رتبهبندی شرکتها نیز توسط این شورا صورت میگیرد. اینها مجبور میشدند در صحنه عمل با هم به تفاهم برسند. آن تفاهم اگر به ناهماهنگی بخورد تازه اول دعواست.
به لحاظ زمانی میتوانید بگویید چه زمانی به صرافت افتادید که باید شورایی فرای تمامی دستگاههای تصمیمساز تشکیل شود؟ شما قبلا گفتهاید وقتی ادغام شوراها توسط رئیسجمهور به نتیجه نرسید به این نتیجه رسیدید که شورای بالادستی باید تشکیل شود؟
من قبل از آن هم به این نتیجه رسیده بودم چرا که یکی از مخالفان ادغام شوراها خود من بودم. من نگذاشتم شورای عالی اطلاعرسانی در شوراهای دیگر ادغام شود زیرا من این ادغامها را قانونمند نمیدیدم. هر کدام از این شوراها مجاری قانونی تثبیتی متفاوتی داشتند، بعضی تاسیسی دولت بودند، برخی تاسیسی مجلس بودند و برخی تاسیسی شورای عالی انقلاب فرهنگی. خود نسبت اینها با فاوا قابل تعریف نبود.
دولت که نمیتواند شورایی را که مجلس درست کرده در شورایی که خودش درست کرده ادغام کند. ما نمیگفتیم ادغام نباید بشود، ما میگفتیم ادغام نمیشود. میگفتیم خیلی خوب است که ادغام صورت گیرد اما امکان آن وجود ندارد، شما نمیتوانید بدون حضور نمایندگان شورای عالی انقلاب فرهنگی در دولت بنشینید و شورای عالی فناوری اطلاعات را که برای مجلس است در شورای عالی اطلاعرسانی که برای شورای عالی انقلاب فرهنگی است، ادغام کنید.
پس تنها راهحل را در تشکیل شورای عالی فضای مجازی دیدید؟
راهحل این بود که تفاهمی بین مجلس، دولت، قوه قضائیه که نهاد مستقلی است و شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت گیرد. تجربه تاریخی نشان داده این تفاهم به سادگی امکانپذیر نیست، وقتی نهادسازی میشود موانع قانون اساسی وجود دارد، یعنی شما طبق قانون اساسی اختیارات مجلس را نمیتوانید به کارگروه فاوا بدهید چرا که کارگروه فاوا اختیارات رئیسجمهور را توزیع میکند، نمیتواند بگوید اختیاراتی که مجلس داشته هم برای کارگروه فاوا باشد، یا شورای عالی اداری نمیتواند قانون مجلس را عوض کند.
بر فرض این دو را حل میکردیم، آیا شورای عالی انقلاب فرهنگی و قوه قضائیه میتوانند اختیاراتشان را به کارگروه فاوا بدهند؟ نمیتوانند مگر اینکه یک تفاهمی صورت گیرد. این تفاهم هم هیچ وقت شکل نگرفت. از همین رو به این جمعبندی رسیدم که این قصه بدون حضور مقام معظم رهبری جمع نمیشود. هماهنگی بین قوا از اختیارات ایشان است. یک امر ناهماهنگ که در قوای مختلف و در مجاری قانونگذاری مختلف اتفاق افتاده صرفا با حضور مقام معظم رهبری قابل حل است. یعنی میتوانستیم با حضور ایشان اختیارات مجلس را درون شورایی ببریم و اختیارات دولت و قوه قضائیه را به شورایی منتقل کنیم.
هیچ مسیری غیر از اینکه ما طی کردیم وجود نداشت. حالا شما میگویید کی؟ اولین باری که صحبت از ادغام شوراها شد نامهای آمد که این شوراها را طبق نظر شورای عالی اداری در شورای عالی آموزش، پژوهش و فناوری اطلاعات ادغام کنید. قبل از آن هم بحث ادغام شورای عالی اطلاعرسانی و شورای عالی فناوری اطلاعات وجود داشت. ما مبدع این حرف نبودیم، از وقتی که این حرف مطرح شد من پیگیری حقوقی کردم و متوجه شدم از نظر حقوقی این کار امکانپذیر نیست. در عین حال چون باید این اتفاق میافتاد راهکارش را مطالعه کردم.
یعنی شما موافق با ادغام بودید اما با راهکارش موافق نبودید؟
موافق با ادغام بودم اما نه به این سبکی که یک طرف را بکشند ببرند یک طرف دیگر، من موافق این نبودم. واقعا نگران بودم که حوزه مهندسی بخش فرهنگ را تقلیل برد و چون انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی است یقین داشتم این تقلیل به ثمر نمینشیند. مثلا توسعه MMS یک ملاحظه فرهنگی رویش میآید و متوقف میشود چرا که مهندسها نمیتوانند کار فرهنگی انجام دهند.
یکی از راهکارها این بود که شوراها و نهادها به تفاهم برسند که خود شما گفتید به دلیل عدم تفاهم حقوقی و قانونی این تفاهم امکانپذیر نبود. تلاشهایی صورت گرفت مثل تشکیل کارگروه فاوا. آیا این امکان وجود نداشت که به جای تشکیل نهادی دیگر و با استفاده از نظر مقام معظم رهبری همین بخش را اصلاح کنیم و همه نهادها را در این بخش جای دهیم؟
ماهیت کارگروه فاوا یک ماهیت دولتی بود. ریاست جمهوری اختیارات خود را در حوزه دولت به این کارگروه داده است. ما اگر میخواستیم اختیارات نهادهای دیگر را به این کارگروه بدهیم باید از اساس عبارتهای قانونی را درست میکردیم، در قانون اساسی اجازه میدادیم که علاوه بر دولت، قوه مقننه نیز اختیاراتش را به این کارگروه بدهد و قوه قضائیه هم اختیارات خود را به این کارگروه بدهد تا کارگروهی شود که اختیارات همه را دربر گیرد.
در این صورت این دیگر کارگروه فاوای دولت نبود. باید نقطهنظرات فاوای بالاسری تامین میشد. حالا پرسش این است که این ذینفعان بالاسری چه کسانی هستند و آیا اگر دور هم بنشینند به همین شاکلهای که کارگروه فاوا دارد، رضایت میدهند؟ من خودم یکی از تشکیلدهندگان کارگروه فاوا بودم.
در زمان تشکیل این کارگروه من گفتم چرا شما وزارت علوم را ندیدید. علم الکترونیکی یکی از مفاهیم جدی حوزه فناوری اطلاعات است. طرح عدالت الکترونیکی نیز در آن کارگروه نادیده گرفته شده بود که من در جلسات به آن اشاره کردم، گفتم با توجه به گفتههای مقام معظم رهبری باید برای مردم عدالت بیاوریم اگرنه نظام ما با نظامهای دیگر چه تفاوتی دارد؟ شما میتوانید بگویید عدالت الکترونیکی به اندازه سلامت الکترونیکی اهمیت ندارد؟ در این صورت چرا سلامت الکترونیکی تبدیل به یک طرح ملی شده اما عدالت الکترونیکی به یک طرح ملی تبدیل نشده است؟
از نظر شما فراگیری این دو متفاوت است؟
حوزه کاری کارگروه محدوده بود، شما میگویید ما ذینفعان را در آن کارگروه دخیل کنیم، در این صورت آن کارگروه دیگر کارگروه فاوا نیست. میشود شورای عالی فضای مجازی. ممکن است تصویرهای دیگری به غیر از آنچه فعلا اتفاق افتاده است به عنوان بدیل و آلترناتیو شورای عالی فضای مجازی در نظر بگیرید اما این محصول تقریبا ۹ ماه پیگیری دفتر مقام معظم رهبری از تمام ذینفعان این حوزه است. این به آن معنا نیست که بدیل دیگری نباشد اما به نظر ذینفعان این حوزه، این بهترین گزینه است.
یعنی تمام ذینفعان بر سر این شورا به جمعبندی رسیدهاند؟
اگر جمعبندی هم نبوده دفتر مقام معظم رهبری به این نتیجه رسیده است، هدف از مشورت گرفتن از تمام ذینفعان این نبوده که همه با آن موافق باشند اما بعد از مشورتگیری و ارائه نظرات به مقام معظم رهبری نظر ایشان، روی این شورا بود.
با وجود تشکیل این شورا آیا شوراها و نهادهای دیگر فعال در حوزه فناوری اطلاعات همچنان به فعالیت خود ادامه میدهند؟ شوراهای موجود چه سرنوشتی خواهند داشت؟ نسبت این شورا با شوراهای دیگر به چه شکل است؟ بسیاری از اعضای شوراهای دیگر در این شورا نیز حضور دارند؟ آیا ممکن است این شورا از نظر اجرا به سرنوشت شوراهای دیگر دچار شود؟
قطعا چنین اتفاقی نخواهد افتاد. ما بعد از جمعبندی در جلسات به این اجماع رسیدیم که قرار نیست این شورا کاری را به موازات نهادهای دیگر انجام دهد. امیدواریم که این شورا بتواند مشکلات هفت یا هشت نهاد تصمیمساز در این حوزه را برطرف کند. در لایه پایین شورا قرار نیست وظایف دستگاههای اجرایی را در حوزه فاوا انجام دهد.
وزارت ارتباطات طبق قانون یکسری وظایف دارد، قرار نیست این شورا وظایف آن وزارتخانه را بر عهده گیرد. همینطور وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا وزارت علوم. این شورا یک فرادستگاه است و فراقوه دیده شده است تا بتواند ساماندهی حاکمیتی را در این حوزه بر عهده گیرد. اکنون نهادهای جدیدی در سطح بینالمللی در حال شکلگیری است، گوگل نهادی مثل فیفاست. چه کسی با فیفا باید صحبت کند؟ در مملکت تعریف شده که چه کسی باید با فیفا صحبت کند. گوگل به عنوان یک نهاد فراملیتی شناخته میشود، درآمد این شرکت از تعدادی از کشورها بیشتر است.
مثلا میخواهیم با گوگل تعامل کنیم، چه کسی تعامل کند؟ کارهایی است که در سطح فراقوهای و در سطح ملی در معنای دقیق کلمه است.
به طور مثال میخواهیم به گوگل بگوییم من یک کلمهای را جستوجو میکنم اول این نتایج را نشان نده، این نتایج در فرهنگ ما زیاد کاربرد ندارد یا چیز خوبی نیست. چه کسی گفتوگو کند؟ چه بگوید؟ چه تضمینی هست که دو روز دیگر کسی حرفی خلاف حرف قبلی را نزند. در اجلاسهای بینالمللی قبلی که حضور پیدا میکردیم خودمان نمیدانستیم چهکارهایم. نگران این بودم که یک حرفی بزنم سه ماه دیگر یکی برود یک چیز دیگر بگوید.
بسیاری از تعاملاتمان در سطح بینالمللی متوقف شد. بسیاری از فرصتهایی که میتوانستیم در سطح بینالمللی برای ایران ایجاد کنیم از بین رفت. خیلی از صندلیها و امکانات را از دست دادیم. البته دو سالی است که کارگروه فاوا خوب کار انجام داده است. همه دوستان همکاری کردند که آقای تقیپور موفق شود اما متاسفانه هنوز سرمایهگذاری جدی در این زمینه صورت نگرفته، با اینکه آقای تقیپور خوب نهادسازی کرد و همه نیز خوب با او همکاری کردند.
در این دوره که همه با هم کار میکردیم نتوانستیم سیاستگذاری را حل کنیم اما توانستیم رفاقت کنیم. من خودم به سهم خودم چیزی کم نگذاشتم که آقای تقیپور موفق شوند و رابطه خیلی خوبی داشتیم.
با این وجود هنوز نسبت شورای عالی فضای مجازی با شوراهای دیگر مشخص نشده است.
شورا در حوزه عمل و اختیارات دستگاهها وارد نمیشود مگر جایی که خود وظایف و دستگاهها محل مناقشه و نزاع و ناهماهنگی شوند یا منافع ملی اقتضا کند. این به تشخیص اعضای شوراست. مثل اینکه گفتهاند شبکه ملی اطلاعات باید به شورا بیاید.
خودتان هم در صحبتهایتان اشاره کردید که هر کدام از شوراهایی که تشکیل شدهاند مرجع حقوقی و قانونی متفاوتی دارند، این شورا چگونه نسبت خود را با آنها مشخص کند؟
شورا خودش نسبتش را تعریف نکرده است. نسبت این شورا با دستگاههای دیگر را مقام معظم رهبری تعریف کرده است.
در این صورت رئیس شورا چه کسی میشود؟
در یکی از جلسات شورای نخبگان یک گروه ایرلندی آمدند و ما این بحث را در آنجا مطرح کردیم و آن تیم ایرلندی معتقد بود آیتی در ایران باید به بالاترین مقام تصمیمگیر در مملکت اتصال داشته باشد تا بتواند تصمیماتش را اجرایی کند.
من معتقد بودم این حوزه مشکل سیاستگذاریاش با اتصال به مقام معظم رهبری حل میشود و برخی دیگر از دوستان میگفتند با اتصال به رئیسجمهور این مشکلات برطرف میشود. به مدلی رسیدیم که مشکل سیاستگذاری و قانونگذاری را با ورود حضرت آقا و این جمله که باید ترتیب آثار قانونی داشته باشد، برطرف شد. این جمله برای حل همین مشکل است. این عبارت «لازم است به کلیه مصوبات آن ترتیب اثر قانونی داده شود». «لازم است» فرمایش حضرت آقاست. یعنی هیچ نهادی غیر شورا نمیتواند مستند به یک متن قانونی از اجرای مصوبات این شورا جلوگیری کند.
در واقع هر مصوبهای که شورای عالی فضای مجازی تصویب کند قانون محسوب میشود و هیچ دستگاه و نهادی نمیتواند آن را اجرا نکند.
بله، البته قانون رتبه اول. قانون داریم تا قانون. قانون رتبههای متفاوتی است. یک قانون قانون اساسی است یک قانون قانون عمومی. مثلا مجلس نمیتواند قانون اساسی را تغییر دهد. قوانین این شورا از قوانین رتبه بالاست.
فرای تمام قوانین قانون اساسی است که این قانون اختیار هماهنگی بین دستگاههای قانونگذار همعرض را به حضرت آقا داده است. ما به بهترین شکل ممکن مشکل سیاستگذاری را حل کردیم. حضرت امام به تنها شورایی که اختیارات اینچنین داد شورای عالی انقلاب فرهنگی بود دیگر بعد از آن مثل و مانندی نداشتیم تا در آن سطح بتواند عمل کند.
مثلا الان شورا موضوعی را تصویب کند پس از آن مجلس بخواهد وارد آن شود شورای نگهبان آن را رد میکند. یا اگر روزی مجلس بخواهد آیتی را به سمتی بکشد شورای نگهبان رد میکند و میگوید سیاستگذاری آیتی با شورای عالی فضای مجازی است. شما اختیاری ندارید که حرفی بزنید که متناقض با سیاستهای شورا باشد. ما در یک لایه زیر قانون اساسی و بالاسر تمام قانونگذارها لایهای درست کردیم که میتواند سیاستگذاری کند. این در طول انقلاب اسلامی موردهای بسیار نادری داشته است.
یعنی بالاتر از شورای عالی انقلاب فرهنگی است؟
همتراز با شورای عالی انقلاب فرهنگی این شورا تاسیس شده است.
به این نکته اشاره نکردید که رئیس شورا چگونه رئیسجمهور شد؟
به این نکته اشاره کردم که دو دیدگاه وجود داشت؛ گروهی معتقد بودند باید این شورا مستقیم به مقام معظم رهبری وصل باشد و گروهی دیگر نیز آن را زیر نظر رئیسجمهور میدانستند.
ما آنجا اصرار کردیم که رهبری مشکل قانونگذاری را حل کند و اجرا را بدهیم به رئیسجمهور. دو لایه فرض کردیم یک لایه قانونگذاری و سیاستگذاری و لایه دیگر اجرایی. قانونگذاری و سیاستگذاری را در حوزه نهادسازی رئیسجمهور نتوانست حل کند. ورود حضرت آقا موجب شد آن مشکل حل شود. در حوزه اجرا همه اتفاق نظر داشتند بالاترین مقامی که باید در این حوزه وقت بگذارد رئیسجمهور است.
پس لزومی بر حذف یا ادغام شدن شوراهای پایین دستی وجود ندارد؟
با توجه به تاسیس این شورا آنها نمیتوانند در سطح این شورا سیاستگذاری کنند. برعکس این شورا در سطح آن شوراها میتواند سیاستگذاری کند، به نظر من مشکل از نظری حل شد منتها عملا ما میخواهیم با این شوراها چه کنیم؛ این بسته به نظر اعضای شورا دارد. من معتقدم شوراهای موجود میتوانند به عنوان بازوهای کارشناسی برای تدوین سیاستگذاریهای اولیه و پیشنهاد به این شورا عمل کنند.
مثلا به جای اینکه این شورا نهادسازی انجام دهد، کمیته و کمیسیون برای خود بسازد، اینها را بازوی اجرایی خود قرار دهد. این یک فرض است و فرض دیگر این است که کلا شوراها منحل شوند.
پس هر دو فرض وجود دارد و همچنان احتمال منحل شدن شوراها هست.
به نظر من این نهادها در طول زمان ایجاد شدهاند و طول زمان یک امکاناتی به اینها داده است، مکان، منابع انسانی موجود و ردیف بودجه. این سه امکان نباید پاک شوند، اگر پاک شوند خطای آیتی است. ما نیامدهایم که یک عده را حذف کنیم، ما میخواهیم همه باشند منتها در یک فضای سامانمند. در این صورت آن شوراها به کار خود ادامه میدهند منتها بسامان و اگر هم بخواهند بیشتر از حد وظایفشان حرکت کنند شورای عالی فضای مجازی جلوی آن را خواهد گرفت.
استنباط ما این است که احتمالا شوراها به حیات خود ادامه خواهند داد.
حداقل تا وقتی که این شورا بتواند خودش را در لایههای مختلف نظامسازی جا بیندازد. این شورا هنوز جا ندارد. در چنین شرایطی که ما نمیتوانیم آن شوراها را تعطیل کنیم. فعلا میتوانیم از امکانات این شوراها برای آن شورا استفاده کنیم.
ردیفهای بودجهای که برای آیتی هزینه میشود نباید حذف شود. اگر حذف شوند ما چیزی برای آیتی نداریم. حالا اگر شورا تشکیل شد، مرکز تشکیل شد، رئیس مرکز و دبیر شورا مشخص شد، بعدا میتوان در مورد سایر شوراها تصمیم گرفت. ما نباید در حذف شوراها عجله کنیم. هر کدام از این شوراها پروژههایی را در دستور کاری دارند و یکسری قرارداد؛ اگر شوراها منحل شوند همه پروژهها کنسل میشوند. اول باید شورای عالی فضای مجازی تشکیل شود، این پروژهها را تحویل بگیرد بعد میتوان کاری کرد.
ردیف بودجهای مستقل برای این شورا در بودجه امسال پیشبینی میشود؟
امسال که البته گذشت اما حضرت آقا به ریاست مجلس و رئیسجمهور دستور دادهاند که تدبیری برای آن بیندیشند اما اگر هم نشد ما در شورای عالی اطلاعرسانی اعلام آمادگی کردهایم که بودجهمان را در اختیار آنان بگذاریم.
لیست اعضای حقوقی نشان میدهد از بعد امنیتی، فرهنگی و مهندسی به موضوع آیتی توجه شده اما به بعد اقتصادی آن توجه نشده است، هیچ کدام از وزرای اقتصادی در این شورا حضور ندارند. فکر نمیکنید این خللی در فرآیند توسعه یا تصمیمگیری ایجاد کند؟
شاید اگر حوزه اقتصادی هم نمایندهای در این شورا داشت خوب بود اما در آن مباحثی که بحث شد به نظر رسید لایه اقتصاد لایه فراقوهای تلقی نمیشود که تداخل کاری داشته باشد و ما بخواهیم در لایه سیاستگذاری حل کنیم.
ضمن اینکه به نظر من یکی از لایههایی که خوب جلو رفته این بخش است. بسیاری از بانکها کار خود را انجام میدهند بسیاری از فعالیتهای اقتصادی انجام میشود، هر چیزی که به این حوزه وصل میشود زود راه میافتد، مثل کارت سوخت. در آیتی مشکل داشتیم اما کارت سوخت خوب پیشرفت. در آیتی مشکل داشتیم اما بانکها خوب پیش رفتند.
این حوزه حوزهای است که دستشان در پول و امکانات است و میتوانند پروژهها را جلو ببرند. ضمن اینکه این پیشنهاد اولیه بوده و نظر مجموعهای از دوستان بوده و قابلیت این را دارد که اگر لازم شد به این اعضا اضافه شود. این لایه قرار است لایههای زیرین داشته باشد که در آن بخش از حوزههای مختلف حضور خواهند داشت. اگر بخواهم بزرگترین پروژه ۱۰ سال آینده را بعد از حوزه محتوا بگویم، حوزه مالیات الکترونیکی (e-tax) است.
در آن زمان طبیعتا از مسوول مربوطه دعوت میکنیم و سایر حوزهها هم چنین است. آیتی تمام صحنههای حیات را دربر میگیرد. اگر نمایندگان اقتصاد در این شورا نیستند نمایندگان حوزه سلامت هم نیستند، نمایندگان آموزش و پرورش هم نیستند. آقای احمدینژاد در جلسه اول گفتند این شورا از هیات دولت بزرگتر است. اگر بخواهی لیست بنویسی مجبور میشوی ۳۰ نفر را لیست کنی، اشکال فقط در بخش اقتصادی نیست.
بخش خصوصی هم در لیست اعضای شورا قرار ندارد.
در مورد بخش خصوصی بعدا صحبت میکنم. یکی از مشکلات این شورا تکثر افرادش بود. اگر تعداد اعضای این شورا زیاد میشد با مشکلاتی مواجه میشدیم. ما مجبور شدیم در جلسه آخر افرادی را حذف کنیم.
الان جمعا این شورا ۱۹ نفر عضو دارد، افرادی را که حذف کردید از گروه حقوقی بودند یا حقیقی؟
دو نفر را از حقوقیها کم کردیم و به حقیقیها اضافه کردیم. تعداد حقوقیها خیلی زیاد بود، بسیاری از افراد حقوقی خودشان اظهار تمایل کردند که در این شورا عضو باشند، مثلا در جلسات خود رئیس مجلس پیشنهاد داد که خوب است ما هم حضور داشته باشیم. این بهترین کاری بود که میشد انجام داد. علاوه بر اینکه در پیوست حکم آقا هم آمده در حوزههایی که در رابطه با تولید محتوا یا خدمات هست از بخش خصوصی هم استفاده شود.
معتقدید در این لایه دستگاههایی حضور دارند که فعالیتهایشان در گذشته محل مناقشه بوده است.
هم محل مناقشه بوده و هم میتوانستند از فرصتها و تهدیدها به گونهای استفاده کنند که برای دیگران مشکل ایجاد شود. ما اینجا نیامدهایم که اشکال ایجاد کنیم، مباحث اقتصادی جلو میرود، ما آمدهایم که اشکال مملکت را حل کنیم.
با توجه به این نگاه و اعضای شورا این شورا قرار است نگاه سلبی و بسته به حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات داشته باشد یا قرار است بخشی از محدودیتها که بسیاری آنها را غیرکاربردی میدانند، برداشته شود. حیات و ممات بخش خصوصی هم به این نوع نگاه یا تصمیمگیری بستگی دارد.
مشکل برای ما نیست، مشکل برای تمام دنیاست. کشورهایی که میخواهند گوگل درست کنند که نمیگویند برای بخش خصوصی به معنای واقعی. برای بخش خصوصی است درست است اما بدون حاکمیت دولت آمریکا مگر خودش میتواند کاری کند؟
اما قبول دارید در کشورهایی که کارهایی انجام شده هیچ نهادی نمیآید مانع جدی برای کسب و کار بخش خصوصی ایجاد کند. مثلا مخالفت با MMS.
این شورا خواسته فرصتها را حداکثری و تهدیدها را حداقلی کند. من معتقدم فرصتهای بسیاری از دست رفته است. ما چون دشمن بیرونی داشتیم تهدیدها را زمانمند و بسته به توانایی خود دفع کردهایم اما از فرصتها استفاده نشده است.
وظیفه اصلی این شورا این است که تحصیل فرصتها را حداکثری کند. ما واقعا طی چند سال گذشته مخصوصا در دولت نهم در این بخش کاملا خوابیده بودیم. این بخش سرمایهگذاری ملی میخواهد. بخش خصوصی ما در این بخش سرمایهگذاری نکرده است چرا که این بخش را آشفته میدیده، این آشفتگی برطرف شده است.
امروز یک نفر بگوید MMS آری یا نه تمام است. دیروز تمام نبود، از شورای عالی انقلاب فرهنگی مجوز میگرفتی شورای عالی امنیت ملی نظر دیگری میداد، از این شورا مجوز میگرفتی شورای دیگر چیز دیگری میگفت اما امروز متولی پیدا کرده است. شما میگویید بخش خصوصی اما من معتقدم یکی از ضعیفترین بخشهای ما در زمینه آیتی بخش خصوصی است. ما منابع انسانی کم نداریم اما کسی نیامده که سرمایهگذاری کند تا ببینیم شرکت بزرگی وجود دارد و میتوان به آن تکیه زد.
مشخص شده جلسات شورا طی چه دوره زمانی تشکیل میشود؟ در مورد دبیر و رئیس و ترتیب ساختاری آن توضیح دهید، قبلا گفته بودید تشکیل مرکز یک سال و نیم زمان میبرد.
من نگفتهام تشکیل مرکز یک سال و نیم زمان میبرد، من گفتهام جاگیری مرکز یک سال و نیم زمان میبرد. در فرمان حضرت آقا به تسریع تشکیل مرکز ملی فضای مجازی تاکید شده است. در طراحی صورتگرفته یک شورای عالی و یک بازوی اجرایی مرکز ملی فضای مجازی پیشبینی شده است.
بعد از جلسه اول شورا آقای رئیسجمهور گفتند عدهای بنشینند و خوراک برای جلسات شورا تهیه کنند، از همین رو قرار شد اعضای حقیقی با آقای تقیپور ساز و کار جلسات و محتوای جلسات را آماده کنند، ما در زمان تعطیلات نوروز شرح وظایف پیشنهادی خود و موضوعات مورد بحث را تهیه کردیم.
میخواهیم پیشنهاد بدهیم یک شورای معین تشکیل شود که هر هفته جلسه داشته باشد و بعضی از اختیارات شورا به شورای معین واگذار شود، آن شورای اصلی هم ماهی یک بار یا دوماهی یک بار جلسه داشته باشد. در جلساتی که در نوروز داشتیم شرح وظایف شورا، شرح وظایف مرکز و بحثهای اولویتداری مثل IPTV؛ IPMEDIA و شبکه ملی اطلاعات را در دستور کار شورا قرار دادیم، همچنین تشکیل کمیسیونهای شورا از اولویتهای کاری ماست.
ساختار پس از تصویب شورای عالی فضای مجازی لازمالاجراست یا تصویب مرجع بالاتر را نیز لازم دارد؟
نه، تصویب خود شورا کافی است. هر چند شاید نکاتی را مقام معظم رهبری تذکر دهند.
آیا برای دبیر شورا یا رئیس مرکز پیشنهادهای خاصی وجود دارد؟
بله، پیشنهادهای خاصی روی میز وجود دارد و آخرین تصمیمی که گرفته شد این بود که رئیسجمهور پیشنهاد خود را بدهد و حضرت آقا تایید کنند و حکمش خورده شود.
یعنی الان دبیر مشخص شده است؟
در حال گفتوگو هستند. هنوز به صورت ۱۰۰ درصد مشخص نشده است.
چه زمانی مشخص میشود؟
دو نظر وجود دارد؛ یک نظر این است که ما دبیر شورا و رئیس مرکز را که یک نفر هستند زودتر تعیین کنیم تا خودش این کارهایی را که ما انجام میدهیم انجام دهد و نظر دیگر این است که اول یکسری حدود و ثغور تعیین شود و بعد دبیر و رئیس مرکز انتخاب شود. باید دید نهایتا به چه جمعبندیای میرسیم.
انتهای پیام/.
هفته نامه عصر ارتباط
کاهش ۸٫۲ درصدی صادرات آیتی کره جنوبی
شنبه, ۱۹ فروردین ۱۳۹۱صادرات محصولات آیتی کره جنوبی در ماه مارس سال جاری میلادی کاهش ۸٫۲ درصدی یافت.به گزارش ایسنا، وزارت دانش اقتصادی کره جنوبی اعلام کرد که طی ماه مارس امسال مشکلات متعددی همچون بحران بدهیها در اتحادیه اروپا باعث شد تا صادرات محصولات آیتی کره جنوبی روند نزولی داشته باشد.به گفته این وزارتخانه، در ماه مارس کره جنوبی محصولات آیتی تولید داخلی را به ارزش ۱۲ میلیارد و ۳۷۰ میلیون دلار به کشورهای خارجی صادر کرد که در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته ۸٫۲ درصد کاهش نشان میدهد.وزارت دانش اقتصادی کره جنوبی همچنین اعلام کرده است که طی سه ماهه نخست سال ۲۰۱۲ صادرات محصولات آیتی این کشور کاهشی ۵٫۷ درصدی داشته و به ۳۵ میلیارد و ۳۳۰ میلیون دلار رسیده است.این کاهش در صادرات در حالی صورت میگیرد که مازاد تجاری محصولات آیتی کره جنوبی در ماه مارس به پنج میلیارد و ۸۵۰ میلیون دلار رسیده است که در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته بیش از دو برابر افزایش نشان میدهد که دلیل اصلی آن کاهش ۹٫۸ درصدی واردات این کشور بوده است….
هند اولین میزبان فرصتهای شغلی شرکتهای آیتی اروپایی و آمریکایی است
سه شنبه, ۱۵ فروردین ۱۳۹۱همکاران سیستم- شرکتهای اروپایی و آمریکایی فعال در حوزههای آی تی، امور مالی و دیگر کسب و کارها، تا سال ۲۰۱۶، ۷۵۰ هزار مورد از مشاغل خود را به کشورهایی منتقل خواهند کرد که هزینه تولید و نیروی کار در آنجا ارزان است. شرکت مشاورهای و پژوهشی هکت گروپ (Hackett Group) طی مطالعهای پیشبینی کرده است که کشورهایی مثل هند پذیرای بیش از ۴۰ درصد از این مشاغل خواهد بود. به گزارش وب سایت eweek شرکت هکت گروپ با بررسی دادههای به دست آمده از ۴۷۰۰ شرکت آمریکایی و اروپایی دارای درآمد بالاتر از یک میلیارد دلار پیش بینی کرده است که این شرکتها با انتقال بیش از ۷۵۰ هزار فرصت شغلی دیگر به کشورهای کمهزینهتری مثل هند، مجموع شغلهای برونسپاری شده خود تا سال ۲۰۱۶ را به بیش از ۲٫۳ میلیون شغل خواهند رساند. این شرکت دریافته است بیشتر این گونه مشاغل به نحوی به خدمات تجاری در هر حوزه مرتبط خواهد بود که سالانه بیش از ۱۵۰ هزار فرصت شغلی جدید پدید میآورد. این گزارش حکایت از آن دارد که انتقال یا به عبارتی برون سپاری مشاغل مرتبط با خدمات تجاری پس از سال ۲۰۱۴ روند نزولی به خود خواهد گرفت. در گزارش شرکت هکت گروپ تصریح شده…
جاسوسی فیسبوک از پیامکهای کاربران
سه شنبه, ۹ اسفند ۱۳۹۰تعدادی از متخصصان امنیت آیتی، مدیران فیس بوک را به کنترل پیامکهای کاربرانی که اطلاعات گوشی همراهشان را در اختیار این سایت گذاشته اند، متهم کردند. به گزارش فارس، در حالی که بارها اخباری در مورد نقض حریم شخصی کاربران فیس…
گوگل موتور جستوجو نیست؛ یک ابزار «جاسوسی» است
سه شنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۰
سردار احمدی مقدم فرمانده انتظامی ناجا گفت: استفاده از اینترنت ملی به معنای قطع ارتباط با جهان نیست و ما به تعاملات خود در سطح جهانی ادامه میدهیم.
به گزارش «وبلاگ نیوز»، فرمانده انتظامی ناجا امروز، سه شنبه ۲۰ دی ۹۰ در جمع خبرنگاران و در پاسخ به ایلنا در مورد ملی شدن اینترنت در کشور، با بیان این مطلب تاکید کرد: نباید مرکز اطلاعات رایانهای ما در خارج از کشور باشد؛ خودمان میتوانیم این مراکز را در داخل کشور داشته باشیم؛ باید اتصالاتمان هم از جایی امن صورت گیرد تا شاهد خرابکاری نباشیم.
اسماعیل احمدیمقدم تاکید کرد: وقتی که اطلاعات مورد نیاز خود را در اینترنت جهانی جستجو میکنیم، در واقع رد پایی از اطلاعات شخصی خود برجای میگذاریم.
وی در همین حال با یاد کردن از سایت گوگل، گفت: گوگل موتور جستجو نیست بلکه ابزار جاسوسی است.
فرمانده انتظامی ناجا افزود: حفاظت از اطلاعات مردم امریست متداول و اطلاعات داخلی و درون کشور نباید مورد سوءاستفاده دشمنان قرار گیرد.
احمدی مقدم ادامه داد: اینترنت ملی در حفظ اطلاعات کشور و امنیت مردم بسیار موثر است، چه بسا تعدادی از کشورها همچون کره جنوبی هم از اینترنت ملی استفاده میکنند؛ این موضوع گامی مهم است تا درون کشور خدمات را به مردم انتقال دهیم.
وی با بیان اینکه در مورد موضوع اینترنت ملی وزیر کشور باید شرح بیشتری دهد، اظهار داشت: ما همچون سایر کشورها شبکههای اینترنت از نوع محدود گسترده و نیمهگسترده داریم در نیروی انتظامی هم نیز به همین صورت است.
احمدی مقدم گفت: ملی شدن اینترنت میتواند در صنعت آیتی سهمی مناسب در تولید ناخالص ملی داشته باشد و این امر پیشرفت کشور را هم در پی خواهد داشت.
انتهای پیام/.
/باCES2012/ نمایشگاه CES2012 از فردا آغاز میشود
یکشنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۰همزمان با برگزاری نمایشگاه فناوری سی ای اس از روز آینده گمانه زنی در مورد شرکتهای پیشتاز آیتی در این نمایشگاه آغاز شده است. به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری فرانسه، از جمله شرکت های مهمی که امسال در این نمایشگاه حضور دارند می توان به سونی، اینتل، لنووو، مایکروسافت، نوکیا، سامسونگ و Nvidia اشاره کرد. البته با توجه به اینکه اپل هرگز در این نمایشگاه شرکت نکرده خبرهای مربوط به عرضه آی پد ۳ و آیفون ۵ طی ماه های آینده اعلام خواهند شد.شرکت چینی لنووو که یکی از سازندگان بزرگ انواع رایانه مبدل شده، قصد دارد سری جدید رایانه های تینک پد خود را در نمایشگاه سی ای اس عرضه کند. این رایآنه ها که مجهز به تراشه های پیشرفته اینتل هستند با هدف جذب کاربران تجاری ساخته شده و کم مصرف و پرقدرت هستند و عمر باتری آنها ۱۰ ساعت است.اینتل هم پردازنده های جدید اتم خود برای استفاده بر روی تبلت ها و گوشی های هوشمند را عرضه کرده و با تراشه های ARM رقابت می کند. Medfield هم نام یکی دیگر از تراشه های تازه این شرکت است. نوکیا هم با عرضه گوشی تازه Lumia 900 امیدوار است عقب ماندگی خود در این بازار را…
کاربران قدیمی آیفون و آیپاد لمسی امکان دانلود ندارند
سه شنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۰
کاربران نسخههای قدیمیتر سیستم عامل iOS، از زمان بهروزرسانی اخیر اپل در شانزدهم ماه دسامبر قادر به دانلود هیچ برنامه کاربردی جدید از اپ استور (appStore) نیستند.
کاربران آیپادهای لمسی و آیفونهای قدیمیتر دارای سیستم عامل iOS 3.1.3، فقط قادرند با سیستمهای عامل جدیدتر، برنامههای کاربردی که در حال حاضر دارا هستند را بهروز کرده و نرمافزار را از آیتیونز به رایانه منتقل کنند.
بنا بر اعلام، آنها نمیتوانند نرمافزارهای جدید را بهطور مستقیم از دستگاه خرید و یا نصب کنند؛ اپل هنوز درباره این مساله هیچ پاسخ رسمی نداده است.
منبع: ایسنا
معرفی برترین اپلیکیشنهای ۲۰۱۱ اپل
شنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۰
به گزارش شینهوا، اپلیکشن Instagram برترین اپلیکیشن سال آیفون شد. این اپلیکشن ابزار به اشتراک گذاری عکس است. از سوی دیگر Snapseed هم که یک ابزاری ویرایش عکس است برترین اپلیکیشن سال آیپد اعلام شد.
پرندگان خشمگین (Angry Birds) هم در فهرست پر فروشترین نرم افزارها برای آیفون و آیپد قرار دارد.
پر فروشترین فیلم آیتیونز، شبکه اجتماعی (The Social Network) و پرفروش ترین سریال تلویزیونی “Doctor Who” اعلام شد.
فروشگاه اپل استور در جولای ۲۰۰۸ آغاز به کار کرد و تا چهارم اکتبر ۲۰۱۱ بیش از ۱۸ میلیارد اپلیکیشن از آن دانلود شده است.
منبع: خبر آنلاین
مهمترین رویداد نمایشگاهی آیتی در ایران هفته آینده آغاز میشود: الکامپ بدون سازمان!
یکشنبه, ۱۳ آذر ۱۳۹۰سونیتا سرابپور – دنیای اقتصاد : کمتر از یک هفته به زمان برگزاری نمایشگاه بینالمللی الکامپ (الکترونیک، کامپیوتر و تجارت الکترونیکی) باقی نمانده است. نمایشگاهی که این روزها بیسرو صداتر از دورههای گذشته خود قرار است، از ۱۸ تا ۲۱ آذر، هفده سالگی خود را آغاز کند. این دوره از نمایشگاه الکامپ همچون دورههای یازدهم تا پانزدهم مورد مناقشه بین سازمان نظام صنفی رایانهای، شرکت بینالمللی نمایشگاه تهران و وزارت صنعت، معدن و تجارت قرار گرفت، اما گویا باز هم سازمان نظام صنفی در این مناقشه شکست خورده و با تمام انتقاداتی که نسبت به مسوولان برگزارکننده این نمایشگاه داشته، نتوانسته برگزارکننده الکامپ ۱۷ باشد. در حالی قرار است گروه بینالمللی آوین برگزارکننده الکامپ هفدهم باشد که پرویز رحمتی، رییس سابق سازمان نظام صنفی رایانهای کشور، بعد از پایان الکامپ شانزدهم اعلام کرد که آنقدر سازمان در برگزاری این دوره از نمایشگاه موفق بوده که تلاش خواهد کرد که برگزارکننده الکامپ هفدهم هم باشد. اما گویا شرایط آنگونه که مدیران سازمان نظام صنفی انتظار داشتند پیش نرفت تا اینکه این سازمان در نشستی در اواخر شهریورماه، در خصوص آخرین گزارش و مواضع سازمان نظام صنفی در مورد الکامپ هفدهم، با صراحت اعلام کرد: مسوولان مربوطه خیال ندارند سازمان نظام صنفی…
۳۰۰ میلیون زن در خاورمیانه و آفریقا از تلفنهمراه خود بی بهره اند
جمعه, ۱۱ آذر ۱۳۹۰گزارش جدید منتشر شده از سوی یک مرکز بینالمللی با عنوان “حضور زنان کارآفرین در بازار موبایل-توانمندسازی زنان عامل رشد بازار جهانی تلفنهمراه” نشان میدهد که ۳۰۰ میلیون زن در خاورمیانه و آفریقا از تلفنهمراه خود استفاده نمی کنند. به گزارش فارس به نقل از آیتیپی، مطالعه جدید صورت گرفته توسط مراکز STC، TNS و “انجمن زنان چِری بلیِر” وضعیت ۱۴ اپراتور بزرگ تلفنهمراه در آسیا، آفریقا و خاورمیانه را بررسی کرده است.محققان طی آن فعالیت انجمنهای غیرانتفاعی غیردولتی(NGO)، نمایندگان مراکز دولتی، اعضای مراکز عمومی و حضور زنان عادی را در بازار جهانی مورد مطالعه قرار دادند.این مطالعه نشان می دهد، زنان کارآفرین تا چه اندازه میتوانند در توسعه بازار جهانی تلفنهمراه موثر باشند و بر فعالیت انجمنها و مراکز تجاری فعال در این حوزه اثر مثبت بگذارند.این گزارش مشخص کرده است که در حال حاضر ۳۰۰ میلیون زن در مناطق یاد شده حضور دارند که این افراد ضمن داشتن دسترسی به تلفن همراه، هنوز از آن استفاده نمیکنند. با این رقم میتواند گفت که اپراتورهای مخابراتی تلفنهمراه در جهان به دنبال عدم جذب این تعداد کاربر زن سالانه ۱۳ میلیارد دلار ضرر میکنند. “چِری بلیر” موسس “انجمن زنان در این خصوص توضیح داد: «بررسی ما بر حضور زنان کارآفرین تاکید دارد…
ازبکستان میزبان نشست مقدماتی همایش ITU2012 شد
سه شنبه, ۸ آذر ۱۳۹۰نشست مقدماتی منطقهای شورای تدوین استانداردهای مخابراتی جهان و نشست مقدماتی منطقهای همایش جهانی مخابرات بینالمللی در آوریل ۲۰۱۲ در ازبکستان برگزار می شود. به گزارش وایمکس نیوز این تصمیم طی دیدار ژائو، معاون دبیرکل اتحادیه بینالمللی مخابرات(آیتییو) از سازمان ارتباطات و اطلاعات ازبکستان در تاریخ ۲۳ نوامبر اتخاذ شد.آیتییو در سال ۱۸۶۵ تاسیس شده است و نهاد اصلی سازمان ملل در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات است. ازبکستان هم از ۱۰ ژوییه ۱۹۹۲ به عضویت این نهاد در آمده است….
اتمام سنجش شاخصهای آیتی کشور؛ اعلام با مرکز آمار است
جمعه, ۲۷ آبان ۱۳۹۰به گفته مدیرعامل سازمان فناوری اطلاعات، هماکنون پروژه سنجش شاخصهای فناوری اطلاعات کشور به پاپان رسیده و نتایج پروژه نیز برای وزیر ارتباطات ارسال شده که با توجه به اجرای ماده ۵۴ قانون برنامه پنجم، نتایج این پروژه باید از طریق مرکز آمار اعلام شود. سعید مهدیون ، در پاسخ به پرسشی در مورد علت تاخیر در اعلام نتایج پروژه سنجش شاخصهای فناوری اطلاعات کشور که توسط سازمان فناوری اطلاعات انجام شده، اظهار کرد: در وهله نخست چنین روش سنجشی برای نخستین بار در کشور انجام شده و ثانیا نیز حجم این سنجش وسیع بوده و حجم سنگینی از دستگاهها، مورد سنجش قرار گرفته است. وی با بیان اینکه، اخذ اطلاعات از دستگاهها و تحلیل اطلاعات زمانبر بود، ادامه داد: در بسیاری از موارد ناچار به انتظار، برای دریافت اطلاعات از دستگاه مربوطه شدیم….
قدرتمندترین کشور وبلاگنویس جهان میشویم،اگر دولت حمایت کند
پنجشنبه, ۵ آبان ۱۳۹۰
حمید ضیاییپرور، کارشناس فضای مجازی تاکید کرد: اگر رسانههای اجتماعی هدایت شوند میتوانند تاثیر زیادی در پویایی یک جامعه داشته باشند.
به گزارش«وبلاگ نیوز» به نقل از ایسنا، حمید ضیاییپرور اظهار کرد: شبکههای اجتماعی فناوریهایی هستند که متناسب با نیازهای کاربران در جوامع مختلف خودشان را منعطف میکنند و به شکل نیازهای آنها درمیآیند. طبیعتاً کاربردی که این شبکهها در جوامع دیگر دارند با کاربرد آنها در جامعه ایران متفاوت است و علت جذابیت این فناوریهای جدید نیز این است که به سرعت میتوانند خودشان را با توجه به شرایط بومی تطبیق بدهند و نیازهای کاربران خودشان را برآورده کنند.
وی افزود: ضریب نفوذ اینترنت در جهان ۲ میلیارد و ۲۸۰ هزار نفر و در ایران ۴۳ میلیون نفر است و بیشترین مراجعه نیز در این حوزه به شبکههای اجتماعی است. این آمار حاکی از آن است که شبکههای اجتماعی توانستهاند نیاز مخاطبان خود را شناسایی کنند و در جهت جذب آنان به خود موفق عمل کنند.
ضیاییپرور بیان کرد: شبکههای اجتماعی مجازی به خودی خود تهدید عیله دولتها محسوب نمیشوند ولی، بعضی از دولتها میتوانند از این فضا به عنوان یک فرصت جهت تهدید علیه دولتهای دیگر استفاده کنند.
وی در ادامه افزود: قطعاً دولتها در ردههای سیاستگذاری و اصول راهبردی کلان جامعه در نوع فعالیت این شبکهها موثر هستند. ما تجربه وبلاگستان را به صورت قوی در کشور داریم اگر همانگونه که دولت از رسانههای مکتوب و صوتی و تصویری حمایت میکند، در مورد بلاگنویسها هم این کار را میکرد، شاید الان ما قدرتمندترین کشور بلاگنویس جهان بودیم و بیشترین نشر اطلاعات و دانش و خبر را میتوانستیم مبتنی بر بدنه بلاگنویسی در جهان داشته باشیم اما این کار عملیاتی نشد. در موضوع شبکههای اجتماعی هم دولت نه به عنوان تولیدکننده محتوا و نه به عنوان کاربر بلکه به عنوان سیاستگذار اصلی میتواند خیلی کمک کند.
وی گفت: ماه گذشته ضیافت شامی در کاخ سفید برگزار شد و اوباما سران آیتی کمپانیهای بزرگ آمریکایی را گرد هم آورد که در بین آنها چهرههایی مانند «مارک زوکربرگ» مدیر فیسبوک، «اریک اشمیت» از مدیران ارشد گوگل و «استیو جابز» مدیر مستعفی اپل که در آن زمان مدیر عامل بود دیده شدند. این شخصیتها در رده عالی تجلیل میشوند و به عنوان کسانی که از تاثیرگذاران فعالیتهای آیتی در آمریکا هستند، مورد توجه قرار میگیرند که این امر نشاندهنده درک درست از فعالیتهای مجازی است و باید در کشور ما نیز با اتخاذ تدابیر و سیاستهای کلان این امر صورت پذیرفته و این توجه عملیاتی شود.
ضیایی پرور با بیان اینکه در فضای مجازی و رفع نیاز مخاطبان آگاهانه عمل نکردیم و نتوانستیم همگام با ایجاد شبکههای اجتماعی اینترنتی خارجی، فعالیت کنیم، بیان کرد: برای مقابله با این شبکهها نتوانستیم راهکار عملی و درست ارائه بدهیم.
وی افزود: رسانههای اجتماعی اگر هدایت شوند میتوانند تاثیر زیادی در پویایی یک جامعه داشته باشند، بویژه اینکه ما که یک کشور فرهنگی هستیم و حامل پیام انقلاب اسلامی و دین مبین اسلام هستیم باید از این رسانههای جهانی استفاده کنیم.
ضیاییپرور تأکید کرد: ما میتوانیم شبکههای اجتماعی جهانی را ایجاد کنیم و کاربران خودمان را تشویق بکنیم که در این شبکهها فعال بشوند. ما در هیچ عصری از زمان چنین فرصت تاریخی نداشتهایم و هیچ وقت رسانهها و صدا و تصویر ما این برد جهانی را نداشته است.
وی در پایان، خاطرنشان کرد: الان این فرصت فراهم شده که در سطح جهانی دیده و شنیده بشویم و بهترین فرصت است که بر امواج این شبکهها سوار شویم و با راهاندازی شبکههای اجتماعی ملی و با سیاستهای درست در مورد این شبکهها، حرفمان را در سطح جهانی مطرح کنیم که البته این حرف توسط مردم مطرح میشود و به هیچ وجه نیاز نیست که دولت خودش در این زمینه تولید اطلاعات و محتوا بکند و فقط باید بستر را فراهم بکند
انتهای پیام/.
۸ دلیل گوگل برای خریدن یاهو
پنجشنبه, ۵ آبان ۱۳۹۰
اخیرا شایعه خرید یاهو توسط گوگل در تمام سایتهای حوزه آیتی به چشم میخورد، مطلبی که روزنامه وال استریت نیز صحت آنرا را تایید کرده است.
بر اساس گزارشهای منتشر شده در روزنامه وال استریت، منبعی موثق در رابطه با این معامله اعلام کرده است که گوگل در حال مذاکره با دست کم دو شرکت خصوصی سرمایهگذاری است تا با کمک آنها بتواند شرایط مالی این قرارداد را تهیه و تنظیم کند.
این که گوگل با چه شرکتهایی در حال مذاکره است، هنوز مشخص نیست. آیا تاکنون به این موضوع فکر کردهاید که چرا گوگل درصدد خریدن شرکت تضعیف شده یاهو است؟
۸ دلیل گوگل برای خرید یاهو
۱- گوگل مایل است ۷۰۰ میلیون بازدید کننده ماهانه یاهو را نیز به سرویس شبکه اجتماعی خود،گوگل پلاس وارد کند.
۲- این معامله به گوگل کمک میکند تا دسترسی بهتر و آسانتری به ناشران اصلی و ارزشمند فعلی یاهو نظیر ای.بی.سینیوز داشته باشد.
۳- بخشی از تلاشهای گوگل برای بالا بردن قیمت این معامله این است که رقبایی چون مایکروسافت را از میدان به در کند.
۴- گوگل قصد دارد میزان درآمد حاصل از تبلیغات کنونی خود را با فروش فضای تبلیغاتی در سایتهای یاهو افزایش دهد. کسب و کار تبلیغاتی یاهو از جمله تبلیغات گرافیکی، تعاملی و ویدیویی آن سالیانه ۲ میلیارد دلار ارزش دارد. گوگل در کسب و کار جستوجوهای اینترنتی حرف اول را می زند، اما در بازار تبلیغات، فیسبوک با ۲ میلیارد دلار درآمد خالص در سال جاری، تمامی بازار را در دست خود گرفته است. بعد از فیسبوک، یاهو با ۱/۶ میلیارد دلار و گوگل با ۱/۱ میلیارد دلار در رتبههای بعدی قرار میگیرند.
۵- بخشی از استراتژی گوگل برای این معامله، ورود به بازار علی بابای چین است. در حال حاضر یاهو ۴۳ درصد از بازار علی بابا را در دست دارد که ارزش آن بالغ بر ۱۲ میلیارد دلار است.
۶- گوگل هم اکنون مبلغ ۴۲/۵۶ میلیارد دلار موجودی در خزانه خود دارد. بنابراین، خریداری شرکت یاهو ایده مناسبی برای توزیع سرمایههای این شرکت خواهد بود.
۷- گوگل همچنین قصد دارد Flickr یاهو را با گوگل پلاس خود یکپارچه سازد.
۸- این شرکت با انتقال تدریجی فعالیتهای مربوط به موتور جستوجوی گوگل آمریکا به دفاتر خارجی شرکت یاهو، مالیات شرکت آمریکایی خود را کاهش خواهد داد.
اما آیا گوگل در این معامله موفق خواهد شد؟ طبیعتا ادغام دو غول اینترنتی دنیا دعاوی ضدتراست را به دنبال خواهد داشت. به یاد داشته باشید که گوگل در سال ۲۰۰۸ به دلیل ترس از همین دعاوی، از تصمیم برای قرار دادن تبلیغات مبتنی بر وب خود در یاهو صرفنظر کرد.
به گزارش همکاران سیستم، این معامله نیز مبارزه سختی برای گوگل خواهد بود، چرا که شرکت های دیگری از جمله مایکروسافت، علی بابا و AOL نیز برای خرید یاهو ابراز تمایل کردهاند.
گارتنر اعلام کرد رکود به صنعت آیتی هم میرسد
پنجشنبه, ۲۸ مهر ۱۳۹۰فارس- مقامات شرکت گارتنر میگویند به زودی رکود و بحران اقتصادی دامن شرکتهای فناوری و آی تی را هم میگیرد.به گزارش کامپیوترورلد، همین رکود باعث خواهد شد تا شرکتهای آی تی مجددا کمربندها را محکم ببندند و ضمن صرفهجویی در بودجه و مخارج احتمالا تعدادی از کارکنانشان را هم اخراج کنند. کارشناسان گارتنر وضعیت پیش رو را با عبارت ابهام بی سابقه توصیف کرده و معتقدند دومین رکود اقتصادی به زودی مشکلات جدی برای صنعت آیتی ایجاد میکند. با توجه به در پیش بودن تعطیلات کریسمس و افزایش رونق بازار این رکود در پاییز و ابتدای زمستان محسوس نخواهد بود؛ اما با آغاز سال ۲۰۱۲ به تدریج خود را به طور جدی نشان خواهد داد.گارتنر به مدیران شرکتهای آی تی توصیه کرده در ساختار و ماموریتهای ادارات تحت مدیریت خود تجدید نظر کنند و خود را برای ورود به دنیای ما بعد مدرن که اطلاعات، همکاری و تحرکپذیری آن را به پیش میراند آماده کنند. به اعتقاد آنان، مشتریان از این پس در مرکز توجه برای طراحی خدمات مدرن قرار میگیرند و آنها بیش از هر چیز خواستار سادگی هستند….
پندهایی به دانشجویان کامپیوتر
پنجشنبه, ۲۸ مهر ۱۳۹۰دنبال یک محل مناسب بودم تا این مطلب رو بزارم ولی جایه مناسبتری پیدا نکردم!
ترجمه کامل پندهایی به دانشجویان کامپیوتر :

یکی از نویسندگان و متفکران کامپیوتری محبوب من جول اسپالسکی است، او مقاله معروفی دارد که آغاز سال ۲۰۰۵ یعنی ۳ سال پیش نوشته است که متن کامل آن را باهم مرور می کنیم
اگر از برنامه نویسی لذت می برید خدا را شکر کنید زیرا از جمله محدود افراد بسیار خوش شانسی هستید که با انجام دادن کاری که دوستش دارید می توانید زندگی خوبی بسازید. بیشتر مردم اینقدر خوش شانس نیستند. این ایده که “عاشق کارتان باشید” مفهومی کاملا نو است. در گذشته مردم فکر می کردند که کار چیزی ناگوار است که انجامش می دهید که پول در بیاورید تا با آن کاری را که واقعا دوست دارید انجام دهید ، آنهم پس از بازنشستگی در سن ۶۵ سالگی به این شرط که پول لازم را داشتید و بیش از حد پیر و ناتوان نشده بودید و زانوها و چشم سالن داشتید و می توانستید بدون اینکه نفستان بند آید بیست قدم را بروید و هزار اما و اگر دیگر.
پندهایی به دانشجویان کامپیوتر
گذشته از اینکه تنها یک یا دو سال پیش بود که من در مورد اینکه چگونه رابط کاربری توانمند ویندوز موج آینده را می سازد،گزافه گویی می کردم، دانشجویان کامپیوتر گهگاه به من ایمیل می زدند که به آنها پندهایی برای شغل (آینده) شان بدهم. از آنجا که اکنون فصل استخدام است بر آن شدم که پند های استاندارد خود را بنویسم تا که آنرا بخوانند، به آن بخندند و بیخیالش شوند.
خوشبختانه بیشتر دانشجویان کامپیوتر آنقدر زرنگ! هستند که به خودشان زحمت نمی دهند که از پیران و پیشگامان خود بخواهند که آنها را نصیحت کنند، امری که در کامپیوتر کار خوبی است. زیرا بزرگترهایشان آماده اند تا به آنها حرفهایی احمقانه و فسیل شده بزنند مثل ” تقاضا برای کاربران وارد کننده کارت پانچها تا سال ۲۰۱۰ به ۱۰۰۰۰۰۰۰۰(صد میلیون) نفر خواهد رسید” یا ” بازار کارهای مرتبط با زبان Lisp امروزه بسیار داغ است”.
خود من هم هنگامی که دانشجویان کامپیوتر را نصیحت می کنم، نمی فهمم چه می گویم. به من امیدی نیست و دیگر به روز نیستم، از چیزهایی مثل Yahoo Messenger سر در نمی آورم (وحشتناک است نه؟) و هنوز هم از چیز قدیمی و عجیبی که به آن Email میگویند استفاده می کنم چیزی که زمانی همه گیر بود،زمانی که آهنگها بر روی صفحه صاف و گردی که به آن CD می گفتند به بازار آمد.
پس بهتر است که از این چیزهایی که اینجا می گویم چشم پوشی کنید و بجای آن از آن چیزهای آنلاینی درست کنید که می توان با آن دیگر مردم را پیدا کرد و قرار گذاشت و بیرون رفت.
با این وجود:
اگر از برنامه نویسی لذت می برید خدا را شکر کنید زیرا از جمله محدود افراد بسیار خوش شانسی هستید که با انجام دادن کاری که دوستش دارید می توانید زندگی خوبی بسازید. بیشتر مردم اینقدر خوش شانس نیستند. این ایده که “عاشق کارتان باشید” مفهومی کاملا نو است. در گذشته مردم فکر می کردند که کار چیزی ناگوار است که انجامش می دهید که پول در بیاورید تا با آن کاری را که واقعا دوست دارید انجام دهید ، آنهم پس از بازنشستگی در سن ۶۵ سالگی به این شرط که پول لازم را داشتید و بیش از حد پیر و ناتوان نشده بودید و زانوها و چشم سالن داشتید و می توانستید بدون اینکه نفستان بند آید بیست قدم را بروید و هزار اما و اگر دیگر.
کجا بودیم؟ آهان. نصیحت.
بدون حرف پیش من ۶ نصیحت رایگان برای دانشجویان کامپیوتر دارم:
۱٫ نوشتن را پیش از فارغ التحصیلی یاد بگیرید .
۲٫ زبان C را پیش از تمام شدن درستان یاد بگیرید.
۳٫ اقتصاد خُرد را پیش از فراقت از تحصیل فرا بگیرید.
۴٫ درسهایی که کامپیوتری نیستند را تنها به این خاطر که کسل کننده هستند سرسری نگیرید.
۵٫ دیگر نگران فرصتهای شغلی که نصیب هندی ها می شود نباشید.
۶٫ مهم نیست که چه می کنید دوره کارآموزی خوبی بردارید.
حالا اگر توضیح بیشتر میخواهید- به شرط آنکه آنقدر زود باور نباشید که این حرفها را تنها چون من گفته ام باور کنید- این را هم اضافه کنید: ۷٫ بدنبال راهنمایی و کمکِ حرفه ای بگردید تا عزت نفس پیدا کنید.
نوشتن را پیش از فارغ التحصیلی یاد بگیرید
اگر لینوس توروالدز، لینوکس را تبلیغ نمیکرد آیا امکان داشت که لینوکس موفق شود؟ همانقدر که وی هکر و برنامه نویس موفقی است، همانقدر توانایی وی در بیان ایدههایش با نوشتن به انگلیسی در Email و لیست های پستی بود که باعث شد لینوکس بتواند گروه های داوطلبان را در سراسر جهان به خود جلب کند.
از آخرین روش خبر دارید، Extreme Programming ؟ بدون اینکه بگویم در باره این روش چه فکر می کنم، می گویم که دلیل اینکه شما درباره اش شنیده اید این است که از کسانی شنیده اید که نویسندگان و سخنرانان سرآمدی هستند.
حتا در مقیاس کوچکتر، هنگامیکه به هر شرکت برنامه نویسی دقت کنید، می بینید که توانمند و تاثیرگذار ترین برنامه نویسیان آنهایی هستند که راحت،روان و خوب به انگلیسی صحبت می کنند و می نویسند. اینگونه انگلیسی دانستن به ارتقا کمک می کند، گرچه دست شما نیست.
فرق برنامهنویس متوسط و یک برنامه نویس عالی در تعداد زبانهای برنامه نویسی که میدانند و در اینکه پایتون یا جاوا را ترجیح می دهند نیست. بلکه در این است که می توانند ایدههایشان را بیان کنند یا نه. آنها با ترغیب مردم، موفق شده و نیرو می گیرند. با نوشتن توضیح و مشخصههای فنی واضح و روشن، به دیگر برنامه نویسان این توانایی را می دهند که کُدشان (برنامه) را بفهمند، یعنی دیگر برنامه نویسان بجای اینکه آن کدها را دوباره نویسی کنند با کدهای آنها کار می کنند و از این کدها استفاده می کنند. در غیر اینصورت کدشان بی ارزش است. با نوشتن مستندات فنی روشن برای کاربران نهایی، مردم متوجه می شوند که این کد چه کار می کند و این تنها راهی است که بوسیله آن کاربران ارزش این کدها را می فهمند. جایی در sourceforge تعداد زیادی برنامههای عالی و کاربردی مدفون شدهاند و کسی از آنها استفاده نمیکند زیرا این برنامهها را برنامهنویسانی نوشته اند که خوب نمی نویسند (یا اصلا نمی نویسند)، بنابراین کسی متوجه نمیشود آنها چه کردهاند و برنامه درخشانشان از درخشش می افتد.
من برنامهنویسی را استخدام نمی کنم،مگر آنکه بتواند واقعا خوب به انگلیسی بنویسد. اگر بتوانید بنویسید، هر جا که استخدام شوید، زود درمیابید که از شما می خواهند تا مشخصه های فنی را بنویسید یعنی اینکه دارید تاثیر خود را می گذارید و مورد توجه مدیران قرار گرفتهاید.
بیشتر دانشگاهها کلاسهای مشخصی به نام “نویسندگی حرفهای” دارند، یعنی باید بتوانید خیلی خوب بنویسید تا آنها را پاس کنید. دنبال این کلاسها بگردید و در آنها شرکت کنید. دنبال کلاسهایی بگردید که تکالیف هفتگی با روزانه دارند.
نوشتن در یک نشریه یا وبلاگ را آغاز کنید. هر چه بیشتر بنویسید، نوشتن آسانتر خواهد شد و هرچه آسانتر شود بیشتر می توانید بنویسید و به همین ترتیب.
زبان C را پیش از تمام شدن درستان یاد بگیرید. دقت کنید که گفتم C و نه C++. گرچه C به شکلی چشمگیر کمتر استفاده می شود ، هنوز برای کسانی که هماکنون برنامهنویسی می کنند زبانی بین المللی است. زبانی است که با آن با یکدیگر ارتباط بر قرار میکنند و از آن مهمتر از زبان های جدیدی مثل Ruby,Python,Java که در دانشگاه یاد میگیرید (البته نه اینجا) به زبان ماشین نزدیکتر است (یا از هر زبان جدیدتر دیگری که درس می دهند). نیاز است که شما دست کم یک ترم به زبان ماشین نزدیک شوید وگرنه هیچگاه نخواهید توانست که کُدهایی کارا به زبانهای سطح بالاتر بنویسید. نخواهید توانست روی کامپایلرها و سیستمهای عامل، که از بهترین کارهای برنامهنویسی بازار هستند، کار کنید. هیچگاه به شما برای خلق معماری پروژه های بزرگ اعتماد نمیشود. برای من مهم نیست که چقدر در مورد کنترلها، بستارها و مدیریت استثناها می دانید: اگر نتوانید توضیح دهید که چرا while (*s++ = *t++); یک رشته را کپی می کند یا برایتان طبیعیترین چیز در دنیا نباشد، آنگاه شما بر اساس خرافات و موهومات برنامه نویسی می کنید، اهمیت این مساله برای من مثل پزشکی است که اصول آناتومی را نمیداند و بر اساس گفته یک آدم ساده لوح، که گفته این دارو جواب میدهد، نسخه مینویسد. اقتصاد خُرد را پیش از فراقت از تحصیل فرا بگیرید. اگر تا حالا هیچ درس اقتصادی نگذراندهاید، باید بگویم اقتصاد از آن دسته رشتههایی است که با یک شاهکار انفجاری آغاز میشود،با آن بسیار نظریهها و اصول بامفهومش، که اثباتپذیر هستند و پس از آن نشیب و رو به افول است. این شاهکارِ آغازین اقتصاد خرد است، که به گونهای پایهی هر نظریهی مهمی در تجارت و کسبوکار است. از آن پس چیزها بدتر می شوند: به اقتصاد کلان می رسید (اگر می خواهید می توانید از ادامه این پاراگراف بگذرید) با آن نظریه های جالبش درباره چیزهایی مثل ارتباط نرخ بهره و بیکاری که بیشتر ثابت نشده به نظر می آیند تا ثابت شده، و پس از آن بدتر و بدتر میشود و بیشتر گرایشهای اقتصاد به فیزیک مبدل می شوند، که به درد پیدا کردن کاری بهتر در بازار والاستریت می خورد. ولی حتما اقتصاد خرد را بگیرید، زیرا شما باید درباره عرضه و تقاضا بدانید، شما باید درباره مزیتهای رقابتی بدانید و باید مفاهیم سود ویژه، کاهش قیمت و مطلوبیت حاشیهای را درک کنید پیش از آنکه بخواهید بدانید چرا شرکت با این روش کاری سود ده است. چرا کامپیوتریها باید اقتصاد یاد بگیرند؟ زیرا برنامه نویسی که اصول کسب و کار رابداند برای شرکت از آنکه نمیداند، ارزشمندتر است. و این خیلی مهم است. نمی توانم بگویم چند بار کار ما بخاطر ایدههای احمقانه ای که در برنامهنویسی شدنی و در سیستم سرمایه نشدنی هستند، بینتیجه مانده است. بخار چیزهایی که در اقتصاد خرد یاد می گیرید برنامه نویسی ارزشمندتر خواهید بود، و بخاطرش پاداش خواهید شد.
درسهایی که کامپیوتری نیستند را تنها به این خاطر که کسلکننده هستند سرسری نگیرید. سرسری گرفتن درسهایی که تخصصی نیستند راه بسیارخوبی است برای که معدل کل پایینتری داشته باشید. هیچگاه معدل خود را دست کم نگیرید، بسیاری از استخدام کنندگان و مدیران، از جمله خودم، هنگام مطالعه رزومه، مستقیم سراغ معدل می رویم، و البته از این کار هم پشیمان نیستیم. چرا؟ زیرا معدل شما نشان میدهد که استادان شما در دراز مدت و در شرایط مختلف در باره عملکرد شما چه میاندیشیدهاند. رتبه کنکور چطور؟ آزمونی است که تنها در چند ساعت برگزار شدهاست. اما معدل نشان دهندهی صدها کار و پژوهش کلاسی و میان ترم در چهار سال است. البته مشکلات خاص خودش را هم دارد. معدل نمیگوید که فلان درس گلابی را در بهمان دانشگاه گلابیتر گذراندهاید یا مکانیک کوانتومی را در یک دانشگاه سختگیر. البته من وقتی معدل متوسطی را از آن دانشگاه آسانگیر میبینم از آنها توصیه نامه و مدارک دیگری هم میخواهم و دنبال افرادی با معدل بالاتر از این دانشگاهها می گردم. چرا مدیری که به دنبال مهندسان نرم افزار است، باید به نمره درس تاریخ شما اهمیت می دهد؟ چراکه تاریخ کسل کننده است. آهان، پس شما دارید می گویید باید شما را استخدام کنم زیرا شما هنگامیکه کار کسلکننده میشود، درست کار نمی کنید؟ بله، در برنامه نویسی هم چیزهای کسلکننده هست. هر کاری بخشهای کسل کننده دارد. من یکی که افرادی را استخدام نمیکنم که به دنبال کارهای جالب هستن و فقط آنها را انجام میدهند. من در دانشگاه درس مردمشناسی فرهنگی را گرفتنم زیرا خوب دریافته بودم که باید چیزهایی راجب به مردمشناسی بیاموزم، و از دید من درس بدرد بخوری بود. جالب است؟ نه آنقدرها! مجبور بودم کتابهای واقعا خسته کنندهای در مورد سرخ پوستان در جنگلهای بارانی برزیل و ساکنان جزیره تروبریاند بخوانم، که با وجود همه احترامی که برایشان قایل هستم برای من چندان جالب نبود. در واقع کلاس آنچنان خستهکننده بود که چیزی مثل تماشای رشدچمن ها برایم هیجان انگیزتر بود و من آرزویش را می کردم. کاملا علاقه ام را راجع به موضوع از دست داده بودم. گریهام در آمده بود و از بحثهای بی پایان در باره جمعکردن سیبزمینی شیرین بسیار خسته شده بودم. نمی دانم مردم جزیره تروبریاند چرا اینقدر وقت صرف جمعآوری سیبزمینی شیرین می کردند، چیز دیگری یادم نمی آید، بسیار کسل کننده بود، اما زمان میان ترم که رسید حسابی درس را شخم زدم. کمکم به این رسیدم که مردمشناسی فرهنگی دارد برایم شگنجه و ملالت می شود و کسالت سد راه من است. اگر در کلاسی بیست میگرفتم که در امتحانش باید همه چیز را درباره پوشش سرخپوستان در فلان جشن میدانستم، میتوانستم از پس هرچیزی برآیم هرچقدر هم که خستهکننده باشد. بار بعد که از اتفاق جایی گیر کردم و مجبور بودم برای یک چرخه کاری ۱۸ ساعت منتظر بمانم از مطالعه آن قبیله سپاسگذار بودم چون در مقایسه بسیار خوشایندتر بود. من بیست گرفتم. خوب، اگر من توانستم پس شما هم میتوانید.
دیگر نگران فرصتهای شغلی که نصیب هندیها می شود نباشید
اگر در هند هستید هیچگاه چنین نگرانی نداشتهاید، پس دیگر هم نگران شغلهایی که به هندیان داده میشود نباشید! در هند شغلهای جالبی وجود دارد، از آنها لذت ببرید.
مرتب میشنوم که از تعداد افرادی که به رشته کامپیوتر میروند کم میشود و دلیلی که میشنوم این است که دانشجویان از این میترسند به رشتهای بروند که کارهایش به هندیها داده می شود. این حرف به دلایل بسیاری نادرست است. نخست اینکه انتخاب شغل بر اساس گرایش روز (حال) کاری نابخردانه است. دوم اینکه حتا اگر تمام کارهای برنامهنویسی به هند و چین دادهشوند، برنامه نویسی به گونهای شگفت انگیز مهارت خوبی برای همه گونه کارهای جالب و خیالانگیز است، کارهایی چون مهندسی فرآیندهای تجاری. سوم: این را از من بپذیرید که هنوز هم برنامهنویس بهراستی خوب کیمیا است هم اینجا و هم هند. بله بسیار از افراد کامپیوتر و آیتی خوانده هستند که بیکارند و درباره اینکه مدت بسیاری است که بیکارند گلایه میکنند، میدانید چرا؟ ناراحت کردن آنها را به جان میخرم و میگویم برنامهنویسان واقعا خوب حتما سر کار هستند. چهارم: ایده بهتری دارید؟ میخواهید چه کار کنید، تاریخ بخوانید؟ بعد هم راه دیگری ندارید جز اینکه ادامه تحصیل بدهید و به رشته دیگری چون حقوق بروید. چیزی هست که از آن مطمئن هستم: ٪۹۹ وکلا از کارشان متنفرند، از تکتک دقایق کارشان متنفرند و هفتهای ۹۰ ساعت کار میکنند. همانگونه که گفتهام: اگر از برنامه نویسی لذت می برید خدا را شکر کنید زیرا از جمله محدود افراد بسیار خوش شانسی هستید که با انجام دادن کاری که دوستش دارید می توانید زندگی خوبی بسازید.
بگذریم، فکر نمیکنم داشجویان بهراستی اینگونه فکر کنند. کم شدن دانشجویان کامپیوتر به این خاطر است که پس از یک دوره جوگیری هماکنون تعداد به حد طبیعی خود رسیده است. جوگیری باعث شده بود کسانی که بهراستی برنامهنویسی را دوست نداشتند فکر کنند این کار کار پر درآمدی است و به سوی آن هجوم بیاورند. خوشبختانه چنین افرادی دیگر به کامپیوتر نمیآیند.
مهم نیست که چه می کنید دوره کارآموزی خوبی بردارید
استخدام کنندههای هوشمند میدانند که عشاق برنامهنویسی در کلاس سوم راهنمایی برای دندانپزشک خود پایگاه داده نوشتهاند، سه سال پیش از ورود به دانشگاه در آموزشگاههای کامپیوتر درس دادهاند، برای نشریه دانشجویی سیستم مدیریت محتوا ساختهاند و کارآموزی آنها در شرکتی (خوب) نرمافزاری بوده است. این چیزی است که آنها در رزومه شما جستجو میکنند.
اگر از برنامهنویس لذت میبرید، بزرگترین اشتباهی که ممکن است بکنید این است که به کاری نیمهوقت یا چیزی شبیه آن در کاری جز برنامهنویسی بروید. میدانم که هر فرد ۱۹ سالهی دیگر میخواهد که کاری در یک لباس فروشی پیدا کند، اما شما مهارتی دارید که بسیار باارزش است حتا اگر ۱۹ سال داشته باشید پس نابخردانه است که وقتتان را در تا کردن پیراهن تلف کنید. پیش از آنکه فارغالتحصیل شوید باید رزومهای داشته باشید پر از کارهای برنامهنویسی.
منبع:
پندهایی به دانشجویان کامپیوتر- بخش نخست، دوم و سوم
دبیرکل ITU سرشناسترین فرد صنعت فاوای جهان نام گرفت
دوشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۰دکتر حمدون توره، دبیرکل اتحادیه بینالمللی مخابرات(آیتییو) در فهرست امسال ۱۰۰ فرد نیرومند کسبوکار مخابرات جهان که در انگلستان منتشر میشود به خاطر کوشایی در گسترش خطوط فراخباند جهان و پیگیری حق ارتباط به عنوان یکی از حقوق بنیادی بشر در صدر قرار گرفت. پس از توره نیز رندال استفنسون از ایتیاندتی، لاول مکدام از ورایزون، سزار آلیرتا از تلفونیکا و لاری پیج از گوگل قرار گرفتند.در گزارش همراه این رتبهبندی نیز به شایستگی از دکتر توره یاد شده است. در فرازی از این گزارش آمده است که توره برای تقویت وجهه بینالمللی مخابرات زحمت زیادی کشیده است و در تشکیل کمیسیون فراخباند نقش مهمی ایفا کرده است و کسی غیر از توره نمیتوانست افرادی چون جان چمبرز از سیسکو،کارلوس اسلیم از تلمکس، پل جیکوبز از کوالکوم، وانگ جیانژو از چاینا موبایل و هانس وستبرگ از اریکسون را در این کمیسیون گرد هم آورد….
الکامپ امسال را به سازمان نظام صنفی رایانهای نمیدهند
جمعه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۰سونیتا سرابپور – دنیای اقتصاد : همیشه حاشیههای برگزاری نمایشکاه الکامپ بیشتر از متن برگزاری آن است. برعکس دور شانزدهم که از چند ماه قبل از برگزاری الکامپ و بعد از سالها سازمان نظام صنفی رایانهای توانست مجری برگزاری این نمایشگاه تخصصی در حوزه آیتی باشد، اما این بار و در آستانه ۱۷ سالگی الکامپ هنوز مشخص نیست که این دور از نمایشگاه توسط چه ارگانی برگزارخواهد شد. اینبار هم همچون دورههای یازدهم تا پانزدهم، سازمان نظام صنفی در تلاش است که برگزاری این دور از نمایشگاه را به دست گیرد. اگر چه سال گذشته و در جلسه مطبوعاتی مربوط به برگزاری الکامپ شانزدهم، مسوولان سازمان نظام صنفی خوشبین بودند که میتوانند مجری برگزاری الکامپ هفدهم هم باشند، اما آنطور که رییس سازمان نظام صنفی رایانهای میگوید، این سازمان برای برگزاری این نمایشگاه با چالشهای اساسی روبهرو است. این سازمان روز گذشته نشست مطبوعاتی مربوط به هفدهمین نمایشگاه الکامپ را برگزار کرد که در این جلسه آخرین گزارش و مواضع سازمان در مورد الکامپ هفدهم عنوان شد.سازمان به دنبال تعامل و همکاریپرویز رحمتی، رییس سازمان نظام صنفی رایانهای، در ابتدای جلسه با اشاره به دلیل برگزاری این نشست گفت: «نمایشگاه یکی از رویدادهای مهم سالانه است که نقش تعیینکنندهای برای…
برنامهی سامسونگ برای بازار هند: سهمی ۴۰ درصدی از بازار اسمارتفونها
چهارشنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۰شعبهی سامسونگ واقع در هند، در حال حاضر اسمارتفونهایی را با سیستمعاملهای «بادا» و «آندروید» در این کشور به فروش میرساند، اما Yadav، رئیس منطقهای بخش موبایل و آیتی سامسونگ، از عرضهی گوشیهایی با سیستمعامل «ویندوز فون ۷» نیز سخن به میان آورده است.
سامسونگ در بازار هندوستان، پس از نوکیا و در جایگاه دوم قرار دارد.
گوشیهای هوشمند یا اسمارتفونها گوشیهای موبایلی با توان پردازشی بالا و دارای سیستمعامل میباشند. سامسونگ در چند ماههی اخیر، به لطف Galaxy S II خود توانسته است در زمینهی فروش این نوع گوشیها، بیش از گذشته موفقیت کسب کند.
منبع:
تجارت الکترونیکی در گفتوگو با مدیرعامل شرکت راهبر: رویکرد اجرای پروژههای بزرگ
شنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۰«بخش خصوصی ما ضعیف است و با این شرایط دولت به هیچ وجه به این بخش اطمینان لازم را نخواهد داشت.» این بخشی از اظهارات محمود اعلایی، مدیرعامل شرکت خدمات انفورماتیک راهبر است. شرکتی که این روزها به عنوان بازوی راست وزارت بازرگانی در بخش آیتی شناخته میشود و قرار است به بخش خصوصی واگذار شود. بخشی که به اعتقاد وی به خاطر ضعفهای عملکردی باعث شده بسیاری از پروژههای کشور با موفقیت همراه نباشد و دولت هم دیگر به آن اطمینان نداشته باشد. اما با تمام این اوصاف این شرکت عزم خود را برای خصوصیسازی جزم کرده و مسوولان آن بر این باور هستند که با این حرکت بسیاری از مشکلات پیش روی شرکت راهبر حل خواهد شد و انجام پروژههای آیتی این شرکت با سرعت بیشتری انجام خواهد شد. با اعلایی به گفتوگو نشستیم تا وی هم از روند خصوصیسازی شرکتش صحبت کند و هم پاسخگوی تمامی شایعاتی که پیرامون انحصار این شرکت در دریافت پروژههای بخش فناوری اطلاعات میشود، باشد. سوال اول را بهتر است با خصوصی شدن شرکت راهبر شروع کنیم. پیش از این گفته بودید که شرکت راهبر با خصوصی شدن از بسیاری از مشکلات و محدودیتهای دولتی بودن فاصله میگیرد. با توجه به اینکه…
بقایی: من، احمدینژاد و مشایی درجمعمان به اتهامات میخندیم
دوشنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۰حمید بقایی تاکید کرد: خطر بازداشت را احساس نمیکنم. معاون اجرایی رییسجمهور درباره موضوع ارتباط اسفندیار رحیم مشایی با امام زمان(عج) گفت: من سالهاست که با آقای مشایی دوست هستم و تا حالا چنین ادعایی [رابطه با امامزمان] از او نشنیدهام. تمام این مسایلی را که در رابطه با چند و چون عبادت میگویند ما از خود روحانیون یاد گرفتهایم.
به گزارش جهان، اظهارات بقایی با روزنامه شرق در پی میآید:
بعد از ماجراهای برکناری و سپس ابقای وزیر اطلاعات، فشار بر احمدینژاد برای دوری از برخی اطرافیان نزدیکش به واقع معنا پیدا کرد؛ فشاری که شما و مشایی دلیل آن اعلام میشوید؟
منظورتان فشار رسانهای است؟
منظور ما واضح است! شدت، حدت و جهت این فشارها را میتوانید از تریبونهای رسمی و غیررسمی ببینید؛ مثلا در نماز جمعهها، هشدارها یکدفعه سیر صعودی غیرعادی پیدا کرد…
من خیلی گرفتار هستم و فرصت پیگیری ندارم اما خیلیها، راجع به این افزایش فشار به من میگویند. من خیلی پیگیر اخبار نیستم؛ اگر بخواهم وقت بگذارم برای این خبرها به کارهایم نمیرسم. هر کسی رفته ۱۰ هزار تومان هزینه کرده و یک وبلاگ درست کرده و اسمش را هم گذاشته سایت. بعد هم میگوید، من رسانهام و شما هم به عنوان مسوول موظفید به من پاسخ دهید. به صراحت بگویم، من این مسایل را زیاد دنبال نمیکنم.
افزایش روزافزون فشار را از حدود دو ماه پیش احساس نمیکنید؟
در این مدت بعضی از موضوعها خیلی حاد شده؛ در حالیکه این موضوعها قبلا هم مطرح بوده ولی در این چند روز خیلی بزرگش کردند.
چه موضوعهایی از قبل بوده و الان حاد شده؟
مثلا ماجرای مربوط به کیش. دو سال است، این موضوع پیگیری میشود، اما در این یکی، دو ماهه خیلی بزرگش کردند.
علت این برجستهسازیها را چه میدانید؟
ممکن است حرف شما درست باشد و فشار افزایش یافته باشد. شاید در سه ماه گذشته بحثهای سنگینی اتفاق افتاده باشد؛ اما من این بحثها را دنبال نکردم. اما این را بگویم که اگر یک وقت اتهام جدی علیه من مطرح شد باید پاسخگو باشم؛ حالا چه الان چه در آینده.
گویا با اصولگرایان بر سر تعریف اتهام جدی، اختلاف دارید؛ این فشار بر احمدینژاد محدود به سایتهای خبری یا به قول شما چند وبلاگ ۱۰ هزار تومانی نیست. رسانههای این جریان، تغییر رفتارها و رویکردها نسبت به دولت را منعکس میکنند. میتوان گفت بیشتر تریبونهای رسمی در چند ماه گذشته از جریانی که انحرافی مینامندش حرف میزنند؛ از نمایندگان اصولگرای مجلس گرفته تا تریبونهای نمازجمعه و… مستقیم و غیرمستقیم. فکر نمیکنم فهمیدن اینکه منظورشان از افراد منحرف چه کسانی هستند، کار مشکلی باشد.
من معاون اجرایی رییسجمهور هستم و آنقدر گرفتاری دارم که وقتی میبینم خیلی از برچسبها به من نمیچسبد، بیتوجه از کنار آنها عبور میکنم.
مصداقی میگویم که شما هم با این همه مشغلهای که میگویید، حتما در جریان آن هستید. به عنوان معاون اجرایی رییسجمهور حتما در جریان ۱۱ روز خانهنشینی احمدینژاد بودید. بخشی از اصولگرایان تلاش میکردند بگویند رییسجمهور کسالت دارد و بیمار است، اما ایرنا به عنوان ارگان رسانهای دولت و مدیر عامل ایرنا و اطرافیان احمدینژاد تلاش میکرند بگویند، او قهر کرده و چون ناراحت است در دولت حضور پیدا نمیکند. بعد یکدفعه هشدارها بالا میگیرد که رییسجمهور با این کار ولایتمداریاش را زیر سوال برده و مقصر این موضوع را هم شما و مشایی اعلام میکنند؛ در جریان این موضوع که هستید؟
من یک واقعیتی را به شما بگویم؛ خیلی از اینهایی که بیرون نشستند و موضعگیری میکنند به شرایط ما دقت نمیکنند. نمیخواهم بگویم اهل سیاست نیستم و به سیاست توجه ندارم، ولی من شخصا اجرا را بر کار سیاسی ترجیح میدهم. مسایل سیاسی آنقدر حاشیه دارد که اگر بخواهیم توجه کنیم، بعد از یک مدت فرسوده میشویم. واقعا بحثهای سیاسی بیهوده است و ته آن چیزی عاید کسی نمیشود. خاطرم هست در وزارت کشور، خیلی از دوستان در ایام انتخابات خیلی هیجان داشتند و درگیر میشدند، من گاهی اوقات به آنها میگفتم خوب است انسان گاهی اوقات تحلیلی داشته باشد، ولی شما بیش از حد امورتان را زمین گذاشتهاید و فقط چسبیدید به مباحث سیاسی. عناصری که در این قضیه هستند هم حتما راهکار جمع کردن این بحثهایی که راه انداختهاند را پیدا میکنند. تکلیف من چیست. تکلیف بنده به عنوان مثلا یک زمان رییس سازمان میراث فرهنگی و حالا معاون اجرایی رییسجمهور، این نیست که بگویم من در فلان هفته یا ماه کارم دادن پاسخ به اتهامهای فلانی بوده است. به همین دلیل است که اگر سابقه مرا در میراثفرهنگی مرور کنید، میبینید که ما معمولا در این دو سال فقط مراسم بهرهبرداری برگزار کردیم.
شما به عنوان یک مسلمان مسوول، بالاخره خطبههای نماز جمعه را دنبال میکنید؛ آیا تغییر محسوسی در موضعگیری خطیبان جمعه که همواره حامی جریان اصولگرایی و دولت اصولگرایان بودند، نمیبینید؟
بله! آدم این را احساس میکند اما حرف من این است که به نظرم، این یک امر طبیعی است و ممکن است این مواضع به مرور تغییر کند. یک وقتهایی ممکن است اطلاعات غلط، برداشتهای غلطی برای برخی ایجاد کند. نباید خیلی در این حاشیهها درگیر شد.
یعنی این فشارها را جدی نمیگیرید؟
نه چندان.
اگر مسیر شکلگیری انتقادها را دنبال کرده باشید، میبینید بحث مربوط به وجود جریانی به نام انحرافی به مرور از یکسری مراسمها شروع شد. بعد خطیبان جمعه و تعدادی از نمایندگان مجلس، پی این جریانی که میگفتند را گرفتند تا آنجا که کار رسید به بعضی از مراجع. دولت همان دولت است و عملکرد همان عملکرد و آدمها همان آدمها؛ پس یکدفعه چه اتفاقی افتاد؟
چون ما در حال خدمتیم، طبیعی است که این مسایل هم پیش بیاید. در ۱۰۰ سال اخیر هر زمان که کارهای اجرایی صورت گرفته و یکسری فعالیتهایی که باعث تحول در جامعه شده، اتفاق افتاده که یکدفعه حاشیهها سر باز کردند. از شهریور ۲۰ بگیرید تا ملی شدن نفت و زمان انقلاب. اوایل انقلاب را نگاه کنید، میبینید یکسری فعالیتهای عمرانی و تغییرات صورت میگیرد، بعد یکدفعه حاشیهسازی سنگین، سازماندهی میشوند. ما فرصت نداریم برویم دنبال اینکه چه کسی چه میگوید. نمیتوانیم ته ذهن این و آن را درست کنیم. مردم باید قضاوت کنند، چراکه قاضی اصلی، افکار عمومی است. آن کسی که شما میگویید میآید از فلان تریبون حرف میزند چون دستش باز است، هرچه میخواهد میگوید، اما مخاطبش افکار عمومی است و نمیتواند فرض کند شنوندگان چیزی حالیشان نیست. اتفاقا در این دورهزمانه همه، همه چیز را میفهمند. در نتیجه وقتی ما، مظلومانه کار و وظیفهمان را انجام میدهیم و دنبال حاشیهها و سوءاستفاده نمیرویم در واقع جواب سروصداکنندگان را دادهایم.
این «مظلومانه» گفتن شما هم نشان از غیرعادی بودن شرایط است؟
من خودم را میگذارم جای افکار عمومی. من نمیگویم من مظلوم هستم بلکه افکار عمومی نگاه میکند و میبیند مدام به ما حمله میکنند: یکبار، دوبار، صدبار… خب مردم میگویند اینکه دارد در سکوت وظیفهاش را انجام میدهد و کاری به کار آنها ندارد پس چرا این حملهها ادامه پیدا میکند. در نتیجه بعد از یک مدت، مردم میگویند اینها مظلوم هستند.
دلیل عجیبی برای مظلوم بودنتان ارایه دادید؛ ممکن است افکار عمومی، این قضاوت را هم بکنند که سکوت شما، نوعی پذیرش وجود جریانی به نام انحرافی است.
من اتهامی را جواب میدهم که درجه یک است. من وقتی به یک جرم به صورت قانونی متهم شوم، جواب میدهم، نه به اتهامهای سیاسی.
خب آنها در مقابل همین افکار عمومی به شما اتهامهای سنگینی میزنند؛ چرا پاسخشان را نمیدهید؟
اتهام قانونی را باید جواب داد، نه اتهامهای حرفی را.
گویا اصولگرایان در یک چیز متحد شدند؛ آنها میخواهند احمدینژاد را از مشایی و بقایی منها کنند. میگویند ما خواهان احمدینژاد منهای بقایی و مشایی هستیم. تریبونها و رسانههایشان را که دنبال کنید، متوجه ابعاد این اتحاد میشوید. تابناک حامی محسن رضایی است که شدیدترین انتقادها را میکنند. الف حامی توکلی است، جهان نیوز حامی زاکانی و رسانههای نزدیک به قالیباف هم از همشهری تا فردا و شفاف و… همینطور. همه اینها در یک موضع متحد شدند و یک خط را دنبال میکنند و شما روزی را نمیبینید که آنها، خبری علیه مشایی و بقایی منتشر نکنند؟
اینها بردی ندارند.
یعنی میگویید، این همه رسانه اصولگرا برد ندارند؟
من نگفتم رسانه اصولگرا. ببینید آقای رییسجمهور یک تفاوتی با بقیه دارند و آن تفاوت را بعضیها درک نمیکنند. در انتخابات ریاستجمهوری سال ۸۴، شخصی مثل آقای احمدینژاد که یک مدیر اجرایی است، رییسجمهور میشود و الان هم همچنان میان مردم مورد احترام است. آیا آقای رییسجمهور به واسطه وجود دو روزنامه و حمایت سه سایت و چند شبکه رییسجمهورشد؟ اگر کسی بگوید بله! جوابش حتما اشتباه است. باید بگویم هنوز بعضی از دوستان با مدلهای کلاسیک سابق میجنگند. این مدل که کسی برود یک سایت بزند و چهار فحش بدهد از اهمیت افتاده. مگر چند نفر، این سایتها را میبینند؛ خانه پُرش ۲۰ هزار نفر در صورتی که جمعیت کشور بیش از ۷۰ میلیون نفر است. شما میبینید خیلی از روسای جمهوری کشورهای دیگر امروز راحت میروند در یک روستا و با مردم به صورت مستقیم هم صحبت میشوند. آن مرزها عوض شده.
اما خبر منتشر میشود و دهنبهدهن میچرخد.
نهایتا میان ۲۰ هزار تا یا نه، ۴۰ هزار نفر دهنبهدهن میشود.
پس به نظر شما انتقادها نهایتا میان ۴۰-۳۰ هزار نفر دور میخورد و دهنبهدهن میشود؟
بله. علتش این است که اطرافیان آنها که این اتهامها را به دولت نسبت میدهند، همین ۴۰ هزار نفر هستند. پشت میزشان نشستهاند و فکر میکنند الان همه دنبال این اخبار هستند. من خودم به شخصه خیلی میان مردم میروم. عمده مواد مورد نیاز خانهام را یا از فروشگاههای معمولی سپه میخرم یا میروم در خیابان مولوی و مرکزهای ترهبار شهرداری خرید میکنم. آدمی نیستم که بروم در فروشگاههای لوکس خرید کنم. با خانوادهام مثل مردم عادی میروم به بطن جامعه.
بدون محافظ؟
بله! پس نه با یک لشکر میروم. میخواهم موقع خرید کردن تخفیف بگیرم؛ در حضور محافظ که نمیشود با فروشنده چانه زد. وقتی میروم میان مردم، میبینم طرف در یک عالم دیگر است، اصلا نمیداند سایت چیست، جهان نیوز چیست، جریان انحرافی چیست و… نگاه کارمندان دولت هم همینطور است. یک کارمند دنبال آسایش است، دنبال آرامش است. احمدینژاد از میان مردم عادی بالا آمد و به این قشر توجه کرد. به همین دلیل الان موفق است. بقیه میخواهند با همان روشهای کلاسیک قدیم موفق شوند. اگر منتقدان از پشت میزهایشان بیایند بیرون، میبینید که فضای واقعی یکجور دیگر است. مردم همینکه میبینند تو در خیابان میایستی و به عنوان معاون رییسجمهور به حرفشان گوش میکنی و بعد میگویی فلانی من دستم نمیرسد، درخواستت را اجابت کنم ولی حالا یک نامهای بنویس برایت پیگیری میکنم شاید شد، این برایشان مهم است.
خیلیها به این رویکرد انتقاد میکنند و میگویند این هیاتی اداره کردن کشور است.
اصلا اینطور نیست. چون درکشان از جامعه اشتباه است، فکر میکنند باید در یک شرایط کپسولی باشند و چهار نفر را هم واسطه خود با جامعه قرار بدهند. آن هم در حالی که روسای معروف دنیا در رستوران میان مردم عادی پیتزا میخورند. شما بروید میراثفرهنگی بپرسید، کارمندی نبوده بخواهد بقایی را ببیند و انجام این ملاقات بیش از دو روز زمان برده باشد. گاهی اوقات به من پیامک میدادند و من به آنها زنگ میزدم و میپرسیدم: مشکلتان چیست. نتیجهاش این بود که کار سرعت میگرفت و مسایل زودتر حل میشد. شما وقتی مدیر شوید و روی برج عاج بنشینید، پاییندستیها میگویند؛ قربان! سرت سلامت همه کارها خوب انجام میشود. بعد آن چهار نفر واسطه آنقدر سازمان را برایتان بزرگ و پیچیده جلوه میدهند که شما جرات رفتن میان افراد سازمان را نداشته باشید. مدل رسانهای اینها جواب نمیدهد. حالا مثلا یک شخصی در یک محفلی یک توهینی هم بکند و یکی هم برود در سایتش چهار تا مطلب علیه من بنویسد؛ چه تاثیری دارد؟ مردم زندگی مرا میبینند، خانه مرا میبینند، ارتباطات مرا میبینند؛ این حرفها دیگر تاثیری ندارد. اینها اشتباهشان اینجاست که برای موفق شدن دیگران را تخریب میکنند به جای اینکه بیایند خودشان را عرضه کنند؛ اما بدانند این روشها جواب نمیدهد.
سوالم این بود که گویا اصولگرایان در منها کردن بقایی و مشایی از احمدینژاد متحد شدهاند؟
من چنین برداشتی ندارم. برای چه باید این کار را بکنند. سوال من این است که مگر ما چه کردهایم که این کارها را میکنند.
در سال ۸۸، بعد از انتخابات ریاستجمهوری و اتفاقهای ویژه آن دوران همه به شدت از احمدینژاد حمایت کردند، الان یکدفعه همانهایی که حمایت میکردند، همانهایی که میگفتند احمدینژاد و تیمش بینظیرترین دولت در تاریخ هستند و کارهایی که در چهار سال گذشته انجام شده در طول تاریخ بینظیر بوده یکدفعه لب به انتقاد شدید باز کردهاند. مثلا در تضاد با مواضع گذشتهشان حتی میگویند، دولت در زمینه اقتصادی خیلی هم موفق نبوده.
طبیعی؟
به هر حال موقع انتخابات از این حمایتها زیاد هست.
اینکه یکدفعه یک جبهه سیاسی تغییر منش بدهد را طبیعی میدانید؟
موقع انتخابات معمولا اینگونه است. اینها قبلش همهشان با هم ائتلاف داشتند، بعد یکدفعه همه زدند به تیپ هم. موقع انتخابات که میرسد ممکن است یک مقدار مرزها متفاوت باشد.
این پیام که جریان اصولگرایی تلاشش بر منها کردن بقایی و مشایی از احمدینژاد است را درک میکنید؟
در بعد رسانهای ممکن است اما در بعد حضوری، من چیزی احساس نکردم. رسانه یعنی حرف خالی ولی من در عمل چیزی ندیدم.
مگر شما چه کار میکنید که خواستار نجات دادن احمدینژاد از چنگال شما هستند؟
نمیدانم! این سوال برای من هم پیش آمده که مگر ما چه کار خاصی انجام میدهیم؟
به هر حال من یک بخشی از آن کارهایی که آنها میگویند، انجام دادهاید را فهرستوار بیان میکنم.
شما و مشایی را شاخصهای جریان انحرافی میدانند. میگویند که شما افکار عجیب و غریب دارید، فساد مالی دارید، با جنگیرها در ارتباط هستید، با رمالها همنشیناید، از علوم غیبیه استفاده میکنید و… بخشی از این اتهامها در رسانههای رسمی هم عنوان میشود. اگر یک زمانی یک وب سایت بینام و نشانی چنین اتهامهایی مطرح میکرد شاید خیلی مهم نبود ولی وقتی خبرگزاریهای رسمی مثل فارس یا خطیب جمعه تهران اتهامهایی را مطرح میکنند که مشایی، احمدینژاد را سحر و جادو کرده بحث جدی میشود. کار به جایی رسیده که آقای مصباح یزدی به عنوان حامی تمام عیار احمدینژاد میگوید مشایی همان باب است و احمدینژاد را مسخر کرده.
مگر میشود یک نفر، ۷۰۰ جرم با هم داشته باشد.
از شما خواهش میکنم شفافتر جواب بدهید. خوانندگان ما خواستار جوابهای صریح هستند.
من دارم واقعیت را میگویم. شما فکر میکنید ما داریم سیاسی کاری میکنیم. من خیلی به اینها اهمیت نمیدهم و حرفهایشان را دنبال نمیکنم.
یعنی خطبههای نماز جمعه را دنبال نمیکنید؟
این اتهامات را میگویم.
بخشی از این اتهامها را در نماز جمعه هم میگویند.
خدایی اینها را نشنیدم.
چون پاسخ شما چندان قانعکننده نیست، یک جور دیگر میپرسم؛ صحبتهای رییس قوه قضاییه را دنبال میکنید؟
اگر در روزنامهها بیاید بله.
رییس قوه قضاییه چند روز پیش گفت، جریان انحرافی در فساد مالی وحشتناکی غوطهور است.
اشکالی ندارد، بگوید؛ من چرا باید از خودم دفاع کنم.
یعنی شما دفاعی ندارید. مثلا خبرگزاری فارس یک سندی را منتشر کرده که میگوید در یک تخلف بزرگ، ۴۵۰۰ میلیارد ریال به یک شرکت خانوادگی پرداخت کردهاید.
ما هم جواب دادیم.
این مثال برای این بود که شاخهای از اتهامها روشنتر بیان شود؛ حرف من این است که الان موضوع روز کشور جریانی است به اسم جریان انحرافی…
موضوع روز کشور این جریان و بحثهایی که در این زمینه میشود، نیست. مردم زندگیشان را میکنند و به این حرفها توجه ندارند.
مایلم بدانم تعریف شما به عنوان کسی که بالاخره در عالم سیاست حضور دارید و معاون اجرایی رییسجمهور هستید از جریانی که آن را انحرافی مینامند، چیست؟
اشتباهی که اینجا اتفاق میافتد، این است که یک نفر میآید حرفی را میزند، بعد میگویند کسی که علیه او حرفی زده شده باید جواب بدهد و استدلالهایش را بگوید. چرا من باید تعریف اتهام دیگران را کنم. به من چه ربطی دارد. خود اتهامزنندگان تعریف ارایه کنند و جواب بدهند. وقتی یک نفر ادعایی دارد باید ادعایش را ثابت کند. من که نباید بیگناهیام را اثبات کنم. اگر جایی کسی به اسم بگوید، بقایی فلان کار را کرده من نگاه میکنم، ببینم در چه اندازه و وزنی است، آن وقت پیگیری میکنم. اگر بگویند اطرافیان بقایی فلان و بهمان کردهاند به من ربطی ندارد. اینکه بگویند اطرافیان آقای رییسجمهور فلان هستند و بهمان کردند که من جواب نمیدهم؛ این همه آدم اطراف آقای رییسجمهور است.
اینکه منظورشان از جریان انحرافی شما و مشایی و چند نفر دیگر هستید را بچههای کوچه و خیابان هم درک میکنند چه برسد به شما.
من نمیگویم منظورشان ما نیستیم. میگویم کلیگویی نکنند. بگویند فلانکس در فلانجان، فلان کار را کرد. اتهام را مشخص بگویند. بگویند بقایی فلانجا، فلانکار را کردی. با کلیگویی که نمیشود.
به گمان شما کلیگویی میکنند؟
این چیزهایی که مطرح میشود خیلیهایش کلیگویی است. شما خودتان این اتهامها را علیه ما باور میکنید؟ ارزش پاسخ دادن دارند؟ اگر پاسخ بدهم یعنی من عملا خودم را در موضوعی که فرد اتهامزننده مشخصا من را خطاب قرارنداده به عنوان متهم پذیرفتهام. هرکسی هم که تهمت بزند، خداوند خودش دنبال او میافتد. من هر چقدر هم بخواهم جواب بدهم و برخورد کنم، مگر زورم تا کجا میرسد.
و با این اتهامهای روزافزون چه میکنید؟
خیلیهایش را به خدا واگذار میکنم. وقتی اینها را میشنوم دلم به حال تهمتزنندگان میسوزد. در طول خدمت کاریام در مشاغل حساس بودهام و سرنوشت کسانی که به دیگران تهمت زدند و آبروریزی کردند را دنبال کردهام. دیدهام چه بلاهایی سرشان آمده و همان موقع این برای من درس شده. هرکسی بیاید چشمش را ببندد و همینطوری رگباری شروع کند به اتهام زدن و زیر سوال بردن دیگران، آن وقت خداوند در مقابلش کوتاه نمیآید. عاقبتها را ببینیم نه الان را. حالا من خاک پای حضرت امیر هم نمیشوم ولی وقتی در محراب شهید شد، گفتند مگر علی نماز هم میخواند.
میگویید اتهام زنندگان را به خدا واگذار میکنید، اما حرف من این است که شما به عنوان یکی از یاران اصلی احمدینژاد آیا وجود جریانی به نام جریان انحرافی را در نزدیکترین اطرافیان رییسجمهور تایید میکنید؟
من میپرسم انحراف از چه؟ بنده در اطرافیان آقای رییسجمهور کسانی که دنبال مقام باشند و خلاف کنند، نمیبینم.
فقط بحث مقام و پست نیست؛ سراغ ندارید کسانی را که دنبال نحلههای فکری ویژهای – به زعم اصولگرایان – باشند؟
واقعا اینچنین موضوعی نیست. اتفاقا کسانی که دور و اطراف آقای رییسجمهور هستند ولایت فقیه را صددرصد قبول دارند و اعتقادشان به رهبری از خیلیها بیشتر است. باور کنید این اعتقاد برای همه ما وجود دارد و به خاطر همین هم تعجب میکنیم. گاهی اوقات یک اتهام آنقدر تعجبآور است که انسان میگوید: ولش کن. مثل این میماند که یکی وسط روز بیاید بگوید الان شب است. میگوییم اینکه الان نور آفتاب را میبیند و کتمان میکند چرا ما خودمان را بکشیم تا برایش ثابت کنیم روز است؛ ولش کن. اگر ما کاری انجام میدهیم و تلاش میکنیم کشور به سمت توسعه و رونق برود و اوضاع خوب شود معنایش چیست؟ معنایش حرکت در خدمت نظام است دیگر.
میخواهید بگویید، اگر وجود جریان انحرافی پذیرفته شود پس این رونق و توسعههایی که شما و بخشی از اصولگرایان میگویید و تاکید دارید که وجود دارد نتیجه عملکرد همین جریان انحرافی تعبیر میشود؟
دولت زحمت میکشد. اگر ما بخواهیم ضد نظام عمل کنیم با کار نکردن و نارضایتیتراشیدنمان این کار را میکنیم. آسیب این کارها خیلی بیشتر است. اینکه زحمت میکشیم و شب و روزمان را میگذاریم نتیجهاش میشود اوضاع خوب مردم. آن وقت همه به نظام اعتقاد پیدا میکنند. این دیدگاهی را که میگویم عین واقعیت است. شاید به خاطر همین بعضیها تعجب میکنند و میگویند: آقا، چرا به این ماجراها پاسخی نمیدهید. دلیل توجه نکردن من به این حرفها هم این است که من در یک فضای دیگر هستم و آنها در یک فضای دیگر. مدل ذهنی که ما در آن هستیم شاید با مدل ذهنی بعضی دوستانی که این حرفها را میزنند متفاوت باشد.
مدل ذهنی شما چیست؟
همین که عرض کردم. گفتم من اصلا در این باغها نیستم. من اصلا این چیزها را قبول ندارم که دو تا سایت اتهام بزنند و توهین کنند بعد هم بگویند باید جواب بدهی. خب مصداق این اتهامها کو؟ چرا انتظار دارند من بروم در فضای آنها و بازی آنها را ادامه بدهم؟ من اعتقاد دارم باید در همین دو سال باقیمانده از فرصتها استفاده شود و کار کنیم؛ چون میرویم.
در گفتوگویی که چندی پیش با مرتضی آقا تهرانی که هم نماینده مجلس است و هم معلم اخلاق کابینهای که شما نیز عضو آن هستید، انجام دادم بارها از او پرسیدم تعریف جریان انحرافی چیست، اما تعریفی ارایه ندادند.
وقتی خود آنها تعریفی ندارند من چرا خودم را در این بحث درگیر کنم.
من ناچار هستم سوال اصلیام را تکرار کنم؛ آیا هشدارهایی مبنی بر وجود جریان انحرافی در اطراف احمدینژاد را میشنوید تایید میکنید؟ بحث منتقدان این نیست که یک انحراف شخصی وجود دارد بلکه از یک تعداد مسوول دولتی منحرف که سران آنها در یک قدمی رییسجمهور هستند، حرف میزنند که یک باند بزرگ تشکیل دادهاند.
تمام این بیچارههایی که من در اطراف رییسجمهور میبینم، همیشه خوابشان میآید.
چرا؛ خب بروند بخوابند؟
به خاطر اینکه زیاد کار میکنند و همواره از کار زیاد خسته هستند. اگر کار انجام دادن معنایش این است که باندی تشکیل شده و تئوری جدید برای حکومت کردن بیرون آمده؛ بله تایید میکنم.
گفتید تئوری جدید برای حکومت کردن. نظرتان راجع به اینکه حلقهای از اطرافیان رییسجمهور را به پیگیری تئوری به نام «اسلام منهای روحانیت» متهم میکنند، چیست؟
چه کسی این حرفها را زده.
میگویند جریان انحرافی، که مشخصا روی صحبتشان با شما و مشایی و چند نفر دیگر از اطرافیان احمدینژاد است و البته در ردههای پایینتر افرادی مانند ملکزاده و… . به اعتقاد آنها، شما دنبال حذف روحانیت و مراجع هستید و به همین خاطر اشاره میکنند به تاکیدات احمدینژاد و مشایی در مورد برخی اعتقادهای دینی. مثلا در مورد مساله امام زمان(عج) و دعای فرج که خیلی از زبان رییسجمهور تکرار میشود. برخی میگویند در برخی اطرافیان رییسجمهور ادعاهایی هست مبنی بر اینکه به صورت مستقیم با امام دوازدهم شیعیان ارتباط دارند؟
اولا من سالهاست که با آقای مشایی دوست هستم و تا حالا چنین ادعایی از او نشنیدهام. تمام این مسایلی را که در رابطه با چند و چون عبادت میگویند ما از خود روحانیون یاد گرفتهایم. دوم اینکه من الان عددی برای شما اثبات میکنم که اتفاقا در دوره ما توجه به مسایل دینی و روحانی به مراتب بیشتر بوده. در حوزه میراث فرهنگی ما در شش سال گذشته نسبت به قبل نزدیک ۱۲ هزار مرکز دینی را در کشور مرمت و احیا کردیم، از حوزه علمیه بگیرید تا امام زاده و اماکن مقدسه. همین خطبه حضرت زهرا را یک بنده خدایی از قم آمد به ما گفت ما هم با علما صحبت کردیم پسندیدند.
پیش چه کسانی رفتید؟
آقایان مقتدایی، جوادی آملی، وحید خراسانی و نوری همدانی.
چه گفتند؟
همه تشکر و تایید کردند. ببینید در این چند سال رییسجمهور چقدر به هیاتهای مذهبی و اماکن دینی کمک کرده است.
سوالی میپرسم که با توجه به اینکه در حریم شخصی شماست اگر مایل بودید جواب بدهید؛ مرجع تقلید دارید؟
بله!
مرجع تقلیدتان چه کسی است؟
واقعیتش را بگویم.
حتما!
مقام معظم رهبری.
از چه سالی؟
از زمانیکه ایشان به رهبری انتخاب شد. سال ۶۸ بود که بقا بر میت را آیتالله اراکی اعلام کرد. ما در ادارهای کار میکردیم که به ما گفتند، میتوانید همچنان از امام هم تقلید کنید. بعد از مقطعی گفتند شما الان میتوانید از رهبری هم تقلید کنید. ببینید! همین که گفتم مرجع تقلیدم مقام معظم رهبری است را خیلیها ممکن است بگویند الکی میگوید. این یک مساله شخصی است اما چون پرسیدید، گفتم. نمیخواهم برای کسی جار بزنم.
و مشایی از چه کسی تقلید میکند؟
دقیق نمیدانم! ولی در دورههای مختلف تا آنجایی که دیدم وقتی یک اشکال یا مسالهای مطرح میشد ایشان نظر رهبری را ملاک قرار میداد.
و احمدینژاد چطور؟
دیگر آنقدرها هم خبر ندارم.
رسانههای اصولگرا که میگویند شما، احمدینژاد و مشایی لحظهای از هم جدا نمیشوید؛ چطور خبر ندارید؟
این با هم بودنها، خیلیهایش جلسههای کاری است.
مجبورم باز هم سوالی را که شما به آن پاسخ صریحی نمیدهید، تکرار کنم. مصداقی برای جریانی به نام جریان انحرافی در اطراف رییسجمهور سراغ دارید؟
خدا وکیلی در اطرافیان آقای رییسجمهور فقط کار است و کار و کار. اگر کار، کار و کار نوعی انحراف است بحثش جداست.
اگر مصداقی برای جریان انحرافی نیست پس اصولگرایان چه میگویند؟
من اصلا نمیدانم جریان انحرافی چیست. واقعا سوال من این است که جریان انحرافی یعنی چه؟ تعریف این جریان چیست و کجاست.
من به شما کمک میکنم. تریبونهای رسمی منظورشان از جریان انحرافی شما و مشایی هستید. این را قبول دارید؟
نه!
به این روشنی شما را خطاب حملههایشان قرار میدهند؛ درک اینکه که روی صحبتشان با شماست خیلی ساده است.
من توجه نمیکنم، اولش توضیح دادم. ما داریم کارمان را انجام میدهیم، زندگیمان را میکنیم. برخی میگویند اینها یک ریگی در کفششان است؛ من خودم به خودم مطمئنم حالا هرکسی هرچیزی میخواهد، بگوید. دستکم یک مصداقی هم برای این ریگ موجود در کفش من بیاورند. من شفاف هستم، ظاهر و باطنم یکی است. بقایی همین است که میبینید.
برخی حتی شما را به جاسوسی برای غرب متهم میکنند. مثلا فرمانده بسیج گفته این جریان انحرافی، مشکوک به ارتباط با سرویسهای جاسوسی است. این را هم جدی نمیگیرید؟
یعنی شوخی شوخی آنقدر بگویند که باورشان بشود.
با جو موجود، خطر بازداشت را احساس میکنید؟
حرف من این است که فضای کشور در حال حاضر با این بحثها متفاوت است.
سوال من هم این است که با توجه به بازداشت یکسری از افرادی که با شما ارتباط داشتند مثل، کیا پاشا، همسر دکتر فاطمی، عباس امیریفر و ملکزاده و کسان دیگری که به نوعی برخی از آنها با سازمان میراث فرهنگی که شما رییس آن بودید ارتباط داشتند، چقدر خودتان را به زندان نزدیک میبینید؟
من دقیقا نمیدانم مسایل داخلی خود این افراد چیست. زمانی باید انتظار داشته باشید من در مورد این افرادی که نام بردید موضع بگیرم که ما یک محفلی بوده باشیم و جریانی تشکیل داده باشیم.
اما مثلا عباس امیریفر که زیرمجموعه شماست؟
کارمند نهاد بودند اما من خیلی روی آقای امیریفر شناخت ندارم.
ایشان در گفتوگو با ما از وجود جریانی در دولت صحبت میکرد که تلاش میکند یک فعالیت سیاسی ویژه خصوصا در مورد انتخابات مجلس نهم جدای از اصولگرایان انجام دهد؛ این ایجاد یک جریان نیست؟
من نمیخواهم بگویم ایشان آدم بد یا خوبی است…
من هم نمیخواهم این را بگویید اما منطقی نیست که بخواهید ما باور کنیم در جریان پرونده کارمندانتان نیستید؟
البته بخش حقوقی وضعیت ایشان را پیگیری میکند، اما من وضعیت را نپرسیدم.
تحلیلتان از این اتهامها چیست. این اتهاماتی که میزدند باعث نمیشود سایه میلههای زندان را روی سرتان احساس کنید؟
نه، چنین احساسی ندارم؛ چرا باید خطر بازداشت را احساس کنم، مگر خلافی کردم.
چون منظور اصولگراها از انحراف و جریان انحرافی شمایید و آنها خواستار برخورد با شما هستند. این اصطلاح و اتهام را که رقیبان اصلاحطلب بیان نمیکنند بلکه لقلقه زبان همراهان دیروز شما در جبهه اصولگرایی است؟
خدا وکیلی من واقعا منظورشان را درک نمیکنم چون ما صبح تا غروب کارمان را انجام میدهیم و دنبال این هم نیستیم که خط سیاسی یا فکری بسازیم. ما مدافع همین سیستم هستیم.
اما در رسانههایشان ادعا میکنند برای برخی از اتهامها سند هم وجود دارد.
مثلا!
مثل انجام پروژه مجتمع تالارهای بینالمللی جزیره کیش. به همین دلیل یکسری از اطرافیان شما را بازداشت کردند یا در رسانههایشان منتشر میکنند که حلقهای بوده به نام حلقه پارسه که فلان است و بهمان یا مطرح کردن اینکه شما و مشایی فراماسونر هستید و دادن حقوقهای چند میلیونی به برخی. دستکم از سوالهای ما متوجه شدید که وقتی میگویند جریان انحرافی، منظورشان شما و مشایی هستید.
همه حرف من این است که طبیعت زندگی سیاسی است که هر روز یک چیز در مورد آدم بسازند. تاریخ را که بخوانید میبینید همه شخصیتهایی که وارد سیاست شدند همیشه با اتهام مواجه بودند.
توجه کنید این کسانی که به شما اتهام میزنند تا دیروز همراهان شما بودند. بالاخره این تغییر موضع دلیل و البته تبعاتی دارد.
دلیل این کارهای جدیدشان را از خودشان بپرسید.
پس قبول دارید که تا دیروز همراه شما بودند اما الان مخالفتان هستند و به قول شما کارهای جدیدی میکنند؟
اما نظر من این نیست که اینها همراه ما بودند و الان تغییر موضع دادند. سال ۸۴ مشخص بود که در بطن جامعه چه میگذرد و رییسجمهور از بطن جامعه بیرون آمد. نمیگویم اینها مساعدت نکردند ولی این کسانی که شما میگویید تا دیروز همراه ما بودند و الان مخالف شدند، عوامل اصلی رییسجمهور شدن آقای احمدینژاد نبودند. اعتقادم این است.
میخواهید بگویید اتهامهایی که علیه شما به عنوان اطرافیان احمدینژاد مطرح میکنند به دلیل سهمخواهی است؟
نمیدانم! البته پاسخ این سوال را دارم. در آن موقع آقای احمدینژاد در جامعه صحبتهایی را مطرح کرد که خواست اجتماعی بود؛ یعنی هر کس دیگری هم با شرایط ایشان میآمد ممکن بود رای بیاورد.
و ناگهان به قول شما مساعدتکنندگان دیروز، تغییر نظر دادند؛ میخواهید ما باور کنیم این تغییر را شما درک نمیکنید و برایتان مهم نیست. برای شما یک مثال میزنم. یکی از همسایگانتان تا دیروز با شما سلام و علیک خیلی گرمی میکرده اما امروز میبینید از سلام خبری نیست که هیچ، لحن علیکش هم تغییر کرده. آیا شما نمیپرسید علت این تغییر رفتار چیست؟ خب میروید از خانوادهتان پرسوجو میکنید تا دلیل این تغییر را متوجه شوید. میگویند مثلا پسر شما شیشه همسایه را شکسته؛ خب میروید به همسایهتان میگویید این خسارت شیشه، من هم معذرت میخواهم بابت رفتار فرزندم.
این خیلی فرق میکند.
البته این فقط یک مثال بود اما چه فرقی میکند؟
از خود اتهام زنندگان که میپرسید راجع به این تغییر رفتار چه میگویند؟
از صحبتهایشان اینگونه برمیآید که نسبت به ابعاد یک جریانی که به نظر آنها احمدینژاد را به عنوان رییسجمهور برآمده از تفکر اصولگرایی مصادره کرده، هشدار میدهند و نام این جریان را جریان انحرافی گذاشتهاند. میگویند گرایشهای فراماسونری دارد، فساد اقتصادی سنگین دارد و…
طرف میآید چیزهایی را میگوید که تَهَش خندهدار است.
احمدینژاد، مشایی و شما در جمع سه نفرهتان نسبت به این اتهامات چه میگویید؟
مینشینیم و میخندیم. این حرفها مثل این میماند که شما در عمرتان ترکیه نرفتهاید بعد یک عده بگویند این آقا ۳۰ سال در ترکیه درس خوانده؟ خب میپرسید بابا من که هنوز ۳۰ سالم نشده. مثلا میگویند بقایی را میبینی هزار کیلو بار را برمیدارد. هر کسی هیکل من را ببیند، میگوید من صد کیلو هم نمیتوانم جابهجا کنم. پس فقط میخندم. دیگر نمیآیند ضرب و تقسیم کنند که وزن من چقدر است و چقدر قد دارم و چقدر بار میتوانم جابهجا کنم یا درمورد اتهام فراماسونر بودن باید پرسید مگر ما الان فراماسونری داریم که کسی فراماسونر باشد.
یعنی مباحثی که برخی نهادها مراجع مطرح میکنند را رد میکنید؟
از خودشان باید بپرسید، به عنوان یک رسانه باید سراغ آنها بروید. باید بپرسید شما که اتهام میزنید دو تا مصداق هم بیاورید. مدام راجع به دفاع من میپرسید. من چرا باید از خودم دفاع کنم. بر عکس شده. طرف را مینشانند و میگویند ثابت کن بیگناهی؛ برای چه من باید ثابت کنم بیگناهم. کسی که اتهام میزند ثابت کند من گنهکارم. طرف میآید یک موجی راه میاندازد و بعد میگوید از خودت دفاع کن. بعد هم میگویند چون دفاع نکردید پس این اتهامها را قبول دارید. الان روش کار این است. اگر بخواهم وارد این بحث شوم، تازه میشود اول داستان. کسی میآید شایعه درست میکند که اینها یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان فلان جا پول دادهاند و بعد هم سندی ارایه نمیدهد. خودشان موج راه میاندازند؛ نه سندی دارند، نه مدرکی؛ تازه از ما مدرک هم میخواهند.
راجع به سندهایی که در سایتهایشان زدند چه میگویید؟ تصویر برخی چکها را منتشر کردهاند و…
شما به آنها میگویید سند. مگر هر قراردادی خلاف است. من الان قرارداد حقوقی آنها را روی سایت بگذارم یعنی خلاف کردند.
این سندها را از کجا به دست میآورند؟
از همه جا؛ تازه در آیندهای نزدیک بدتر هم خواهد شد. به عنوان کسی که در حوزه آیتی تحصیل کردم به شما میگویم در آینده حریم خصوصی وجود ندارد.
بحث ما راجع به علم آیتی نیست؛ میخواهید بگویید این سندهایی که منتشر کردهاند و مبلغ برخی از آنها چشم انسان را صدتا میکند، چیز مهمی نیست؟
بگویید کجایش خلاف است.
مثلا در مورد همین پروژه کیش که گفتم میگویند چهار هزار و ۵۰۰ میلیارد ریال بدون حساب و کتاب به یک خانواده پرداخت شده است.
این رقم که برآورد است.
بله، اما در مورد پرداخت ۰ ۵ میلیارد ریال که سندش ارایه شده بر چه اساس این پول را پرداخت کردید؟
قرارداد قانونی است، بیایند بگویند کجایش غیرقانونی است نه اینکه بگویند چرا پول دادید. در قالب یک قرارداد قانونی یک مبلغی پرداخت شده.
دامنه مباحث مربوط به جریان انحرافی تا آنجا پیش رفته که خارج شدن برخی از نزدیکان سابق احمدینژاد از دولت در راستای جدا شدن راه آنها از جریان انحرافی ارزیابی میشود.
مثلا کدام جداییها؟
مثل غلامحسین الهام که در دولت قبلی آنقدر سمت به او اختصاص یافته بود که به ابوالمشاغل کابینه مشهور شده بود یا صفارهرندی و مهرداد بذرپاش. دلیل جداشدنشان یا تحلیل شما از این جدا شدنها چیست؟
من درباره آقای الهام زیاد اطلاع ندارم، ولی در مورد آقای بذرپاش اطلاع دارم. حتی چند بار پیش من آمد و با خواهش گفت: بیایید با من برویم پیش آقای رییسجمهور یا آقای مشایی و واسطه شوید که من استعفا دهم.
واسطه برای استعفا دیگر از آن حرفهاست؟
من احساس میکنم کارش را نپسندیده بود. ریاست سازمان ملی جوانان تیپ خاصی میخواست و روحیه ویژهای میطلبید.
در مورد بذرپاش توجه داشته باشید که در سال ۸۴ رییس ستاد تبلیغات احمدینژاد در انتخابات بود. چگونه اینطور استعفا دادن او از سازمان ملی جوانان و معاونت رییسجمهور را عادی میدانید؛ این یک نوع جدا کردن راه از دولت و البته سرنوشت اطرافیان رییسجمهور نیست؟
وقتی استعفا داد چند پیشنهاد به او داده شد. اینطور نیست که بگویند برو خانهات بنشین. ایشان در نهاد ریاستجمهوری اتاق دارند.
و به نهاد ریاستجمهوری رفت و آمد دارد؟
من نمیدانم چون تازه در نهاد مستقر شدم ولی میدانم که آقای بذرپاش در ساختمان کوثر اتاق دارد.
به چه عنوانی؟
به عنوان مشاور در امور جوانان که رییسجمهور برایشان حکم زدند.
و حتما نتیجهگیری میکنید که این جدایی و جداییهایی از این دست عادی است؟
بله! من، احمدینژاد و مشایی در جمع سه نفرهمان به این اتهامات میخندیم. هر کسی رفته ۱۰ هزار تومان هزینه کرده و یک وبلاگ درست کرده و اسمش را هم گذاشته سایت. بعد هم میگوید، من رسانهام و شما هم به عنوان مسوول موظفید به من پاسخ دهید.
من معاون اجرایی رییسجمهور هستم و آنقدر گرفتاری دارم که وقتی میبینم خیلی از برچسبها به من نمیچسبد، بیتوجه از کنار آنها عبور میکنم. سوال من این است که مگر ما چه کردهایم که این کارها را میکنند.
این چیزهایی که مطرح میشود خیلیهایش کلیگویی است. آیا ارزش پاسخ دادن دارند؟
من میپرسم انحراف از چه؟ بنده در اطرافیان آقای رییسجمهور کسانی که دنبال مقام باشند و خلاف کنند، نمیبینم. تمام این بیچارههایی که من در اطراف رییسجمهور میبینم، همیشه خوابشان میآید.
من سالهاست که با آقای مشایی دوست هستم و تا حالا چنین ادعایی [رابطه با امامزمان] از او نشنیدهام. تمام این مسایلی را که در رابطه با چند و چون عبادت میگویند ما از خود روحانیون یاد گرفتهایم.
من نمیگویم منظورشان [منتقدان] ما نیستیم. میگویم کلیگویی نکنند. بگویند فلانکس در فلانجان، فلان کار را کرد. اتهام را مشخص بگویند. بگویند بقایی فلانجا، فلانکار را کردی.
احمدی نژاد خودش رییس جمهور شد.
من اصلا نمیدانم جریان انحرافی چیست و کجاست.
تهاجم بزرگ ارتش گوگل به جبهه شبکههای اجتماعی
پنجشنبه, ۹ تیر ۱۳۹۰——————–
فعلا ثبت نام دعوتنامه میخواد …. ! و فعلا محدودیت داره !
——————–
خوب به نظر من این بمبی در دنیای شبکه های اجتماعی بود که ترکید! …. و فیسبوک رو به لــــه شدن مواجه کرد !
البته فیسبوک به خاطر اینکه چتد سال از شروعش میگذره طبیعتا با تعداد یوزر بالا جلوتره …. ولی گوگل به خاطر سرعت بالاتر و محیط بهتر به نظرم به اون خواهد رسید !
مورد مهمی که برای کاربران ایر.انی مهمه سرعته لوده که تو این قسمت گوگل جلوتره !
واقعا من الان استفاده میکنم واقعا سرتره از فیسبوک !
———————
چند وقتی بود که شواهدی نشان میداد که گوگل به صورت مخفیانه در حال کار روی یک شبکه اجتماعی بزرگ است. چند ماه پیش خبری در این مورد منتشر شد که در حد شایعه بود و زود تکذیب شد اما معلوم بود که گوگل پنهانی در حال انجام کارهایی است.
سرانجام گوگل ساعاتی قبل در وبلاگ رسمی خود، پروژه گوگل پلاس یا Google+ را معرفی کرد. آیا با گوگل پلاس، گوگل به یک شبکه اجتماعی عظیم تبدیل خواهد شد؟ آیا موقعیت فیسبوک به خطر خواهد افتاد؟

گوگل پلاس، از دیروز -سهشنبه- به صورت «بسیار» محدود در دسترس شمار اندکی از کاربران قرار گرفته است. این پروژه حاصل یک سال تلاش تیم گوگل به رهبری معاون ارشد شرکت گوگل در امور شبکههای اجتماعی به نام «ویک گاندروتا» است.
وقتی که گوگل پلاس عمومی شود و در دسترس همه قرار بگیرد، به لطف طراحی مجدد نوار راهبری گوگل، در همه جا به آن دسترسی خواهید داشت. به زودی نوار آشنای خاکستری که در بالای همه صفحات گوگل دیده میشود، مشکیرنگ خواهد شد و در این نوار گزینههایی برای دسترسی به پروفایل خود در گوگل پلاس، اشتراک مطالب و دیدن اطلاعیهها خواهید داشت. سامانه آگاهسازی یا notification گوگل، چیزی شبیه سامانه آگاهسازی فیسبوک است.
به طوری که در این عکس میبینید، در سمت چپ نوار، اسم خودتان در کنار یک به علاوه نشان داده خواهد با کلیک بر روی آن میتوانید از امکانات گوگل پلاس استفاده کنید:
یکی از مشکلاتی که همه ما در شبکههای اجتماعی مثل توییتر، فرندفید یا فیسبوک داریم این است که نمیتوانیم به سادگی گروههای متمایزی از دوستانمان تشکیل بدهیم تا بتوانیم هر زمان که خواستیم یک مطلب یا عکس را با یک گروه خاص به اشتراک بگذارید.

فرض کنید که من در حال وبگردی یک خبر جالب پزشکی میبینم، این مطلب به احتمال زیاد برای دوستان وبلاگنویس من که خوره آیتی هستند، جالب نخواهد بود. به یاری گوگل پلاس میشود به سادگی دوستان را در حلقههایی مرتب کرد، مثلا اعضای خانواده، وبلاگنویسان آیتی، پزشکان و …این طوری میشود از اشتراک بعضی فیدها مثلا با همکاران شرکت یا رؤسا خودداری کرد و راحت بود!

مرتب کردن دوستان در حلقهها به سادگی با کشیدن و رها کردن (درگ اند دراپ کردن) آواتارهای آنها در حلقهها ممکن میشود. گوگل برای این کار از سیستم HTML5 استفاده کرده است.
چت ویدئویی در پاتوقها hangout
گوگل ترتیبی داده است که شما بتوانید به راحتی با یک نفر یا با کل اعضای یک حلقه، چت ویدئویی کنید. البته حداکثر تعداد نفراتی که میتوانند وارد یک چت ویدئویی شوند، ۱۰ نفر است.

گوگلیها با hangout قصد دارند، چت ویدئویی گروهی را که فعلا چیز معمول و متداولی در ارتباطات روزانه ما نیست، بیشتر جا بیندازند.

آپلود بیدرنگ عکسها و ویدئوها
با استفاده از این ویژگی دیگر عکسها و ویدئوهای شما در موبایلها و هاردها محدود نخواهند بود. شما میتوانید به سادگی آنها را آپلود کنید و حتی جلوههای زیبایی با استفاده از ویرایشگر عکس گوگل به آنها بدهید و سپس آنها را به اشتراک بگذارید.
جرقههای گوگلی یا Spark
اما گوگل پلاس، نمیخواهد که فقط شبکهای برای اشتراک مطالب باشد، این شبکه میخواهد ابزاری برای کشف مطالب و محتواهای مورد علاقه شما هم باشد.

گوگل از روی عادات وبگردی و جستجوهای شما، شاید بیشتر از نزدیکترین دوستتان علایق شما را میشناسد. شما به به کمک جرقه گوگل پلاس، میتوانید، یک موضوع خاص را انتخاب کنید تا تازهترین و مرتبطترین مطالب، از آن به بعد به شما نشان بدهند. مثلا شما بسته به علایق خود میتوانید اسم یک هنرپیشه خاصع تیم ورزشی مورد علاقه، یک موضوع پزشکی یا رویداد اجتماعی را در این قسمت وارد کنید و بعد بدون زحمت هر روز خبرهای جالبی را در مورد آن موضوع ببینید.
گردهمایی گوگلی یا Huddle:
گوگل با Huddle که نوعی چت گروهی است، ترتیبی میدهد که شما بتوانید یک پیام را از طریق موبایل به چند نفر واعضای یک حلقه بفرستید.
گوگل پلاس و موبایل:
گوگل در نظر دارد اپلیکیشنهای مخصوصی برای گوشیهای هوشمند برای کار با گوگل پلاس در اختیار کاربران قرار بدهد. آنها در نظر دارد از اپلیکیشنهای مخصوص اندروید شروع کنند. به کمک این اپ میتوانید به جرقهها و حلقهها و مطالب بهروز شده دوستانتان دسترسی داشته باشید و عکسهای و ویدئوهای موبایل خود را آپلود کنید.
البته سیستم اشتراک عکس و ویدئو گوگل پلاس از طریق موبایل تا حدی با بقیه سیستمها متفاوت است: فایلهای چند رسانهای شما مستقیما وارد حلقهها نخواهند شد، بلکه آنها به طور موقت -برای هشت ساعت- وارد گوگل پلاس خواهند شد و در صورت تأیید شما با دوستان واعضای حلقههای شما به اشتراک گذاشته خواهند شد.
سخن آخر:
آیا گوگل موفق خواهد شد که شبکه اجتماعی بزرگ و محبوبی ایجاد کند که فیسبوک و توییتر را به چالش بکشد؟ گوگل قسمت عمده بازار جستجوی اینترنتی را در اختیار دارد، با اندروید، iOS را در فشار قرار داده است، یوتیوب را در اختیار دارد که محبوبترین شبکه اشتراک ویدئو است، اما واقعا باعث تعجب بود اگر به دنیای شبکههای اجتماعی حمله نکند که این کار را دیروز انجام داد.

برای پیشبینی میزان موفقیت گوگل پلاس باید عواملی را که باعث موفقیت شبکههای اجتماعی محبوب فعلی مثل فیسبوک، توییتر، فرندفید شدهاند، در ذهن مرور کنیم:
۱- جلب کاربر: در فیسبوک میتوانید دوستان دوران دبستانتان را هم پیدا کنید، در توییتر هم سر و کله همه جور آدمی پیدا میشود، از دوستان آنلاین گرفته تا شخصیتهای مشهور، آدم میتواند آنها را به سادگی دنبال کند.
گوگل هم میتواند مطمئن باشد که همه کاربرانش، آنقدر کنجکاو خواهند که بیشک شبکهاش را تست خواهند کرد. آن طور که از اسکرینشاتها برمیآید، در طراحی گوگل پلاس، نکات ظریفی رعایت شده است، تصور میکنم که سرعت بارگزاری گوگل پلاس از فیسبوک بهتر باشد و از لحاظ ظاهر و سیاماس، محیط بهتری را شاهد باشیم.
بنابراین من تصور نمیکنم که در جالب اولیه کاربر، گوگل پلاس مشکل چندانی داشته باشد.
۲- تشویق کاربر به فعالیت در شبکه اجتماعی از طریق فراهم آوردن رفاه و امکانات ویژه: با گوگل پلاس میشود یه سادگی نوشتهها و عکسها و ویدئوها را به اشتراک گذاشت، آن هم به صورت متمرکزتر و به صورت اشتراک با یک حلقه ویژه. کاربران دیگر هم میتوانند با گوگل پلاس کردن (معادل لایک زدن) و کامنت گذاشتن با هر مطلب به اشتراکگذاشته تعامل کنند.
باز هم آن طور که پیداست، گوگل از این لحاظ چیزی نسبت به توییتر و فیسبوک کم نخواهد داشت.
۳- ایجاد فرهنگ گوگل پلاسی و استمرار حضور و فعالیت کاربران: اما چیزی که به نظر من دشوار است، ایجاد یک فرهنگ و محیط پرشور است. توییتر را به یاد بیاورید، همه میخواستیم عضوش بشویم و کشف کنیم چه افراد دیگری عضوش هستند. توسعهدهندگان هم مفتون توییتر شدند و با استفاده از API آن هزاران برنامه و اپلیکیشن و وب اپ برای آن راه انداختند. همه رسانهها و روزنامهها هم به زودی توییتر را جزءای لازم برای خود دیدند.
آیا گوگل خواهد توانست جو پرشوری ایجاد کند که در ان همه پَلاس شدن در گوگل پلاس را جزئی از کار روزانه آنلاین خود به شمار آورند؟
من هر وقت میخواهم در مورد حوادث روزانه بنویسم یا مثلا فوتبالی میبینم، امکان ندارد که فیدی در فرندفید ندهم. وقتی که در فرندفید لایک میخورم و کامنتهای دوستانم را میبینم که در مورد مطلبم اظهار نظر کردهاند، لذت فراوانی میبرم.
گوگل پلاس هم برای اینکه موفق باشد، باید چنین محیط پرشور کاربرپسندی ایجاد کند. گوگل پلاس ابزارهایش را دارد، اما برای قضاوت در مورد «روح» سیستم، هنوز خیلی زود است و ما باید به انتظار بنشینیم.
پینوشت: خوشبختانه گوگل پلاس، صفحه فارسی هم دارد که در آن توضیحات خوبی در مورد این پروژه داده شده است.
http://www.google.com/intl/fa/+/lear…x.html#circles
—–
