درخواست وکتور متن اذان

شنبه, ۱۴ آبان ۱۳۹۰
من وکتور متن اذان و میخواستم با یک فونت زیبا (شکسته نستعلیغ یا …)
خیلی ممنون

موضوع:

معرفی اپلیکیشن فارسی فصل سرد و یک مسابقه کوچک !

چهارشنبه, ۱۱ آبان ۱۳۹۰

اگر از علاقه‌مندان اشعار فروغ فرخزاد باشید اپلیکیشن فصل سرد یک اپلیکیشن عالی برای شماست. این اپلیکیشن ایرانی شامل سروده های فروغ فرخزاد با صدای خسرو شکیبایی و فروغ فرخزاد، به همراه گالری تصاویر کامل از این شاعر معاصر بوده و شما می توانید با بهترین کیفیت اشعار این شاعر را مطالعه و یا تعدادی از آنها را با صدای خسرو شکیبایی و فروغ فرخزاد گوش نمایید.

از ویژگی های این اپلیکیشن می توان به موارد زیر اشاره کرد :

★ اثار دکلمه شده فروغ
★ صوت اشعار شامل ۱۶ قطعه با صدای خسرو شکیبایی،فروغ فرخزاد (با بالاترین کیفیت)
★ آلبوم تصاویر شامل بیش از ۳۰ تصویر از فروغ با بالاترین کیفیت موجود

★دارای منو برای کنترل زمان اهنگ
★ طراحی زیبا و یوزرفرندلی
★ پشتیبانی از Retina

این اپلیکیشن را با قیمت ۲٫۹۹$ می توانید از اینجا خریداری کنید و برای کسانی که امکان خرید در ایران را ندارند می توانند با این آدرس مکاتبه کرده و آن را به صورت ریالی خریداری کنند. اما یک سری عیب و ایرادات مثل تطابق رنگ پس زمینه و متن در اشعار وجود دارد که امیدوارم در نسخه های بعدی این اپلیکیشن مرتفع شود.همچنین شایسته است اپی که در مورد اشعار فارسی و ایرانی‌ست از فونت فارسی در متون خود استفاده و از به کار بردن “ی” عربی خودداری کند.

اما ۵ کد هدیه از این برنامه در اختیار این وبلاگ قرار گرفته که به ۵ نفر از کامنت گذاران این پست که ایده یا نظر خاصی در مورد این اپ یا اپ های فارسی داشته باشند اهدا خواهد شد. زمان قرعه کشی روز جمعه خواهد بود و برندگان بعد از دریافت کد می توانند این نرم افزار را به صورت رایگان روی آی پاد یا آیفون خود نصب کنند.


ارسال شده توسط:میلاد|
لینک دائمی مطلب
| افزودن به

del.icio.us

|

بازتاب ها
|

۳ comments


برای تبلیغات در روزنوشت میلاد با ما تماس بگیرید.

[معرفی برنامه] نمایش تعداد فونت ها

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت دوستان عزیز،
براتون یه نمونه قرار دادم برای مشخص کردن تعداد فونت های موجود در کامپیوتر با استفاده از پلاگین MiscY.

فایل های پیوستی
نوع فایل: rar Get System Fonts.rar (401.9 کیلوبایت)

موضوع: , ,

دانلود فونت های انگلیسی The collection of best fonts

دوشنبه, ۲ آبان ۱۳۹۰

دانلود فونت انگلیسی

مجموعه فونت های مخصوص طراحان  گرافیکی زیبا است که از محبوبترین و پر استفاده ترین فونت ها نزد طراحان و گرافیست ها محسوب می شوند. خلاقیت در انتخاب فونت باعث جذابیت و بهتر شدن طرح گرافیکی شما خواهد شد . با استفاده از این فونت ها می توانید طرح هایی با فونت های استاندارد و کلاسیک ایجاد کنید که هر بیننده ای را به خود جذب کند.

جهت استفاده از فونت های این مجموعه پس از اتمام دانلود و باز نمودن فایل زیپ شده به پوشه Fonts رفته و فونت ها را در مسیر Control Panel / Fonts کپی کنید.

(…) نمایش کامل پست دانلود فونت های انگلیسی The collection of best fonts | نوشته شده توسط مسعود رضایی


راه های ابتکاری برای فارسی نویسی در فلش

شنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۰
از قدیم و ندیم فارسی نویسی در فلش از مشکلات کاربران این نرم افزار بوده که حرفه ای ها با ترفندهایی مثل فارسی نویس و کامپوننت و … مشکل رو حل می کردن و گاهی راه حلشون رو به بقیه می گفتن و گاهی هم نه . با اومدن فلش ۵ کمی تا حدودی مشکل فارسی نویسی حل شد اما نه به شکل کامل . این تایپیک رو زدم که هم راه حل های رو که خودم بکار می برم بگم هم سایر دوستانعلم و فنشون رو بروز بدن و راه هاشون رو بگن .
برای شروع من یه راه حل که از یه سایت عربی یاد گرفتم رو می ذارم ، راه حل ساده ایه اما بسیار کار آمد که از جمله ویژگی هاش اینه که با هر فونتی بخواهید می تونید توی فلش کار کنید و به مشکل بر نخورید. برای دیدن آموزش به لینک زیر برین:
http://www.w-enter.com/training/Flas…c_On_Flash.swf
———————–
آموزش عربیه اما بسیار واضح است و همه بدون نیاز به زبان عربی متوجه می شن . امیدوارم همانطور که مشکل من رو رفع کرد ، برای شما هم مفید باشه .
اگر عمری باشه سایر راه ها رو هم خواهم گفت.

نگاهی سریع به مهمترین تغییرات بستنی حصیری: Android 4.0

چهارشنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۰

گوگل ساعاتی پیش نسخه جدید اندروید اش به نام Ice Cream Sandwich را شماره ۴ نام نهاد و آن را روی تلفن


گلکسی نکسوس

معرفی کرد. گوگل می گوید این یک نسخه بزرگ است و تغییرات عمده ای در اندروید جدید به وجود آمده. رابط کاربری به طور کلی بازنویسی و دگرگون شده و همه چیز بهینه سازی شده است. ضمن اینکه امکانات جدید زیادی به اندروید چهارم اضافه شده است. پس بیایید نگاهی به لیست تغییرات داشته باشیم:

- امکان استفاده از دکمه های مجازی در رابط کاربری به جای استفاده از دکمه های واقعی در پایین گوشی.

-ویجت ها در تب هایی مشابه با لیست اپلیکیشن ها دیده می شوند.

- پوشه ها راحت تر و با کشیدن و انداختن ساخته میشوند. (شبیه به آی او اس)

- اپلیکیشن جدید برای تلفن

- امکان زوم در تقویم

- جیمیل امکان جستجوی افلاین در میان ایمیل ها پیدا کرده است و پیش نمایش ایمیل ها دو خطی شده است

- با سوایپ به چپ و راست می توانید بین ایمیل ها حرکت کنید

- با نگه داشتن دکمه Power , و دکمه صدا می توانید اسکرین شات بگیرید.

- سیستم غلط یابی کیبرد بهبود یافته است

-از صفحه اصلی گوشی مستقیما می توانید به اپلیکیشن ها دسترسی داشته باشید. ( شبیه چیزی که در HTC Sence 3.x وجود دارد)

- کپی و پیست بهبود یافته

- سیستم تشخیص صدا بهبود یافته

- می توانید تلفن را با سیستم تشخیص چهره از حالت قفل خارج کنید

- مرورگر جدید با پشتیبانی از تب که می تواند تا ۱۶ تب همزمان را پیشتیبانی کند

- مرورگر بوکمارک های شما را با کروم به روز می کند.

- سیستم فونت جدید که گوگل نام آن را «روبوتو» گذاشته است

- امکانات نظارت و مدیریت بر میزان مصرف دیتا و مشخص کردن سقف مصرف دیتا (مثلا به گوشی بگویید در ماه بیشتر از ۲ گیگابایت مصرف نکند!)

- امکان کشتن اپلیکیشن ها اگر در پس زمینه از اینترنت استفاده کردند

- بهبود اپلیکیشن دوربین، رساندن تاخیر شاتر به صفر و امکان زوم هنگام فیلمبرداری

- اپلیکیشن ویرایش عکس

- گالری مدیریت تصاویری جدید بر اساس موقعیت و افراد

- اپلکیشن شبکه های اجتماعی به نام People مخلوط شده با گوگل پلاس

- اندروید Beam : امکانی که با کمک NFC اجازه می دهد اطلاعاتی مانند وب سایت ها، دفترچه تماس، آدرس، فیلم و… را سریعا به فرد دیگری بدهید.

شما با خواندن این لیست دلتان هوس بستنی نکرده است؟ یا فکر می کنید هوا سرد شده و فعلا وقت مناسبی برای خوردن بستنی نیست؟

در ادامه مطلب می توانید اسکرین شات هایی از اندروید ۴٫۰ ببینید.

ادامه مطلب

سوال: خروجی اکسل از کوئری (اما فونت فارسی به هم می ریزید)؟؟

دوشنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۰
به نمونه نگاه کنید..اما خروجی فونتش به هم می خورد…..درصورت امکان اصلاح نمایید.
فایل های ضمیمه
موضوع: ,

فونت بی بی سی فارسی BBC presian ؟

شنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۰
این فونت فارسی بی بی سی است؟

موضوع: ,

ایجاد نرم افزار فارسی برای android

پنجشنبه, ۲۱ مهر ۱۳۹۰
سلام
دوستان کسی میدونه چه جوری میشه تو android با فونت bitmap کار کرد؟
کلاً میخوام یه نمونه باشه. چه جوری از لحاظ code باید کار کرد؟

تبدیل فونت ایران سیستم تحت داس به اسکیوال

سه شنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۰
تابعی گذاشتم برای دوستانی که میخواهند فونت ایران سیستم تحت داس را به فونت ویندوز در اسکیوال تبدیل کنند
ابتدا هر سه تابع را نصب کنید
حال با استفاده از دستور
تابع word1 عمل تبدیل نهایی را انجام میدهد در اینجا اگر کلماتی هستند که به اشتباه کانورت شده اند میتوانید ان کلمات را جداگانه در این بخش تابع اضافه کنید مثال اگر کلمه بلیط بدون space تبدیل شده و به حرف بعدی می چسبد میتوانید در ای بخش به آن کلمه یک space اضافه کنید
فایل های ضمیمه
موضوع: ,

بررسی و مقایسه ۷ تبلت موجود در بازار

دوشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۰

مدتی است که بازار تبلت داغ شده است. نگاهی به هفت تبلت: Asus EEE Pad Transformer ایسوس با سیاست متفاوتی وارد بازار تبلت شد. ایسوس تلاش کرد تمام تخم مرغ‌هایش را در یک سبد نگذارد و با معرفی چهار تبلت به جدید به بازار، شانس خودش را برای جلب نظر کاربران بالا ببرد. Slider، Pad Memo، Slate و Transformer اعضای تیم تبلت‌های ایسوس هستند که هر کدام با داشتن ویژگی‌هایی خاص خودشان سعی کرده‌اند نیازها و سلیقه‌های گروهی از کاربران را هدف قرار بدهند. اینکه آیا نتیجه این سیاست اسوس منجر به فروش بیشتر خواهد شد یا نتیجه آن تنها سردرگمی بیشتر مخاطبان خواهد بود، باید مدتی صبر کرد و دید. به هر حال رقیب اصلی، یعنی اپل، تا کنون با سیاست ارائه تنها یک تبلت در هر زمان، بسیار موفق‌تر عمل کرده است. ما هم در رقابت این شماره تبلت ترنسفورمر ایسوس را وارد میدان رقابت کرده‌ایم تا عملکرد و ویژگی‌های آن را در کنار رقیبان اصلی بررسی کنیم. سیستم عامل این تبلت اندروید ۳٫۰ بود که اخیرا به نسخه ۳٫۱ ارتقا پیدا کرده است. در نسخه ۳٫۱ مشکل فونت فارسی آن نصفه و نیمه حل شده و کاربران ایرانی می‌توانند صفحات فارسی را در آن بخوانند، اما هنوز قادر…

ارسال کارت پستال واقعی با آیفون

یکشنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۰

شما برای دوستان و آشنایان کارت پستال می فرستید؟ شاید با وجود ایمیل و اینترنت ارسال کارت پستال به نظر عجیب بیاید اما همچنان زیبایی و ارزش خودش را دارد. اپلیکیشن Cards نام جدیدترین اپلیکشن اپل است که در کنفرانس آخرش معرفی شد.

کار این اپلیکیشن درست کردن کارت پستال های متفاوت است. با استفاده از قالب های از پیش آماده متعدد و متن و عکس های خودتان می توانید کارت پستال های زیبا و متنوعی درست کنید. اما این تازه یک طرف ماجرا است.

نکته اصلی در اینجاست که اپل این کارت ها را برای شما چاپ کرده! در پاکت قرار داده و برای فرد مورد نظر شما پست میکند، و هنگامی که کارت به مقصد برسد شما دلیوری آن را روی آیفونتان مشاهده میکنید. باورتان می شود؟

شما میتوانید از بین بیست و یک قالب آمده ای که برای کارت پستالتان در نظر گرفته شده است یکی را انتخاب کنید و برای چاپ و ارسال هر یک از آنها تنها مبلغ ۲٫۹۹$ برای آمریکا و ۴٫۹۹$ برای دیگر نقاط دنیا به اپل بپردازید. این اپلیکیشن از ۱۲ اکتبر در دسترس عموم قرار میگیرد.

این نکته که آیا فرستادن این کارت ها مختص تمام کشور ها است یا تنها کشورهای خاصی تحت پوشش این طرح قرار میگیرند، سوالی است که تا به حال به آن جوابی داده نشده. با این وجود اگر آن را گرفتید می توانید یک کارت پستال به ایران هم بفرستید تا ببینید برای ایران هم ارسال می شود یا نه؟

فونت فتوشاپ

جمعه, ۱۵ مهر ۱۳۹۰
سلام من هرکاری میکنم که فونت فارسی در فتوشاپ به هم بچسبن نمیشه چکار کنم؟:shock:

موضوع: ,

فیلم سخنرانی استیو جابز در دانشگاه استنفورد + زیر نویس فارسی

پنجشنبه, ۱۴ مهر ۱۳۹۰

استیو جابز در سال ۲۰۰۵ در مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه استنفورد شرکت کرد و یک سخنرانی مشهور در آنجا انجام داد. شاید بسیاری از شما قبلا این سخنرانی را دیده باشید اما در چنین روزی خواندن مجدد آن نکات زیادی را به ما یادآوری می کند و کسانی هم که تا به حال آن را ندیده اند می توانند از سخنان استیو جابز لذت ببرند.

من امروز خیلی خوشحالم که در مراسم فارغ‌التحصیلی شما که در یکی از بهترین دانشگاه‌های دنیا درس می‌خوانید هستم. من هیچ وقت از دانشگاه فارغ‌التحصیل نشده‌ام. امروز می‌خواهم داستان زندگی ام را برایتان بگویم. خیلی طولانی نیست و سه تا داستان است.

اولین داستان مربوط به ارتباط اتفاقات به ظاهر بی ربط زندگی است:
من بعد از شش ماه از شروع دانشگاه در کالج رید ترک تحصیل کردم ولی تا حدود یک سال و نیم بعد از ترک تحصیل به دانشگاه می‌آمدم و می‌رفتم و خب حالا می‌خواهم برای شما بگویم که من چرا ترک تحصیل کردم. زندگی و مبارزه‌ی من قبل از تولدم شروع شد. مادر بیولوژیکی من یک دانشجوی مجرد بود که تصمیم گرفته بود مرا در لیست پرورشگاه قرار بدهد که یک خانواده مرا به سرپرستی قبول کند. او شدیداً اعتقاد داشت که مرا یک خانواده با تحصیلات دانشگاهی باید به فرزندی قبول کند و همه چیز را برای این کار آماده کرده بود.

یک وکیل و زنش قبول کرده بودند که مرا بعد از تولدم ازمادرم تحویل بگیرند و همه چیز آماده بود تا اینکه بعد از تولد من این خانواده گفتند که پسر نمی خواهند و دوست دارند که دختر داشته باشند. این جوری شد که پدر و مادر فعلی من نصف شب یک تلفن دریافت کردند که آیا حاضرند مرا به فرزندی قبول کنند یا نه و آنان گفتند که حتماً. مادر بیولوژیکی من بعداً فهمید که مادر من هیچ وقت از دانشگاه فارغ‌التحصیل نشده و پدر من هیچ وقت دبیرستان را تمام نکرده است. مادر اصلی من حاضر نشد که مدارک مربوط به فرزند خواندگی مرا امضا کند تا اینکه آن‌ها قول دادند که مرا وقتی که بزرگ شدم حتماً به دانشگاه بفرستند.

اینگونه شد که هفده سال بعد من وارد کالج شدم و به خاطر این که در آن موقع اطلاعاتم کم بود دانشگاهی را انتخاب کردم که شهریه‌ی آن تقریباً معادل دانشگاه استنفورد بود و پس انداز عمر پدر و مادرم را به سرعت برای شهریه‌ی دانشگاه خرج می‌کردم بعد از شش ماه متوجه شدم که دانشگاه فایده‌ی چندانی برایم ندارد. هیچ ایده‌ای که می‌خواهم با زندگی چه کار کنم و دانشگاه چگونه می‌خواهد به من کمک کند نداشتم و به جای این که پس انداز عمر پدر و مادرم را خرج کنم ترک تحصیل کردم ولی ایمان داشتم که همه چیز درست می‌شود.

اولش کمی وحشت داشتم ولی الآن که نگاه می‌کنم می‌بینم که یکی از بهترین تصمیم‌های زندگی من بوده است. لحظه‌ای که من ترک تحصیل کردم به جای این که کلاس‌هایی را بروم که به آن‌ها علاقه‌ای نداشتم شروع به کارهایی کردم که واقعاً دوستشان داشتم. زندگی در آن دوره خیلی برای من آسان نبود. من اتاقی نداشتم و کف اتاق یکی از دوستانم می‌خوابیدم. قوطی‌های خالی پپسی را به خاطر پنج سنت پس می‌دادم که با آن‌ها غذا بخرم.

بعضی وقت‌ها هفت مایل پیاده روی می‌کردم که یک غذای مجانی توی کلیسا بخورم. غذا‌هایشان را دوست داشتم. من به خاطر حس کنجکاوی و ابهام درونی‌ام در راهی افتادم که تبدیل به یک تجربه‌ی گران بها شد. کالج رید آن موقع یکی از بهترین تعلیم‌های خطاطی را در کشور می‌داد. تمام پوستر‌های دانشگاه با خط بسیار زیبا خطاطی می‌شد و چون از برنامه‌ی عادی من ترک تحصیل کرده بودم، کلاس‌های خطاطی را برداشتم.

سبک آن‌ها خیلی جالب، زیبا، هنری و تاریخی بود و من خیلی از آن لذت می‌بردم. امیدی نداشتم که کلاس‌های خطاطی نقشی در زندگی حرفه‌ای آینده‌ی من داشته باشد ولی ده سال بعد از آن کلاس‌ها موقعی که ما داشتیم اولین کامپیوتر مکینتاش را طراحی می‌کردیم تمام مهارت‌های خطاطی من دوباره تو ذهن من برگشت و من آن‌ها را در طراحی گرافیکی مکینتاش استفاده کردم. مک اولین کامپیوتر با فونت‌های کامپیوتری هنری و قشنگ بود.

اگر من آن کلاس‌های خطاطی را آن موقع برنداشته بودم مک هیچ وقت فونت‌های هنری الآن را نداشت. هم چنین چون که ویندوز طراحی مک را کپی کرد، احتمالاً هیچ کامپیوتری این فونت را نداشت. خب می‌بینید آدم وقتی آینده را نگاه می‌کند شاید تأثیر اتفاقات مشخص نباشد ولی وقتی گذشته را نگاه می‌کند متوجه ارتباط این اتفاق‌ها می‌شود. این یادتان نرود شما باید به یک چیز ایمان داشته باشید، به شجاعتتان، به سرنوشتتان، زندگی تان یا هر چیز دیگری. این چیزی است که هیچ وقت مرا نا امید نکرده است و خیلی تغییرات در زندگی من ایجاد کرده است.

داستان دوم من در مورد دوست داشتن و شکست است:
من خرسند شدم که چیزهایی را که دوستشان داشتم خیلی زود پیدا کردم. من و همکارم «وز» شرکت اپل را درگاراژ خانه‌ی پدر و مادرم وقتی که من فقط بیست سال داشتم شروع کردیم ما خیلی سخت کار کردیم و در مدت ده سال اپل تبدیل شد به یک شرکت دو بیلیون دلاری که حدود چهارهزار نفر کارمند داشت.

ما جالب ترین مخلوق خودمان را به بازار عرضه کرده بودیم؛ مکینتاش. یک سال بعد از درآمدن مکینتاش وقتی که من فقط سی ساله بودم هیأت مدیره‌ی اپل مرا از شرکت اخراج کرد. چه جوری یک نفر می‌تواند از شرکتی که خودش تأسیس می‌کند اخراج شود؟ خیلی ساده. شرکت رشد کرده بود و ما یک نفری را که فکر می‌کردیم توانایی خوبی برای اداره‌ی شرکت داشته باشد استخدام کرده بودیم. همه چیز خیلی خوب پیش می‌رفت تا این که بعد از یکی دو سال در مورد استراتژی آینده‌ی شرکت من با او اختلاف پیدا کردم و هیأت مدیره از او حمایت کرد و من رسماً اخراج شدم.

احساس می‌کردم که کل دستاورد زندگی ام را از دست داده‌ام. حدود چند ماهی نمی دانستم که چه کار باید بکنم. من رسماً شکست خورده بودم و دیگر جایم در سیلیکان ولی نبود ولی یک احساسی در وجودم شروع به رشد کرد. احساسی که من خیلی دوستش داشتم و اتفاقات اپل خیلی تغییرش نداده بودند. احساس شروع کردن از نو.

شاید من آن موقع متوجه نشدم اخراج از اپل یکی از بهترین اتفاقات زندگی من بود. سنگینی موفقیت با سبکی یک شروع تازه جایگزین شده بود و من کاملاً آزاد بودم. آن دوره از زندگی من پر از خلاقیت بود. در طول پنج سال بعد یک شرکت به اسم نکست تأسیس کردم و یک شرکت دیگر به اسم پیکسار و با یک زن خارق العاده آشنا شدم که بعداً با او ازدواج کردم.

پیکسار اولین ابزار انیمیشن کامپیوتر دنیا را به اسم توی استوری به وجود آورد که الآن موفقترین استودیوی تولید انیمیشن در دنیا ست. دریک سیر خارق العاده‌ی اتفاقات، شرکت اپل نکست را خرید و این باعث شد من دوباره به اپل برگردم و تکنولوژی ابداع شده در نکست انقلابی در اپل ایجاد کرد. من با زنم لورن زندگی بسیار خوبی را شروع کردیم.

اگر من از اپل اخراج نمی شدم شاید هیچ کدام از این اتفاقات نمی افتاد. این اتفاق مثل داروی تلخی بود که به یک مریض می‌دهند ولی مریض واقعاً به آن احتیاج دارد. بعضی وقت‌ها زندگی مثل سنگ توی سر شما می‌کوبد ولی شما ایمانتان را از دست ندهید. من مطمئن هستم تنها چیزی که باعث شد من در زندگی ام همیشه در حرکت باشم این بود که من کاری را انجام می‌دادم که واقعاً دوستش داشتم.

داستان سوم من در مورد مرگ است:
هفده ساله بودم که در جایی خواندم اگر هر روز جوری زندگی کنید که انگار آن روز آخرین روز زندگی تان باشد شاید یک روز این نظر به حقیقت تبدیل بشود. این جمله روی من تأثیر گذاشت و از آن موقع به مدت سی و سه سال هر روز وقتی که توی آینه نگاه می‌کنم از خودم می‌پرسم اگر امروز آخرین روز زندگی من باشد آیا باز هم کارهایی را که امروز باید انجام بدهم، انجام می‌دهم یا نه.

هر موقع جواب این سؤال نه باشد من می‌فهمم در زندگی ام به یک سری تغییرات احتیاج دارم. به خاطر دانستن این که بالآخره یک روزی خواهم مرد برای من به یک ابزار مهم تبدیل شده بود که کمک کرد خیلی از تصمیم‌های زندگی ام را بگیرم چون تمام توقعات بزرگ از زندگی، تمام غرور، تمام شرمندگی از شکست، در مقابل مرگ رنگی ندارند.

حدود یک سال پیش دکترها تشخیص دادند که من سرطان دارم. ساعت هفت و سی دقیقه‌ی صبح بود که مرا معاینه کردند و یک تومور توی لوزالمعده‌ی من تشخیص دادند. من حتی نمی دانستم که لوزالمعده چی هست و کجای آدم قرار دارد ولی دکترها گفتند این نوع سرطان غیرقابل درمان است و من بیشتر از سه ماه زنده نمی مانم. دکتر به من توصیه کرد به خانه بروم و اوضاع را رو به راه کنم. منظورش این بود که برای مردن آماده باشم و مثلاً چیزهایی که در مورد ده سال بعد قرار بود به بچه‌هایم بگویم در مدت سه ماه به آن‌ها یادآوری بکنم.

این به این معنی بود که برای خداحافظی حاضر باشم. من با آن تشخیص تمام روز دست و پنجه نرم کردم و سر شب روی من آزمایش اپتیک انجام دادند. آن‌ها یک آندوسکوپ را توی حلقم فرو کردند که از معده‌ام می‌گذشت و وارد لوزالمعده‌ام می‌شد. همسرم گفت که وقتی دکتر نمونه را زیر میکروسکوپ گذاشت بی اختیار شروع به گریه کردن کرد

چون که او گفت که آن یکی از کمیاب ترین نمونه‌های سرطان لوزالمعده است و قابل درمان است. مرگ یک واقعیت مفید و هوشمند زندگی است. هیچ کس دوست ندارد که بمیرد حتی آن‌هایی که می‌خواهند بمیرند و به بهشت وارد شوند. ولی با این وجود مرگ واقعیت مشترک در زندگی همه‌ی ما ست.

شاید مرگ بهترین اختراع زندگی باشد چون مأمور ایجاد تغییر و تحول است. مرگ کهنه‌ها را از میان بر می‌دارد و راه را برای تازه‌ها باز می‌کند. یادتان باشد که زمان شما محدود است، پس زمانتان را با زندگی کردن به جای زندگی بقیه هدر ندهید.

هیچ وقت توی دام غم و غصه نیافتید و هیچ وقت نگذارید که هیاهوی بقیه صدای درونی شما را خاموش کند و از همه مهمتر این که شجاعت این را داشته باشید که از احساس قلبی تان و ایمانتان پیروی کنید.

موقعی که من سن شما بودم یک مجله‌ی خیلی خواندنی به نام کاتالوگ کامل زمین منتشر می‌شد که یکی از پرطرفدارترین مجله‌های نسل ما بود این مجله مال دهه‌ی شصت بود که موقعی که هیچ خبری از کامپیوترهای ارزان قیمت نبود تمام این مجله با دستگاه تایپ و قیچی و دوربین پولوراید درست می‌شد. شاید یک چیزی شبیه گوگل الآن ولی سی و پنج سال قبل از این که گوگل وجود داشته باشد.

در وسط دهه‌ی هفتاد آن‌ها آخرین شماره از کاتالوگ کامل زمین را منتشر کردند. آن موقع من سن الآن شما بودم و روی جلد آخرین شماره‌ی شان یک عکس از صبح زود یک منطقه‌ی روستایی کوهستانی بود. از آن نوعی که شما ممکن است برای پیاده روی کوهستانی خیلی دوست داشته باشید. زیر آن عکس نوشته بود:

stay hungry stay foolish

این پیغام خداحافظی آن‌ها بود وقتی که آخرین شماره را منتشر می‌کردند

stay hungry stay foolish

این آرزویی هست که من همیشه در مورد خودم داشتم و الآن وقت فارغ‌التحصیلی شما آرزویی هست که برای شما می‌کنم.

سه داستان استیو جابز در سخنرانی دانشگاه استنفورد

پنجشنبه, ۱۴ مهر ۱۳۹۰

استیو جابز در سال ۲۰۰۵ در مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه استنفورد شرکت کرد و یک سخنرانی مشهور در آنجا انجام داد. شاید بسیاری از شما قبلا این سخنرانی را دیده باشید اما در چنین روزی خواندن مجدد آن نکات زیادی را به ما یادآوری می کند و کسانی هم که تا به حال آن را ندیده اند می توانند از سخنان استیو جابز لذت ببرند.

توضیح نارنجی: برگردان این سخنرانی توسط نارنجی صورت نگرفته و متاسفانه به خاطر کپی شدن های متعدد، ما نتوانستیم منبع اصلی ترجمه را پیدا کنیم. بنابراین فقط آن را بازنشر می کنیم:

من امروز خیلی خوشحالم که در مراسم فارغ‌التحصیلی شما که در یکی از بهترین دانشگاه‌های دنیا درس می‌خوانید هستم. من هیچ وقت از دانشگاه فارغ‌التحصیل نشده‌ام. امروز می‌خواهم داستان زندگی ام را برایتان بگویم. خیلی طولانی نیست و سه تا داستان است.


اولین داستان مربوط به ارتباط اتفاقات به ظاهر بی ربط زندگی است:

من بعد از شش ماه از شروع دانشگاه در کالج رید ترک تحصیل کردم ولی تا حدود یک سال و نیم بعد از ترک تحصیل به دانشگاه می‌آمدم و می‌رفتم و خب حالا می‌خواهم برای شما بگویم که من چرا ترک تحصیل کردم. زندگی و مبارزه‌ی من قبل از تولدم شروع شد. مادر بیولوژیکی من یک دانشجوی مجرد بود که تصمیم گرفته بود مرا در لیست پرورشگاه قرار بدهد که یک خانواده مرا به سرپرستی قبول کند. او شدیداً اعتقاد داشت که مرا یک خانواده با تحصیلات دانشگاهی باید به فرزندی قبول کند و همه چیز را برای این کار آماده کرده بود.

یک وکیل و زنش قبول کرده بودند که مرا بعد از تولدم ازمادرم تحویل بگیرند و همه چیز آماده بود تا اینکه بعد از تولد من این خانواده گفتند که پسر نمی خواهند و دوست دارند که دختر داشته باشند. این جوری شد که پدر و مادر فعلی من نصف شب یک تلفن دریافت کردند که آیا حاضرند مرا به فرزندی قبول کنند یا نه و آنان گفتند که حتماً. مادر بیولوژیکی من بعداً فهمید که مادر من هیچ وقت از دانشگاه فارغ‌التحصیل نشده و پدر من هیچ وقت دبیرستان را تمام نکرده است. مادر اصلی من حاضر نشد که مدارک مربوط به فرزند خواندگی مرا امضا کند تا اینکه آن‌ها قول دادند که مرا وقتی که بزرگ شدم حتماً به دانشگاه بفرستند.

اینگونه شد که هفده سال بعد من وارد کالج شدم و به خاطر این که در آن موقع اطلاعاتم کم بود دانشگاهی را انتخاب کردم که شهریه‌ی آن تقریباً معادل دانشگاه استنفورد بود و پس انداز عمر پدر و مادرم را به سرعت برای شهریه‌ی دانشگاه خرج می‌کردم بعد از شش ماه متوجه شدم که دانشگاه فایده‌ی چندانی برایم ندارد. هیچ ایده‌ای که می‌خواهم با زندگی چه کار کنم و دانشگاه چگونه می‌خواهد به من کمک کند نداشتم و به جای این که پس انداز عمر پدر و مادرم را خرج کنم ترک تحصیل کردم ولی ایمان داشتم که همه چیز درست می‌شود.

اولش کمی وحشت داشتم ولی الآن که نگاه می‌کنم می‌بینم که یکی از بهترین تصمیم‌های زندگی من بوده است. لحظه‌ای که من ترک تحصیل کردم به جای این که کلاس‌هایی را بروم که به آن‌ها علاقه‌ای نداشتم شروع به کارهایی کردم که واقعاً دوستشان داشتم. زندگی در آن دوره خیلی برای من آسان نبود. من اتاقی نداشتم و کف اتاق یکی از دوستانم می‌خوابیدم. قوطی‌های خالی پپسی را به خاطر پنج سنت پس می‌دادم که با آن‌ها غذا بخرم.

بعضی وقت‌ها هفت مایل پیاده روی می‌کردم که یک غذای مجانی توی کلیسا بخورم. غذا‌هایشان را دوست داشتم. من به خاطر حس کنجکاوی و ابهام درونی‌ام در راهی افتادم که تبدیل به یک تجربه‌ی گران بها شد. کالج رید آن موقع یکی از بهترین تعلیم‌های خطاطی را در کشور می‌داد. تمام پوستر‌های دانشگاه با خط بسیار زیبا خطاطی می‌شد و چون از برنامه‌ی عادی من ترک تحصیل کرده بودم، کلاس‌های خطاطی را برداشتم.

سبک آن‌ها خیلی جالب، زیبا، هنری و تاریخی بود و من خیلی از آن لذت می‌بردم. امیدی نداشتم که کلاس‌های خطاطی نقشی در زندگی حرفه‌ای آینده‌ی من داشته باشد ولی ده سال بعد از آن کلاس‌ها موقعی که ما داشتیم اولین کامپیوتر مکینتاش را طراحی می‌کردیم تمام مهارت‌های خطاطی من دوباره تو ذهن من برگشت و من آن‌ها را در طراحی گرافیکی مکینتاش استفاده کردم. مک اولین کامپیوتر با فونت‌های کامپیوتری هنری و قشنگ بود.

اگر من آن کلاس‌های خطاطی را آن موقع برنداشته بودم مک هیچ وقت فونت‌های هنری الآن را نداشت. هم چنین چون که ویندوز طراحی مک را کپی کرد، احتمالاً هیچ کامپیوتری این فونت را نداشت. خب می‌بینید آدم وقتی آینده را نگاه می‌کند شاید تأثیر اتفاقات مشخص نباشد ولی وقتی گذشته را نگاه می‌کند متوجه ارتباط این اتفاق‌ها می‌شود. این یادتان نرود شما باید به یک چیز ایمان داشته باشید، به شجاعتتان، به سرنوشتتان، زندگی تان یا هر چیز دیگری. این چیزی است که هیچ وقت مرا نا امید نکرده است و خیلی تغییرات در زندگی من ایجاد کرده است.


داستان دوم من در مورد دوست داشتن و شکست است:


من خرسند شدم که چیزهایی را که دوستشان داشتم خیلی زود پیدا کردم. من و همکارم «وز» شرکت اپل را درگاراژ خانه‌ی پدر و مادرم وقتی که من فقط بیست سال داشتم شروع کردیم ما خیلی سخت کار کردیم و در مدت ده سال اپل تبدیل شد به یک شرکت دو بیلیون دلاری که حدود چهارهزار نفر کارمند داشت.

ما جالب ترین مخلوق خودمان را به بازار عرضه کرده بودیم؛ مکینتاش. یک سال بعد از درآمدن مکینتاش وقتی که من فقط سی ساله بودم هیأت مدیره‌ی اپل مرا از شرکت اخراج کرد. چه جوری یک نفر می‌تواند از شرکتی که خودش تأسیس می‌کند اخراج شود؟ خیلی ساده. شرکت رشد کرده بود و ما یک نفری را که فکر می‌کردیم توانایی خوبی برای اداره‌ی شرکت داشته باشد استخدام کرده بودیم. همه چیز خیلی خوب پیش می‌رفت تا این که بعد از یکی دو سال در مورد استراتژی آینده‌ی شرکت من با او اختلاف پیدا کردم و هیأت مدیره از او حمایت کرد و من رسماً اخراج شدم.

احساس می‌کردم که کل دستاورد زندگی ام را از دست داده‌ام. حدود چند ماهی نمی دانستم که چه کار باید بکنم. من رسماً شکست خورده بودم و دیگر جایم در سیلیکان ولی نبود ولی یک احساسی در وجودم شروع به رشد کرد. احساسی که من خیلی دوستش داشتم و اتفاقات اپل خیلی تغییرش نداده بودند. احساس شروع کردن از نو.

شاید من آن موقع متوجه نشدم اخراج از اپل یکی از بهترین اتفاقات زندگی من بود. سنگینی موفقیت با سبکی یک شروع تازه جایگزین شده بود و من کاملاً آزاد بودم. آن دوره از زندگی من پر از خلاقیت بود. در طول پنج سال بعد یک شرکت به اسم نکست تأسیس کردم و یک شرکت دیگر به اسم پیکسار و با یک زن خارق العاده آشنا شدم که بعداً با او ازدواج کردم.

پیکسار اولین ابزار انیمیشن کامپیوتر دنیا را به اسم توی استوری به وجود آورد که الآن موفقترین استودیوی تولید انیمیشن در دنیا ست. دریک سیر خارق العاده‌ی اتفاقات، شرکت اپل نکست را خرید و این باعث شد من دوباره به اپل برگردم و تکنولوژی ابداع شده در نکست انقلابی در اپل ایجاد کرد. من با زنم لورن زندگی بسیار خوبی را شروع کردیم.

اگر من از اپل اخراج نمی شدم شاید هیچ کدام از این اتفاقات نمی افتاد. این اتفاق مثل داروی تلخی بود که به یک مریض می‌دهند ولی مریض واقعاً به آن احتیاج دارد. بعضی وقت‌ها زندگی مثل سنگ توی سر شما می‌کوبد ولی شما ایمانتان را از دست ندهید. من مطمئن هستم تنها چیزی که باعث شد من در زندگی ام همیشه در حرکت باشم این بود که من کاری را انجام می‌دادم که واقعاً دوستش داشتم.


داستان سوم من در مورد مرگ است:



هفده ساله بودم که در جایی خواندم اگر هر روز جوری زندگی کنید که انگار آن روز آخرین روز زندگی تان باشد شاید یک روز این نظر به حقیقت تبدیل بشود. این جمله روی من تأثیر گذاشت و از آن موقع به مدت سی و سه سال هر روز وقتی که توی آینه نگاه می‌کنم از خودم می‌پرسم اگر امروز آخرین روز زندگی من باشد آیا باز هم کارهایی را که امروز باید انجام بدهم، انجام می‌دهم یا نه.

هر موقع جواب این سؤال نه باشد من می‌فهمم در زندگی ام به یک سری تغییرات احتیاج دارم. به خاطر دانستن این که بالآخره یک روزی خواهم مرد برای من به یک ابزار مهم تبدیل شده بود که کمک کرد خیلی از تصمیم‌های زندگی ام را بگیرم چون تمام توقعات بزرگ از زندگی، تمام غرور، تمام شرمندگی از شکست، در مقابل مرگ رنگی ندارند.

حدود یک سال پیش دکترها تشخیص دادند که من سرطان دارم. ساعت هفت و سی دقیقه‌ی صبح بود که مرا معاینه کردند و یک تومور توی لوزالمعده‌ی من تشخیص دادند. من حتی نمی دانستم که لوزالمعده چی هست و کجای آدم قرار دارد ولی دکترها گفتند این نوع سرطان غیرقابل درمان است و من بیشتر از سه ماه زنده نمی مانم. دکتر به من توصیه کرد به خانه بروم و اوضاع را رو به راه کنم. منظورش این بود که برای مردن آماده باشم و مثلاً چیزهایی که در مورد ده سال بعد قرار بود به بچه‌هایم بگویم در مدت سه ماه به آن‌ها یادآوری بکنم.

این به این معنی بود که برای خداحافظی حاضر باشم. من با آن تشخیص تمام روز دست و پنجه نرم کردم و سر شب روی من آزمایش اپتیک انجام دادند. آن‌ها یک آندوسکوپ را توی حلقم فرو کردند که از معده‌ام می‌گذشت و وارد لوزالمعده‌ام می‌شد. همسرم گفت که وقتی دکتر نمونه را زیر میکروسکوپ گذاشت بی اختیار شروع به گریه کردن کرد

چون که او گفت که آن یکی از کمیاب ترین نمونه‌های سرطان لوزالمعده است و قابل درمان است. مرگ یک واقعیت مفید و هوشمند زندگی است. هیچ کس دوست ندارد که بمیرد حتی آن‌هایی که می‌خواهند بمیرند و به بهشت وارد شوند. ولی با این وجود مرگ واقعیت مشترک در زندگی همه‌ی ما ست.

شاید مرگ بهترین اختراع زندگی باشد چون مأمور ایجاد تغییر و تحول است. مرگ کهنه‌ها را از میان بر می‌دارد و راه را برای تازه‌ها باز می‌کند. یادتان باشد که زمان شما محدود است، پس زمانتان را با زندگی کردن به جای زندگی بقیه هدر ندهید.

هیچ وقت توی دام غم و غصه نیافتید و هیچ وقت نگذارید که هیاهوی بقیه صدای درونی شما را خاموش کند و از همه مهمتر این که شجاعت این را داشته باشید که از احساس قلبی تان و ایمانتان پیروی کنید.

موقعی که من سن شما بودم یک مجله‌ی خیلی خواندنی به نام کاتالوگ کامل زمین منتشر می‌شد که یکی از پرطرفدارترین مجله‌های نسل ما بود این مجله مال دهه‌ی شصت بود که موقعی که هیچ خبری از کامپیوترهای ارزان قیمت نبود تمام این مجله با دستگاه تایپ و قیچی و دوربین پولوراید درست می‌شد. شاید یک چیزی شبیه گوگل الآن ولی سی و پنج سال قبل از این که گوگل وجود داشته باشد.

در وسط دهه‌ی هفتاد آن‌ها آخرین شماره از کاتالوگ کامل زمین را منتشر کردند. آن موقع من سن الآن شما بودم و روی جلد آخرین شماره‌ی شان یک عکس از صبح زود یک منطقه‌ی روستایی کوهستانی بود. از آن نوعی که شما ممکن است برای پیاده روی کوهستانی خیلی دوست داشته باشید. زیر آن عکس نوشته بود:

stay hungry stay foolish

این پیغام خداحافظی آن‌ها بود وقتی که آخرین شماره را منتشر می‌کردند

stay hungry stay foolish

این آرزویی هست که من همیشه در مورد خودم داشتم و الآن وقت فارغ‌التحصیلی شما آرزویی هست که برای شما می‌کنم.

نارنجی: اگر به یوتیوب دسترسی دارید می توانید ویدیوی این سخنرانی را با زیرنویس فارسی

اینجا ببینید.


مطالب مرتبط:


پایان یک اسطوره تکنولوژی: استیو جابز از دنیا رفت


واکنش ها به درگذشت استیو جابز


استیو جابز شاد در سال ۲۰۰۵


استیو جابز از مدیرعاملی اپل کناره گیری کرد



استعفای استیو جابز و واکنش مدیران فناوری دنیا


پایان یک دوره استیو جابز و مدیریت اپل

تبدیل فایل اکسل به csv و مشکل Encoding فارسی

چهارشنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۰
سلام

چون خودم دوست ندارم وقتی دنبال یک موضوع میگردم و به تاپیکی برسم که همون سوال من توش مطرح شده ولی کسی پاسخ نداده بربخورم! برای همین با اینکه این تاپیک ماله ۲ ساله پیشه ولی من جواب این سوالو میدم که مشکل احتمالی دیگران هم برطرف بشود.

برای رفع این مشکل:

فایل اکسل را در برنامه اکسل باز کنید و به صورت یک فایل متنی و به صورت Unicode Text ذخیره کنید.
حالا فایل جدید را در NotePad باز کنید و همه فضاهای خالی را از طریق ابزار Copy and Replace با علامت کاما , جابجا کنید
در این حالت میبینید که فضاهای خالی جایشان را به علامت کاما , داده اند
در این مرحله فایل را Save As کرده و Encoding را UTF-8 و پسوند فایل را csv قرار می دهید.

حالا اگر فالیتونو توی Excel باز کنید میبینید که جدول بندی و فونت فارسی شما به درستی قابل نمایش است.

موفق باشید.

درخواست فونت

دوشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۰
سلام
اسمه این فونت چیه ؟! :

کد:
http://8200.6.img98.net/out.php/i76448_head.jpg
فونتی که تو لوگو استفاده شده "جی اس ام"

ممنون

موضوع:

ساخت یک نوشته کلاسیک زیبا

دوشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۰
بازم سلام به همه دوستان علاقه مند به طراحی و فتوشاپ.

امروز یه آموزش جالب دارم براتون.



مرحله اول:

یک لایر جدید با مشخصات زیر ایجاد کنید.


رنگ زمینه را به مشکی تغییر دهید .

سپس text با فونت مناسب ایجاد کنید من از فونت Bauhaus 93استفاده کردم.
مرحله دوم:
یک لایر جدید به نام n1 در زیر لایر textتون ایجاد کنید و (کنترل+E) را فشار دهید تا لایرها با هم merge شوند.
یک لایر جدید دیگر در بالای n1 ایجاد کنید و نام آن را color بگذارید سپس روی لایر راست کلیک کنید و گزینه create clipping maskرا انتخاب کنید.
ابزار gradient را انتخاب کنید و مانند شکل زیر تنظیمات را اعمال نمایید.


سپس در لایر color از چپ به راست یک gradient ایجاد کنید.

مرحله سوم:

لایرهای color و n1 را با هم merge کنید و نام لایر را n1 بگذارید.
از n1 یک duplicate بگیرید و نام آن راn2 بگذارید.
لایر n2 را انتخاب کنید و از منوی Filter>Blur>Gaussian Blur -5px بدهید.
Blend Mode لایر n2 را به Color Dodge تغییر دهید و layers style را مانند زیر تنظیم کنید.

سپس به لایر n2 .Filter>Blur>Gaussian Blur -2px بدهید عکس شما باید مانند زیر باشد.

مرحله چهارم:
حالا از n2 یک duplicate بگیرید و نام آن را sn بگذارید و لایر را زیر لایر n1 قرار دهید و از منوی .Filter>Blur>Gaussian Blur -100px بدهید.
سپس در بالای همه لایرها یک لایر جدید ایجاد کنید با نام ab و از منوی Filter>Render>Clouds.را انتخاب کنید و Blend Mode لایر را به soft light تغییر دهید .
لایر n1 را انتخاب کنید و در layer style تنظیمات زیر را وارد کنید.

در نهایت :

موضوع: , ,

ایجاد کپی از فلید متنی

دوشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۰
سلام
من قصد دارم از یه فیلد متنی یه Duplicate درست کنم. ولی تقریبا چیزی توی انجمن پیدا نکردم.
فرض کنید ما یه فلید متنی با فونت و رنگ خاص داریم. میخوایم یه کپی از این فیلد متنی ایجاد کنیم. من فکر میکردم با این روش میشه انجام داد

کد PHP:


var text1:TLFTextField= new TLFTextField();

var 
format:TextFormat = new TextFormat("tahoma",20,0xff6600);

text1.text "بسم الله الرحمن الرحیم";

text1.autoSize TextFieldAutoSize.RIGHT

text1
.defaultTextFormat format;

addChild(text1);

text1.x150;

text1.y=50;

var text2:TLFTextField = new TLFTextField();

text2 text1;

addChild(text2);

text2.100 




موضوع:

سایت‌های تخفیف گروهی، قارچ‌های جدید یا امیدهای احتمالی

شنبه, ۹ مهر ۱۳۹۰

وبنا - آرش زاد - در طول فرایند رشد و توسعه وب فارسی، گروه سایت‌های زیادی به‌صورت ناگهانی رشد کرده‌اند و به‌عبارتی، قارچ‌گونه بالا آمدند تا با توجه به نبود برنامه و ایده پشت آن‌ها، صرفا به‌دلیل جو به‌وجود آمده، فعالیت خود را در این آشفته بازار آغاز کنند. هرچند همیشه در این بین استثناهایی هم وجود دارند که نه تنها در این دسته جای نمی‌گیرند، بلکه می‌توان آن‌ها را به عنوان نمونه‌های موفق در دسته‌بندی‌های مختلف نام برد. اگر حتی کمی اخبار وب درباره راه‌اندازی سایت‌های جدید را دنبال کرده باشید، حتما می‌دانید که چند وقتی می‌شود سیل ایجاد سایت‌های خرید گروهی در وب فارسی راه افتاده و ده‌ها سایت مشابه طی تنها چند هفته ایجاد شدند تا دوباره این نظریه را ثابت کنند که این‌جا همه‌چیز، ایرانی (از نوع بدش) انجام می‌شود!

ایده اولیه خرید گروهی

Groupon external link اولین سایتی بود که با این ایده ایجاد شد؛ پیشنهاد خرید گروهی محصول، دریافت تخفیف ویژه از فروشنده و فروش ارزان به مشتری! این سایت اولین بار در نوامبر ۲۰۰۸ کار خود را آغاز کرد که ایده و پلتفرم اولیه آن متعلق به مجموعه ThePoint بود.

groupon-2011.jpg

با گذشت حدود ۳ سال از فعالیت این سایت، در حال حاضر بالای ۵۰۰ نمونه مشابه و معتبر در سراسر جهان با این ایده راه‌اندازی شده‌اند که بیش از ۱۰۰تای آن‌ها در آمریکا قرار دارند. از بین همه این سایت‌ها، سال گذشته تنها یک نمونه توانست به‌عنوان رقیب جدی Groupon معرفی شود. در واقع فعالیت و گستردگی این سایت به حدی بزرگ و عظیم است که کم‌تر گروهی می‌تواند وارد رقابت با آن شود.

طبق آمار و اطلاعاتی که تا اوایل سال جاری درباره این سایت منتشر شده است، Groupon از هر ۸ درخواستی که از طرف فروشندگان مختلف به آن‌ها پیشنهاد می‌شود، ۷ تای آن‌ها را رد می‌کند external link! علاوه بر آن، گوگل سال گذشته پیشنهاد خرید ۶ میلیاردی را به این مجموعه داد و از طرفی، رشد درآمد ماهانه آن‌ها طی بازه زمانی ژانویه ۲۰۱۰ تا ژانویه ۲۰۱۱ از ۱۱ میلیون دلار به ۸۹ میلیون دلار در ماه افزایش پیدا کرد external link؛ اعداد و ارقامی نجومی که می‌تواند هرکسی را به ایجاد سرویس مشابهی وسوسه نماید.

مدل کسب و کار

طبیعتا مهم‌ترین مسئله در تجارت، پول است! اما یکی از نکات مهمی که شیوه رسیدن شما به این پول را تعیین می‌کند، مدل کسب و کار تجارت شماست. در بحث فروش، مبحث بزرگی تحت عنوان هزینه اولین تجربه مشتری وجود دارد که همواره بخش بزرگی از توجه فروشنده کالا یا خدمات را به خود معطوف می‌کند. در صورتی که شما بتوانید مشتریان مناسبی را برای فروشنده کالا یا خدمات بفرستید، هم محصول او را تبلیغ کرده‌اید و هم مشتریان زیادی را با آن کالا آشنا نموده‌اید.

پس در این بین می‌توان به این نتیجه رسید که پیشنهادهای ارائه شده از سوی سایت‌های تخفیف گروهی، اصولا محصولات و خدمات جدیدی هستند که نیاز به معرفی و جذب مشتری دارند و کم‌تر می‌توان شاهد کالا یا نام‌های معتبر بود. هرچند در این بین ممکن است سایت تخفیف دهنده برای بالا بردن ارزش و اعتبار خود، برخی هزینه‌ها را به جهت ارائه محصولات شناخته‌شده‌تر متقبل شود و یا با درصد تخفیف بسیاری پایینی به‌فروش برساند. اما در کنار این‌ها، داشتن بازاریاب با تجربه و نوع نگارش توضیحات محصول یا خدمات معرفی شده، یکی دیگر از عواملی است که در موفقیت سایت‌های خرید گروهی، نقش کلیدی را بازی می‌کند.

خرید گروهی در ایران

سر و صدای راه‌اندازی و افتتاح سایت‌های خرید گروهی در ایرن (به‌طور جدی) از اواسط تابستان امسال شروع شد. تخفیفان external link و نت‌برگ external link، دو وب‌سایتی بودند که به عنوان اولین نام‌های معرفی شده در این زمینه مطرح شدند. هر کدام از آن‌ها، با تبلیغات اولیه و گاه گسترده در سایت‌ها و سرویس‌های مختلف، به‌نوعی آغاز کار خود را به اطلاع کاربران رساندند و در بازار نیمه‌آشفته تجارت وب ایران اعلام حضور کردند. چند هفته (و شاید حتی چند روز) بعد، همخرید external link نیز به جمع سایت‌های خرید گروهی ایرانی اضافه شد تا این دایره، کم‌کم شکل بزرگ‌تری به‌خود بگیرد.

netbarg.jpg

سلمان جریری در وبلاگ خود، مصاحبه‌ای را با مدیران دو سایت اولیه انجام داد external link و به‌طور مختصر، سوالات کلی‌ای را از آنان درباره فعالیت‌شان، سابقه انجام این کار و برداشت آن‌ها از بازار ایران نسبت به راه‌اندازی چنین ایده‌ای پرسید که هر کدام از آن‌ها، پاسخ‌های مختلفی را به این سوالات دادند.

من اول، من اول!

در دنیای رقابت بین شرکت‌ها و کمپانی‌های بزرگ، اولین بودن هیچ‌گاه به‌عنوان یک مزیت کلی تلقی نمی‌شود external link. یعنی اگر کسب و کاری را با ایده اولین بودن آغاز کنید و امید به موفقیت آن داشته باشید، مطمئنا رقبای دیگر خیلی زود از شما جلو خواهند زد؛ مگر آن‌که ایده بهتری برای تکیه بر آن وجود داشته باشد. آیپادی که از Creative جلو زد، گوگل که Altavista را پشت سر گذاشت، Netscape که از قافله مرورگرها عقب ماند و MySpace و Facebook که از Friendster پیشی گرفتند، نمونه‌های معروفی از این دست هستند. درحال حاضر حتی گروپان نیز رقیبانی سرسخت چون Scoop st. external link دارد که با وجود این‌که ۱ سال دیرتر از سایت اولیه کار خود را شروع کرد، حالا با شیوه‌های متمایز سعی در جذب مشتری و تصاحب بازار دارد.

اما در ایران داستان کمی فرق می‌کند. در اصل اگر شما واقعا اولین باشید و بخواهید از این طریق خود را تبلیغ نمایید، هیج مشکلی وجود ندارد، اما اگر دو نفر هم‌زمان بخواهند این کار را انجام دهند، ماجرا کمی مضحک به‌نظر می‌رسد؛ بیایید کمی تاریخ‌ها را بررسی کنیم!

takhfifan.jpg

طبق آن‌چه که اطلاعات موجود در وب بیان می‌کند، اگر درواقع بخواهیم اولین سایت خرید گروهی ایرانی (اولین از نظر راه‌اندازی سایت) با ایده گروپان را معرفی کنیم، طبیعتا باید از Groupshop.ir external link نام ببریم؛ وب‌سایتی که قبل از راه‌اندازی همه سایت‌های نام برده شده در بالا، کار خود را آغاز کرد و خیلی زود هم تعطیل شد. پس در واقع اولین سایت خرید گروهی ایرانی، الآن تعطیل است! اما شاید منظور از بیان اولین بودن، ورود جدی و با سرمایه به بازار تجارت وب ایران است. بسیار خُب، باز هم سراغ تاریخ‌ها می‌رویم.

تخفیفان دامنه خود را ۱۴ ژانویه ۲۰۱۱ ثبت کرده است و نت‌برگ نیز حدود ۱ ماه بعد، اقدام به ثبت دامنه خود نمود. وبلاگ هر دو سرویس با ۲ روز تفاوت، برای نت‌برگ در تاریخ ۲۰ تیر و برای تخفیفان در ۲۲ تیر ۱۳۹۰ اولین مطلب خود را ارسال کردند. ولی از نظر آغاز رسمی فعالیت فروش و پیشنهاد محصول به مشتریان، تخفیفان حدود ۳ هفته جلوتر (۲۲ مرداد) از نت‌برگ (۱۳ شهریور)، کار خود را آغاز کرد؛ پس در واقع اگر بخواهیم شروع فعالیت رسمی این دو سایت را ملاک تعیین اولین بودن قرار دهیم، می‌توانیم به‌سادگی به نتیجه برسیم.

شیوه آغاز به‌کار، فعالیت و ارائه تخفیف

از بین هر ۳ سایت مطرح شده فعلی، از نظر تبلیغات در سطح وب، نت‌برگ از دو سرویس دیگر کاملا قوی‌تر عمل کرده است. قبل از شروع رسمی فعالیت سایت به‌سادگی می‌شد بنرهای آن را در بالا و کنار وب‌سایت‌های زیادی مشاهده کرد و این نشان می‌داد که این مجموعه هزینه مناسبی را جهت این کار کنار گذاشته است. از طرف دیگر، تخیفیفان فعالیت محدودی را روی این مورد شروع کرده و همخرید نیز به‌نظر نمی‌رسد هنوز تصمیمی جدی برای این کار گرفته باشد.

hamkharid.jpg

از نظر ارائه تخفیف‌ها، اگر نگاهی به لیست محصولات ارائه شده هر دو سایت نت‌برگ و تخفیفان بی‌اندازید، خواهید دید که تنها محصولات خدماتی را می‌توان بین آن‌ها مشاهده کرد. در واقع هیچ‌کدام از دو سرویس هنوز فعالیتی را برای ارائه تخفیف روی محصولات به‌شکل کالا انجام نداده‌اند و طبعا این مورد ممکن است طیف زیادی از کاربران ایرانی که منتظر خرید محصولاتی مانند کالاهای دسته‌بندی تکنولوژی هستند را نا امید نماید. همخرید اما دقیقا برعکس عمل کرده است و صرفا کالاهای مختلف را برای تخفیف پیشنهاد می‌دهد؛ اما تنها هفته‌ای ۱ بار! ایمیل‌های اطلاع‌رسانی دو سایت اولیه نیز، تقریبا صبح هر روز کاری برای کاربران ارسال می‌شود.

از نظر طراحی و پیاده‌سازی سایت‌ها، اگر نگاه کلی به ظاهر آن‌ها داشته باشید، می‌توان گفت که همخرید بهتر از دو رقیب دیگر خود کار کرده است. شاید این مورد به دلیل تیم برنامه‌نویسی باشد که پیش‌تر از این نیز در همین زمینه مشغول به‌فعالیت بوده‌اند. اما نمی‌توان عملکرد مناسب نت‌برگ را نیز در این زمینه منکر شد و دقیقا به همان اندازه، تخفیفان (خصوصا در به‌کار بردن فونت و لوگوی مناسب) بی‌سلیقه و بد عمل کرده است.

تنها بله، گروهی نه!

وبلاگینا تصمیم داشت تا تحت قالب مصاحبه‌های همیشگی، برنامه ویدیویی‌ای را با شرکت هر سه مدیر این مجموعه ترتیب دهد و پاسخ سوالات شما را با حضور آن‌ها دریافت نماید. نتیجه این شد که به‌جز مدیریت سایت همخرید، دو مجموعه دیگر (علی‌رغم تایید اولیه برای مصاحبه به‌صورت انفرادی)، هیچ‌کدام نسبت انتشار مصاحبه در کنار یکدیگر موافق نبودند. حتی ایمیلی که پس از اعلام این مورد برای مدیریت نت‌برگ فرستاده شد، بی‌پاسخ ماند!

حال و آینده

هر کدام از مدیران سایت‌ها، طبق گفتگوها و مصاحبه‌های قبلی، ایده‌ها و برنامه‌های مختلفی را برای ادامه فعالیت در این زمینه عنوان کرده‌اند که داشتن تیم متخصص، قراردادهای آماده و تجربه کاری مناسب از جمله ویژگی‌هایی است که در این میان از سوی آنان مطرح شده است.

قطعا ورود بدون برنامه به این بازار نتیجه‌ای جز شکست نخواهد داد و عدم شناخت بازار و کاربر ایرانی می‌تواند این ایده‌ها را در کنار سایر ایده‌هایی که نمونه ایرانی آن‌ها بر خلاف نمونه جهانی با شکست مواجه شده است، قرار دهد. بومی کردن ایده‌های جهانی، به‌کار بردن بازاریاب‌هایی که هر دو طرف مشتری و فروشنده را بشناسند، ارتباطات قوی و برنامه‌ریزی و سرمایه اولیه شاید مهم‌ترین مواردی باشد که برای آغاز به‌کار چنین ایده‌ای بسیار حیاتی است.

طبیعتا وقتی ببینید ظرف کم‌تر از ۱ ماه، بیش از ۲۰ سایت خرید گروهی ایرانی در وب راه‌اندازی شده است، از جو حبابی به‌وجود آمده در این زمینه مطلع خواهید شد. آرزو می‌کنیم دوستانی که این مسیر را آغاز کرده‌اند و کسانی که قصد شروع فعالیت در این مقوله را دارند، کاملا واقع‌بینانه شرایط خود و اطراف‌شان را بسنجند و بعد، کار خود را آغاز نمایند. در پایان نیز امیدواریم ایده خرید گروهی در وب ایران بتواند تبدیل به یکی از ایده‌های موفق کسب و کار آنلاین شود؛ نه قارچی هر روز از یک‌جا رشد کند.

نظر شما درباره این موضوع چیست؟ آن‌را با ما و دیگران در میان بگذارید.

 

این مقاله به صورت کامل از http://weblogina.com/post/group-discount-sites-in-iran برداشته و در وبنا درج شده است.

 

در همین رابطه : شایان شلیله – http://lavashak.com/blog/?id=543

پرکردن جداول تامین اجتماعی از داخل برنامه vb با فونت ایران سیستم

پنجشنبه, ۷ مهر ۱۳۹۰
سلام دوستان
من میخوام فایل بیمه تامین اجتماعی رو تو برنامه خودم پر کنم و دیتابیس خالی تامین اجتماعی رو با استفاده از اطلاعات دیتابیس خودم تو برنامه ام پر میکنم برای نتامین اجتماعی بردم گفتن درست است فقط فونت ما ایران سیستم هست و باید با ایران سیستم باشه
حالا من چطوری موقع پرکردن جداول این فونت رو در نظر بگیرم؟

ذخیره مطالب فارسی در mysql

سه شنبه, ۵ مهر ۱۳۹۰
وقتی مطلب فارسی در پایگاه داده در پایگاه داده ذخیره میکنم در پایگاه مطالب با یک فونت بهم ریخته نشان میده

این هم از قسمتی از کد درج مطلب

کد PHP:


$s=mysql_query("INSERT INTO m (text2,title,date,visits) VALUES('".$editortext."','".$tit."','".jmaketime()."','0') ");
mysql_query('set names utf8') or die(mysql_error());

  mysql_set_charset("utf8",$con); 




موضوع: ,

سوال: لیست کردن فونت ها در یک لیست باکس؟

یکشنبه, ۳ مهر ۱۳۹۰
چطوری میتونم فونت ها و اندازه اونها رو دز لیست باکس های جداگانه لیست کنم ؟
موضوع:

فونت بوتان

یکشنبه, ۳ مهر ۱۳۹۰
چه کسی نوع فونت تبلیغات بوتان که نوشته انتخابی مطمئن رو داره یا شعار امرسان زیبا جادار مطمئن

موضوع:

Cufon را فارسی تجربه کنید (Bifon)

یکشنبه, ۳ مهر ۱۳۹۰

با سلام خدمت دوستان

شاید برای بعضی از دوستان که در زمیته طراحی صفحات و با Html فعال هستن به این موضوع برخورده باشن که بخوان از فونتی غیر از فونت های استاندار وب برای متن های وب سایت استفاده کنن خصوصا برای عنوان ها

برای این کار چند روش وجود داره از جمله استفاده از عکس ، فلش و @font-face
همچنین یک روش مرسوم دیگـ ای که وجود داره استفاده از ابزار Cufon هست این ابزار با استفاده از SVG و Canvas متن رو با فونت مورد نظر نمایش میده

هر کدام از این روش ها مزایا و معایب خودش رو داره که از صحبت در موردشون صرف نظر می کنم

هدف از ایجاد این مبحث همان طور که از عنوانش مشخصه معرفی ابزاری به اسم Bifon هست

cufon امکان نمایش متن های فارسی رو نداره بر این اساس بیفون به شما این امکان رو میده که با استفاده از ترکیبی از این ابزار و cufon متن های فارسی رو با فونت مورد نظر نمایش بدین

جهت اطلاعات بیشتر می تونید به لینک های زیر مراجعه کنین :

http://averta.net/labs/fa/?p=10
http://averta.net/blog/fa/?p=109

امیدوارم این ابزار برای شما همکار گرامی مفید واقع بشه .
موفق باشید