درآمد واقعی گوگل از بازار موبایل چقدر است؟

یکشنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۰
به گزارش پایگاه خبری مجله فناوری اطلاعات گوگل سالانه هزینه های هنگفتی را صرف توسعه سیستم عامل اندروید و تحقیقات مرتبط با آن و نیز پشتیبانی از این سیستم عامل می کند، اما آنرا در قالب سیستم عاملی متن باز (Open Source) و رایگان در اختیار دیگران قرار می دهد. آیا این یک تناقض نیست؟

پاسخ را باید در مدل تجاری گوگل جست. درآمد اصلی گوگل از تبلیغات مرتبط با جستجو و دیگر تبلیغات آنلاین است و بخش رو به رشدی از این تبلیغات از طریق گوشی های موبایل (به ویژه گوشی های هوشمند) و تبلت ها در معرض دید کاربران قرار می گیرد و اگر گوگل بتواند سرویس های جستجو و دیگر سرویس های خود را از طریق سیستم عامل رایگان خود در اختیار کاربران بیشتری قرار دهد می تواند درآمد بیشتری را از حوزه موبایل و تبلت ها کسب کند.
Jim Friedland — از تحلیلگران ارشد گروه مشاوران مالی Cowen — تخمین زده است که کمپانی گوگل به طور متوسط از هر گوشی هوشمند (و تبلت) ۷ دلار درآمد کسب می کند و این مبلغ مشتمل بر درآمد این کمپانی از تبلیغات مرتبط با جستجو و آگهی های نمایشی آنلاین بر روی هر دو سیستم عامل اندروید گوگل و iOS اپل است.

تصویر بالا: Jim Friedland – از تحلیلگران ارشد Cowen Group
آقای Friedland همچنین اظهار داشته که گوگل در سال ۲۰۱۲ قادر خواهد بود که از هر کاربر گوشی های هوشمند ۸ دلار درآمد بدست آورد. شایان ذکر است که گوگل به طور متوسط نزدیک به ۳۰ دلار در سال از هر کامپیوتر دسکتاپ درآمد غیر مستقیم کسب می نماید و اوراکل نیز در شکایت خود علیه گوگل (بر سر نحوه استفاده از فناوری جاوا در اندروید ) ادعا نموده که گوگل به ازای هر گوشی مبتنی بر اندروید ۱۴ دلار درآمد دارد (البته گمانه زنی اوراکل را می توان تا حدی اغراق آمیز دانست.)
با در نظر گرفتن رشد سریع تعداد گوشی های هوشمند (و تبلت ها) و پیش بینی افزایش تعداد آنها از ۵۰۹ میلیون در سال ۲۰۱۱ به ۹۱۴ میلیون در سال ۲۰۱۲ پیش بینی می شود که درآمد گوگل نیز در این حوزه به ۲٫۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۲ افزایش یابد.
آقای Friedland همچنین پیش بینی نموده که درصد درآمد گوگل در حوزه موبایل نسبت به کل درآمد این کمپانی رشد صعودی خود را ادامه خواهد داد و همانطور که از میزان ۳ درصد در سال ۲۰۱۰ به میزان ۷ درصد در سال ۲۰۱۱ رسید، در سال ۲۰۱۲ شاهد آن خواهیم بود که این کمپانی ۱۳ درصد از درآمد خود را از حوزه موبایل کسب خواهد کرد. آقای Friedland همچنین پیش بینی نموده که در سال ۲۰۱۶ درآمد گوگل در حوزه موبایل به بیش از ۲۰ میلیارد دلار خواهد رسید که بالغ بر ۲۶ درصد کل درآمد این کمپانی را شامل خواهد شد.

برای بزرگتر شدن عکس بر روی آن کلیک کنید

هرچند گوگل در گزارشات مالی خود درآمد حوزه موبایل را بطور جداگانه ای ذکر نمی کند اما برآوردهای آقای Friedland با اظهارات لری پیج — مدیرعامل گوگل — تا حد زیادی مطابقت دارد. لری پیج در جلسه پرسش و پاسخی که در اکتبر سال ۲۰۱۱ پس از گزارش مالی سه ماهه این کمپانی برگزار شد اظهار داشت که درآمد سال ۲۰۱۱ این کمپانی از تبلیغات موبایل تا پایان سال به ۲٫۵ میلیاارد دلار خواهد رسید که ۷ درصد کل درآمد سالانه این کمپانی یعنی ۳۵٫۷ میلیارد دلار خواهد بود.
بدین ترتیب به نظر می رسد گوگل با چشمی باز پا به عرصه موبایل گذاشته و مدل تجاری این کمپانی در ارتباط با عرضه رایگان اندروید به منظور افزایش سهم بازار آن و کسب درآمد تبلیغاتی از سرویس های جستجو و دیگر سرویس های قرار گرفته بر روی وسایل مجهز به این سیستم عامل یکی از برترین مدل های تجاری این حوزه است. البته درآمد حاصل از فروش نرم افزار در Android Market را نیز باید به درآمدهای موبایلی گوگل اضافه نمود و در صورت تملک نهایی موتورولا موبیلیتی توسط گوگل هم شاهد کسب درآمدهای مستقیم این کمپانی در حوزه سخت افزار موبایل خواهیم بود.

منبع: درآمد واقعی گوگل از بازار موبایل چقدر است؟ | مجله فناوری اطلاعات

کاهش تولید HTC در سال ۲۰۱۲

شنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۰

کمپانی اچ تی سی قصد دارد در سال ۲۰۱۲ با بکارگیری استراتژی هوشمند معکوس، تولید دستگاه های اندروید خود را کاهش دهد. به گزارش فارس به نقل از زد دی نت، استراتژی اچ تی سی در سال ۲۰۱۱ مانند بسیاری از تولیدکنندگان، بر محور اشباع بازار با تنوع دستگاه ها متمرکز شده بود اما در سال جاری اوضاع فرق خواهد کرد.فیل رابرسون، مدیر اجرایی اچ تی سی در انگلستان و ایرلند در گفت‌وگو با مجله موبایل اظهار داشت که اچ تی سی ۲۰۱۲ با اچ تی سی ۲۰۱۱ کاملاً متفاوت خواهد بود.رابرسون گفت تمرکز اچ تی سی باید بر مواردی باشد که کیفیت، سخت افزار و رضایت مشتری را بالا می برد. محصولات تولید شده در پایان ۲۰۱۱ بسیار بیش از آن بود که در آغاز سال تولید می شد.اچ تی سی می کوشد در سال جاری تمرکز خود را بر تولید محصولاتی نظیر گلکسی نکسوز و آیفون بگذارد؛ راهی که باید از ابتدا دنبال می کرد. این کمپانی در همین راستا اعلام کرده در عین حال که دستی در بازار تبلت ها خواهد داشت، تولید محصولات خود را کاهش می دهد.کمپانی اچ تی سی در این تنها نبوده و موتورولا نیز در نمایشگاه سز ۲۰۱۲ به تغییر استراتژی کاری خود…

همراه اول به آموزش و پرورش ۱۲میلیون سیم کارت دانش آموزی میفروشد

چهارشنبه, ۵ بهمن ۱۳۹۰

همراه اول به آموزش و پرورش ۱۲میلیون سیم کارت دانش آموزی میفروشدبه گزارش پایگاه اطلاع رسانی GsmAria ، مجله تلفن همراه از موبایل دارشدن دانش آموزان از سال آینده خبر داد و مدعی شد: وزارت آموزش و پرورش و شرکت ارتباطات سیار ایران با امضای تفاهمنامه ای به منظور استفاده از فناوری های نوین …

«احمدی‌روشن» و «اصغر فرهادی»؛ نامزدهای چهره خوب هفته «افسران»

سه شنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۰

شبکه خبری-اجتماعی “افسران” هفته گذشته اعلام کرد که تصمیم دارد چهره خوب و بد هفته را از نظر کاربران خود انتخاب کند.

به گزارش «وبلاگ نیوز» و به گفته مدیران این شبکه، هفته گذشته کاربران “افسران” پیشنهادهای خود را به همراه دلیل انتخابشان به تیم مدیریتی افسران اعلام کردند و هم اکنون ۲ چهره خوب و ۴ چهره بد در معرض رای کاربران افسران قرار دارد.

لازم به ذکر است که این رای‌گیری تا ساعت ۸ صبح سه شنبه ادامه خواهد داشت.

بر این اساس ۲چهره خوب هفته این شبکه اجتماعی “مصطفی احمدی روشن” (دانشمند هسته‌ای ترور شده در تهران) و “اصغر فرهادی” (کارگردان فیلم جدایی نادر از سیمین و برنده جایزه گلدن گلوب) اعلام شده است.

این در حالی است که به دلیل پیشنهاد شدن “اصغر فرهادی” توسط یک نفر به عنوان چهره خوب، این انتخاب با واکنش کاربران این شبکه اجتماعی در بخش نظرات صفحه چهره خوب مواجه شده است.

چهره‌های بد این هفته “افسران” نیز “ریک سنتروم” (سناتور جمهوری خواه و نامزد انتخابات ریاست جمهوری آینده آمریکا که از ترور شهید احمدی روشن استقبال کرد)، “وکیو آمانو” (مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی که اطلاعات دانشمندان هسته‌ای ایران را به ۵کشور داده بود)، “گلشیفته فراهانی” (بازیگر ایرانی به خاطر انتشار عکس عریان در مجله فیگارو) و ” نظامیان آمریکایی توهین کننده به اجساد کشته شدگان افغان” اعلام شده‌اند.

گفتنی است برای شرکت در این نظرسنجی باید عضو شبکه “افسران” باشید.

انتهای پیام/.

 

چرا «گوگل» «موتورولا» را خرید؟

سه شنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۰

هزینه کردن ۱۲٫۵ میلیارد دلار توسط گوگل برای خرید شرکت موتورولا، معامله‌ای است که می‌تواند از جنبه‌های مختلف برای این شرکت‌ها حائز اهمیت باشد. به گزارش جام نیوز، موتورولا شرکتی نام‌آشنا در حیطه تولید سخت‌افزار به شمار می‌آید و با این وصف، خرید فوق می‌تواند خون تازه‌ای را در رگ‌های خط تولید بی‌رمق تلویزیون گوگل تزریق کند.با این همه، تمرکز صرف بر روی توانمندی‌های سخت‌افزاری موتورولا اشتباه خواهد بود و مورد اصلی معامله بین موتورولا و گوگل را باید در حیطه مالکیت معنوی طرح‌ها و فناوری‌های ثبت شده یافت.به نوشته مجله «پی‌سی»، «حسابِ دودوتا است»: موتورولا ۱۷۰۰۰ حق اختراع ثبت شده دارد و گوگل ۱۰۰۰ تا. در همین ارتباط «لری پیج»، مدیر کل اجرائی گوگل در نوشته‌ای بر روی وبلاگ این شرکت در تاریخ پانزدهم اوت نوشت: «خرید موتورولا، توان رقابتی شرکت ما را از طریق تقویت مجموعه اختراع‌های ثبتی گوگل افزایش داده و قدرت مانور شرکت گوگل را در دفاع از اندروید در برابر تهدید رقبایی همچون مایکروسافت، اَپل و دیگر شرکت‌ها بهبود خواهد بخشید.»به‌رغم تأثیر روزافزون شرکت گوگل بر روی تمامی ابعاد زندگی دیجیتال امروزین ما، گوگل از لحاظ شمار اختراع‌های ثبت شده در جایگاه چندان مناسبی قرار ندارد. مجموعه‌ای از اختراعات ثبت شده در شرکت‌هایی مانند گوگل به…

نیازمند فوری یک طراح حرفه ای وردپرس برای کارهای عقب مونده سایتم !

یکشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۰
با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز.

من نیازمند یک طراح حرفه ای قالب وردپرس هستم.

من یک سایت شخصی راه اندازی کردم که میخوام یک سری کارهای تکمیلی براش انجام شود مانند :

مجله اینترنتی – وب سایت خبری (با قابلیت عضویت، ارسال مطلب توسط اعضا، پروفایل اعضا، جدیدترین اخبار از هر دسته و …)

کسانی که سر رشته در این زمینه دارن در همین تاپیک اعلام کنند.

تضمینی هم میخوام.

قیمت هم مناسب باشه و نه نجومی !

فعلا" سفارش یک سایت شخصی را دارم.

در صورتی که اولین سفارش را خوب در بیاد خریدها و سفارشات زیادی به طراح میدهم.

لطفا" فوری pm خصوصی بدهید و حتما" با یک شماره تماس و همینجا هم اعلام کنید.

با تشکر فراوان.

ارادتمند شما.

آریا.

زندگینامه استیو جابز: زندگینامه جابز چگونه نوشته شد

جمعه, ۹ دی ۱۳۹۰

مترجم – مرگ استیو جابز خالق دنیای اپل بسیاری از دوست‌داران فناوری در جهان و ایران را متاثر کرد.

خبر مرگ آقای اپل چنان در رسانه های مجازی و چاپی فراگیر شد که حتی بسیاری از ایرانیانی که هیچ شناختی نسبت به او نداشتند را واداشت تا به جستجوی نام و نشان او بر آیند.از همین روست که کتاب زندگی‌نامه استیو جابز که به قلم والتر آیزاکسون نوشته شده است نیز در لیست پر فروش ها قرار می گیرد و به زبان های مختلف ترجمه می شود.

اگر شما نیز جز طرفداران محصولات اپل هستید و می خواهید بدانید که استیو جابز پیش از مرگش چگونه زیسته است و چگونه توانسته یک سیب گاز زده را اینچنین در چشم بسیاری محبوب سازد پس حتما از این هفته پاورقی عصرارتباط را بخوانید.

اوایل تابستان سال ۲۰۰۴، استیو جابز با من تماس گرفت. سال‌ها بود هر از چندگاهی با من ارتباط داشت که این ارتباطات برخی اوقات به اوج می‌رسید، به خصوص وقتی او سرگرم تلاش برای رونمایی از یک محصول جدید بود و می‌خواست عکس آن روی جلد هفته‌نامه «تایم» چاپ شود یا گزارشی از آن در شبکه سی‌ان‌ان پخش شود – رسانه‌هایی که من در آنها کار می‌کردم- اما در آن مدتی که دیگر در هیچ کدام از این رسانه‌ها نبودم، خبر چندانی از او نداشتم.

وقتی تماس گرفت، ابتدا کمی درباره «موسسه آسپن» که من به تازگی به آن پیوسته بودم، صحبت کردیم و بعد او را دعوت کردم تا در کمپ تابستانی ما در «کلورادو» سخنرانی کند. او از این دعوت ابراز خوشحالی کرد اما نه برای سخنرانی. می‌خواست پیاده‌روی کند تا بتوانیم با هم حرف بزنیم.

این حرفش کمی عجیب بود. من تا آن زمان نمی‌دانستم پیاده‌روی طولانی، روش مورد علاقه او برای گفت‌وگوهای جدی است. در این پیاده‌روی معلوم شد می‌خواهد زندگینامه‌اش را بنویسم.

کتاب زندگینامه استیو جابز

کتاب زندگینامه استیو جابز

من تازه زندگینامه «بنجامین فرانکلین» را منتشر کرده بودم و سرگرم نوشتن زندگینامه «آلبرت انیشتین» بودم. در واکنش اولیه با حالت نیمه‌شوخی گفتم آیا واقعا خود را در حد و اندازه این افراد می‌داند. به او گفتم هنوز در میانه راه یک مسیر پرپیچ و خم قرار دارد و فراز و فرودهای فراوانی در انتظار اوست. در نهایت گفتم الان نه اما شاید یک یا دو دهه دیگر وقتی بازنشست شد، این کار را برای او انجام دادم.

من جابز را از سال ۱۹۸۴ می‌شناختم؛ یعنی وقتی به منهتن جنوبی آمد تا در ضیافت ناهاری با دبیران خبر نشریه تایم اختراع جدید خود «مکینتاش» را معرفی کند.

حتی آن زمان نیز آدم زودرنجی بود و در ضیافت با یکی از خبرنگاران تایم که با افشاگری جدی‌ای باعث رنجش او شده بود، حسابی درگیر شد اما وقتی بعدها با او همکلام شدم، مثل خیلی‌های دیگر در طول سالیان قبل حس کردم تا حدی شیفته جدیت خوشایندش شده‌ام.

رابطه ما حتی بعد از اخراج او از اپل همچنان ادامه داشت. وقتی طرحی داشت، مثل طرح رایانه NeXT یا فیلم Pixar، پرتو جذابیتش ناگهان بار دیگر روی من متمرکز می‌شد. در این مواقع، مرا به یک رستوران سوشی در منهتن دعوت می‌کرد تا به من نشان دهد چیزی که دارد با حرارت از آن سخن می‌گوید، بهترین چیزی است که تاکنون اختراع کرده است. من او را دوست داشتم.

وقتی استیو به کادر مدیریت اپل برگشت، عکس او را روی جلد تایم کار کردیم. مدت‌زمان زیادی نگذشت که کم‌کم ایده‌هایش را برای گسترش تولید مجموعه‌ای که در آن زمان در دست داشتیم با ما در میان گذاشت و آن، کار بر روی بانفوذترین افراد قرن بود.

در آن زمان او کمپین «متفاوت بیندیشید» خود را آغاز کرده بود و در قالب آن تصاویر نمادینی از برخی از چهره‌هایی که ما روی آنها کار می‌کردیم به نمایش می‌گذاشت. او با این کار سنگ بنای تلاش برای ارزیابی جذابیت چهره‌های متنفذ تاریخی را گذاشت.

بعد از اینکه پیشنهاد استیو را برای نوشتن زندگینامه‌اش نادیده گرفتم، جز خبرهای گه‌گاهی و پراکنده دیگر خبری از او نداشتم تا اینکه یک بار به او ایمیل زدم تا بپرسم آیا دخترم درست می‌گوید که لوگوی اپل در واقع ادای دینی است به «آلن تورینگ»[Alan Turing] پیشتاز علم رایانه در انگلیس که کدهای رایانه‌ای جنگ آلمان را شکست. او بعدها با گاز زدن یک سیب آلوده به سیانور خودکشی کرد.

جابز در پاسخ نوشت نه اما آرزو می‌کرد ای کاش به این مساله فکر کرده بود. همین سوال و جواب سرآغاز یک تبادل نظر بین من و او درباره تاریخ اپل شد و من ناگهان خود را درگیر جمع‌آوری رشته‌های یک موضوع جدید دیدم تا اگر روزی تصمیم گرفتم زندگینامه او را بنویسم، اطلاعات کافی داشته باشم. وقتی زندگینامه انیشتین منتشر شد استیو در نشست رونمایی از کتاب من در «پالو آلتو» [Palo Alto] شرکت کرد. در این نشست مرا به کناری کشاند و بار دیگر گفت که او موضوع خوبی برای نوشتن زندگینامه است.

پافشاری‌اش باعث سردرگمی من شده بود. او به حساسیت درباره حریم خصوصی خود معروف بود و من دلیلی نمی‌دیدم که باور کنم هیچ کدام از کتابهای مرا خوانده باشد. شاید روزی بگویم چرا اما در سال ۲۰۰۹، «لارن پاول»[Laurene Powell] همسر جابز صریحا به من گفت :«اگر می‌خواهید کتابی درباره جابز بنویسید، بهتر است الان دست به کار شوید.»

او تازه مرخصی دوم پزشکی خود را گرفته بود. من پیش همسر جابز اعتراف کردم که وقتی او اولین بار این موضوع را با من در میان گذاشت، اصلا نمی‌دانستم بیمار است. او در پاسخ گفت تقریبا هیچ کس نمی‌دانست. همچنین افزود جابز حتی قبل از اینکه به خاطر سرطانش به اتاق عمل برود، با من تماس گرفت و باز هم از بیماری خود حرفی به من نزد.

در آن زمان بود که من تصمیم گرفتم این کتاب را بنویسم. جابز با اذعان به اینکه هیچ کنترلی بر مطالب این کتاب نخواهد داشت یا حتی حق خواندن آن را قبل از چاپ به خود نمی‌دهد، باعث حیرت من شد. او گفت:
«زندگینامه جابز توست و من حتی آن را قبل از چاپ نخواهم خواند.» اما بعدها در پاییز همان سال نظرش را درباره این مساله تغییر داد. البته من نمی‌دانستم یک مرحله پیشرفته دیگر از سرطان به سراغش آمده است. او دیگر جواب تماس‌هایم را نمی‌داد تا اینکه من برای مدتی این پروژه را کنار گذاشتم.

مدتی بعد زمانی که انتظارش را نداشتم در شب سال نو میلادی ۲۰۰۹ با من تماس گرفت.

جابز با تنها خواهرش «مونا سیمپسون[Mona Simpson]» نویسنده آمریکایی در منزلش در «پالو آلتو» تنها بود. همسر و سه فرزندش برای اسکی به سفری کوتاه رفته بودند اما او به لحاظ جسمی آنقدر قدرت نداشت که به آنها بپیوندد. جابز آن شب در گذشته‌هایش سیر می‌کرد.

ما بیش از یک ساعت با هم حرف زدیم. او یادش می‌آمد که وقتی ۱۲ سالش بوده می‌خواسته یک فرکانس‌شمار بسازد. در همان سن شماره «بیل هولت»[Bil Hewlett] موسس شرکت HP را از دفترچه تلفن عمومی پیدا کرده و با او تماس گرفته تا قطعات مورد نیاز خود را از او بگیرد. جابز گفت ۱۲ سال گذشته از عمرش از زمانی که به اپل بازگشته، پرثمرترین دوران زندگی او از نظر تولید محصولات جدید بوده است اما هدف مهمتر او انجام دادن کاری بود که هولت و دوستش «دیوید پکارد» انجام دادند و آن، تاسیس شرکتی بود که به قدری سرشار از فعالیت خلاقانه است که بعد از مرگ آنها نیز به حیات خود ادامه داد.

او گفت: «من در کودکی همواره خود را یک شخص انسان‌دوست می‌دانستم اما به تجهیزات الکترونیک علاقه‌مند بودم… سپس مطلبی خواندم به قلم یکی از قهرمانان زندگی‌ام «ادوین لند»[Edwin Land] از شرکت «پولاروید»[Polaroid] که در آن درباره اهمیت کسانی حرف زده بود که یک پای آنها در حوزه انسان‌دوستی و پای دیگر آنها در حوزه علوم است.

بعد از خواندن این مطلب به این نتیجه رسیدم که این دقیقا همان کاری است که می‌خواهم انجام دهم.» گفت‌وگوی ما طوری بود که به نظر می‌رسید او محورهای زندگینامه خود را به من پیشنهاد می‌دهد (و در این مورد دست کم همینطور شد). خلاقیتی که در آن حس انسان‌دوستی و علم‌گرایی در یک شخصیت قدرتمند با یکدیگر تلفیق می‌شوند، نکته مورد علاقه من در زندگینامه‌هایی است که درباره فرانکلین و انیشتین نوشته‌ام.

به اعتقاد من، این کلید خلق اقتصادهای خلاق در قرن بیست و یکم است.

یک بار از جابز پرسیدم چرا می‌خواهد من زندگینامه او را بنویسم. او در پاسخ گفت: «به نظر من تو استعداد خوبی در به حرف کشیدن آدم‌ها داری.» این جواب برای من غیرمنتظره بود. من می‌دانستم که برای نوشتن زندگینامه جابز باید با شماری از کسانی که او آنها را از کار اخراج کرده، از آنها سوءاستفاده کرده، آنها را ترک کرده یا حتی عصبانی و رنجانده است، گفت‌وگو کنم. من نگران بودم او با این گفت‌وگوها راحت نباشد.

در ابتدا هم وقتی روی سخن یکی از آنها به او برمی‌گشت، دست و پای خود را گم می‌کرد اما بعد از چند ماه خود او افراد مختلف حتی دشمنانش را ترغیب می‌کرد با من حرف بزنند. تلاشی هم نمی‌کرد برای این گفت‌گوها حد و مرزی بگذارد. روزی به من گفت: «من در زندگی کارهای زیادی کرده‌ام که جایی برای افتخار ندارند اما در کل من هیچ رازی در سینه ندارم که نتوانم پرده از آن بردارم.»

او هرگز تلاشی برای نظارت بر چیزی که من می‌نوشتم، نداشت یا حتی هیچ وقت درخواست نکرد مطالب من را قبل از چاپ بخواند. فقط یک بار مداخله کرد و آن هم زمانی بود که ناشر من داشت درباره طراحی جلد کتاب تصمیم میگرفت. وقتی استیو نسخه اولیه طراحی جلد پیشنهادی را دید، آنقدر از آن بدش آمد که درخواست کرد طرح پیشنهادی خود را ارائه کند. من که هم از طرح او خوشم آمده بود هم مصمم بودم از آن استفاده کنم، بلافاصله پیشنهاد او را پذیرفتم.

من در نهایت بیش از ۴۰ گفت‌وگو با او داشتم. برخی از آنها گفت‌وگوهای رسمی بود که در اتاق نشیمن منزل او در پالو آلتو صورت گرفت و مابقی نیز در طول پیاده‌روی یا رانندگی‌های طولانی یا پشت تلفن. در طول دو سالی که با جابز دیدار داشتم، او هر روز صمیمی‌تر می‌شد و راحت‌تر حرف‌های خود را به زبان می‌آورد اما گاهی اوقات شاهد رفتارهایی بودم که برخی از همکاران قدیمی او در اپل از آنها با عنوان «حوزه اختلال واقعیت» استیو یاد می‌کردند.

این رفتارها گاهی شامل از کار افتادن سلول‌های حافظه‌اش می‌شد که برای همه ما نیز اتفاق می‌افتد و گاهی سر هم‌بندی کردن یک روایت جدید از واقعیت برای من و خودش. من برای اینکه داستان زندگی او را بررسی و ابعاد آن را روشن کنم با بیش از یکصد نفر از دوستان، آشنایان، رقیبان، دشمنان و همکاران او مصاحبه کرده‌ام.

همسر او نیز هیچ کنترلی بر مطالب من نداشت و هرگز از من نخواست کتاب را قبل از چاپ بخواند. در واقع او به شدت مرا ترغیب می‌کرد تا با صداقت از نقاط ضعف و قوت جابز حرف بزنم. این زن یکی از باهوش‌ترین و منطقی‌ترین کسانی است که من تاکنون در عمرم دیده‌ام.

او در همان اوایل کار روزی به من گفت: «بخش‌هایی در زندگی و شخصیت جابز است که به شدت ناخوشایند است و واقعیت هم همین است… شما نباید آنها را پنهان کنید. او در شاخ و برگ دادن به داستان زندگی خود متبحر است اما اصل این داستان، حیرت‌انگیز است و من دلم می‌خواهد با صداقت تمام روایت شود.»

من قضاوت درباره اینکه آیا در این هدف موفق شده‌ام یا نه را به خوانندگان واگذار می‌کنم. مطمئن هستم بازیگرانی که در این نمایش هستند، برخی از خاطرات را طور دیگری به خاطر می‌آورند یا فکر می‌کنند من در دام «حوزه اختلال واقعیت» جابز افتاده‌ام.

حین نگارش این کتاب مثل کتابی که درباره «هنری کسینجر» نوشتم ـ که در واقع یک آمادگی خوب برای نگارش این کتاب بودـ متوجه شدم مردم دارای چنان احساسات مثبت یا منفی‌ای درباره جابز هستند که تاثیر «راشامونی» در مورد او کاملا مشهود است. اما من تلاش خود را کرده‌ام تا بتوانم بین روایات متضاد توازن ایجاد کنم و درباره منابعی که از آنها استفاده کرده‌ام، شفاف باشم.

کتاب حاضر کتابی درباره یک زندگی پرفراز و نشیب و شخصیت بسیار ناآرام یک کارآفرین خلاق است که شور او برای رسیدن به کمال و انگیزه قدرتمندش در زندگی باعث انقلاب در شش صنعت شد: رایانه‌های شخصی، فیلم‌های انیمیشن، موسیقی، تلفن، تبلت‌ها و نشر دیجیتالی. می‌توان یک صنعت دیگر را نیز به این فهرست افزود: فروشگاه‌های خرده‌فروشی که هرچند جابز کاملا آنها را دگرگون نکرد اما یک تعریف جدید از آنها ارائه کرد. علاوه بر آن، او راه را برای شکل‌گیری بازار جدیدی از محتویات دیجیتالی باز کرد که مبتنی بر کارکرده‌است نه فقط وب‌سایت‌ها.

در این راستا، او نه‌تنها محصولاتی دگرگون‌کننده ابداع کرد بلکه در دومین دور از حضور خود در اپل، شرکتی ماندگار ایجاد کرد که نقش DNA او را بر خود دارد. این شرکت پر است از طراحان خلاق و مهندسان ماجراجویی که می‌توانند دیدگاه‌های او را جامه عمل بپوشانند. در آگوست ۲۰۱۱، درست قبل از استعفای جابز از مدیریت اپل، این شرکت که او زمانی سنگ بنای آن را در پارکینگ خانه پدریاش گذاشته بود، بزرگترین شرکت جهان شده بود.

امیدوارم این کتاب همچنین کتابی درباره نوآوری باشد. در دورانی که ایالات متحده آمریکا در پی یافتن راه‌هایی برای حفظ جایگاه خود به عنوان قله نوآوری است و در شرایطی که جوامع مختلف در سراسر جهان تلاش می‌کنند اقتصادهای خلاق و متناسب با عصر دیجیتال ایجاد کنند، جایز همچنان تندیس نهایی ابداع، تخیل و نوآوری پایدار است. او می‌دانست که بهترین روش برای خلق ارزش در قرن بیست و یکم متصل کردن خلاقیت و فناوری به یکدیگر است. از این رو، شرکتی بنا کرد که در آن جهش‌های تخیل با شاهکارهای مهندسی برجسته در یکدیگر ادغام می‌شدند.

او و همکارانش در پل توانستند جور دیگری فکر کنند؛ آنها موفق شدند نه فقط پیشرفت‌هایی بزرگ در زمینه تولید داشته باشند که در خدمت برخی گروه‌های خاص باشند بلکه ابزارها و سرویس‌های کاملا جدیدی خلق کنند که کاربران تا آن زمان حتی نمی‌دانستند که به آنها نیاز دارند.

استیو یک رئیس یا یک انسان ایده‌آل نبود که بتوان در قالب یک الگوی منظم به دیگران ارائه کرد. او ممکن است تحت تاثیر انگیزه‌های پلید، اطرافیان خود را دچار عصبانیت و سرخوردگی کرده باشد اما شخصیت، شور انسانی و ابداعات او همگی با یکدیگر در ارتباط بودند، درست همانطورکه سخت‌افزار و نرم‌افزار اپل در ارتباط هستند و بخشی از یک سیستم پیچیده را تشکیل می‌دهند. بنابراین داستان زندگی او هم آموزنده است، هم هشدارآمیز و سرشار است از درس‌هایی درباره نوآوری، شخصیت، رهبری و ارزش‌ها.

«هنری پنجم» اثر شکسپیر ـ ماجرای یک شاهزاده هوسران و خودکامه که به یک پادشاه پرشور اما حساس، خودمحور اما احساساتی ، الهام‌بخش اما ضعیف تبدیل می‌شودـ با یک پند آغاز می‌شود: «الهه شعر و موسیقی بر روشن‌ترین آسمان خلاقیت جلوس خواهد کرد.» برای استیو جابز این جلوس بر روشن‌ترین آسمان خلاقیت با داستان زندگی دو خانواده و رشد و نمو در دره‌ای آغاز می‌شود که تازه داشت یاد می‌گرفت چطور سیلیکون را به طلا تبدیل کند.

توضیحات: زندگینامه استیو جابز هر هفته در مجله عصر ارتباط توسط آقای محمود حبیبی ترجمه و به چاپ می رسد. وین بتا نیز در آدینه هر هفته، یک بخش از زندگینامه استیو جابز را منتشر خواهد کرد. کتاب زندگینامه استیو جابز به روایت والتر آیزاکسون می باشد.

یادی از بزرگان فناوری اطلاعات که در سال ۲۰۱۱ درگذشتند

چهارشنبه, ۷ دی ۱۳۹۰

همکاران سیستم- دنیای فناوری اطلاعات، در سالی که گذشت با بسیاری از بزرگان و پیشگامان این حوزه وداع کرد. درگذشت برخی از آنها مثل استیو جابز تا ماه ها خبرساز بود و درگذشت برخی دیگر توجه چندانی جلب نکرد. روزهای پایانی سال میلادی فرصت خوبی است برای معرفی برخی از این چهره ها. هرچند برخی از این نام ها شناخته شده تر از دیگران هستند اما هر یک از آنها در حوزه کار خود الهام بخش بوده و  تاثیر ماندگاری بر جای گذاشته اند. مجله eweek  با تهیه فهرستی یاد آنها را گرامی داشته است.  1-     استیو جابز ؛ پدر اپلاستیو جابز خبرسازترین چهره دنیای فناوری اطلاعات در سالی بود که گذشت. یک رهبر رویاپرداز که با تاسیس شرکت اپل و تولید محصولاتی مثل آی مک، آیپاد، آیفون و آیپد دنیای فناوری اطلاعات را دستخوش تغییرات شگرفی کرد. جابز در ۵ اکتبر سال جاری پس از هشت سال مبارزه با سرطان پانکراس درگذشت. 2-     دنیس ریچی ؛ مبدع زبان برنامه نویسی Cدنیس ریچی مبدع زبان برنامه نویسی C و از طراحان اصلی سیستم عامل یونیکس بود و ریاست بخش تحقیقات نرم افزاری Alcatel-Lucent Bell Labs را بر عهده داشت. کارهای ریچی را شالوده دنیای نرم افزار و سیستم عامل می دانند. همکارانش در توصیف او می…

شماره بیست و یکم ماهنامه دانستنی‌های دیجیتال منتشر شد

دوشنبه, ۲۸ آذر ۱۳۹۰

شماره دی‌ماه ماهنامه دانستنی‌های دیجیتال، ویژه نمایشگاه الکامپ، منتشر شد. در این شماره می‌توانید گزارش کاملی در مورد این نمایشگاه بخوانید.به گزارش آژانس خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (ایستنا) در بخش تازه‌های شماره دی‌ماه دیجیتال می‌توانید جدیدترین اخبار دنیای فناوری را پیگری کنید. در شماره بیست و یکم این مجله، پرونده مفصلی در موردفرهنگ و علوم دینی در وب می‌خوانید. در صفحات بازی هم می‌توانید با بازی‌هایی که به تازگی وارد بازار کنسول‌های بازی شده‌اند، آشنا شوید. در وبگرد این شماره می‌توانید با ساعت‌هایی آشنا شوید که می‌توانند مراقب سلامت شما باشند.در قسمت نوبرانه محصولات مختلفی از جمله گوشیSamsung Galaxy Nexus  و لپ‌تاپ Dell XPS15Z و چندین محصول دیگر مورد بررسی دقیق قرار گرفته‌اند.در بخش رقابت این شماره، مقایسه دقیقی بین آخرین دوربین‌های عکاسی حرفه‌ای انجام گرفته است.گفتنی است شماره بیست و یکم ماهنامه دانستنی‌های دیجیتال از نوزدهم آذر در کیوسک‌های مطبوعاتی سراسرکشور موجود است….

سردفتران وبلاگ‌نویس کشور گرد هم آمدند

یکشنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۰

نخستین گردهمایی سراسری سردفتران وبلاگ نویس روز پنج‌شنبه هفته گذشته در محل کانون سردفتران و دفتریاران برگزار شد.

به گزارش «وبلاگ نیوز» و به نقل از ایسنا، در این گردهمایی که با حضور رییس و نایب رییس کانون سردفتران و دفتریاران و برخی مسوولان کانون نیز همراه شد، سردفتران وبلاگ نویس استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، اصفهان، تهران، فارس، قم، مازندران، یزد و … پس از معرفی خود و آشنایی با یکدیگر به بحث و بررسی مسائل حوزه سردفتری و ارزیابی ظرفیت های فضای مجازی برای ارتقای جامعه سردفتری پرداختند.

درخواست رصد نقدها و نظرات منتشره در وبلاگ ها و انتقال آنها به کانون سردفتران برای پیگیری؛ پیشنهاد انتخاب و انتشار مطالب تخصصی و وزین منتشره در وبلاگ ها در مجله کانون یا وبلاگ نویسان این حوزه به جنبه فهم عمومی مطالب وبلاگ های سردفتری در کنار انتشار مباحث تخصصی؛ ضرورت پرداختن به اخلاق حرفه ای سردفتری در وبلاگ ها؛ پیشنهاد هماهنگی و ارتباط مجازی سردفتران وبلاگ نویس برای ارتقای سطح علمی مباحث سردفتری در این فضا و راه اندازی اتحادیه یا تشکیلاتی از فعالان مجازی؛ توجه به تحلیل و تفسیر اخبار حوزه سردفتری، همپای فرایند خبررسانی؛ تامل و مداومت در تولید محتوای مورد نیاز جامعه سردفتران به دور از حاشیه‌ها؛ ایجاد جاذبه در فضای مجازی حوزه سردفتری برای سردفتران، حقوقدانان، پژوهشگران و مردم از طریق انتشار مطالب روزآمد و استفاده از قالب های طنز، نظم، نثر، فکاهی و ادبی؛ پرهیز از ایجاد دافعه برای مخاطبین در این فضا؛ مراقبت از نهاد کانون سردفتران و دفتریاران در بیان نقدها و اشکالات؛ توجه و تدقیق درباره قوانین جدید مورد نیاز یا اصلاح قوانین حوزه سردفتری؛ لزوم ایجاد قدرت جریان سازی در بین وبلاگ ها برای دفاع از نهاد دفاتر اسناد رسمی و در نهایت تلاش برای ارتقای شان، منزلت و جایگاه سردفتری در کشور مهمترین عناوین مورد بحث در بخش اول این جلسه بود.

بخش دوم این نشست که بعد از ظهر ادامه یافت با دعوت هیات برگزار کننده‌ی گردهمایی از دو تن از اعضای هیات مدیره همراه بود که به پرسش و پاسخ افراد شرکت کننده با رییس و نایب رییس کانون سردفتران و دفتریاران در خصوص مسائل مبتلابه جامعه سردفتری و جامعه مجازی گذشت.

بخش بعدی این نشست با دعوت از فریدالدین محمدی، مسوول دفتر گواهی امضای الکترونیک، محسن میراب زاده مدیر واحد انفورماتیک و احسان میراب زاده مشاور رسانه‌ای کانون، با بررسی حوزه های مشترک فضای سایبری کانون سردفتران و وبلاگها که وجه مشترک آنها بستر مجازی و سیستم الکترونیک آنهاست ادامه یافت که با پرسش و پاسخ در خصوص این بخش ها به پایان رسید.

در پایان نیز مقرر شد این نوع گردهمایی ها استمرار یابد و نشست های بعدی با تلاش برای حضور فعال تر سردفتران فعال در عرصه وبلاگ نویسی در آینده تداوم داشته باشد.

انتهای پیام/.

راه اندازی FTP Server در ویندوز XP توسط IIS ویندوز

دوشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۰
به عنوان یک کاربر خانگی ممکن است بارها برایتان پیش آمده باشد که بخواهید تعدادی از فایل*های خود را در مدت زمانی نامحدود در دسترس دیگران قرار دهید اما به دلایلی نمی*خواهید که پوشه Share شده*ای درسیستم*تان وجود داشته باشد و یا شاید یک مدیر سیستم هستید که دفاتر متعددی در نقاط مختلف شهر یا کشور دارید و استفاده از فایل*های مشترکی برای همه دفاتر الزامی*به نظر می*رسد اما حجم و محدودیت های شبکه امکان ارسال آنها را با پست الکترونیکی فراهم نمی*کند؛ اصلاً شما می*خواهید این دسته از فایل*ها همیشه در یک جای ثابت برای دریافت در دسترس باشند و دائم مجبور نباشید برای تک تک دفاتر آنها را ارسال کنید. یک راه حل ساده ، سریع و قدیمی*برای این کار راه اندازی یک FTP Sever است. شما می*توانید بر روی ویندوز XP Professional خانگی خود یا یکی از سرورهای محل کار به سادگی و در عرض چند دقیقه یک سرویس انتقال فایل راه اندازی کنید. با ما باشید تا در انتهای مقاله شما هم یک FTP Server داشته باشید.پروتکل FTP یا File Transfer Protocol یکی از پروتکل*های لایه کاربرد (Application) در معماری TCP/IP است که مسئولیت انتقال فایل*ها را تحت شبکه بر عهده می*گیرد، برنامه سرویس دهنده FTP از پورت TCP شماره ۲۰ یا ۲۱ استفاده می*کند که با استفاده از پروتکل TCP اقدام به انتقال فایل بین سیستم های مبتنی بر ویندوز و یک سرویس دهنده FTP ویندوزی می*کند. با اینکه برخی از توانائی*های این سرویس توسط سرویس وب (www) نیز ارائه می*شود اما هنوز استفاده از سرویس FTP رواج دارد. به طور کلی به علت مسایل امنیتی سعی می*شود که امکان ارسال فایل توسط همه کاربران غیر ممکن گردد و تنها عده خاصی با داشتن کلمه و رمزعبور قادر به ارسال فایل بر روی FTP Server باشند.

یک FTP Server می*تواند سرویس دهنده*ای بسیار کارآمد باشد در عین اینکه عدم نظارت و کنترل آن ممکن است نقطه ضعفی برای سیستم به شمار آید.
FTP با شماره پورت ۲۱ ، یک پروتکل قدیمی *است و کاربرد آن به زمانی بر می*گردد که استفاده از پورت ۸۰ (WEB) نیز چندان فراگیر نشده بود. زمانی می*توان از یک کامپیوتر (با سیستم عامل XP ، ۲۰۰۰ یا ۲۰۰۳) خدمات FTP دریافت نمود که این سرویس روی آن سیستم عامل فعال شده باشد یعنی یک FTP Server روی سرور مورد نظر در حال کار باشد. بعد از برقراری ارتباط با FTP Server در حقیقت شما به یک FTP Client تبدل می*شوید.
بوسیله این پروتکل می*توان فایل ها را در سرویس دهنده Upload نیزکرد اما برای قرار دادن فایل در طرف سرویس دهنده بایستی هر اپراتور یک FTP Account داشته باشد که توسط ارائه دهنده سرویس در اختیار کاربر یا همان FTP Client قرار گرفته و بوسیله آن با توجه به حق دسترسی تعیین شده می*توان به ایجاد ، اضافه، حذف و یا تغییر فایل*های موجود در سرویس دهنده از طریق یک دستگاه دیگر بپردازد. برای Uploadکردن می*توان از برنامه*هایی مانند Cute FTP ، Flash FXP ، WS FTP و … استفاده نمود. اما در این مقاله قصد داریم از طریق راه**اندازی FTP Server این کار را آموزش دهیم.
راه اندازی FTP Server
نصب سرویس FTP
سرویس FTP یکی از سرویس*های ارائه شده به همرا IIS(Internet Information Services) است که به طور پیش فرض در تمام سیستم عامل*ها غیرفعال است پس بایستی آن را نصب و فعال کرد.
برای این منظور مراحل زیر را طی کنید:
۱ـ Control Panel را باز وAdd or Remove Program را انتخاب نمایید. در پنجره باز شده از قسمت سمت چپ، بر روی آیکون Add/Remove Windows … را کلیک کنید.

۲ـ پس از چند لحظه انتظار پنجره مربوطه ظاهر می*شود در لیست Component (مانند شکل ۱) در مربع کنارIIS تیک بزنید بدون اینکه با زدن Next به مرحله بعد بروید، دکمه Details را انتخاب کنید.

۳ـ IIS شامل چندین سرویس است که یکی از آنها FTPاست و چون هدف ما تنها نصب FTP است پس در پنجره Details در ابتدا تیک کنار همه گزینه*ها را برداشته و فقط گزینه Service (FTP) File Transfer Protocol را انتخاب کنید که طبق شکل ۲ به همراه آن ، دو سرویس دیگر نیز فعال می*شود. تغییری در این تنظیمات ندهید؛ Ok را بزنید و با بازگشت به صفحه قبل Next را انتخاب کنید.

شکل ۲

۴ـ در اینجا نصب سرویس شروع می*شود. در اواسط روند نصب، از شما درخواست CD ویندوز می*شود.پس از قراردادن CD و نصب فایل*های مورد نیاز ، سرویس FTP بر روی کامپیوتر فعال می*گردد.
قراردادن فایل*ها بر روی FTP Server
با طی شدن مراحل بالا اکنون سیستم به یک FTP Server تبدیل شده است برای قراردادن فایل*های مورد نظرتان ، پوشه خاصی در نظر گرفته شده است که هر چیزی که در این پوشه قرار گیرد سرویس دهنده آن را در لیست فایل*ها و پوشه های
FTP Server قرار می*دهد.
همانطور که در شکل ۳ و ۴ مشاهده می*کنید به محض نصب FTP Server یک پوشه در درایو C کامپیوتر ایجاد می*شود که Inetpub نام دارد . درون این پوشه نیز دو پوشه دیگر به نام*های ftproot و AdminScripts قرار دارد، پوشه مورد بحث ما که محل قرارگیری فایل*های FTP Server است ftproot است. حالا همه چیز آماده قرارگیری فایل*ها است. فایل*هایتان را در این مکان قراردهید، هم اکنون شما یک FTP Server آماده استفاده دارید.

شکل ۳

شکل ۴

اتصال به FTP Server
یقیناً یک FTP Client ابتدا باید به FTP Server متصل گردد تا بتواند از خدمات آن استفاده کند در یک شبکه داخلی این امر با تایپ یکی از دو نوع آدرس زیر در نوار آدرس IE یا هر Web Browser دیگری مثل Mozilla میسر می*شود و کاربران شبکه با داشتن IP Address یا نام کامپیوتر سرویس دهنده FTP ، می*توانند لیست فایل*های موجود در آن را مشاهده و سپس نسبت به دریافت اقدام کنند.

[ftp: //[FTP Server IP address
[ftp: //[FTP Server Computer Name
اما کاربرانی وجود دارند که می*خواهند از این سرویس توسط نوع دیگری از ارتباط استفاده کنند بدین معنی که هدف آنها از راه اندازی این سرویس دردسترس قرار دادن فایل*هایی برای افراد خاصی است که با اجازه آنها قادر به اتصال به سیستم باشند نحوه ساختن این نوع ارتباط بدون نیاز به اینترنت و توسط مودم صورت می*گیرد که به طور کامل در شماره ۹ مجله توضیح داده شده است اما به علت اینکه ممکن است برخی از خوانندگان به این شماره دسترسی نداشته باشند این مراحل را دوباره تکرار می*کنیم:
برای این کار دو مرحله را باید انجام داد:
• تنظیمات کامپیوتر مقصد و یا به عبارت دیگر کامپیوتر میزبان (Host)
یعنیFTP Server
• تنظیمات مربوط به کامپیوتر میهمان (Guest) یعنی FTP Client
الف ـ تنظیم کامپیوتر میزبان ( Host )
1 ـ در کنترل پانل بر روی Network Connection دوبار کلیک کنید تا پنجره مربوط به آن باز شود.
۲ ـ بر روی گزینه Create a New Connection کلیک و سپس Next کنید.
۲ ـ در پنجره Network Connection Type، ابتدا گزینه چهارم یعنی
Set up an advanced Connection را انتخاب و سپس Next کنید( شکل ۵ ) .

شکل ۵


۳ ـ گزینه Accept incoming Connections را انتخاب و سپس Next کنید.
۴ ـ در پنجره Device for Incoming، مودم را انتخاب و سپس Next کنید( شکل ۶ ) .

شکل ۶

۵ ـ گزینه Do not allow virtual… را انتخاب و سپس Next کنید.
۶ ـ در پنجره User Permissions نام کاربری که می*خواهید اجازه ورود به سیستم داشته باشد را وارد کنید. برای این کار هم می*توانید یکی از Userهای موجود را انتخاب و یا اینکه یک User جدید ایجاد نمائید.
برای ایجاد User جدید بر روی گزینه Add کلیک و مطابق شکل ۷ نام و کلمه عبور دلخواه را وارد نمائید.

شکل ۷


۷ ـ پنجره مربوط به Networking Software را بدون تغییر Next کنید. (توجه داشته باشید که مطابق شکل ۸ ،هر ۳ گزینه حتماً باید تیک خورده باشند)

شکل ۸


۸ ـ در آخر بر روی Finish کلیک کنید.با انجام مراحل فوق یک Incoming Connection در لیست موجود در Network Connection ایجاد می*شود.
ب ـ تنظیم کامپیوتر میهمان ( Guest )
1 ـ مراحل ۱ و ۲ قسمت (ب) را مجدداً تکرار کنید.
۲ ـ در پنجره Network Connection Type، ابتدا گزینه دوم یعنی
Connect to the Network at my… را انتخاب و سپس Next کنید.
۳ ـ گزینه Dial-up Connection را انتخاب و سپس Next کنید.
۴ ـ در قسمت Company Name یک اسم دلخواه ( مثلاً To FTP Server ) وارد و سپس Next کنید.
۵ ـ شماره تلفن مقصد را وارد و Next کنید.
۶ ـ در آخر بر روی finish کلیک نمائید. با انجام مراحل فوق یک Connection Dial Up جدید ایجاد می*شود( شکل ۹ ) و کامپیوتر مهمان برای وصل شدن به کامپیوتر میزبان آماده است.

شکل ۹


ج ـ وصل شدن به کامپیوتر میزبان
۱ ـ درکامپیوتر میهمان، بر روی کانکشنی که در مرحله دوم آنرا ایجاد کردیم، کلیک کنید.
۲ ـ نام کاربری ( User Name ) و پسورد ( مربوط به مرحله ۶ قسمت الف ) را وارد و بر روی Dial کلیک کنید.
۳ ـ با این عمل پس از چند لحظه که مودم*ها به تبادل اطلاعات می*پردازند،کامپیوتر میهمان به کامپیوتر میزبان وصل می*شود(*شکل ۱۰ ) و کاربر مورد نظر در کنار Incoming Connection نمایان می*شود.

شکل ۱۰


این نوع ارتباط در کاربردهائی مثل Remote Desktop Connection و File Sharing که در شماره های پیشین درباره آنها به طور کامل صحبت شده است نیز استفاده دارد , در این شماره هدف ما ایجاد این نوع Connection برای یادگیری و راه اندازی FTP است.
همانطور که در ادامه خواهید دید, پس از اتصال به سرور FTP، به راحتی می*توانید به نقل و انتقال فایل بپردازید.
اتصال و دریافت فایل از FTP Server
در بخش اتصال به سرویس دهنده یک Incoming Connection ساخته*ایم که منتظر برقراری ارتباط از جانب FTP Client می*ماند.زمانیکه Client به سروری که ساخته*اید متصل شد به راحتی با باز کردن Web Browser خود و تایپ یکی از دو عبارت
[ftp://[IP address یا [ftp://[Computer Name در آدرس بار می*توانید لیست فایل*های موجود در FTP Server را دیده و هر کدام را که مایل بودید دریافت کند.
IP address در فرمان فوق آیپی آدرس کامپیوتر شماست که اگر ارتباط توسط مودم صورت گرفته باشد توسط مودم به شما اختصاص می*یابد و اگر تحت شبکه در حال رد و بدل کردن فایل*ها هستید توسط مدیر سیستم به شما داده شده است مانند ۱۹۲٫۱۶۸٫۰٫۲ و Computer Name نام کامپیوتر شماست مثل rayaneh-khabar.

نکته: یک FTP Client برای بدست آوردن آیپی آدرس ماشین سرویس دهنده FTP ، می*تواند مانند شکل ۱۱ در System Tray بر روی Connection که ارتباط بین سرور و کامپیوتر میهمان را ایجاد کرده ، کلیک راست و Status را انتخاب نماید. با توجه به شکل ۱۲ در برگه Support هم آیپی آدرس خود و هم آیپی آدرس سرویس دهنده را ببیند.
نکته: زمانیکه دو کامپیوتر از طریق مودم به یکدیگر متصل شده باشند یک نوع IP استاندارد پیش فرض به صورت ۱۶۹٫۲۵۴٫z.t است که z و t به صورت تصادفی به مودم تعلق می*گیرد.

شکل ۱۱

شکل ۱۲

نکته: نام سیستم خود را هم می*توانید با کلیک راست بر روی My Computer و انتخاب Properties در برگه Computer Name ببینید و به سرویس گیرنده اعلام کنید تا از آن استفاه کند.
با یک مثال ادامه می*دهیم:
طبق شکل ۵ ما لیستی از فایل*ها را در پوشه ftproot قرار دادیم سپس با توجه به اشکال ۱۱ و ۱۲ آدرس سرور را با مقدار ۱۶۹٫۲۵۴٫۱۹۵٫۱۵۷ بازیابی کردیم.
FTP Client مورد نظر مانند شکل ۱۳ , این IP را در نوار آدرس مرورگر Mozilla وارد و سپس همان لیست را که در شکل ۵ وجود داشت به صورت لینک*های قابل Download می*بیند. به همین راحتی !!
کار ما تمام شد از این به بعد شما تنها به ویرایش لیست*تان می*پردازید و دیگر لازم نیست پوشه*ای را Share کنید و یا فایل*ها را با درد سر Email کنید.


شکل ۱۳

نکته: این مسأله را فراموش نکنید که در صورتیکه فایروال سیستم شما فعال باشد نمی*توان به سرویس دهنده FTP شما متصل شد، پس بایستی آن را غیرفعال کنید.
سرعت بالاتر و نظم موجود در این سرویس از مزایای آن به شمار می*رود. نکته قابل توجه دیگر اینکه، با وجود یک نرم*افزار مدیریت Download مثل IDM یا DAP می*توان فایل*های حجیم را هم با سرعت بالاتری منتقل کرد.
با هر نوع Connection که به سرور متصل شده باشید چه از طریق شبکه داخلی یا اینترنت و یا روشی که ما به شما ارائه کردیم امکانات FTP در اختیار شماست.
نکته: امکان دارد در هنگام برقراری ارتباط با مشکل مواجه شوید، حتما به این نکته نیز توجه کنید.قبل از هر چیز بایستی بر رویMy Computer کلیک راست کرده و Properties را انتخاب نمایید و در برگه Remoteدر قسمت پائین گزینه
Allow users to connect remotely … را تیک بزنید.سپس کاربری را که اجازه اتصال به سرور را در هنگام ساختن Connection به او داده*اید در قسمت Select remote users اضافه کنید

منبع : http://ir-win.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=222%3 A–ftp-server—xp–iis-&catid=43%3Alearns&Itemid=66&lang=fa

شماره بیست و یکم ماهنامه دانستنی‌های دیجیتال منتشر شد

شنبه, ۱۹ آذر ۱۳۹۰

شماره دی‌ماه ماهنامه دانستنی‌های دیجیتال، ویژه نمایشگاه الکامپ، منتشر شد. در این شماره می‌توانید گزارش کاملی در مورد این نمایشگاه بخوانید.به گزارش آژانس خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (ایستنا) در بخش تازه‌های شماره دی‌ماه دیجیتال می‌توانید جدیدترین اخبار دنیای فناوری را پیگری کنید. در شماره بیست و یکم این مجله، پرونده مفصلی در موردفرهنگ و علوم دینی در وب می‌خوانید. در صفحات بازی هم می‌توانید با بازی‌هایی که به تازگی وارد بازار کنسول‌های بازی شده‌اند، آشنا شوید. در وبگرد این شماره می‌توانید با ساعت‌هایی آشنا شوید که می‌توانند مراقب سلامت شما باشند.در قسمت نوبرانه محصولات مختلفی از جمله گوشیSamsung Galaxy Nexus  و لپ‌تاپ Dell XPS15Z و چندین محصول دیگر مورد بررسی دقیق قرار گرفته‌اند.در بخش رقابت این شماره، مقایسه دقیقی بین آخرین دوربین‌های عکاسی حرفه‌ای انجام گرفته است.گفتنی است شماره بیست و یکم ماهنامه دانستنی‌های دیجیتال از نوزدهم آذر در کیوسک‌های مطبوعاتی سراسرکشور موجود است….

سایت فوق العاده گرافیکی برای مجله

شنبه, ۵ آذر ۱۳۹۰
سایت فوق العاده گرافیکی برای مجله معرفی کنید خارجی یا ایرانی فرقی نمی کنه
فقط اسلایدر داشته باشه
برای خبر باشه
گرافیک عالی داشته باشه
موضوع:

احساس بیماری می کنید؟ روی نمایشگر تلفن تف کنید!

شنبه, ۵ آذر ۱۳۹۰

بیماری هیچ وقت چیز خوبی نبوده. حالا قرار است که تلفن هوشمندتان به شما در تشخیص سریع تر بیماری کمک کند. کافی است هر وقت احساس ناخوش احوالی کردید روی نمایشگر تلفن تف کنید تا تلفن هوشمند تان در نقش یک آزمایشگاه تشخیص طبی وارد عمل شده و به کمک شما بیاید.

یک تیم تحقیقاتی در کشور کره معتقد است که نمایشگرهای لمسی تلفن ها می توانند جایگزین برخی آزمایش های خون و ادرار بشوند. نمایشگرهای لمسی همین الان هم از بار الکتریکی انگشت های شما برای تشخیص لمس استفاده می کنند و ایده جدید آنها شامل این است که قادر به آنالیز بزاق انسان هم باشند.

در واقع حساسیت نمایشگرهای لمسی در حال حاضر در مواردی بیشتر از اندازه مورد نیاز است. محققین کره ای با استفاده از یک نمایشگر لمسی روی باکتری کلامیدیا تحقیقاتی انجام داده اند و توانسته اند با کمک نمایشگر میزان تراکم باکتری های موجود را محاسبه کنند.

نتایج این تحقیقات در مجله


New Scientist

به چاپ رسیده و این ایده هنوز در قدم های اولیه اش به سر می برد. اما به نظر می رسد که تلفن های هوشمند تحقیقات پزشکی را هم به سوی خود معطوف کرده اند و تا چند سال دیگر به خوبی می توانید روی کمک های پزشکی تلفن تان حساب باز کنید!


مطلب مرتبط:


دوربین، نور، تلفن هوشمند… یک آزمایشگاه پزشکی کامل

اختتامیه جشنواره بین المللی «نور» برگزار شد

چهارشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۰

آئین اختتامیه دومین جشنواره بین المللی تولیدات رسانه‌ای عفاف و حجاب “نور”، در سالن همایش‌های سازمان صدا و سیما همراه با سخنرانی و اهدای تندیس، لوح تقدیر و اهدای جوایز نقدی به برگزیدگان به کار خود پایان داد.

به گزارش «وبلاگ نیوز» در این مراسم  که با اجرای یراق بافان صورت گرفت، حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، کبری خزعلی رییس شورای فرهنگی اجتماعی زنان، موسوی مقدم قائم مقام رئیس رسانه ملی، پروین سلیحی رئیس شورای سیاستگذاری این جشنواره، مریم مجتهدزاده، رئیس مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری و فهمیه فرهمند پور رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات زنان دانشگاه تهران حضور داشتند.

در این مراسم که همزمان با روز ملی خانواده برگزار شده بود، محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، حجت الاسلام و المسلمین موسوی مقدم و پروین سلیحی به سخنرانی پیرامون ضرورت توجه به تولیدات رسانه ای عفاف و حجاب پرداختند.

اجرای موسیقی و مولودی خوانی توسط امید معنوی، شعرخوانی توسط فرزند شهید و نمایش کلیپ از دیگر برنامه‌های اختتامیه این جشنواره بود.

در انتهای مراسم به برگزیدگان در بخش‌های مختلف جشنواره، عکس، داستان، شعر، ترجمه، نمایشنامه رادیویی، برنامه ترکیبی، نماهنگ،‌ فیلم کوتاه، سریال، مستند، فیلمنامه، گزارش‌ها خبری رادیویی، گزارش‌های تولیدی، گزارش‌های خبری، بخش رسانه‌های دیجیتال(وب‌سایت‌ها، وب‌لاگ‌ها، نرم‌افزارها و بلوتوث)‌ تندیس، لوح تقدیر و جوایز نقدی اهداء شد.

در بخش وب‌سایت‌ها مجله الکترونیکی چارقد با سردبیری سمیه ملاتبار رتبه اول و مجله اینترنتی دخت‌ایران با مدیرمسئولی حمیدغلامزاده حائز رتبه سوم شد.

در بخش وبلاگ‌ها احسان جعفرپیشه برای وبلاگ “حجاب پوستر“، رضیه خسروی برای وبلاگ “مستوره” و عالیا نراقی برای وبلاگ “من، چادرم، خاطره ها” اول تا سوم شدند.

در بخش وبلاگهای یادداشت محور نفر اول رضوان خسروی، نفر دوم زهرا دهقانی و رضا احسان پور نفر سوم شدند و در این بخش آثار زهره عیسی خانی، لیلا باقری و دکتر مریم داعی شایسته تقدیر شناخته شدند.

انتهای پیام/.

آیا همکاری با Microsoft شرکت شما را از تولید گوشی‌های مبتنی بر آندروید بازمی‌دارد؟

چهارشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۰
مدیرعامل نوکیا: چرا مایکروسافت را انتخاب کردیم؟

سال میلادی گذشته تا روزهای آخر برای بزرگ‌ترین و پرفروش‌ترین تولیدکننده گوشی‌های موبایل جهان پر از اتفاقات مختلف بود.
با این همه گویا سال ۲۰۱۰ روزهای موفقیت مدیرعامل کانادایی Nokia بود.

«استفان الاپ» در این سال به عنوان اولین مدیرعامل خارجی این شرکت توانست توجه همه را به موفقیت‌هایش در Nokia جلب کند که مهم‌ترین آنها امضای قرارداد میلیارد دلاری با Microsoft برای به‌کارگیری سیستم‌عامل Windows Phone در موبایل‌های هوشمند شرکتش بود.
او در اولین روزهای ماه آوریل برای یک مراسم خصوصی به دانشگاه مک مستر در همیلتون و البته در نزدیکی شهر محل تولدش آمده بود.
در حاشیه این مراسم خصوصی خبرنگاری مجله Financial Post با او درباره اتفاقات اخیر در صنعت تلفن همراه، شرکت Nokia، شراکت این شرکت با Microsoft و نحوه رقابت با آندروید شرکت Google و iPhone شرکت Apple به گفت‌وگو نشسته است که آن را در پایین می‌خوانیم:
ادامه

منبع

بیانیه هکر

شنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۰

مانیفست هکر
یا
بیانیه هکر یا
The Hacker Manifesto
متنی است که هکری به نام منتور (Mentor) در سال ۱۹۸۶ نوشته است. این بیانیه کوتاه پس از دستگیری منتور توسط پلیس نوشته شده و در نشریه زیرزمینی فرک شماره ۱، نسخه ۱ فایل ۳ از ۱۰ چاپ شد.

این بیانیه یکی از متون مرجع فرهنگ هکرها است و خواندن آن می‌تواند نمایانگر روحیه و دیدگاه هکرهای نسل اول به دنیا باشد. مانیفست هکرها، راهنمایی است برای هکرهای تمام دنیا و زیربنای کوتاهی برای اخلاقیات پذیرفته شده در این جامعه که می‌گوید توانایی‌های فنی به جای مقاصد خودخواهانه و صدمه زننده به دیگران، باید برای ساخت و گسترش مرزهای جهان آزاد بکار برده شود.

در زیر متن بیانیه هکرها را به آن شکلی که در مجله فرک ۸ ژانویه ۱۹۸۶ منتشر شده می‌خوانید:

\/\وجدان یک هکر\/\
نوشته
+++منتور+++
نوشته شده در ۸ ژانویه ۱۹۸۶
   امروز یک نفر دیگر دستگیر شد. همه روزنامه‌ها در مورد آن نوشته‌اند. «نوجوانی در رسوایی جرایم کامپیوتری دستگیر شد»، «هکر بعد از دستکاری در بانک دستگیر شد»، … .
بچه‌های لعنتی. همه مثل هم هستند.

   اما آیا شما هرگز در برنامه‌های روانشانسی و تکنومغزهای ۱۹۵۰تان به عمق چشم‌های یک هکر نگاه کرده‌اید؟ آیا هیچ وقت فکر کرده‌اید که چه چیزی او را ساخته و چه افکاری به او شکل داده؟

   
من یک هکر هستم، وارد دنیای من شوید…

   
دنیای من با مدرسه شروع شد… من از اکثر دانش‌آموزها باهوش‌تر بودم و مزخرفاتی که درس می‌دادند حوصله من را سر می‌برد…

   
لعنت به احمق‌ها. همه مثل هم هستند.

   
من در دبیرستان هستم. به معلم گوش می‌دهم که برای دفعه پانزدهم مشغول توضیح روش‌های کاهش اصطکاک است. من این را می‌فهمم. «نه خانم اسمیت. من نمی‌توانم مشقم را روی کاغذ نشان بدهم. من آن را در ذهنم حل کرده‌ام…»

   
بچه لعنتی. احتمالا آن را کپی کرده. آن‌ها همه مثل هم هستند.

   
من امروز یک کشف کردم. یک کامپیوتر کشف کردم. یک لحظه صبر کنید! این عالی است. هر کاری که به آن بگویم می‌کند. اگر من اشتباهی کند دلیلش این است که من گند زده‌ام و نه به این خاطر که من را دوست ندارد…
   
یا به این خاطر که از من می‌ترسد…
   
یا به این خاطر که فکر می‌کند من باهوشم…
   
یا به این خاطر که درس دادن را دوست ندارد و نمی‌خواهد اینجا باشد…
   
بچه لعنتی. تنها کاری که می‌کند بازی کردن است. همه مثل هم هستند.

   
و بعد اتفاق افتاد… دری به جهانی باز شد… پالسی الکتریکی مانند ماده ای اعتیاد آور از خط تلفن خارج شد و من را از ناتوانی‌های رومزه‌ای که می‌دیدم خلاص کرد.
   
«همین است… این جهانی است که من به آن تعلق دارم…»
من اینجا همه را می‌شناسم… حتی اگر آن‌ها را ندیده باشم، حتی اگر هیچ وقت با آن‌ها حرف نزده باشم، شاید در آینده هم هیچ وقت خبری از آن‌ها نگیرم اما همه آن‌ها را می‌شناسم…
   
بچه‌های لعنتی. دوباره گند زده‌اند به خط تلفن… همه‌شان مثل هم هستند.

   
شما فکر می‌کنید می‌دانید که همه مثل هم هستیم… در روزهایی که ما هوس استیک داشتیم، در مدرسه با قاشق به ما غذای بچه می‌دادند. تکه گوشت‌هایی که به ما می‌دادید قبلا جویده شده بودند و مزه‌ای نداشتند. ما توسط سادیست‌ها احاطه شده بودیم و آدم‌های مریض به ما بی‌توجهی می‌کردند. بعضی‌ها هم بودند که چیزهای خوبی برای درس دادن داشتند اما آن‌ها قطره‌هایی بودند نایاب در بیابانی بی‌انتها.

   
حالا این دنیای ما است… دنیای الکترون و سوییچ و زیبایی پهنای باند. ما از سیستم‌های موجود بدون اینکه پول بدهیم استفاده می‌کنیم ولی اگر به خاطر آن شکم‌پرست‌های سودجو نبود که لازم داشته باشند پولشان را صرف این کنند که رسانه‌ها به ما مجرم بگویند، این سرویس‌ها باید بسیار ارزانتر بودند. ما کشف می‌کنیم… و شما به ما مجرم می‌گویید. ما به دنبال دانش می‌گردیم.. ما شما به ما مجرم می‌گویید. ما بدون رنگ پوست، بدون ملیت و بدون گرایشات مذهبی در دنیا زندگی می‌کنیم و شما به ما مجرم می‌گویید. شما بمب اتم می‌سازید، شما جنگ شروع می‌کنید، شما می‌کشید، شما تقلب می‌کنید و به ما دروغ می‌گویید و سعی می‌کنید ما باور کنیم که این چیزها برای ما خوب است، اما ما هستیم که مجرمیم.

   
بعله من مجرمم. جرم من کنجکاوی است. جرم من قضاوت کردن در مورد انسان‌ها نه بر اساس ظاهر که بر اساس آنچه می‌گویند و آنچه فکر می‌کنند. جرم من این است که از شما باهوش‌ترم، جرمی که هرگز به خاطر آن مرا نخواهید بخشید.

   
من یک هکرم، و این بیانیه من است. شما شاید بتوانید این یک نفر را متوقف کنید اما نمی‌توانید جلوی همه ما را بگیرید… به هرحال، همه ما مثل هم هستیم.

+++ منتور +++

این مقاله (بیانیه) در سایت های زیادی وجود دارد و متن آن روی تی شرت و گجت های مختلف هم یافت می شود. حتی در فیلم های سینمایی هم آن را می بینید. مثلا در آخرین مورد در فیلم سینمایی شبکه اجتماعی این بیانیه را روی دیوار اتاق مارک زاکربرگ موسس فیسبوک مشاهده می کنید.

هفته نامه عصرارتباط را دانلود کنید

دوشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۰

وبنا - نسخه پی‌دی‌اف کامل شش شماره نخست مجله عصرارتباط که ضمیمه شماره‌های ۴۱۵ تا ۴۲۰ بود در سایت هفته نامه قابل دانلود کردن است. متن کامل مطالب از طریق سایت هفته نامه به نشانی AsreErtebat.com در دسترس قرار دارد و همزمان با نسخه چاپی هفته‌نامه و مجله عصرارتباط کاربران می‌توانند این مطالب را از طریق وب‌‌سایت نیز مطالعه کنند.

 برای دانلود این ویژه نامه ها به آدرس http://www.online.asreertebat.com مراجعه کنید.

 

موضوع: , ,

برترین هاستینگ ایران

چهارشنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۰
به گزارش مجله فارسی هاستینگ، وب سایت Webhosting.info در پایان هفته منتهی به هفتم نوامبر اطلاعات مربوط به رنکینگ برترین هاستینگ های ایران را منتشر کرده است. مهمترین نکته قابل توجه در این گزارش تغییر در صدر جدول برترین های ایران می باشد. ایران هاست این بار توانسته است به عنوان برترین هاستینگ ایران با پشتیبانی از ۱۳۲۰۴ وب سایت در رتبه اول این جدول قرار گیرد و به سلطه پارس دیتا در این مکان پایان دهد. پارس دیتا در این هفته با افت فروش نتوانست جایگاه خود را به عنوان برترین هاستینگ ایرانی نگه دارد.
شایان ذکر که ایران هاست تنها با اختلاف چند دامنه توانسته جایگاه پارس دیتا را بدست آورد و دور از انتظار نیست که پارس دیتا بتواند دوباره این جایگاه را بدست آورد. همچنین با نگاهی به نمودارهای رشد این دو شرکت که از سوی وب سایت webhosting.info‌ انتشار یافته است، متوجه تنزل فروش پارس دیتا و افزایش ایران هاست خواهید شد.

اینم لینک مربوط به این خبر:Iranhost‌ برترین هاستینگ ایران

روزنامه‌نگاری پیمانکاری مثل کشاورزی ماست

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

روزنامه‌ی شرق، سعید ارکان‌زاده یزدی – یکی از روش‌های جدید انتشار مجلات در ایران، روش پیمانکاری است. پیمانکار که اغلب یک روزنامه‌نگار یا حتی غیر روزنامه‌نگار است، بر اساس یک قرارداد پیمانکاری، برای کارفرما که غالبا غیرمطبوعاتی است، مجله‌ای منتشر می‌کند و به ازای هر صفحه مبلغی از کارفرما می‌گیرد. در این روش، تمام مخارج تحریریه، تصحیح، حروف‌چینی، عکس، کاریکاتور، صفحه‌آرایی و حتی خرج نظارت و ممیزی بر عهده پیمانکار گذاشته می‌شود و کارفرما درگیر مسایل اجرایی نمی‌شود.

پیمانکار تمام هزینه‌های مجله را از همین مبلغی که به ازای هر صفحه می‌گیرد، تامین می‌کند. فرض کنیم که پیمانکار به ازای هر صفحه مجله‌ای ۱۲۰ صفحه‌ای، ۸۵ هزار تومان می‌گیرد یعنی او برای هر شماره، ۱۰ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان از کارفرما می‌گیرد. اما خرج نیروهای اجرایی و مدیریتی از جمله سردبیر و مدیر تحریریه و نیز حروف‌چینی و تصحیح و صفحه‌آرایی و عکس و غیره و همچنین سود خودش را که از کل مجله کم می‌کند، می‌بیند که به ازای هر صفحه می‌تواند ۳۵ هزار تومان حق‌التحریر به نگارش مطالب اختصاص دهد.

معمولا پیمانکاران (که گاهی سردبیر مجله هم هستند) برای این که کار خود را راحت‌تر کنند، هر چند صفحه را به یک نفر می‌سپارند تا با شش، هفت نفر که مدیریت حوزه‌های متخلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و … را انجام می‌دهند، همه صفحات مجله پر شود. به این ترتیب، آنها در هر شماره با نفرات معدودی سر و کار دارند و کار اجرایی کمتری انجام می‌دهند.

پیمانکار به مسئولان بخش‌های مختلف مجله می‌گوید که به ازای هر صفحه ۳۵ هزار تومان می‌گیرند و اگر کسی غیر از آنها برای مجله مطلب نوشت، مخیرند که هر چقدر می‌خواهند به او بدهند. به این ترتیب، مسئولان صفحات تبدیل می‌شوند به پیمانکاران جزء. آنها مثلا ۲۰ صفحه مجله را به ۵ نفر دیگر می‌سپارند و می‌گویند که برای هر صفحه ۲۵ هزار تومان حق‌التحریر خواهند داد. معمول شده است که مسئولان هر بخش مجله، به ازای هر صفحه مبلغی را برای خود نگه می‌دارند که به آن «حق دبیری» می‌گویند. مسئول هر بخش، حق دبیری را از روی مبلغی که از پیمانکار می‌گیرد بر می‌دارد و نهایتا به کسی که واقعا مطلب را نوشته و برای آن زحمت کشیده است، ۲۵ هزار تومان حق‌التحریر می‌رسد. با این نوع پیمانکاری، کار مطبوعاتی مثل کشاورزی میماند؛ نویسنده اصلی، مانند کشاورز ایرانی، کمترین بهره را از محصول می‌برد و بیشترین زحمت را هم می‌کشد و واسطه‌ها با نام دهن-پرکن «دبیر گروه»، مثل دلالان میوه، بیشترین سود را می‌برند و زحمت زیادی هم برای صفحات نمی‌کشند.

موضوع: ,

با شبکه اجتماعی «چایم این» از حضور اجتماعی خود پول بسازید

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

دویچوله – شبکه اجتماعی جدیدی به تازگی متولد شده است که امکان تشکیل شبکه‌ای آنلاین بر محور علاقه‌مندی‌های شخصی و اجتماعی را به کاربران می‌دهد. کاربران Chime.in می‌توانند از حضور مجازی و پست‌های ارسالی خود، درآمد هم کسب کنند.

بسیاری از کاربران اینترنت در سراسر جهان، هر روز بخش قابل‌توجهی از زمان آنلاین بودن خود را به حضور در شبکه‌های اجتماعی آنلاین، گشت و گذار در آنها و به اشتراک گذاشتن و مرور اطلاعات می‌گذرانند. فیس‌بوک و توییتر، زمان زیادی از زندگی ما در جهان مجازی را می‌بلعند، اما در مقابل، معمولا این حضور چشم‌گیر و گسترده برای اکثریت کاربران منفعت مادی ندارد.

شبکه اجتماعی «چایم این» (Chime.in) همین نقطه ضعف این دو شبکه بزرگ اجتماعی، را هدف قرار داده و تبدیل به اساس کار خود کرده است. چایم این، که در زبان انگلیسی به معنی «هماهنگ شدن با دیگران» است، این امکان را به کاربران جهان آنلاین می‌دهد که از آنچه در فیس‌بوک و توییتر عرضه می‌کنند، بتوانند درآمد کسب کنند. اما چه‌طور؟ و اگر چنین اقدامی به سادگی میسر است، چرا مدیران هوشمند توییتر و فیس‌بوک به آن فکر نکرده‌اند؟

این شبکه اجتماعی جدید که اکنون نسخه بتای آن در دسترس کاربران قرار گرفته، توسط کمپانی UberMedia راه‌اندازی شده است که فعالیت‌هایی مانند طراحی اپلیکیشن‌های واسطه برای توییتر (از جمله Echofon و Twidroyd) را در کارنامه کاری خود دارد. تا امروز، بیش از ۵ میلیون نفر در سراسر جهان از سرویس‌های تولید شده در این کمپانی استفاده می‌کنند.

کاربران در این شبکه اجتماعی می‌توانند شبکه خود را حول محور علایق خود بسازند. زمانی که می‌خواهید فرم ساده عضویت در آن را پر کنید، چایم این از شما می‌خواهید که حوزه علاقه‌مندی‌های خود را از میان گزینه‌هایی مانند بازاریابی و تبلیغات، عکاسی، خبر و گردشگری، نمایشگاه‌های هنری و … انتخاب کنید. با پیوستن به چایم‌این، کاربران دو گزینه برای تبلیغ خود و درآمدزایی از محتوای ارسال‌کرده روی آن در پیش‌رو دارند.

ایده‌ای که در پس این درآمدزایی وجود دارد، بسیار ساده است: کاربران می‌توانند این امکان را به کمپانی UberMedia بدهند که از طریق پست‌هایی که آنها در این شبکه‌اجتماعی به اشتراک می‌گذارند، به تبلیغ بپردازد که در این صورت درآمد حاصل‌شده به‌صورت پنجاه- پنجاه میان این کمپانی و کاربر مورد نظر تقسیم خواهد شد، یا این‌که خودشان مسئولیت تبلیغ را بر عهده گیرند و صد در صد درآمدهای به‌دست آمده را از آن خود کنند.

محتوایی که در چایم‌این پست می‌شود، مانند توییتر به صورت پیام‌های کوتاه است (که در اینجا به آنها «چایم» گفته می‌شود) با این تفاوت که می‌تواند دربرگیرنده عکس، ویدئو، نظرسنجی، یا هر نوع محتوای دیگری باشد. چایم‌این از همه فایل‌های مالتی‌مدیا در همه فرمت‌ها پشتیبانی می‌کند و کاربران هر نوع فایلی را می‌توانند در همان صفحات ببینند و نیازی به مراجعه به صفحه‌ای دیگر، یا باز کردن تب جدید در مرورگر نیست. کافی است فایل خود را (مثلا با عنوان Photography) تگ کنید، تا دیگر علاقمندان به آن حوزه هم بتوانند به سادگی به آن دسترسی داشته باشند.

بیل گراس، مدیرعامل این کمپانی در مصاحبه با مجله تایم می‌گوید: «من فکر نمی‌کنم هرگز فرصتی بزرگ‌تر از کلیدواژه‌ها (برای درآمدزایی) وجود داشته باشد، اما امروز سیگنال‌های اجتماعی نشان داده‌اند که بسیار بزرگ‌تر و نیرومندتر از کلید‌واژه‌های جست‌وجوشده در جهان مجازی‌اند.» سیگنال‌های اجتماعی (Social Signals) اشاره‌ای است به همه آنچه در شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان داده، در هر فرمتی، پست می‌شود.

به اعتقاد او «چایم‌این» جایی است که کاربران می‌توانند شیرجه‌ای بلند بزنند به دنیای علاقه‌مندی‌های شخصی و اجتماعی‌شان، و علاقه‌ها را به پول تبدیل کنند. او تاکید می‌کند که چایم‌این برای رقابت با توییتر به میدان نیامده است و مزیت چایم‌این نسبت به توییتر را، ساده‌تر بودن روند فیلترگذاری با هدف دنبال کردن علاقه‌مندی‌های مشخص می‌داند: «اگر شما می‌خواهید صرفا درباره تکنولوژی بخوانید و در این حوزه فعالیت کنید، توییتر اطلاعات حاشیه‌ای بسیاری خواهد داشت، در حالی که در چایم‌این با چند کلیک، به سادگی می‌توانید همه‌چیز را محدود به حوزه علاقمندی خود کنید؛ خواه تکنولوژی باشد یا هر موضوع دیگری.»

اپلیکیشن آی‌فون این شبکه اجتماعی هم منتشر شده و در دسترس کاربران قرار گرفته و در هفته‌های آتی، اپلیکیشن اندروید و بلک‌بری آن نیز منتشر خواهد شد.

عباس کاظمی: اینترنت فرودستان خود را به وجود می‌آورد

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

هفته‌نامه‌ی عصر ارتباط – خوشبین است به قابلیت‌های فضای مجازی و دست کم گرفتن آن را اشتباه بزرگی می‌داند. عباس کاظمی که تا دیروز عضو هیات علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران بود، امروز به عنوان جامعه شناس و یکی از چهره‌های شناخته شده مطالعات فرهنگی و زندگی روزمره در ایران، حضور نسلی را در آینده پیش‌بینی می‌کند که نسل سایبر نام دارد و ساز و کار زندگی‌اش به طور کلی با کسب و کار و زندگی نسل امروز متفاوت است. «پرسه زنی و زندگی روزمره ایرانی» نام کتاب اوست که سرفصل‌هایش بهانه گفتگوی ما شد، سرفصل‌هایی که قرار بود قابلیت‌هایشان در دنیای مجازی سنجیده شود …

آنچه در زیر می‌خوانید نتیجه گفتگوی جمعی مجتبی محمودی، مهرک محمودی، آرش برهمند، (از تحریریه عصرارتباط) فاخره خطیبی- دانشجوی دکترای مطالعات جوانان دانشگاه پوترای مالزی و بهارک حنارود – دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران است با عباس کاظمی.

مهرک محمودی: به‌نظر شما واژه پرسه‌زنی قابل تسری به فضای مجازی هست یا نه؟ و اگر هست در این فضا چه تعریفی پیدا می‌کند؟

عباس کاظمی – البته که قابل تسری است اما پرسه‌زن مجازی موجودیتی متفاوت به خود می‌گیرد. برای پرسه زن فضای واقعی مهم‌ترین ابزار پاها و چشمان هستند، چشم‌هایی که گاه جلوتر از پاها عمل می‌کنند. در فضای مجازی بدن یعنی پاها کلا حذف می‌شوند و چشم به تنهایی به سفر می‌رود. بنابراین، چشم تنها عنصری از بدن است که هیچگاه نقش آن حذف نمی‌شود. گویا همزمان هم بخشی از بدن است و هم نیست و با حذف بدن نیز این تنها چشم است که می‌ماند و به حیات خود در جهانی دیگر (قلمرو مجازی) ادامه می‌دهد. از طرف دیگر، چشم از موقعیتی مرزی برخوردار است و به‌عنوان مرز بین دو جهان عمل می‌کند. درواقع چشم نقش پل را بازی می‌کند: پل میان دو جهان مجازی و جهان واقعی و اکنون به‌جای پا این چشم است که در اعماق دنیای مجازی نفوذ می‌کند.

مهرک محمودی: یعنی با حذف مقوله‌ای مثل پا مفهوم پرسه‌زن هم تغییر می‌کند؟

عباس کاظمی – تفاوت مهم پرسه‌زنی با چشم با پرسه‌زنی با پا این است که قلمروهای دور را ساده‌تر فتح می‌کند و خستگی ناپذیرتر به‌نظر می‌رسد و هم به مثابه روح این قدرت را دارد که به جهان‌هایی که بدن را در آن راه نیست حاضر شود. باید تاکید کنم که پا در اینجا کنایه از کلیت بدن است. در غیبت امری جسم‌مند، گوشتالود و مادی، این چشم است که می‌تواند وجود مادی خود را به تعلیق در آورد و به قلمرویی که بدن را در آن راه نیست گام نهد. اما برای درک درست پرسه‌زن مجازی باید نسبت به تفاوت بودن در اینترنت (in internet) و بودن روی اینترنت (on internet) هشیار باشیم. یکی به زندگی درون فضای مجازی و دیگری به زندگی روی فضای مجازی اشاره دارد. وقتی کاربر به‌عنوان یک انسان واقعی روی این فضا حضور داشته باشد درواقع می‌توان از مفهوم حضور روی فضای مجازی برای او استفاده کرد، اینجا پرسه‌زنی مفهومی ندارد، چون حضور در این فضا با هدفی محدود و کوتاه مدت صورت می‌گیرد. اما پرسه‌زن مجازی، پرسه‌زن درون این فضا است.

او متولد فضای مجازی است. امر مجازی تمامیت زندگی او را در برگرفته است تا آنجاییکه نسبت به تفاوت بیرون (امر واقعی) و درون (امر مجازی) بی‌تفاوت می‌شود. یعنی کسی که ساعت‌ها درون این فضا بی‌هدف پرسه می‌زند، سایت‌های مختلف را نگاه می‌کند، خود واقعی‌اش را فراموش می‌کند و حتی به شکل‌های مختلف درمی‌آید، فقط در این صورت است که می‌توان از مفهوم پرسه‌زن در این فضا استفاده کرد، در غیر اینصورت هرگونه حضور در فضای مجازی یا بازدید از سایت‌های مختلف پرسه‌زنی محسوب نمی‌شود.

آرش برهمند: پرسه‌زنی در فضای واقعی نیاز به محل‌ها و مکان‌هایی دارد مثل خیابان‌ها یا پاساژها که شما در کتاب خود بدان اشاره کرده‌اید، اگر اینترنت را به مثابه یک شهر در نظر بگیریم آیا در این شهر می‌توان محل‌هایی را به‌عنوان مکان پرسه‌زنی در نظر گرفت‌؟ آیا وبلاگ یا فیس‌بوک و سایر شبکه‌های اجتماعی می‌توانند نقش آن محله‌های به خصوص را ایفا کنند؟

عباس کاظمی – بله، برخی اینترنت و فضای مجازی را قاره‌ای دیگر دانستند که در قرن بیستم کشف شده است. این قاره بسی بیشتر از شهر و محله است. درون این جهان بزرگ و به تعبیر سعید رضا عاملی جهان موازی، یک ایران مجازی هم پدید آمده است که حضور در آن به مرزجغرافیایی وطنی محدود نمی‌شود. به این معنا پرسه‌زن هم درون محله‌های مشخص زیست می‌کند و هم به محله‌های دیگر سرک می‌کشد. اینجا موضوع انتخاب مطرح است برخی بیشتر فضای فیس‌بوکی را ترجیح می‌دهند و برخی فضای دیگری را. البته مهاجرت از این یا آن محله مجازی هم موضوع مهمی است اما من معتقدم که محله‌های مجازی همانند محله‌های فضای واقعی، تعلقات و دلبستگی‌های خود را به همراه می‌آورند. گاهی دلمان برای هم محلی‌های مجازی‌مان تنگ می‌شود و نمی‌توانیم به راحتی فضاهای مجازی خود را تغییر دهیم.

برهمند: مفهوم پرسه‌زنی بی‌هدف و هدفمند در نسل سوم کاربران اینترنتی به گونه‌ای از یکدیگر تفکیک شدنی نیست، چراکه خیلی از این پرسه‌زنی‌های به ظاهر بی‌هدف خودش می‌تواند هدفمند باشد.

عباس کاظمی – هدفمندی و بی‌هدفی بحثی ثانوی است مساله مهم‌تر نفس حضور در فضای مجازی است. مفهومی که با آن بدن خود را نشان می‌دهد. در فضای مجازی وجود و عدم معنایی متفاوت یافته است. آنلاین بودن دال بر حضور زنده فرد است موجوداتی که آفلاین هستند اگرچه در عالم واقع نمرده‌اند اما به تعبیر حافظ بر او نمرده به فتوای من نماز کنید! بنابراین، آنهایی که از جهان مجازی خارج می‌شوند موقتا مرگ را تجربه می‌کنند. همانطور که گفتم اینجا مفهوم حضور است که اهمیت دارد. اما از نگاه پدیدار شناسانه سخن از حضورهای بی‌بدن است چراکه، بشر بدون بدن حضوری همه جایی را تجربه می‌کند. تجربه‌ای که در گذشته عرفا با مرارت و ریاضت فراوان، برای درک جهان‌های ناشناخته آن‌را تجربه می‌کردند امروز انسان مجازی با یک کلیک راه صدساله را در کمتر از یک ثانیه می‌پیماید. کاربران مجازی این قدرت را دارند که ببینند اما دیده نشوند. شاید پیچیده‌ترین نکته بودن در فضای مجازی به invisibility برگردد. در اینجا مساله فراتر از حذف بدن می‌رود فرد کاربر علاوه بر حذف بدن، موجودیت مجازی خود را برای سایر کابران مجازی به تعلیق در می‌آورد. می‌بینم که دنیای مجازی نیز گویا جسم و روح خود را باز می‌آفریند و فردی که به شکل نامرئی در آن حاضر است درواقع همانند روح سرگردانی است که می‌بیند اما دیده نمی‌شود. بنابراین مساله پرسه‌زن مجازی در مرتبه اول زندگی در فضای مجازی است، این زندگی می‌تواند همراه با هدف یا گاهی بدون هدف باشد اما قدر مسلم، حضورش پایدار و مستمر است. احتمالا نوع هدف‌ها نیز با هدف‌ها در جهان واقعی متفاوت می‌شود. یعنی به این معنا نیست که کاری را در آن انجام دهیم و به دنیای واقعی برگردیم بلکه امری را در جهان مجازی انجام دهیم که در فضای مجازی ادامه حیات دهیم.

برهمند: پس اینجا آزادی انتخاب هم بیشتر می‌شود…

عباس کاظمی – بله همینطور است شاید درست به همین دلیل جایگاه فضای واقعی و فضای مجازی در ایران برخلاف جایگاه آنها در کشورهای مبتنی بر اخلاق فردگرایانه و دموکراتیک کاملا متفاوت می‌شود. به همین دلیل من فکر می‌کنم امر مجازی در ایران تنها مجازیت (Virtuality) را بازنمایی نمی‌کند بلکه بیشتر بار امر واقعی را به دوش می‌کشد. مفهوم مجاز خود داستان مفصلی دارد. علیرغم پیچیدگی مفهومی مجاز – واقعیت ما فقط به یکی از نکاتی که می‌تواند برای بحث ما سودمند باشد اشاره می‌کنیم. اگر امر مجاز را با امری غیرواقعی یکی بگیریم آن وقت با پدیده‌های بسیاری در زندگی واقعی‌مان مواجه می‌شویم که صرفا خصلتی نمایشی دارند و درواقع امری واقعی نیستند در عوض در فضای مجازی با پدیده‌هایی واقعی‌تر سروکار خواهیم داشت. اینجا با یک جابه‌جایی روبه‌روهستیم. آنچه جهان واقعی می‌نامیمش درواقع جهانی مجازی و نمایشی است و آنچه جهان واقعی نام گرفته است درواقع همان غاری است که افلاطون در تمثیل معروف خود از آن بهره برده است. جهان مجازی ایرانی چونان مثل افلاطونی واقعی‌تر از امر واقعی به‌نظر می‌رسند. این آیا به معنای شکل متفاوت زندگی مجازی ایرانی نخواهد بود؟ دست کم من فکر می‌کنم که نظریه‌های غربی در باب فضای مجازی اگر جامعه ایرانی را مدنظر قرار دهند باید تغییرات زیادی بکنند.

فاخره خطیبی: منظورتان امکان بازنمایی پدیده‌ها یا گروه‌هایی است که در دنیای واقعی امکان بروز پیدا نمی‌کنند؟

عباس کاظمی – این سخن شما می‌تواند بخشی از منظور من را برساند. گمان می‌کنم افراد در فضای مجازی بیشتر از جهان بیرونی با خود واقعی خود سروکار داشته باشند. ابتدا که اینترنت در ایران رایج شد تحت تاثیر نظریه‌های غربی نوعی بدبینی به فضای مجازی وجود داشت که افراد هویت خود را در آن پنهان می‌کنند اما الان بنظر من فضای مجازی این فرصت را در اختیار آدم‌ها قرار می‌دهد که خود واقعی‌تر از فضای واقعی را به نمایش بگذارند.

خطیبی: با این نظر مخالفم، چراکه به‌نظر می‌رسد شما هویت نمایان شده افراد در فضای مجازی را هویت واقعی‌شان فرض می‌کنید، درصورتیکه واقعا ممکن است آن هم با واقعیت متفاوت باشد.

عباس کاظمی – بیایید از زاویه دیگری به این مساله نگاه کنیم. ما در ایران با یک خود نمایشی روبه‌رو هستیم که ساختارهای اجتماعی و فرهنگی به ما تحمیل کرده‌اند. همان ساختارهایی که سعی دارد ما را یک دست کرده و متحدالشکل و یونی‌فرم به تن‌مان کند …

خطیبی: خب، بدون شک جوامع غربی هم یونی‌فورم‌ها یا ساختارهای اجتماعی مخصوص به خود دارند.

عباس کاظمی – بله، اما معمولا این یونی فورمها با علایق و سلیقه شخصی افراد در ستیز نیستند. به عبارت دیگر فردیت افراد همچنان اجازه ظهور دارد. اما بیایید جوامع بسته‌ای را تصور کنیم که ساختارهای اجتماعی آن در تقابل با سلیقه شخصی افراد قرار می‌گیرد و باعث شقه شقه شدن هویتشان می‌شود و ما در اینجا با خود روی زمین و خود زیرزمین مواجه می‌شویم. اگر خود زیرزمینی خود واقعی افراد باشد اینترنت در چنین جامعه‌ای به خوبی این دنیای زیرزمینی را نشان می‌دهد و به همین معناست که معتقدم آنچه امر مجازی است واقعی است و آنچه واقعی است مجازی است.

برهمند: اما وقتی ما رفتارهای مصرف کاربران ایرانی را مطالعه می‌کنیم، به نتیجه‌ای متفاوت می‌رسیم. یک نکته خیلی مهمی که وجود دارد این است که هویت کاذب در میان کاربران ایرانی فوق‌العاده رایج است. چه در فضای چت یا فیس‌بوک که با هویت‌هایی کاملا ساخته شده و جعلی حضور پیدا می‌کنند!

عباس کاظمی – قطعا کسی منکر وجود واقعیت جعلی در این فضا نیست. یکی از اتفاقاتی که فضای مجازی آن را سهل‌تر کرده جعل واقعیت است اما این اتفاق در فضای واقعی هم رخ می‌داد و تنها فضای مجازی آن‌را تسهیل کرده است. این نکته شما از نظر من دور نیست اما سخن من این است که فرد ایرانی در برخی از فضای مجازی ساده‌تر می‌تواند خود را عرضه کند.

فاخره خطیبی: خب، اینها هم لزوما واقعی نیستند.

عباس کاظمی – قبل از اینکه بخواهیم درباره واقعی بودن یا نبودن این وانموده‌ها قضاوت کنیم متوجه وجود یک شکاف خواهیم شد. شکاف میان آنچه در دنیای واقعی نشان می‌دهیم و آنچه در فضای مجازی به نمایش می‌گذاریم. این شکاف معنای زیادی برای ما دارد و همینجاست که فضای مجازی ایرانی را از جامعه‌ای دیگر متفاوت می‌کند. من با مطالعه فیس‌بوک‌های ایرانی متوجه شدم که اتفاق جالبی افتاده است. افراد در این فضاها، آنچنان خود را نمایش می‌دهند که هستند یا دوست دارند باشند نه آنچنانکه مجبورند باشند. خود نمایشی که گافمن می‌گوید در همه جا هست هم در فضای مجازی و هم واقعی اما وقتی به تفاوت‌های روزنبرگ در باب خود وانمودی و خود واقعی و خود محبوب نظر می‌اندازیم متوجه می‌شویم ما در فضای واقعی اضطرار بیشتری در به‌کارگیری خود وانمودی داریم. خودی که شاید دوستش نداشته باشیم اما ناچار از نمایش آن هستیم. فراموش نکنیم که ما از جامعه‌ای صحبت می‌کنیم که افراد بدون داشتن یک خود نمایشی (گاهی همراه با اضطرار و تنفر) امکان ادامه زندگی نخواهند داشت.

برهمند: در کتاب اشاره کرده بودید که در فضاهای مربوط به پرسه‌زنی می‌توان نوعی قشربندی را مشاهده کرد. به این معنا که مثلا پاساژها انگار که فقط متعلق به اقویا یا طبقه متوسط رو به بالا هستند، حالا سوال من این است که آیا می‌توان چنین تقسیم‌بندی را در فضای مجازی هم مشاهده کرد؟ چراکه در ایران هم دسترسی به اینترنت نیازمند یک رفاه نسبی و متعلق به طبقه متوسط رو به بالا بوده است.

عباس کاظمی – ببینید، منظور از آن گروه اقویایی که در کتاب از آنها یاد شده (The Power) ثروتمندان جامعه نیست. اگر جامعه را به دو بخش فرادستان و فرودستان تقسیم کنیم منظور از قدرتمندان کسانی است که امکان دسترسی به قدرت به شکل‌های مختلف برایشان فراهم است. حالا یا نفوذ دارند و یا در سیاستگذاری‌ها صاحب تاثیرند، اما فرودستان کسانی هستند که حتی ممکن است به نسبت ثروتمند به شمار بیایند یا اینکه از تحصیلات بالایی برخوردار باشند اما در تقسیم قدرت و منابع آن در جامعه سهمی نداشته باشند. خب، بالاخره فضای مجازی هم منابع قدرت مخصوص به خود را دارد. مساله فرودستی در فضای مجازی دو شکل مختلف پیدا می‌کند. یکی فرودستان مجازی و دیگری فرودستان واقعی در فضای مجازی. تاکنون مطالعه زیادی روی فرودستان فضای واقعی در اینترنت شده اما فرودستان مجازی پدیده‌ای نوظهور است که مطالعه کمی درباره آن انجام شده است. منظور من از فرودستان مجازی کسانی هستند که در حوزه سیاست‌گذاری و مالکیت این فضا سهمی ندارند.

بهارک حنارود: منظورتان همان بحثی است که مالکیت اینترنت را به چند ایالت آمریکایی متصل می‌کند و از گوگل و یاهو به‌عنوان فرزندان کالیفرنیا نام می‌برد؟

عباس کاظمی – همینطور است، طبق این تعریف شاید حجم عظیمی از کشورهای جهان در گروه فرودستان فضای مجازی قرار بگیرند. چراکه تولیدکنندگان و صاحبان قدرت کسان دیگری هستند و ما تنها مصرف‌کننده و درواقع فرودست مجازی به شمار می‌رویم. اما بحث مطرح شده در ایران بیشتر به فرودستان فضای واقعی بازمی‌گردد که اتفاقا در فضای مجازی برای خود امکان بروز پیدا کرده‌اند. اینطور به نظر می‌رسد که اینترنت در بدو امر خودش تبدیل به فضای فرودستان شده است. فرودستانی که در فضای واقعی مجال کار ندارند و اینجا امکان حضور پیدا می‌کنند‌. مثل کسانیکه در فضای واقعی امکان چاپ کتاب یا مجله برایشان فراهم نیست و در فضای مجازی آن را منتشر می‌کنند یا در وبلاگشان حرف‌هایشان را به زبان می‌آورند.

مجتبی محمودی: حتی در حوزه تجارت هم در فضای مجازی امکان ایجاد تجارت‌های کوچک فراهم شده، همین بحث “تولی صرف” یا از تولید به مصرف مخصوص کسانی است که امکان ورود به عرصه‌های کلان اقتصادی را ندارند و در همین فضا برای خود کسب و کاری کوچک ایجاد می‌کنند و از این طریق بازار خود را گسترش می‌دهند.

عباس کاظمی – بله، همینطور است. بحث من هم این است که هرچند اینترنت فرودستان خاص خود را پدید می‌آورد، اما درجوامعی چون ما به‌طور مشخص اینترنت مخصوص فرودستان فضای واقعی شده است.

مجتبی محمودی: با توجه به اینکه شما اینترنت را عرصه تقویت فرودستان می‌دانید، آیا می‌توان به این امکان در عرصه کلان جغرافیایی نگریست. به این معنا که زین پس کشورهای فرودست از طریق اینترنت امکان فرادستی پیدا کنند؟

عباس کاظمی – این امکان وجود دارد، اما اگر همان عقلانیتی که در فضای واقعی وجود دارد بخواهد در فضای مجازی هم پیاده شود هیچ اتفاقی نمی‌افتد. اگر قرار به تاثیرگذاری باشد باید با عقلانیت مجازی خاص خود این اتفاق بیافتد. دولت‌های پیرامونی چون ایران باید در این زمینه تلاش بیشتری بکنند چراکه تکنولوژی‌هایی که به فضای مجازی مربوط می‌شود گاهی از تکنولوژی‌های نظامی هم پر اهمیت‌تر می‌شود.

خطیبی: به هرحال فضای مجازی هم تابع دنیای واقعی است، معجزه‌ای قرار نیست در آن اتقاق بیافتد که ناگهان فرودستان را تبدیل به فرادستان کند.

عباس کاظمی – از یک منظر حرف شما کاملا درست است اما با منطق فضای مجازی اگر بخواهیم نگاه کنیم امکان یک معجزه هم فراهم است، اینترنت همین که مفهوم حضور و همه‌جا حاضر بودن را تغییر داده، مفهوم معجزه را هم ممکن کرده است. کافی است بخشی از این معجزه را در نقش رسانه‌های کوچک در رخدادهای بزرگ ببینیم. بهار عربی نمونه‌ای از این دست است.

خطیبی: البته به‌نظر من باید در سطوح مختلف به این امر باور داشت، چراکه بعید به نظر می‌رسد که فضای مجازی بتواند نظم جهانی را به آسانی تغییر دهد، که اگر هم تغییر دهد با سرعت به شکل آغازینش باز خواهد گشت. به هرحال هنوز مرزهای جغرافیایی وجود دارد و مساله انباشت سرمایه و تربیت نیروی انسانی برای کشورهای معدودی امکان فرادستی در فضای مجازی را فراهم آورده است. ممکن است اینترنت برای هرکس امکانی را فراهم کند که برای او به شخصه معجزه آفرین باشد اما مسلما آن معجزه چیز بیشتری را تغییر نخواهد داد.

عباس کاظمی – همانطور که گفتید هیچ‌وقت یک معجزه نمی‌تواند جهان را نجات دهد اما دست کم می‌تواند راه‌های نجات را باز نگاه دارد. کتابی هست با عنوان «رسانه کوچک، انقلاب بزرگ » که درباره نوارهای کاست زمان انقلاب اسلامی ایران نوشته شده است. من مایلم به این Big Revolution معنای فربه‌تری بدهم. این انقلاب می‌تواند فراتر از مرزهای سیاسی برود حتی وجود فردی انسان‌ها را از درون متحول کند. امروزه به مدد اینترنت نفس فردی ما با سرعت بیشتری درگیر تحولات وجودی شده است. بعد از انقلابات درونی در نفس‌های فردی، شکل‌گیری جوامع مجازی نیز می‌تواند بخشی از این انقلاب بزرگ فرض شود.

برهمند: بله، اتفاقا در مطلبی که اخیرا درباره شورش‌های انگلستان می‌خواندم دیدم به این نکته اشاره شده بود که در تاثیر رسانه‌های نوین بر انقلاب‌های خاورمیانه و نمونه‌هایی این چنین کمی اغراق صورت گرفته است، چراکه به هر حال حتما مجموعه‌ای از نارضایتی‌ها وجود داشته که زمینه ساز تاثیر این رسانه‌ها شده است.

عباس کاظمی – همینطور است. نگاه اینگونه به رسانه‌های نوین به نوعی ساده‌سازی مساله به نظر می‌رسد. مساله این است که به هر حال در هر جامعه‌ای میزانی از نارضایتی وجود دارد، مهم نحوه سامان‌دهی این نارضایتی‌هاست که رسانه‌های نوین از قدرت سامان‌دهی برخوردارند. همانطور که می‌دانید در مصر تمامی احزاب مخالف دولت رسما تعطیل شده و اجازه فعالیت نداشتند، در این میان این فضای مجازی بود که از فرصت نبود احزاب سیاسی استفاده کرده و به ساماندهی اعتراض ‌پرداخت. پس مراقبت در عدم اغراق در باب نقش فضای مجازی به این معنا نیست که نقش مهم آنها را در تحولات نادیده بگیریم.

مهرک محمودی: برگردیم به بحثی که درباره چشم در فضای مجازی داشتیم، به نظر شما کارکرد چشم برای پرسه و حضور در فضای مجازی چه چیزی می‌تواند باشد؟

عباس کاظمی – همانطور که پیش از این هم گفتم، در فضای واقعی چشم‌ها در بسیاری از مواقع جلوتر از بدن‌ها حرکت می‌کنند. اما در فضای مجازی چشم‌ها نه جلوتر از بدن‌ها بلکه بدون آنها به سفر خود ادامه می‌دهند.

درواقع ما با یک وجود مجازی طرفیم که با چشم در حال قدم زدن است. در این فضا نقش بیشتری به چشم داده می‌شود، درست مثل زمانیکه رسانه‌ای مثل رادیو اختراع شده بود و گوش نقش خیلی مهمی در ارتباط با آن پیدا کرده بود. اینجا در فضای مجازی ارتباط بین چشم و تخیل خیلی زیاد می‌شود و این چشم است که به کاربر قدرت تخیل می‌دهد. در دیدگاه فلسفی عرفانی ما به چشم در مقایسه با گوش نگاه بدبینانه‌ای وجود دارد، همیشه شنیدن از امکان تعقل و تعمق بیشتری برخوردار بوده است. اما برعکس، چشم عامل همه سیه روزی‌های ما بوده و باید با خنجری از فولاد دریده می‌شده. اینک در فضای مجازی قضیه بر عکس می‌شود، چراکه این چشم است که با تخیل و خلاقیت پیوند می‌خورد و همین می‌تواند حتی نظریات کلاسیک ارتباطی را تحت‌الشعاع قرار دهد.

مهرک محمودی: در کتاب به نظر بازی‌های گذرا در مراکز خرید اشاره کرده بودید. این اتفاق در فضای مجازی هم خواهد افتاد، اما اگر قرار باشد که این نگاه اینقدر گذرا باشد، دیگر امکان ایجاد تخیلی وجود نخواهد داشت.

عباس کاظمی – بحث من در کتاب دلبستگی به یک کالا یا فضای خاص است. اگر قرار بود در یک پاساژ، هر نفر جذب یک کالا می‌شد و پشت یک ویترین می‌ایستاد که دیگر امکان پرسه‌زنی پیش نمی‌آمد، بحث بر سر احساس تعلق به یک کالای خاص و خرید آن است یا لذت تماشا به صرف تماشا، تماشای کالا و مغازه‌ها و جمعیت. در فضای مجازی هم خیلی اوقات ما از حضور در جمعیت لذت می‌بریم. دوست داریم که در شلوغی فیس‌بوک باشیم، دیده شویم، ارتباط برقرار کنیم و هرگاه خواستیم هم پنهان شویم.

خطیبی: اما به‌نظر من حضور در فضای مجازی کماکان مبتنی بر نوشتار است. به همین خاطر است که گروه‌های اجتماعی مختلف از جمله ایرانیان سعی در ایجاد شبکه‌های هم‌زبان مخصوص به خود را دارند. علاوه بر این، در فضای واقعی امکان سرک کشیدن به هر فضاییوجود ندارد اما در فضای مجازی هستند افرادی که بتوانند به ممنوع‌ترین و حساسیت برانگیزترین فضاها هم سرک بکشند. به غیر از این ممکن است شما در صفحه‌ای باشید و ناگهان با تبلیغی مواجه شوید یا ایمیلی به شما برسد که به‌طور کلی فضایتان را تغییر دهد و شما را به جایی ببرد که اصلا تصورش را هم نمی‌کردید، اما در فضای واقعی اینچنین نیست. مثلا اگر تصمیم می‌گیرید بروید مرکز خرید ونک، دیگر نمی‌توانید وسط آن از پاساژ گلستان هم دیدن کنید. از این جهات است که به نظر من ماهیت پرسه‌زنی در فضای واقعی و مجازی با یکدیگر متفاوت است.

عباس کاظمی – نوشتار وقتی پیش می‌آید که خود کاربر عامدانه تصمیم به حضور در این فضا و دیده شدن می‌گیرد. اما دیدن قوی‌تر و پیش از نوشتن در این فضا عمل می‌کند. خیلی‌ها در فضایی مثل فیس‌بوک حضور دارند اما چیزی نمی‌نویسند. اینجا مساله حضور مهم است که خیلی از اوقات فقط با چشم و به صورت نامریی اتفاق می‌افتد. درست است که نوشتار یکی از مهم‌ترین اشکال حضور در فضای مجازی و به گونه‌ای تجلی بدن در آن فضا است اما باید حضور را عام بر نوشتار قلمداد کرد.

حنارود: در کتابتان به این نکته اشاره کرده بودید که بسیاری از اندیشمندان مدرن از حضور بی‌وقفه پرسه‌زنان در پاساژها و مراکز خرید نگران بودند، چراکه معتقد بودند این کار باعث جدا افتادن آنها از آدم‌های بیرون پاساژ و زندگی اجتماعی می‌شود. حالا آیا می‌شود برای پرسه‌زنان مجازی هم چنین نگرانی داشت؟ چراکه حضور در فضای مجازی ممکن است آنها را از فضای واقعی و تعاملات اجتماعی دور کند.

عباس کاظمی – دیدگاه من خیلی بدبینانه نیست، کما اینکه معتقدم قدرت فضای مجازی در ایران از آنچه که تا امروز با آن مواجه بوده‌ایم خیلی بیشتر و خودهای مجازی ما خیلی قدرتمندتر می‌شوند‌. تا جاییکه نسلی به عنوان cyber generation یا virtual generation ایجاد می‌شود که اساسا خرده فرهنگ‌هایی مجازی ایجاد می‌کنند که قدرتمندتر از خرده‌فرهنگ‌های جامعه، خانه، مدرسه عمل می‌کند. هرچند نظریاتی وجود دارد که معتقد است این خرده فرهنگ زندگی واقعی را در خود می‌بلعد و نابود می‌کند که به نظر من بیان خیلی اغراق شده‌ای است، کمااینکه در بدو تولد هر رسانه‌ای چنین هراسی وجود داشته است. واقعیت این است که قدرت زندگی واقعی را هیچگاه نباید دست کم گرفت. در این زمینه هم در بدترین حالت یک رقیب سرسخت برای دنیای واقعی ایجاد می‌شود که می‌تواند شکل زندگی در دنیای واقعی را تحت‌الشعاع قرار دهد. این نسل مفاهیم مورد نظر خود را از فضای مجازی می‌گیرد، ابژه‌های نسلی متفاوت و حتی شکل تخیلش با شکل تخیل گذشتگان متفاوت می‌شود. درواقع ما با نسلی مواجه خواهیم شد که کنترل کردنش در فضای واقعی و با منطق فضای واقعی خیلی دشوارتر از پیش و غیر ممکن به‌نظر می‌رسد.

برهمند: حالا اتفاقا به نظر من در این بدبینی اصلا اغراق صورت نگرفته است و این هم به خاطر یک ویژگی منحصر به فرد اینترنت است که در سایر رسانه‌های پیش از آن نظیر ندارد. آن هم ویژگی دو سویه بودن فضای مجازی است که به کاربران امکان مشارکت در تولید محتوا می‌دهد، درواقع می‌توان گفت بخش عظیمی از اینترنت از آن محتوا و قالبی تشکیل شده که کاربران ساخته‌اند. دقیقا به همین خاطر است که ماجرا نگران‌کننده می‌شود. مثلا اخیرا یک سری کلاس‌های آموزشی و روان‌شناسانه‌ای در آمریکا برگزار می‌شود که به کاربران نحوه برخورد درست با یکدیگر در این فضا را آموزش دهند…

عباس کاظمی – خب، همانطور که گفتم در این نکته اصلا تردیدی نیست که فضای مجازی آنقدر قدرت می‌گیرد که یک نسل متفاوت پدید می‌آورد که اساسا از هویت مخصوص به خود برخوردار است و چنین تاثیراتی هم اصلا غیر قابل پیش‌بینی نیست. سوال شما این بود که آیا فضای مجازی، فضا و زندگی واقعی را از بین می‌برد که به نظر من پاسخ منفی است. درست است که بدون شک زندگی واقعی را شدیدا تحت تاثیر خود قرار می‌دهد، اما این تاثیر آنقدر نیست که زندگی واقعی را منهدم کند …

خطیبی: البته به‌نظر من این صحبت کاملا نسبی است و بستگی دارد که درباره چه جامعه‌ای گفته شود.

عباس کاظمی – ببینید، بودریار وقتی درباره reality صحبت می‌کند درباره جامعه ما صحبت نمی‌کند، او دارد درباره جامعه آمریکا نظر می‌دهد، اما حتی در همان جامعه هم تحقیقات زیادی صورت گرفته که نشان می‌دهند زندگی واقعی جریان طبیعی خود را طی می‌کند و کاملا جاری است. البته به قول شما اینکه ما درباره چه جامعه‌ای صحبت می‌کنیم هم خیلی مهم است و یک سری تغییرات در جامعه آمریکا بیشتر است و تغییراتی دیگر در جامعه‌ای مثل جامعه ایران. به نظر در ایران اگر در جایی از فضای واقعی امکان تغییر وجود نداشته باشد، آن تغییر در فضای مجازی صورت می‌گیرد و بعد برفضای واقعی هم تاثیر می‌گذارد. نکته اینجاست که تا پیش از حضور فضای مجازی ما در جامعه کاملا بسته‌ای زندگی می‌کردیم، اما این امکانات چنان تاثیر گذارند که جامعه را به دموکراتیک شدن ناچار می‌کند. حالا باید به این فکر کرد که در چنین شرایطی جوامع بسته چگونه می‌توانند همچنان بسته بمانند. چون نه تنها بسته ماندن خیلی سخت خواهد بود که شکل آن هم تغییر خواهد کرد. نمونه آن هم می‌تواند کشور چین باشد که قبل از حضور اینترنت و بعد از آن خیلی فرق کرده است. به هر حال وجود آزادی‌هایی در جامعه را پذیرفته است، هر چند آزادی سیاسی کماکان وجود ندارد اما آزادی اقتصادی و اجتماعی پذیرفته شده است. نتیجه‌اش ظهور طبقه متوسط غیرسیاسی شده است که گویا فقط به کار فکر می‌کنند بدون آنکه در بدو امر به منابع قدرت چشم داشت داشته باشند نوعی پیورتن‌های جدید. اما اگر با منطق نظریه وبر بخواهیم روند را ادامه بدهیم، همین طبقه متوسط غیر سیاسی نسلی را موجب خواهد شد که به غایت سیاسی خواهد بود. در اینجا فضای مجازی و گسترش آن در کشورهایی چون چین که الان کنترل شده پیش می‌رود تاثیر زیادی در شکل روابط اجتماعی واقعی آنها خواهد داشت.

برهمند: شاید بتوان گفت که حضور اینترنت موجب شده تا مفهوم جدیدی از حکومت یا قلمرو به وجود بیاید و تعاریف سنتی این مفاهیم مورد بازنگری قرار گیرد. مثلا در همین نشست سالانه هشت کشور صنعتی جهان از سران گوگل و فیس‌بوک هم دعوت به حضور شده بود که نهایتا نام اجلاس را از G8 به E8 به معنای هشت کشور الکترونیکی جهان تغییر داد. چنین رویکردهایی نشان از ایجاد مفهوم جدید از قدرت دارد. پس با این حساب، تکلیف فرودستانی که هم در فضای واقعی فرودستند و هم در فضای مجازی چیست؟

عباس کاظمی – بله همانطور که گفتم مطالعات آینده باید به سمت شناخت همین گروه از فرودستان حرکت کنند، شناخت فرودستانی که در این فضا جایی و فرصتی یا به تعبیر مارکس زمینی ندارند. این فرودستان می‌توانند یک فرد باشند یا یک گروه یا یک کشور . به هر حال تقسیم کار و نابرابری جز جدایی ناپذیر شکل‌گیری جامعه است، حالا در فضای مجازی هم بدون شک این نابرابری با منطق خاص خود وجود خواهد داشت.

برهمند: اتفاقا یک توهمی درباره فضای مجازی وجود دارد که آن هم توهم عدالت و برابری قدرت در آن است. به این معنا که هر کسی در هر طبقه اجتماعی و با هر میزانی از قدرت می‌تواند در این فضا حرف بزند و خود به نوعی تولیدکننده باشد. پس با این حساب چنین عباراتی واقعا توهم است.

عباس کاظمی – به هر حال فضای مجازی هم شکلی از فضای واقعی است. همان نابرابری‌ها و بی عدالتی‌های فضای واقعی در فضای مجازی هم بازتولید می‌شود و این مساله‌ای کاملا بدیهی است. اما به این خاطر در کوتاه مدت در این فضا احساس عدالت می‌کنیم که هنوز تقسیم در آن صورت نگرفته و قدرت توزیع نشده است. درست مثل محله‌ای که تازه پیدا می‌شود و هر کس در آن می‌رود برای خود دور زمینی خط می‌کشد و ادعای مالکیت می‌کند. بعد از این خط‌کشی‌هاست که مساله عدالت و برابری یا نابرابری معنا پیدا می‌کند.

مجتبی محمودی: این چیزی که می‌گویید درست در فضای وبلاگ‌ها هم مشاهده می‌شود، به نوعی که مثلا در زمینه فناوری اطلاعات، چند وبلاگ‌نویس هستند که خود در این عرصه جریان ساز شده‌اند و از شاخص‌های آن به شمار می‌آیند و دارای قدرت هستند، اینها دیگر هر وبلاگی را لینک نمی‌کنند و خود به نوعی به منبع خبر تبدیل شده‌اند. این نکته در عرصه‌های دیگر مثل شعر و ادبیات هم وجود دارد، به نوعی که دیگر چهره شدن در این فضا کار سختی شده است. درست است که هر کسی می‌تواند وبلاگ داشته باشد، اما وبلاگ هر کسی خوانده نمی‌شود‌.

عباس کاظمی – به نکته خیلی خوبی اشاره کردید . قدمت در این فضا هم از اهمیت زیادی برخوردار است. مثلا کسانی هستند که حضور ده ساله‌شان در این فضا به آنها قدرتی می‌دهد که تازه واردان این عرصه از آن برخوردار نیستند. اینها شکل خرده قدرت در این فضا پیدا کرده‌اند که می‌توانند با لینک نکردن سایرین در واقع آن‌ها را به حاشیه برانند. اما ۱۰ سال پیش در ایران که تازه وبلاگ‌نویسی باب شده بود، همه از وضعیت برابری برخوردار بودند و همدیگر را در لیست پیوندهای یکدیگر اضافه می‌کردند.

حنارود: این قضیه در مورد شعر هم خیلی صادق است. شاعران خیلی زیادی هستند که در فضای مجازی شعر می‌نویسند اما فقط تعداد اندکی از آنها هستند که تعداد بازدیدکنندگانشان زیاد است. اتفاقا برخی از اینها پس از اینکه در فضای مجازی به شهرت رسیدند کتاب شعرشان را چاپ کردند.

مجتبی محمودی: حالا جالب اینجاست که من از خواندن شعرهایشان در فضای مجازی خیلی بیشتر از کتاب لذت می‌برم.

عباس کاظمی – خب، اینجا می‌توان وارد بحث دیگری شد و آن اینکه فضای مجازی شکل زندگی ما را تغییر داده است، یک زمانی ما روی مبل و زمین کتاب می‌خواندیم اما امروزه که بیشتر زندگیمان پشت میزها و کامپیوترهای شخصی مان سپری می‌شود شکل کتاب خواندمان هم عوض می‌شود.

خطیبی: درواقع شعر تغییر نکرده، این خواننده شعر است که تغییر کرده.

حالا اینجا یک سوال مهم مطرح می‌شود، اینکه اینترنت با ما چه کرده و چه تغییری در زندگی روزمره ما به‌وجود آورده است؟

عباس کاظمی – برای پاسخ به این سوال باید با همان روشی پیش برویم که اندیشمندانی چون مارکس و زیمل رفته‌اند. به‌طور مثال زیمل در کتاب «فلسفه پول» به این نکته اشاره می‌کند که چگونه پول زندگی و روابط اجتماعی ما را تغییر داده. او معتقد است که پول جامعه را عقلانی می‌کند و روابط را از رابطه خویشاوندی و هم خونی به سمت روابط رسمی سوق می‌دهد.

به همین شکل ما می‌توانیم درباره فضای مجازی صحبت کنیم و اینکه چه تحولاتی در زندگی روزمره و شکل روابط ما به وجود می‌آورد، خب مسلما در بدو امر میزان رابطه ما با دنیای واقعی را کم کرده یا از شکل واقعی به شکل مجازی تغییر می‌دهد و یا اینکه شدت رابطه را کم و زیاد می‌کند . مثلا در ایران می‌توان راجع به حضور اینترنت در زندگی روزمره زنان و تاثیر آن بحث کرد. در شرایطی که فضای واقعی جامعه ایرانی ساختاری کاملا مردانه دارد، اینترنت در ایران می‌تواند ساختاری زنانه پیدا کند. مثلا اگر زنان به راحتی نمی‌توانند خارج از خانه حضور داشته باشند اما با وجود اینترنت می‌توانند، هم خانه بمانند و هم روابط اجتماعی خارج از خانه داشته باشند. این فضا می‌تواند رابطه اجتماعی زنان و دختران را بیش از آنچه خانواده می‌پسندد گسترش دهد‌، پنهان‌کاری را گسترش می‌دهد و هزاران مثال از این دست که می‌توان به نسبت شرایط جوامع مختلف درباره آنها سخن گفت …

مجتبی محمودی‌: مهم‌ترین تغییری که اتفاقا بسیاری از صاحب نظران نیز به آن اشاره کرده‌اند، مساله سطحی‌نگری است که معتقدند استفاده از اینترنت، آدم‌ها را سطحی‌نگر کرده است‌.

عباس کاظمی – برای توضیح دادن این مورد باید به مفهوم دیگری توجه کرد. ببینید در ایران از دهه شصت به این سو سبک زندگی طبقه متوسط، جامعه مصرفی، جامعه فراغتی و مفاهیمی از این دست با نوعی سطحی‌نگری یکی گرفته شده است. خیلی‌ها همچون متیو آرنولد ‌معتقدند که جامعه جدید به سمت فرهنگ عامه پسند پیش می‌رود و از این رو به جای خواندن و مصرف آثار فاخر مردم به آثار معمولی و روزمره روی می‌آورند. این موجب شکل‌گیری طبقه نیمه باسواد و نیمه بی سوادی می‌شود که افرادی چون آرنولد در طبقه متوسط ان را جستجو می‌کردند. اما این دیدگاه بدبینانه به طبقه متوسط چندین دهه است که در علوم اجتماعی جایگاهی ندارد. در ایران گویا این دیدگاه در سطوح رسمی خیلی مورد اقبال قرار گرفته است. بنابراین من می‌خواهم بگویم این تلقی که شما با عنوان سطحی‌نگری از آن یاد کردید ادامه همان دیدگاه بدبینانه به زندگی جدید است. روشن است که سطحی‌نگری نیز بخشی از واقعیت زندگی مجازی است اما همه مصرف‌کنندگان این فضا سطحی‌نگر نیستند. ما نمی‌توانیم از توده یکدست در فضای مجازی صحبت کنیم. مردم در فصای مجازی یک کلیت واحد را نمی‌سازند بلکه متفرق و متنوع‌اند و با سلیقه‌های متفاوت در آن حاضر می‌شوند. شما کافی است به گروه‌بندی‌های سیاسی، شبکه‌های اقتصادی، سبک‌های زندگی فرهنگی در فضای مجازی اشاره کنید و مهم‌تر از همه به نقش زندگی مجازی در تولید علم نظر اندازید آن وقت متوجه می شوید که شما فقط به قسمت سطحی‌نگر این فضا توجه کرده‌اید و از سایر بخش‌ها غافل شده‌اید. معنای این حرف این است که هر چند فضای مجازی در ابتدا یک خرد عامیانه درست می‌کند اما این بدان معنا نیست که همه را در همان سطح از خرد نگه می‌دارد، چون شهروندان این فضا با آن جلو می‌روند و خرد خاص آن را پی می‌گیرند. عقلانیت مجازی (Virtual Rationality) بحثی است که باید بیشتر مورد توجه محققان قرار گیرد. این عقلانیتی است که هرچه از عمر جهان مجازی می‌گذرد فربه‌تر و متکثرتر می‌شود.

مجتبی محمودی: حالا آیا می‌توان این رویکرد را در مورد روابط آنلاین نیز پی‌گرفت؟ مثلا خیلی‌ها معتقدند که روابط آنلاین هیچگاه نمی‌تواند از عمق روابط واقعی برخوردار باشد.

عباس کاظمی – در هر صورت نکته شما نشان‌دهنده واقعیت امروز ماست اما در بحث فضای مجازی ما به واقعیات آینده هم نظر می‌اندازیم. نوعی از بدبینی در بدو امر در باب روابط اجتماعی مجازی وجود دارد همان بدبینی که ابتدا درباره روابط اجتماعی واقعی در شهر هم وجود داشت.

اساسا نسل اول جامعه‌شناسان شهری معتقد بودند که در شهر امکان شکل‌گیری روابط عمیق انسانی و روابط اجتماعی مستحکم وجود ندارد و تصور می‌کردند که این روستاهاست که صرفا مکان شکل‌گیری روابط عمیق است. این نگرش طبیعی می‌نمود چراکه هنوز روستاها قدرت زیادی در سهم زندگی مردم داشتند اما بعدها که شهرها تقریبا جهان را تصرف کردند جامعه شناسان ملاحظه کردند که ماجرا اینگونه نیست و شهر شکل روابط پایدار خود را موجب می‌شود. نکته مهم دیگر، نحوه حضور بی‌برنامه کاربران جدید در فضای مجازی است که به شائبه غیر عمیق بودن روابط دامن زده است. در فضای واقعی هم جامعه شناسانی چون زیمل، انسانی که از محیطی بسته تازه به شهر گام می‌گذارد را هم اینگونه توصیف می‌کند که وی به همه محرک‌ها پاسخ می‌دهد و در بدو امر نمی‌تواند با زندگی شهری کنار بیاید. اما به تدریج شهر عقلانیت خاص خود را به مردم یاد می‌دهد. فضای مجازی هم در ابتدا دهاتی‌های مخصوص به خود را دارد که به همه محرک‌ها پاسخ می‌دهد و همه را قبول می‌کند، اما بعد از مدتی خودش موجودی مجازی می‌شود و از میان آن همه محرک، دست به انتخاب می‌زند. مثلا میزان ساعاتی که در فضای چت یا فیس‌بوک هستیم را مدیریت می‌کنیم و بعد به کار دیگری می‌پردازیم. به بیان دیگر همانطور که انسان روستایی بعد از مدتی که در شهر زندگی کرد قواعد آن را یاد می‌گیرد و قدرت تمیز پیدا می‌کند، در فضای مجازی هم عقلانیت خاصی ایجاد می‌شود که کاربر می‌تواند انتخاب کند که مثلا به چه سایتی سر بزند یا به چه ایمیلی پاسخ دهد. با چنین نگاهی در فضای مجازی روابط پایدار هم به تدریج شکل می‌گیرد. به نظر من بسیاری از رابطه‌ها در فضای مجازی بعد از مدتی به فضای واقعی کشیده می‌شوند، اما مطمئنا این اتفاق برای همه روابط نمی‌افتد و کاربر تصمیم می‌گیرد از میان انبوه دوستان اینترنتی خود تنها با تعداد محدودی از آنها رابطه پایدار برقرار کند.

خطیبی: اما به نظر من حذف رابطه فیزیکی از امکان شکل‌گیری یک رابطه ناب که مبتنی بر حضور فیزیکی طرفین است می‌کاهد.

عباس کاظمی – این نظر بر می‌گردد به اسطوره بدن نگری. اینکه ما فکر می کنیم صمیمیت تنها از طریق بدن به وجود می‌آید به‌خاطر این است که ما در نسلی زندگی کرده ایم که بدن از اهمیت خاصی برخوردار بوده است و این در حالی است که فضای مجازی هم می‌تواند صمیمیت و دلتنگی‌های مخصوص به خود را به‌وجود می‌آورد. حس مجازی، محبت مجازی، دیدن مجازی و همه اینها برای نسل مجازی معنادار خواهد شد …

خطیبی: من هنوز هم معتقدم میزان لذتی که از رابطه در فضای واقعی برده می‌شود بیشتر از روابط مجازی است.

عباس کاظمی – درست است اما باید بدانیم که لذت بردن امری فرهنگی است و اینکه ما از چه چیزهایی باید لذت ببریم را، خود درون بافت فرهنگی جامعه یاد می‌گیریم. با تغییر دنیای پیرامون ما به مرور درک ما از لذت هم تغییر می‌کند!

فاخره خطیبی: درست است، اما در جامعه فعلی این صحبت شما دور از ذهن به نظر می‌رسد.

عباس کاظمی – بله، همینطور است، در صحبت‌های من هم بود که نسل ما و گذشتگان ما زندگی بدون بدن را تصور نمی‌کردند اما باید به تدریج این نوع زندگی را به رسمیت بشماریم. به این معنا با حذف بدن خیلی چیزها باید تغییر کند. به یاد آوریم که بدن در فرهنگ و فقه ما همیشه عنصری مساله‌ساز بوده است. احکام فقهی بیشتر بر محوریت بدن شکل گرفته‌اند. حالا نکته اینجاست که وقتی بدن حذف شود حتی فقه هم با مسایل تازه‌ای روبه‌رو می‌شود، چراکه باید بداند با این جهان بدون بدن چگونه باید برخورد کند.

مساله«لذت بدون بدن» مهم‌ترین چالش فقه در جهان مجازی ‌خواهد بود. من معتقدم روزگاری اسطوره لذت بدنی قدرت امروزین خود را از دست خواهد داد و شکل رابطه و درک ما از لذت هم تغییر خواهد یافت.

مجتبی محمودی: ببینید، نکته‌ای که درباره ارتباطات مجازی همیشه برای من سوال برانگیز بوده این است که چگونه می‌توان به صورت هم‌زمان به امور انسانی این تعداد بی‌شمار از دوستان رسیدگی کرد، چون در دنیای واقعی تعداد دوستانی که می‌توان به لحاظ انسانی و به حد کفایت با آنها ارتباط برقرار کرد به تعداد انگشتان دست هم نمی‌رسد.

عباس کاظمی – این نکته بر می‌گردد به اینکه ما متعلق به نسل سایبر نیستیم، نسب سایبر در حال متولد شدن است. ما به گونه‌ای نسل بینابین هستیم، در فضای واقعی سیر می‌کنیم و از امکانات فضای مجازی هم بهره می‌بریم، اما من از نسلی صحبت می‌کنم که به ظاهر در فضای واقعی حضور دارند اما در واقع در فضای سایبر زندگی می‌کنند. اما چون ما حالت بینابینی داریم همیشه باید با چنین تعارضاتی دست و پنجه نرم کنیم.

ارتباط شمار دوستان در فیس‌بوک با ساختار مغزی

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

دویچوله – ساختار مغزی کسانی که در شبکه اجتماعی فیس‌بوک با طیف گسترده‌ای از افراد در ارتباط هستند با کسانی که تعداد دوستانشان محدود است فرق می‌کند. این نتیجه‌ای است که اخیرا محققان انگلیسی به آن دست یافته‌اند.

ظاهرا اندازه بخشی از مغز نشان می‌دهد که آیا ما در فیس‌بوک دوستان زیادی داریم یا اینکه فهرست دوستانمان محدود به عده‌ی کمی از اطرافیانمان است. محققان مشاهده کرده‌اند که کاربرانی که دارای دوستان مجازی زیادی هستند نسبت به کاربران با ارتباطات محدودتر دارای میزان بیشتری ماده خاکستری در مغز خود هستند. این نتایج اخیرا در مجله علمی «Proceedings of the Royal Society B» منتشر شده است.

ضخامت لایه تشکیل شده از ماده خاکستری بویژه در سه بخشی از مغز مشاهده شده که ارتباط تنگاتنگی با برداشت اجتماعی انسان و حافظه او در بخاطر سپردن افراد دارد. این سه بخش با بخش‌هایی از مغز که هنگام ارتباط با دیگران در دنیای واقعی فعال می‌شوند، فرق دارند.

در پژوهش‌های پیشین محققان شواهدی پیدا کرده بودند که نشان می‌داد ارتباط احتمالی بین ساختار مغزی افراد و ارتباطات آنها در دنیای واقعی وجود دارد. یکی از محققان از کالج دانشگاهی لندن UCL در این مورد می‌گوید: «ما حدس می‌زنیم که حجم مغز می‌تواند نشان دهد که فرد توانایی ارتباط برقرار کردن با چند نفر را دارد.»

اما اینکه از ساختار مغز می‌توان حتی شمار دوستان افراد در دنیای مجازی را نیز فهمید تا به حال ثابت نشده بود. در جریان این پژوهش ۱۲۵ دانشجو که همگی در فیس‌بوک عضو هستند، مورد بررسی قرار گرفته‌اند. دانشمندان با کمک ام.آر.آی حجم و تراکم مغز داوطلبان را اندازگیری کرده‌اند.

یکی از بخش‌های مغز که ارتباط مستقیمی با تعداد دوستان فیس‌بوکی دارد، مسئول شناسایی و بخاطر سپردن چهره و نام افراد است.

این پژوهش همچنین نشان داد که فعالیت مغز در مورد پردازش ارتباطات در دنیای مجازی و دنیای واقعی تفاوت‌های بارزی دارد. دانشمندان به این نکته اشاره کرده‌اند که مغز، ارتباط با دوستان مجازی و واقعی را به روش‌های مختلفی پردازش می‌کند.

فعالیت مغزی در افرادی که ارتباطات وسیعی در دنیای مجازی دارند بیشتر در سه بخش از مغز متمرکز است. در حالی که در افرادی که دوستان زیادی در دنیای واقعی دارند بخش آمیگدالا در مغز بزرگ است. آمیگدالا مسئول دریافت و مهار احساسات است.

روزنامه‌نگاری تحقیقی؛ قوی در دنیا، غریب در ایران

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

وب‌سایت خبرنگاران ایران، سارا محسنی – از دیدگاه بسیاری از محققان و نیز روزنامه‌نگاران، روزنامه‌نگاری تحقیقی نقطه اوج کار حرفه ای روزنامه نگاری است اما نتایج یک تحقیق دانشگاهی نشان می دهد تنها ۲۹ درصد روزنامه نگاران ایرانی این شیوه روزنامه نگاری را می شناسند.

در حالی که چند روز پیش کنسرسیوم بین المللی روزنامه نگاری تحقیقی، گزارشی را مستحق دریافت جایزه «دنیل پرل» کرد که نوشتن آن ۶ ماه به طول انجامید تا دنیای متفاوتی از آنچه که در روزنامه نگاری تحقیقاتی در ایران و دنیا انجام می شود را به تصویر بکشد.

پروژه گزارش «فساد و جنایت های سازمان یافته»، گروهی از خبرنگاران اروپای شرقی و ایالات متحده آمریکا را گرد هم آورد تا درباره فساد برخی شرکت های بزرگ برای مخفی کردن دارایی هایشان، پولشویی، ایجاد کسب و کارهای مخفی و بدون اجرای قانون گزارش های تحقیقی بنویسند. در این پروژه، خبرنگاران خود را افراد شاغل در بخش تجارت می خوانند و سپس در این قالب به تحقیق درباره تقلب های مالیاتی شرکت های بزرگ می پرداختند.

درست چند هفته بعد از انتشار این گزارش «لاسزلو کیس» یکی از بزرگترین فراریان از مالیات به اتهام پولشویی و اختلاس بازداشت شد.

گزارش این پروژه در شهر کیف پایتخت اوکراین در کنفرانس بین المللی روزنامه نگاری تحقیقی این جایزه را از آن خود کرد. این جایزه به نام «دنیل پرل» خبرنگار روزنامه وال استریت ژورنال نامگذاری شده که در سال ۲۰۰۲ در حالیکه در تلاش برای گفت و گو با اعضای گروه تروریستی القاعده بود کشته شد.

این دنیای متفاوت روزنامه نگاری تحقیقی در حالی به سمت توسعه بیشتر گام برمی دارد که یک تحقیق دانشگاهی که توسط یکی از روزنامه نگاران ایرانی صورت گرفته نشان می دهد که ۵۷ درصد روزنامه نگاران ایرانی شیوه روزنامه نگاری تحقیقی را نمی شناسند، ۲۹ درصد این شیوه را می شناسند و ۱۴درصد تا حدی با این شیوه آشنایی دارند.

روزنامه نگاری تحقیقی چیست؟

این پایان نامه دانشگاهی از سوی دیگر ابتدا تصویری از این روزنامه نگاری را به مخاطب نشان می دهد و به نقل از «هوگو دی برگ»، نویسنده کتاب روزنامه نگاری تحقیقی، مفهوم و تمرین، می نویسد: «روزنامه نگاری تحقیقی تلاشی است برای دستیابی به حقیقت در جایی که حقیقتی پنهان شده که دیگران منتظر دانستن آن هستند. در شیوه روزنامه نگاری تحقیقی تلاش می شود نتایج تحقیقات بی طرفانه منعکس شود.»

در ارتباط با اهمیت روزنامه نگاری تحقیقی در جوامع به کارکردها متعددی اشاره می شود، یکی از مهمترین این کارکردها، تاثیری است که این شیوه از روزنامه نگاری بر تقویت بنیان های دموکراسی در جوامع ایفا می کند. در واقع روزنامه نگاران انتقادی با طرح پرسش های بنیادین و تهیه گزارش های مستند نقش خود را به عنوان ناظران بر عملکرد دولت ها و شخصیت های سیاسی و… تقویت کرده و به نمایندگی از افکار عمومی اوضاع را رصد می کنند.

چند روز پیش وقتی کنفرانسی در آمریکا در این رابطه برگزار شد در آنجا هم به طور رسمی اعلام شد که کم شدن میزان گزارش های تحقیقی می تواند به دمکراسی ضربه وارد کند.

از سوی دیگر دورتی بیرن، سردبیر مجله های ورلد این اکشن و بیگ استوری (Big Story) و یکی از طرفداران روزنامه نگاری تحقیقی پس از سفری داوطبانه به غرب آفریقا و مشاهده وضعیت آموزش در کشورهای آفریقایی به عنوان یک روزنامه نگار تحقیقی، اظهار داشت: «به خوبی می‌دانم که کاری از دست ما برای بهبود آنچه که در این گوشه دنیا رخ می‌دهد، ساخته نیست اما می‌توانم به عنوان یک روزنامه‌نگار به مردم بگویم که واقعیت‌ آن چیزی نیست که به شما گفته می‌شود. چیزهای بسیار مهمی در دنیا وجود دارند که مردم باید درباره آنها بدانند و اگر شما به عنوان یک خبرنگار تحقیقی آنان را مطلع نکنید درنتیجه آنها از اتفاقاتی که در اطرافشان می‌افتد آگاه نخواهند شد و قادر نخواهند بود کاری برای بهبود اوضاع یا مقابله با رویدادهای بدتر انجام دهند».

روزنامه نگاری تحقیقی در ایران کجاست؟

تحلیلگران ارتباطات و صاحب نظران حوزه روزنامه نگاری در ایران بر این باورند که روزنامه نگاری تحقیقی به معنای اصیلش در ایران شکل نگرفته و جز موارد معدودی که آنها را نمونه های اتفاقی گزارش های تحقیقی می خوانند و برخی از مشخصه های یک گزارش تحقیقی را دارا هستند، نمونه های دیگری را نمی توان مورد توجه قرار داد.

هرچند یافته های تحقیق دانشگاهی در این زمینه نشان می دهد روزنامه نگاری تحقیقی به عنوان یک سبک شناخته شده و معتبر جهانی هنوز در میان روزنامه نگاران و نیز مدیران روزنامه های ایران شناخته شده نیست و همین امر یکی از اصلی ترین موانع شکل گیری این سبک در روزنامه نگاری ایران است اما همانطور که یافته های این تحقیق نشان می دهد با ورود نسل جدیدی از روزنامه نگاران دانش آموخته در دانشگاه های روزنامه نگاری ، توسعه ارتباطات و افزایش حیرت آور گردش اطلاعات در جهان و از آن جمله در ایران امیدوارهایی برای شکل گیری تدریجی این شیوه در مطبوعات ایران وجود دارد هر چند که تا زمانی که قوانین حق دسترسی آزاد به اطلاعات و نیز حق انتشار آزاد اطلاعات برای روزنامه نگاران را به رسمیت نشناسند آنچه به عنوان گزارش تحقیقی منتشر می شود تنها چیزی شبیه به گزارش تحقیقی خواهد بود و با استانداردها و معیارهای جهانی فاصله خواهد داشت.

این تحقیق دانشگاهی که جزو معدود تحقیقات صورت گرفته درباره این شیوه روزنامه نگاری است همچنین اشاره دارد که شکل گیری شیوه روزنامه نگاری تحقیقی در ایران و تربیت روزنامه نگاران تحقیقی در کشوری به وسعت ایران و نیز با وجود اقوام و فرهنگ های گوناگون و در شرایطی که بخش عمده مسایل مطرح شده در روزنامه های سراسری این کشور به مسایل مبتلا به شهرهای بزرگ به ویژه پایتخت اختصاص دارد می تواند فرصتی مناسب برای شناخت واقعیت های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه ایران را در بخش هایی فراهم آورد که در همه سال های گذشته مغفول مانده است. روزنامه نگاران تحقیقی در جستجوی واقعیت های تکان دهنده که در گوشه و کنار این کشور می گذرد می توانند نقش یک دیده بان قوی را ایفا کنند و هر یک رسانه ای باشند برای گزارش آنچه در گوشه و کنار این سرزمین پهناور ناشنیده و مکتوم مانده است.

به نظر می رسد یکی از مهمترین موانع شکل گیری روزنامه نگاری تحقیقی در ایران تداوم روزنامه نگاری دولتی و عدم شکل گیری موسسات مطبوعاتی مستقل در کشور است موضوعی که نه تنها در این تحقیق که بر اساس مطالعات اولیه ای که در این پایان نامه انجام شد در پژوهش های دیگر نیز به عنوان یکی از موانع توسعه نیافتگی مطبوعات در ایران شناخته شده است و استادان حاضر در این پژوهش نیز بر این باور بودند که تا زمانی که روزنامه نگاری مستقل از دولت در ایران شکل نگیرد توسعه مطبوعات با اما و اگر های بسیار مواجه خواهد بود بر همین اساس به نظر می رسد تقویت نهادهای غیر دولتی، واگذاری امور صنفی روزنامه نگاران به خودشان و فراهم کردن زمینه برای فعالیت روزنامه های خصوصی و نیز موسسات مطبوعاتی بزرگ یکی از مهمترین و شاید نخستین گام برای گره گشایی از مشکلات موجود در این بخش باشد.

اقتصاد رسانه ها و موسسات روزنامه نگاری در ایران زیر سایه سنگین سیاست قرار گرفته و همواره درباره تاثیر سیاست بر عملکرد روزنامه نگاران گفته شده در حالی که به نظر می رسد مشکلات اقتصادی یکی از پاشنه های آشیل فعالیت روزنامه نگاری در ایران و از آن جمله روزنامه نگاری تحقیقی است.

محقق‌ها آدم‌های خاصی هستند، سر پردردی دارند، ماجراجو هستند، آرمان طلبند و به نوعی دغدغه اساسی شان پاسداری از حقوق شهروندان است. این ویژگی را بسیاری از خبرنگاران ایرانی نیز دارند اما آیا آنها می توانند روزنامه نگاری تحقیقی را در ایران شکل داده و متحول کنند یا موانع پیش روی آنها غولی است که به تنهایی مبارزه با آن امکان ندارد؟

شماره آبان ماه مجله دیجیتال منتشر شد: وداع با استیو جابز د راولین رونمایی از آیفون

سه شنبه, ۳ آبان ۱۳۹۰

نوزدهمین شماره مجله دیجیتال در حالی منتشر می شود که دنیای فناوری در بهت از دست دادن یکی از رهبران این صنعت فرو رفته . استیوجابز، موسس کمپانی اپل درست یک روز پیش از مرگش میزبان همایشی بود که در آن از محصول جدیدی موسوم به آیفون ۴S رونمایی شد. این گوشی هوشمند که نرم افزار ، پردازنده و دوربین قوی تری دارد در آخرین شماره دانستنیهای دیجیتال به صورت کامل بررسی شده. همچنین این مجله در شماره جدید خود خرید الکترونیکی را مد نظر قرار داده و راه هایی را پیشنهاد کرده که با استفاده از آن ها می توانید تا ۷۰ درصد ارزان تر زندگی کنید ، فکرش را بکنید ؛ هفتاد درصد ارزان تر! سرویسReview دیجیتال با بررسیPlaystation TV ، تلویزیون سه بعدی جدید سونی که دو تصویر مختلف را به صورت همزمان نشان می دهد ، به استقبال پائیز پر محصول رفته . همچنین گجت هایی از جمله تبلت جدید ایسر و لپ تاپ پر قدرت توشیبا در این شماره بررسی شده اند. پرونده رقابت این ماه به تلویزیون های هوشمند اختصاص یافته و Smart tv های موجود در بازار بررسی شده اند. هدف نهایی هم این است که بالاخره بفهمیم کدام تلویزیون برای خرید بهتر…