آیا همکاری با Microsoft شرکت شما را از تولید گوشی‌های مبتنی بر آندروید بازمی‌دارد؟

چهارشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۰
مدیرعامل نوکیا: چرا مایکروسافت را انتخاب کردیم؟

سال میلادی گذشته تا روزهای آخر برای بزرگ‌ترین و پرفروش‌ترین تولیدکننده گوشی‌های موبایل جهان پر از اتفاقات مختلف بود.
با این همه گویا سال ۲۰۱۰ روزهای موفقیت مدیرعامل کانادایی Nokia بود.

«استفان الاپ» در این سال به عنوان اولین مدیرعامل خارجی این شرکت توانست توجه همه را به موفقیت‌هایش در Nokia جلب کند که مهم‌ترین آنها امضای قرارداد میلیارد دلاری با Microsoft برای به‌کارگیری سیستم‌عامل Windows Phone در موبایل‌های هوشمند شرکتش بود.
او در اولین روزهای ماه آوریل برای یک مراسم خصوصی به دانشگاه مک مستر در همیلتون و البته در نزدیکی شهر محل تولدش آمده بود.
در حاشیه این مراسم خصوصی خبرنگاری مجله Financial Post با او درباره اتفاقات اخیر در صنعت تلفن همراه، شرکت Nokia، شراکت این شرکت با Microsoft و نحوه رقابت با آندروید شرکت Google و iPhone شرکت Apple به گفت‌وگو نشسته است که آن را در پایین می‌خوانیم:
ادامه

منبع

بیانیه هکر

شنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۰

مانیفست هکر
یا
بیانیه هکر یا
The Hacker Manifesto
متنی است که هکری به نام منتور (Mentor) در سال ۱۹۸۶ نوشته است. این بیانیه کوتاه پس از دستگیری منتور توسط پلیس نوشته شده و در نشریه زیرزمینی فرک شماره ۱، نسخه ۱ فایل ۳ از ۱۰ چاپ شد.

این بیانیه یکی از متون مرجع فرهنگ هکرها است و خواندن آن می‌تواند نمایانگر روحیه و دیدگاه هکرهای نسل اول به دنیا باشد. مانیفست هکرها، راهنمایی است برای هکرهای تمام دنیا و زیربنای کوتاهی برای اخلاقیات پذیرفته شده در این جامعه که می‌گوید توانایی‌های فنی به جای مقاصد خودخواهانه و صدمه زننده به دیگران، باید برای ساخت و گسترش مرزهای جهان آزاد بکار برده شود.

در زیر متن بیانیه هکرها را به آن شکلی که در مجله فرک ۸ ژانویه ۱۹۸۶ منتشر شده می‌خوانید:

\/\وجدان یک هکر\/\
نوشته
+++منتور+++
نوشته شده در ۸ ژانویه ۱۹۸۶
   امروز یک نفر دیگر دستگیر شد. همه روزنامه‌ها در مورد آن نوشته‌اند. «نوجوانی در رسوایی جرایم کامپیوتری دستگیر شد»، «هکر بعد از دستکاری در بانک دستگیر شد»، … .
بچه‌های لعنتی. همه مثل هم هستند.

   اما آیا شما هرگز در برنامه‌های روانشانسی و تکنومغزهای ۱۹۵۰تان به عمق چشم‌های یک هکر نگاه کرده‌اید؟ آیا هیچ وقت فکر کرده‌اید که چه چیزی او را ساخته و چه افکاری به او شکل داده؟

   
من یک هکر هستم، وارد دنیای من شوید…

   
دنیای من با مدرسه شروع شد… من از اکثر دانش‌آموزها باهوش‌تر بودم و مزخرفاتی که درس می‌دادند حوصله من را سر می‌برد…

   
لعنت به احمق‌ها. همه مثل هم هستند.

   
من در دبیرستان هستم. به معلم گوش می‌دهم که برای دفعه پانزدهم مشغول توضیح روش‌های کاهش اصطکاک است. من این را می‌فهمم. «نه خانم اسمیت. من نمی‌توانم مشقم را روی کاغذ نشان بدهم. من آن را در ذهنم حل کرده‌ام…»

   
بچه لعنتی. احتمالا آن را کپی کرده. آن‌ها همه مثل هم هستند.

   
من امروز یک کشف کردم. یک کامپیوتر کشف کردم. یک لحظه صبر کنید! این عالی است. هر کاری که به آن بگویم می‌کند. اگر من اشتباهی کند دلیلش این است که من گند زده‌ام و نه به این خاطر که من را دوست ندارد…
   
یا به این خاطر که از من می‌ترسد…
   
یا به این خاطر که فکر می‌کند من باهوشم…
   
یا به این خاطر که درس دادن را دوست ندارد و نمی‌خواهد اینجا باشد…
   
بچه لعنتی. تنها کاری که می‌کند بازی کردن است. همه مثل هم هستند.

   
و بعد اتفاق افتاد… دری به جهانی باز شد… پالسی الکتریکی مانند ماده ای اعتیاد آور از خط تلفن خارج شد و من را از ناتوانی‌های رومزه‌ای که می‌دیدم خلاص کرد.
   
«همین است… این جهانی است که من به آن تعلق دارم…»
من اینجا همه را می‌شناسم… حتی اگر آن‌ها را ندیده باشم، حتی اگر هیچ وقت با آن‌ها حرف نزده باشم، شاید در آینده هم هیچ وقت خبری از آن‌ها نگیرم اما همه آن‌ها را می‌شناسم…
   
بچه‌های لعنتی. دوباره گند زده‌اند به خط تلفن… همه‌شان مثل هم هستند.

   
شما فکر می‌کنید می‌دانید که همه مثل هم هستیم… در روزهایی که ما هوس استیک داشتیم، در مدرسه با قاشق به ما غذای بچه می‌دادند. تکه گوشت‌هایی که به ما می‌دادید قبلا جویده شده بودند و مزه‌ای نداشتند. ما توسط سادیست‌ها احاطه شده بودیم و آدم‌های مریض به ما بی‌توجهی می‌کردند. بعضی‌ها هم بودند که چیزهای خوبی برای درس دادن داشتند اما آن‌ها قطره‌هایی بودند نایاب در بیابانی بی‌انتها.

   
حالا این دنیای ما است… دنیای الکترون و سوییچ و زیبایی پهنای باند. ما از سیستم‌های موجود بدون اینکه پول بدهیم استفاده می‌کنیم ولی اگر به خاطر آن شکم‌پرست‌های سودجو نبود که لازم داشته باشند پولشان را صرف این کنند که رسانه‌ها به ما مجرم بگویند، این سرویس‌ها باید بسیار ارزانتر بودند. ما کشف می‌کنیم… و شما به ما مجرم می‌گویید. ما به دنبال دانش می‌گردیم.. ما شما به ما مجرم می‌گویید. ما بدون رنگ پوست، بدون ملیت و بدون گرایشات مذهبی در دنیا زندگی می‌کنیم و شما به ما مجرم می‌گویید. شما بمب اتم می‌سازید، شما جنگ شروع می‌کنید، شما می‌کشید، شما تقلب می‌کنید و به ما دروغ می‌گویید و سعی می‌کنید ما باور کنیم که این چیزها برای ما خوب است، اما ما هستیم که مجرمیم.

   
بعله من مجرمم. جرم من کنجکاوی است. جرم من قضاوت کردن در مورد انسان‌ها نه بر اساس ظاهر که بر اساس آنچه می‌گویند و آنچه فکر می‌کنند. جرم من این است که از شما باهوش‌ترم، جرمی که هرگز به خاطر آن مرا نخواهید بخشید.

   
من یک هکرم، و این بیانیه من است. شما شاید بتوانید این یک نفر را متوقف کنید اما نمی‌توانید جلوی همه ما را بگیرید… به هرحال، همه ما مثل هم هستیم.

+++ منتور +++

این مقاله (بیانیه) در سایت های زیادی وجود دارد و متن آن روی تی شرت و گجت های مختلف هم یافت می شود. حتی در فیلم های سینمایی هم آن را می بینید. مثلا در آخرین مورد در فیلم سینمایی شبکه اجتماعی این بیانیه را روی دیوار اتاق مارک زاکربرگ موسس فیسبوک مشاهده می کنید.

هفته نامه عصرارتباط را دانلود کنید

دوشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۰

وبنا - نسخه پی‌دی‌اف کامل شش شماره نخست مجله عصرارتباط که ضمیمه شماره‌های ۴۱۵ تا ۴۲۰ بود در سایت هفته نامه قابل دانلود کردن است. متن کامل مطالب از طریق سایت هفته نامه به نشانی AsreErtebat.com در دسترس قرار دارد و همزمان با نسخه چاپی هفته‌نامه و مجله عصرارتباط کاربران می‌توانند این مطالب را از طریق وب‌‌سایت نیز مطالعه کنند.

 برای دانلود این ویژه نامه ها به آدرس http://www.online.asreertebat.com مراجعه کنید.

 

موضوع: , ,

برترین هاستینگ ایران

چهارشنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۰
به گزارش مجله فارسی هاستینگ، وب سایت Webhosting.info در پایان هفته منتهی به هفتم نوامبر اطلاعات مربوط به رنکینگ برترین هاستینگ های ایران را منتشر کرده است. مهمترین نکته قابل توجه در این گزارش تغییر در صدر جدول برترین های ایران می باشد. ایران هاست این بار توانسته است به عنوان برترین هاستینگ ایران با پشتیبانی از ۱۳۲۰۴ وب سایت در رتبه اول این جدول قرار گیرد و به سلطه پارس دیتا در این مکان پایان دهد. پارس دیتا در این هفته با افت فروش نتوانست جایگاه خود را به عنوان برترین هاستینگ ایرانی نگه دارد.
شایان ذکر که ایران هاست تنها با اختلاف چند دامنه توانسته جایگاه پارس دیتا را بدست آورد و دور از انتظار نیست که پارس دیتا بتواند دوباره این جایگاه را بدست آورد. همچنین با نگاهی به نمودارهای رشد این دو شرکت که از سوی وب سایت webhosting.info‌ انتشار یافته است، متوجه تنزل فروش پارس دیتا و افزایش ایران هاست خواهید شد.

اینم لینک مربوط به این خبر:Iranhost‌ برترین هاستینگ ایران

روزنامه‌نگاری پیمانکاری مثل کشاورزی ماست

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

روزنامه‌ی شرق، سعید ارکان‌زاده یزدی – یکی از روش‌های جدید انتشار مجلات در ایران، روش پیمانکاری است. پیمانکار که اغلب یک روزنامه‌نگار یا حتی غیر روزنامه‌نگار است، بر اساس یک قرارداد پیمانکاری، برای کارفرما که غالبا غیرمطبوعاتی است، مجله‌ای منتشر می‌کند و به ازای هر صفحه مبلغی از کارفرما می‌گیرد. در این روش، تمام مخارج تحریریه، تصحیح، حروف‌چینی، عکس، کاریکاتور، صفحه‌آرایی و حتی خرج نظارت و ممیزی بر عهده پیمانکار گذاشته می‌شود و کارفرما درگیر مسایل اجرایی نمی‌شود.

پیمانکار تمام هزینه‌های مجله را از همین مبلغی که به ازای هر صفحه می‌گیرد، تامین می‌کند. فرض کنیم که پیمانکار به ازای هر صفحه مجله‌ای ۱۲۰ صفحه‌ای، ۸۵ هزار تومان می‌گیرد یعنی او برای هر شماره، ۱۰ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان از کارفرما می‌گیرد. اما خرج نیروهای اجرایی و مدیریتی از جمله سردبیر و مدیر تحریریه و نیز حروف‌چینی و تصحیح و صفحه‌آرایی و عکس و غیره و همچنین سود خودش را که از کل مجله کم می‌کند، می‌بیند که به ازای هر صفحه می‌تواند ۳۵ هزار تومان حق‌التحریر به نگارش مطالب اختصاص دهد.

معمولا پیمانکاران (که گاهی سردبیر مجله هم هستند) برای این که کار خود را راحت‌تر کنند، هر چند صفحه را به یک نفر می‌سپارند تا با شش، هفت نفر که مدیریت حوزه‌های متخلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و … را انجام می‌دهند، همه صفحات مجله پر شود. به این ترتیب، آنها در هر شماره با نفرات معدودی سر و کار دارند و کار اجرایی کمتری انجام می‌دهند.

پیمانکار به مسئولان بخش‌های مختلف مجله می‌گوید که به ازای هر صفحه ۳۵ هزار تومان می‌گیرند و اگر کسی غیر از آنها برای مجله مطلب نوشت، مخیرند که هر چقدر می‌خواهند به او بدهند. به این ترتیب، مسئولان صفحات تبدیل می‌شوند به پیمانکاران جزء. آنها مثلا ۲۰ صفحه مجله را به ۵ نفر دیگر می‌سپارند و می‌گویند که برای هر صفحه ۲۵ هزار تومان حق‌التحریر خواهند داد. معمول شده است که مسئولان هر بخش مجله، به ازای هر صفحه مبلغی را برای خود نگه می‌دارند که به آن «حق دبیری» می‌گویند. مسئول هر بخش، حق دبیری را از روی مبلغی که از پیمانکار می‌گیرد بر می‌دارد و نهایتا به کسی که واقعا مطلب را نوشته و برای آن زحمت کشیده است، ۲۵ هزار تومان حق‌التحریر می‌رسد. با این نوع پیمانکاری، کار مطبوعاتی مثل کشاورزی میماند؛ نویسنده اصلی، مانند کشاورز ایرانی، کمترین بهره را از محصول می‌برد و بیشترین زحمت را هم می‌کشد و واسطه‌ها با نام دهن-پرکن «دبیر گروه»، مثل دلالان میوه، بیشترین سود را می‌برند و زحمت زیادی هم برای صفحات نمی‌کشند.

موضوع: ,

با شبکه اجتماعی «چایم این» از حضور اجتماعی خود پول بسازید

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

دویچوله – شبکه اجتماعی جدیدی به تازگی متولد شده است که امکان تشکیل شبکه‌ای آنلاین بر محور علاقه‌مندی‌های شخصی و اجتماعی را به کاربران می‌دهد. کاربران Chime.in می‌توانند از حضور مجازی و پست‌های ارسالی خود، درآمد هم کسب کنند.

بسیاری از کاربران اینترنت در سراسر جهان، هر روز بخش قابل‌توجهی از زمان آنلاین بودن خود را به حضور در شبکه‌های اجتماعی آنلاین، گشت و گذار در آنها و به اشتراک گذاشتن و مرور اطلاعات می‌گذرانند. فیس‌بوک و توییتر، زمان زیادی از زندگی ما در جهان مجازی را می‌بلعند، اما در مقابل، معمولا این حضور چشم‌گیر و گسترده برای اکثریت کاربران منفعت مادی ندارد.

شبکه اجتماعی «چایم این» (Chime.in) همین نقطه ضعف این دو شبکه بزرگ اجتماعی، را هدف قرار داده و تبدیل به اساس کار خود کرده است. چایم این، که در زبان انگلیسی به معنی «هماهنگ شدن با دیگران» است، این امکان را به کاربران جهان آنلاین می‌دهد که از آنچه در فیس‌بوک و توییتر عرضه می‌کنند، بتوانند درآمد کسب کنند. اما چه‌طور؟ و اگر چنین اقدامی به سادگی میسر است، چرا مدیران هوشمند توییتر و فیس‌بوک به آن فکر نکرده‌اند؟

این شبکه اجتماعی جدید که اکنون نسخه بتای آن در دسترس کاربران قرار گرفته، توسط کمپانی UberMedia راه‌اندازی شده است که فعالیت‌هایی مانند طراحی اپلیکیشن‌های واسطه برای توییتر (از جمله Echofon و Twidroyd) را در کارنامه کاری خود دارد. تا امروز، بیش از ۵ میلیون نفر در سراسر جهان از سرویس‌های تولید شده در این کمپانی استفاده می‌کنند.

کاربران در این شبکه اجتماعی می‌توانند شبکه خود را حول محور علایق خود بسازند. زمانی که می‌خواهید فرم ساده عضویت در آن را پر کنید، چایم این از شما می‌خواهید که حوزه علاقه‌مندی‌های خود را از میان گزینه‌هایی مانند بازاریابی و تبلیغات، عکاسی، خبر و گردشگری، نمایشگاه‌های هنری و … انتخاب کنید. با پیوستن به چایم‌این، کاربران دو گزینه برای تبلیغ خود و درآمدزایی از محتوای ارسال‌کرده روی آن در پیش‌رو دارند.

ایده‌ای که در پس این درآمدزایی وجود دارد، بسیار ساده است: کاربران می‌توانند این امکان را به کمپانی UberMedia بدهند که از طریق پست‌هایی که آنها در این شبکه‌اجتماعی به اشتراک می‌گذارند، به تبلیغ بپردازد که در این صورت درآمد حاصل‌شده به‌صورت پنجاه- پنجاه میان این کمپانی و کاربر مورد نظر تقسیم خواهد شد، یا این‌که خودشان مسئولیت تبلیغ را بر عهده گیرند و صد در صد درآمدهای به‌دست آمده را از آن خود کنند.

محتوایی که در چایم‌این پست می‌شود، مانند توییتر به صورت پیام‌های کوتاه است (که در اینجا به آنها «چایم» گفته می‌شود) با این تفاوت که می‌تواند دربرگیرنده عکس، ویدئو، نظرسنجی، یا هر نوع محتوای دیگری باشد. چایم‌این از همه فایل‌های مالتی‌مدیا در همه فرمت‌ها پشتیبانی می‌کند و کاربران هر نوع فایلی را می‌توانند در همان صفحات ببینند و نیازی به مراجعه به صفحه‌ای دیگر، یا باز کردن تب جدید در مرورگر نیست. کافی است فایل خود را (مثلا با عنوان Photography) تگ کنید، تا دیگر علاقمندان به آن حوزه هم بتوانند به سادگی به آن دسترسی داشته باشند.

بیل گراس، مدیرعامل این کمپانی در مصاحبه با مجله تایم می‌گوید: «من فکر نمی‌کنم هرگز فرصتی بزرگ‌تر از کلیدواژه‌ها (برای درآمدزایی) وجود داشته باشد، اما امروز سیگنال‌های اجتماعی نشان داده‌اند که بسیار بزرگ‌تر و نیرومندتر از کلید‌واژه‌های جست‌وجوشده در جهان مجازی‌اند.» سیگنال‌های اجتماعی (Social Signals) اشاره‌ای است به همه آنچه در شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان داده، در هر فرمتی، پست می‌شود.

به اعتقاد او «چایم‌این» جایی است که کاربران می‌توانند شیرجه‌ای بلند بزنند به دنیای علاقه‌مندی‌های شخصی و اجتماعی‌شان، و علاقه‌ها را به پول تبدیل کنند. او تاکید می‌کند که چایم‌این برای رقابت با توییتر به میدان نیامده است و مزیت چایم‌این نسبت به توییتر را، ساده‌تر بودن روند فیلترگذاری با هدف دنبال کردن علاقه‌مندی‌های مشخص می‌داند: «اگر شما می‌خواهید صرفا درباره تکنولوژی بخوانید و در این حوزه فعالیت کنید، توییتر اطلاعات حاشیه‌ای بسیاری خواهد داشت، در حالی که در چایم‌این با چند کلیک، به سادگی می‌توانید همه‌چیز را محدود به حوزه علاقمندی خود کنید؛ خواه تکنولوژی باشد یا هر موضوع دیگری.»

اپلیکیشن آی‌فون این شبکه اجتماعی هم منتشر شده و در دسترس کاربران قرار گرفته و در هفته‌های آتی، اپلیکیشن اندروید و بلک‌بری آن نیز منتشر خواهد شد.

عباس کاظمی: اینترنت فرودستان خود را به وجود می‌آورد

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

هفته‌نامه‌ی عصر ارتباط – خوشبین است به قابلیت‌های فضای مجازی و دست کم گرفتن آن را اشتباه بزرگی می‌داند. عباس کاظمی که تا دیروز عضو هیات علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران بود، امروز به عنوان جامعه شناس و یکی از چهره‌های شناخته شده مطالعات فرهنگی و زندگی روزمره در ایران، حضور نسلی را در آینده پیش‌بینی می‌کند که نسل سایبر نام دارد و ساز و کار زندگی‌اش به طور کلی با کسب و کار و زندگی نسل امروز متفاوت است. «پرسه زنی و زندگی روزمره ایرانی» نام کتاب اوست که سرفصل‌هایش بهانه گفتگوی ما شد، سرفصل‌هایی که قرار بود قابلیت‌هایشان در دنیای مجازی سنجیده شود …

آنچه در زیر می‌خوانید نتیجه گفتگوی جمعی مجتبی محمودی، مهرک محمودی، آرش برهمند، (از تحریریه عصرارتباط) فاخره خطیبی- دانشجوی دکترای مطالعات جوانان دانشگاه پوترای مالزی و بهارک حنارود – دانشجوی دکترای علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران است با عباس کاظمی.

مهرک محمودی: به‌نظر شما واژه پرسه‌زنی قابل تسری به فضای مجازی هست یا نه؟ و اگر هست در این فضا چه تعریفی پیدا می‌کند؟

عباس کاظمی – البته که قابل تسری است اما پرسه‌زن مجازی موجودیتی متفاوت به خود می‌گیرد. برای پرسه زن فضای واقعی مهم‌ترین ابزار پاها و چشمان هستند، چشم‌هایی که گاه جلوتر از پاها عمل می‌کنند. در فضای مجازی بدن یعنی پاها کلا حذف می‌شوند و چشم به تنهایی به سفر می‌رود. بنابراین، چشم تنها عنصری از بدن است که هیچگاه نقش آن حذف نمی‌شود. گویا همزمان هم بخشی از بدن است و هم نیست و با حذف بدن نیز این تنها چشم است که می‌ماند و به حیات خود در جهانی دیگر (قلمرو مجازی) ادامه می‌دهد. از طرف دیگر، چشم از موقعیتی مرزی برخوردار است و به‌عنوان مرز بین دو جهان عمل می‌کند. درواقع چشم نقش پل را بازی می‌کند: پل میان دو جهان مجازی و جهان واقعی و اکنون به‌جای پا این چشم است که در اعماق دنیای مجازی نفوذ می‌کند.

مهرک محمودی: یعنی با حذف مقوله‌ای مثل پا مفهوم پرسه‌زن هم تغییر می‌کند؟

عباس کاظمی – تفاوت مهم پرسه‌زنی با چشم با پرسه‌زنی با پا این است که قلمروهای دور را ساده‌تر فتح می‌کند و خستگی ناپذیرتر به‌نظر می‌رسد و هم به مثابه روح این قدرت را دارد که به جهان‌هایی که بدن را در آن راه نیست حاضر شود. باید تاکید کنم که پا در اینجا کنایه از کلیت بدن است. در غیبت امری جسم‌مند، گوشتالود و مادی، این چشم است که می‌تواند وجود مادی خود را به تعلیق در آورد و به قلمرویی که بدن را در آن راه نیست گام نهد. اما برای درک درست پرسه‌زن مجازی باید نسبت به تفاوت بودن در اینترنت (in internet) و بودن روی اینترنت (on internet) هشیار باشیم. یکی به زندگی درون فضای مجازی و دیگری به زندگی روی فضای مجازی اشاره دارد. وقتی کاربر به‌عنوان یک انسان واقعی روی این فضا حضور داشته باشد درواقع می‌توان از مفهوم حضور روی فضای مجازی برای او استفاده کرد، اینجا پرسه‌زنی مفهومی ندارد، چون حضور در این فضا با هدفی محدود و کوتاه مدت صورت می‌گیرد. اما پرسه‌زن مجازی، پرسه‌زن درون این فضا است.

او متولد فضای مجازی است. امر مجازی تمامیت زندگی او را در برگرفته است تا آنجاییکه نسبت به تفاوت بیرون (امر واقعی) و درون (امر مجازی) بی‌تفاوت می‌شود. یعنی کسی که ساعت‌ها درون این فضا بی‌هدف پرسه می‌زند، سایت‌های مختلف را نگاه می‌کند، خود واقعی‌اش را فراموش می‌کند و حتی به شکل‌های مختلف درمی‌آید، فقط در این صورت است که می‌توان از مفهوم پرسه‌زن در این فضا استفاده کرد، در غیر اینصورت هرگونه حضور در فضای مجازی یا بازدید از سایت‌های مختلف پرسه‌زنی محسوب نمی‌شود.

آرش برهمند: پرسه‌زنی در فضای واقعی نیاز به محل‌ها و مکان‌هایی دارد مثل خیابان‌ها یا پاساژها که شما در کتاب خود بدان اشاره کرده‌اید، اگر اینترنت را به مثابه یک شهر در نظر بگیریم آیا در این شهر می‌توان محل‌هایی را به‌عنوان مکان پرسه‌زنی در نظر گرفت‌؟ آیا وبلاگ یا فیس‌بوک و سایر شبکه‌های اجتماعی می‌توانند نقش آن محله‌های به خصوص را ایفا کنند؟

عباس کاظمی – بله، برخی اینترنت و فضای مجازی را قاره‌ای دیگر دانستند که در قرن بیستم کشف شده است. این قاره بسی بیشتر از شهر و محله است. درون این جهان بزرگ و به تعبیر سعید رضا عاملی جهان موازی، یک ایران مجازی هم پدید آمده است که حضور در آن به مرزجغرافیایی وطنی محدود نمی‌شود. به این معنا پرسه‌زن هم درون محله‌های مشخص زیست می‌کند و هم به محله‌های دیگر سرک می‌کشد. اینجا موضوع انتخاب مطرح است برخی بیشتر فضای فیس‌بوکی را ترجیح می‌دهند و برخی فضای دیگری را. البته مهاجرت از این یا آن محله مجازی هم موضوع مهمی است اما من معتقدم که محله‌های مجازی همانند محله‌های فضای واقعی، تعلقات و دلبستگی‌های خود را به همراه می‌آورند. گاهی دلمان برای هم محلی‌های مجازی‌مان تنگ می‌شود و نمی‌توانیم به راحتی فضاهای مجازی خود را تغییر دهیم.

برهمند: مفهوم پرسه‌زنی بی‌هدف و هدفمند در نسل سوم کاربران اینترنتی به گونه‌ای از یکدیگر تفکیک شدنی نیست، چراکه خیلی از این پرسه‌زنی‌های به ظاهر بی‌هدف خودش می‌تواند هدفمند باشد.

عباس کاظمی – هدفمندی و بی‌هدفی بحثی ثانوی است مساله مهم‌تر نفس حضور در فضای مجازی است. مفهومی که با آن بدن خود را نشان می‌دهد. در فضای مجازی وجود و عدم معنایی متفاوت یافته است. آنلاین بودن دال بر حضور زنده فرد است موجوداتی که آفلاین هستند اگرچه در عالم واقع نمرده‌اند اما به تعبیر حافظ بر او نمرده به فتوای من نماز کنید! بنابراین، آنهایی که از جهان مجازی خارج می‌شوند موقتا مرگ را تجربه می‌کنند. همانطور که گفتم اینجا مفهوم حضور است که اهمیت دارد. اما از نگاه پدیدار شناسانه سخن از حضورهای بی‌بدن است چراکه، بشر بدون بدن حضوری همه جایی را تجربه می‌کند. تجربه‌ای که در گذشته عرفا با مرارت و ریاضت فراوان، برای درک جهان‌های ناشناخته آن‌را تجربه می‌کردند امروز انسان مجازی با یک کلیک راه صدساله را در کمتر از یک ثانیه می‌پیماید. کاربران مجازی این قدرت را دارند که ببینند اما دیده نشوند. شاید پیچیده‌ترین نکته بودن در فضای مجازی به invisibility برگردد. در اینجا مساله فراتر از حذف بدن می‌رود فرد کاربر علاوه بر حذف بدن، موجودیت مجازی خود را برای سایر کابران مجازی به تعلیق در می‌آورد. می‌بینم که دنیای مجازی نیز گویا جسم و روح خود را باز می‌آفریند و فردی که به شکل نامرئی در آن حاضر است درواقع همانند روح سرگردانی است که می‌بیند اما دیده نمی‌شود. بنابراین مساله پرسه‌زن مجازی در مرتبه اول زندگی در فضای مجازی است، این زندگی می‌تواند همراه با هدف یا گاهی بدون هدف باشد اما قدر مسلم، حضورش پایدار و مستمر است. احتمالا نوع هدف‌ها نیز با هدف‌ها در جهان واقعی متفاوت می‌شود. یعنی به این معنا نیست که کاری را در آن انجام دهیم و به دنیای واقعی برگردیم بلکه امری را در جهان مجازی انجام دهیم که در فضای مجازی ادامه حیات دهیم.

برهمند: پس اینجا آزادی انتخاب هم بیشتر می‌شود…

عباس کاظمی – بله همینطور است شاید درست به همین دلیل جایگاه فضای واقعی و فضای مجازی در ایران برخلاف جایگاه آنها در کشورهای مبتنی بر اخلاق فردگرایانه و دموکراتیک کاملا متفاوت می‌شود. به همین دلیل من فکر می‌کنم امر مجازی در ایران تنها مجازیت (Virtuality) را بازنمایی نمی‌کند بلکه بیشتر بار امر واقعی را به دوش می‌کشد. مفهوم مجاز خود داستان مفصلی دارد. علیرغم پیچیدگی مفهومی مجاز – واقعیت ما فقط به یکی از نکاتی که می‌تواند برای بحث ما سودمند باشد اشاره می‌کنیم. اگر امر مجاز را با امری غیرواقعی یکی بگیریم آن وقت با پدیده‌های بسیاری در زندگی واقعی‌مان مواجه می‌شویم که صرفا خصلتی نمایشی دارند و درواقع امری واقعی نیستند در عوض در فضای مجازی با پدیده‌هایی واقعی‌تر سروکار خواهیم داشت. اینجا با یک جابه‌جایی روبه‌روهستیم. آنچه جهان واقعی می‌نامیمش درواقع جهانی مجازی و نمایشی است و آنچه جهان واقعی نام گرفته است درواقع همان غاری است که افلاطون در تمثیل معروف خود از آن بهره برده است. جهان مجازی ایرانی چونان مثل افلاطونی واقعی‌تر از امر واقعی به‌نظر می‌رسند. این آیا به معنای شکل متفاوت زندگی مجازی ایرانی نخواهد بود؟ دست کم من فکر می‌کنم که نظریه‌های غربی در باب فضای مجازی اگر جامعه ایرانی را مدنظر قرار دهند باید تغییرات زیادی بکنند.

فاخره خطیبی: منظورتان امکان بازنمایی پدیده‌ها یا گروه‌هایی است که در دنیای واقعی امکان بروز پیدا نمی‌کنند؟

عباس کاظمی – این سخن شما می‌تواند بخشی از منظور من را برساند. گمان می‌کنم افراد در فضای مجازی بیشتر از جهان بیرونی با خود واقعی خود سروکار داشته باشند. ابتدا که اینترنت در ایران رایج شد تحت تاثیر نظریه‌های غربی نوعی بدبینی به فضای مجازی وجود داشت که افراد هویت خود را در آن پنهان می‌کنند اما الان بنظر من فضای مجازی این فرصت را در اختیار آدم‌ها قرار می‌دهد که خود واقعی‌تر از فضای واقعی را به نمایش بگذارند.

خطیبی: با این نظر مخالفم، چراکه به‌نظر می‌رسد شما هویت نمایان شده افراد در فضای مجازی را هویت واقعی‌شان فرض می‌کنید، درصورتیکه واقعا ممکن است آن هم با واقعیت متفاوت باشد.

عباس کاظمی – بیایید از زاویه دیگری به این مساله نگاه کنیم. ما در ایران با یک خود نمایشی روبه‌رو هستیم که ساختارهای اجتماعی و فرهنگی به ما تحمیل کرده‌اند. همان ساختارهایی که سعی دارد ما را یک دست کرده و متحدالشکل و یونی‌فرم به تن‌مان کند …

خطیبی: خب، بدون شک جوامع غربی هم یونی‌فورم‌ها یا ساختارهای اجتماعی مخصوص به خود دارند.

عباس کاظمی – بله، اما معمولا این یونی فورمها با علایق و سلیقه شخصی افراد در ستیز نیستند. به عبارت دیگر فردیت افراد همچنان اجازه ظهور دارد. اما بیایید جوامع بسته‌ای را تصور کنیم که ساختارهای اجتماعی آن در تقابل با سلیقه شخصی افراد قرار می‌گیرد و باعث شقه شقه شدن هویتشان می‌شود و ما در اینجا با خود روی زمین و خود زیرزمین مواجه می‌شویم. اگر خود زیرزمینی خود واقعی افراد باشد اینترنت در چنین جامعه‌ای به خوبی این دنیای زیرزمینی را نشان می‌دهد و به همین معناست که معتقدم آنچه امر مجازی است واقعی است و آنچه واقعی است مجازی است.

برهمند: اما وقتی ما رفتارهای مصرف کاربران ایرانی را مطالعه می‌کنیم، به نتیجه‌ای متفاوت می‌رسیم. یک نکته خیلی مهمی که وجود دارد این است که هویت کاذب در میان کاربران ایرانی فوق‌العاده رایج است. چه در فضای چت یا فیس‌بوک که با هویت‌هایی کاملا ساخته شده و جعلی حضور پیدا می‌کنند!

عباس کاظمی – قطعا کسی منکر وجود واقعیت جعلی در این فضا نیست. یکی از اتفاقاتی که فضای مجازی آن را سهل‌تر کرده جعل واقعیت است اما این اتفاق در فضای واقعی هم رخ می‌داد و تنها فضای مجازی آن‌را تسهیل کرده است. این نکته شما از نظر من دور نیست اما سخن من این است که فرد ایرانی در برخی از فضای مجازی ساده‌تر می‌تواند خود را عرضه کند.

فاخره خطیبی: خب، اینها هم لزوما واقعی نیستند.

عباس کاظمی – قبل از اینکه بخواهیم درباره واقعی بودن یا نبودن این وانموده‌ها قضاوت کنیم متوجه وجود یک شکاف خواهیم شد. شکاف میان آنچه در دنیای واقعی نشان می‌دهیم و آنچه در فضای مجازی به نمایش می‌گذاریم. این شکاف معنای زیادی برای ما دارد و همینجاست که فضای مجازی ایرانی را از جامعه‌ای دیگر متفاوت می‌کند. من با مطالعه فیس‌بوک‌های ایرانی متوجه شدم که اتفاق جالبی افتاده است. افراد در این فضاها، آنچنان خود را نمایش می‌دهند که هستند یا دوست دارند باشند نه آنچنانکه مجبورند باشند. خود نمایشی که گافمن می‌گوید در همه جا هست هم در فضای مجازی و هم واقعی اما وقتی به تفاوت‌های روزنبرگ در باب خود وانمودی و خود واقعی و خود محبوب نظر می‌اندازیم متوجه می‌شویم ما در فضای واقعی اضطرار بیشتری در به‌کارگیری خود وانمودی داریم. خودی که شاید دوستش نداشته باشیم اما ناچار از نمایش آن هستیم. فراموش نکنیم که ما از جامعه‌ای صحبت می‌کنیم که افراد بدون داشتن یک خود نمایشی (گاهی همراه با اضطرار و تنفر) امکان ادامه زندگی نخواهند داشت.

برهمند: در کتاب اشاره کرده بودید که در فضاهای مربوط به پرسه‌زنی می‌توان نوعی قشربندی را مشاهده کرد. به این معنا که مثلا پاساژها انگار که فقط متعلق به اقویا یا طبقه متوسط رو به بالا هستند، حالا سوال من این است که آیا می‌توان چنین تقسیم‌بندی را در فضای مجازی هم مشاهده کرد؟ چراکه در ایران هم دسترسی به اینترنت نیازمند یک رفاه نسبی و متعلق به طبقه متوسط رو به بالا بوده است.

عباس کاظمی – ببینید، منظور از آن گروه اقویایی که در کتاب از آنها یاد شده (The Power) ثروتمندان جامعه نیست. اگر جامعه را به دو بخش فرادستان و فرودستان تقسیم کنیم منظور از قدرتمندان کسانی است که امکان دسترسی به قدرت به شکل‌های مختلف برایشان فراهم است. حالا یا نفوذ دارند و یا در سیاستگذاری‌ها صاحب تاثیرند، اما فرودستان کسانی هستند که حتی ممکن است به نسبت ثروتمند به شمار بیایند یا اینکه از تحصیلات بالایی برخوردار باشند اما در تقسیم قدرت و منابع آن در جامعه سهمی نداشته باشند. خب، بالاخره فضای مجازی هم منابع قدرت مخصوص به خود را دارد. مساله فرودستی در فضای مجازی دو شکل مختلف پیدا می‌کند. یکی فرودستان مجازی و دیگری فرودستان واقعی در فضای مجازی. تاکنون مطالعه زیادی روی فرودستان فضای واقعی در اینترنت شده اما فرودستان مجازی پدیده‌ای نوظهور است که مطالعه کمی درباره آن انجام شده است. منظور من از فرودستان مجازی کسانی هستند که در حوزه سیاست‌گذاری و مالکیت این فضا سهمی ندارند.

بهارک حنارود: منظورتان همان بحثی است که مالکیت اینترنت را به چند ایالت آمریکایی متصل می‌کند و از گوگل و یاهو به‌عنوان فرزندان کالیفرنیا نام می‌برد؟

عباس کاظمی – همینطور است، طبق این تعریف شاید حجم عظیمی از کشورهای جهان در گروه فرودستان فضای مجازی قرار بگیرند. چراکه تولیدکنندگان و صاحبان قدرت کسان دیگری هستند و ما تنها مصرف‌کننده و درواقع فرودست مجازی به شمار می‌رویم. اما بحث مطرح شده در ایران بیشتر به فرودستان فضای واقعی بازمی‌گردد که اتفاقا در فضای مجازی برای خود امکان بروز پیدا کرده‌اند. اینطور به نظر می‌رسد که اینترنت در بدو امر خودش تبدیل به فضای فرودستان شده است. فرودستانی که در فضای واقعی مجال کار ندارند و اینجا امکان حضور پیدا می‌کنند‌. مثل کسانیکه در فضای واقعی امکان چاپ کتاب یا مجله برایشان فراهم نیست و در فضای مجازی آن را منتشر می‌کنند یا در وبلاگشان حرف‌هایشان را به زبان می‌آورند.

مجتبی محمودی: حتی در حوزه تجارت هم در فضای مجازی امکان ایجاد تجارت‌های کوچک فراهم شده، همین بحث “تولی صرف” یا از تولید به مصرف مخصوص کسانی است که امکان ورود به عرصه‌های کلان اقتصادی را ندارند و در همین فضا برای خود کسب و کاری کوچک ایجاد می‌کنند و از این طریق بازار خود را گسترش می‌دهند.

عباس کاظمی – بله، همینطور است. بحث من هم این است که هرچند اینترنت فرودستان خاص خود را پدید می‌آورد، اما درجوامعی چون ما به‌طور مشخص اینترنت مخصوص فرودستان فضای واقعی شده است.

مجتبی محمودی: با توجه به اینکه شما اینترنت را عرصه تقویت فرودستان می‌دانید، آیا می‌توان به این امکان در عرصه کلان جغرافیایی نگریست. به این معنا که زین پس کشورهای فرودست از طریق اینترنت امکان فرادستی پیدا کنند؟

عباس کاظمی – این امکان وجود دارد، اما اگر همان عقلانیتی که در فضای واقعی وجود دارد بخواهد در فضای مجازی هم پیاده شود هیچ اتفاقی نمی‌افتد. اگر قرار به تاثیرگذاری باشد باید با عقلانیت مجازی خاص خود این اتفاق بیافتد. دولت‌های پیرامونی چون ایران باید در این زمینه تلاش بیشتری بکنند چراکه تکنولوژی‌هایی که به فضای مجازی مربوط می‌شود گاهی از تکنولوژی‌های نظامی هم پر اهمیت‌تر می‌شود.

خطیبی: به هرحال فضای مجازی هم تابع دنیای واقعی است، معجزه‌ای قرار نیست در آن اتقاق بیافتد که ناگهان فرودستان را تبدیل به فرادستان کند.

عباس کاظمی – از یک منظر حرف شما کاملا درست است اما با منطق فضای مجازی اگر بخواهیم نگاه کنیم امکان یک معجزه هم فراهم است، اینترنت همین که مفهوم حضور و همه‌جا حاضر بودن را تغییر داده، مفهوم معجزه را هم ممکن کرده است. کافی است بخشی از این معجزه را در نقش رسانه‌های کوچک در رخدادهای بزرگ ببینیم. بهار عربی نمونه‌ای از این دست است.

خطیبی: البته به‌نظر من باید در سطوح مختلف به این امر باور داشت، چراکه بعید به نظر می‌رسد که فضای مجازی بتواند نظم جهانی را به آسانی تغییر دهد، که اگر هم تغییر دهد با سرعت به شکل آغازینش باز خواهد گشت. به هرحال هنوز مرزهای جغرافیایی وجود دارد و مساله انباشت سرمایه و تربیت نیروی انسانی برای کشورهای معدودی امکان فرادستی در فضای مجازی را فراهم آورده است. ممکن است اینترنت برای هرکس امکانی را فراهم کند که برای او به شخصه معجزه آفرین باشد اما مسلما آن معجزه چیز بیشتری را تغییر نخواهد داد.

عباس کاظمی – همانطور که گفتید هیچ‌وقت یک معجزه نمی‌تواند جهان را نجات دهد اما دست کم می‌تواند راه‌های نجات را باز نگاه دارد. کتابی هست با عنوان «رسانه کوچک، انقلاب بزرگ » که درباره نوارهای کاست زمان انقلاب اسلامی ایران نوشته شده است. من مایلم به این Big Revolution معنای فربه‌تری بدهم. این انقلاب می‌تواند فراتر از مرزهای سیاسی برود حتی وجود فردی انسان‌ها را از درون متحول کند. امروزه به مدد اینترنت نفس فردی ما با سرعت بیشتری درگیر تحولات وجودی شده است. بعد از انقلابات درونی در نفس‌های فردی، شکل‌گیری جوامع مجازی نیز می‌تواند بخشی از این انقلاب بزرگ فرض شود.

برهمند: بله، اتفاقا در مطلبی که اخیرا درباره شورش‌های انگلستان می‌خواندم دیدم به این نکته اشاره شده بود که در تاثیر رسانه‌های نوین بر انقلاب‌های خاورمیانه و نمونه‌هایی این چنین کمی اغراق صورت گرفته است، چراکه به هر حال حتما مجموعه‌ای از نارضایتی‌ها وجود داشته که زمینه ساز تاثیر این رسانه‌ها شده است.

عباس کاظمی – همینطور است. نگاه اینگونه به رسانه‌های نوین به نوعی ساده‌سازی مساله به نظر می‌رسد. مساله این است که به هر حال در هر جامعه‌ای میزانی از نارضایتی وجود دارد، مهم نحوه سامان‌دهی این نارضایتی‌هاست که رسانه‌های نوین از قدرت سامان‌دهی برخوردارند. همانطور که می‌دانید در مصر تمامی احزاب مخالف دولت رسما تعطیل شده و اجازه فعالیت نداشتند، در این میان این فضای مجازی بود که از فرصت نبود احزاب سیاسی استفاده کرده و به ساماندهی اعتراض ‌پرداخت. پس مراقبت در عدم اغراق در باب نقش فضای مجازی به این معنا نیست که نقش مهم آنها را در تحولات نادیده بگیریم.

مهرک محمودی: برگردیم به بحثی که درباره چشم در فضای مجازی داشتیم، به نظر شما کارکرد چشم برای پرسه و حضور در فضای مجازی چه چیزی می‌تواند باشد؟

عباس کاظمی – همانطور که پیش از این هم گفتم، در فضای واقعی چشم‌ها در بسیاری از مواقع جلوتر از بدن‌ها حرکت می‌کنند. اما در فضای مجازی چشم‌ها نه جلوتر از بدن‌ها بلکه بدون آنها به سفر خود ادامه می‌دهند.

درواقع ما با یک وجود مجازی طرفیم که با چشم در حال قدم زدن است. در این فضا نقش بیشتری به چشم داده می‌شود، درست مثل زمانیکه رسانه‌ای مثل رادیو اختراع شده بود و گوش نقش خیلی مهمی در ارتباط با آن پیدا کرده بود. اینجا در فضای مجازی ارتباط بین چشم و تخیل خیلی زیاد می‌شود و این چشم است که به کاربر قدرت تخیل می‌دهد. در دیدگاه فلسفی عرفانی ما به چشم در مقایسه با گوش نگاه بدبینانه‌ای وجود دارد، همیشه شنیدن از امکان تعقل و تعمق بیشتری برخوردار بوده است. اما برعکس، چشم عامل همه سیه روزی‌های ما بوده و باید با خنجری از فولاد دریده می‌شده. اینک در فضای مجازی قضیه بر عکس می‌شود، چراکه این چشم است که با تخیل و خلاقیت پیوند می‌خورد و همین می‌تواند حتی نظریات کلاسیک ارتباطی را تحت‌الشعاع قرار دهد.

مهرک محمودی: در کتاب به نظر بازی‌های گذرا در مراکز خرید اشاره کرده بودید. این اتفاق در فضای مجازی هم خواهد افتاد، اما اگر قرار باشد که این نگاه اینقدر گذرا باشد، دیگر امکان ایجاد تخیلی وجود نخواهد داشت.

عباس کاظمی – بحث من در کتاب دلبستگی به یک کالا یا فضای خاص است. اگر قرار بود در یک پاساژ، هر نفر جذب یک کالا می‌شد و پشت یک ویترین می‌ایستاد که دیگر امکان پرسه‌زنی پیش نمی‌آمد، بحث بر سر احساس تعلق به یک کالای خاص و خرید آن است یا لذت تماشا به صرف تماشا، تماشای کالا و مغازه‌ها و جمعیت. در فضای مجازی هم خیلی اوقات ما از حضور در جمعیت لذت می‌بریم. دوست داریم که در شلوغی فیس‌بوک باشیم، دیده شویم، ارتباط برقرار کنیم و هرگاه خواستیم هم پنهان شویم.

خطیبی: اما به‌نظر من حضور در فضای مجازی کماکان مبتنی بر نوشتار است. به همین خاطر است که گروه‌های اجتماعی مختلف از جمله ایرانیان سعی در ایجاد شبکه‌های هم‌زبان مخصوص به خود را دارند. علاوه بر این، در فضای واقعی امکان سرک کشیدن به هر فضاییوجود ندارد اما در فضای مجازی هستند افرادی که بتوانند به ممنوع‌ترین و حساسیت برانگیزترین فضاها هم سرک بکشند. به غیر از این ممکن است شما در صفحه‌ای باشید و ناگهان با تبلیغی مواجه شوید یا ایمیلی به شما برسد که به‌طور کلی فضایتان را تغییر دهد و شما را به جایی ببرد که اصلا تصورش را هم نمی‌کردید، اما در فضای واقعی اینچنین نیست. مثلا اگر تصمیم می‌گیرید بروید مرکز خرید ونک، دیگر نمی‌توانید وسط آن از پاساژ گلستان هم دیدن کنید. از این جهات است که به نظر من ماهیت پرسه‌زنی در فضای واقعی و مجازی با یکدیگر متفاوت است.

عباس کاظمی – نوشتار وقتی پیش می‌آید که خود کاربر عامدانه تصمیم به حضور در این فضا و دیده شدن می‌گیرد. اما دیدن قوی‌تر و پیش از نوشتن در این فضا عمل می‌کند. خیلی‌ها در فضایی مثل فیس‌بوک حضور دارند اما چیزی نمی‌نویسند. اینجا مساله حضور مهم است که خیلی از اوقات فقط با چشم و به صورت نامریی اتفاق می‌افتد. درست است که نوشتار یکی از مهم‌ترین اشکال حضور در فضای مجازی و به گونه‌ای تجلی بدن در آن فضا است اما باید حضور را عام بر نوشتار قلمداد کرد.

حنارود: در کتابتان به این نکته اشاره کرده بودید که بسیاری از اندیشمندان مدرن از حضور بی‌وقفه پرسه‌زنان در پاساژها و مراکز خرید نگران بودند، چراکه معتقد بودند این کار باعث جدا افتادن آنها از آدم‌های بیرون پاساژ و زندگی اجتماعی می‌شود. حالا آیا می‌شود برای پرسه‌زنان مجازی هم چنین نگرانی داشت؟ چراکه حضور در فضای مجازی ممکن است آنها را از فضای واقعی و تعاملات اجتماعی دور کند.

عباس کاظمی – دیدگاه من خیلی بدبینانه نیست، کما اینکه معتقدم قدرت فضای مجازی در ایران از آنچه که تا امروز با آن مواجه بوده‌ایم خیلی بیشتر و خودهای مجازی ما خیلی قدرتمندتر می‌شوند‌. تا جاییکه نسلی به عنوان cyber generation یا virtual generation ایجاد می‌شود که اساسا خرده فرهنگ‌هایی مجازی ایجاد می‌کنند که قدرتمندتر از خرده‌فرهنگ‌های جامعه، خانه، مدرسه عمل می‌کند. هرچند نظریاتی وجود دارد که معتقد است این خرده فرهنگ زندگی واقعی را در خود می‌بلعد و نابود می‌کند که به نظر من بیان خیلی اغراق شده‌ای است، کمااینکه در بدو تولد هر رسانه‌ای چنین هراسی وجود داشته است. واقعیت این است که قدرت زندگی واقعی را هیچگاه نباید دست کم گرفت. در این زمینه هم در بدترین حالت یک رقیب سرسخت برای دنیای واقعی ایجاد می‌شود که می‌تواند شکل زندگی در دنیای واقعی را تحت‌الشعاع قرار دهد. این نسل مفاهیم مورد نظر خود را از فضای مجازی می‌گیرد، ابژه‌های نسلی متفاوت و حتی شکل تخیلش با شکل تخیل گذشتگان متفاوت می‌شود. درواقع ما با نسلی مواجه خواهیم شد که کنترل کردنش در فضای واقعی و با منطق فضای واقعی خیلی دشوارتر از پیش و غیر ممکن به‌نظر می‌رسد.

برهمند: حالا اتفاقا به نظر من در این بدبینی اصلا اغراق صورت نگرفته است و این هم به خاطر یک ویژگی منحصر به فرد اینترنت است که در سایر رسانه‌های پیش از آن نظیر ندارد. آن هم ویژگی دو سویه بودن فضای مجازی است که به کاربران امکان مشارکت در تولید محتوا می‌دهد، درواقع می‌توان گفت بخش عظیمی از اینترنت از آن محتوا و قالبی تشکیل شده که کاربران ساخته‌اند. دقیقا به همین خاطر است که ماجرا نگران‌کننده می‌شود. مثلا اخیرا یک سری کلاس‌های آموزشی و روان‌شناسانه‌ای در آمریکا برگزار می‌شود که به کاربران نحوه برخورد درست با یکدیگر در این فضا را آموزش دهند…

عباس کاظمی – خب، همانطور که گفتم در این نکته اصلا تردیدی نیست که فضای مجازی آنقدر قدرت می‌گیرد که یک نسل متفاوت پدید می‌آورد که اساسا از هویت مخصوص به خود برخوردار است و چنین تاثیراتی هم اصلا غیر قابل پیش‌بینی نیست. سوال شما این بود که آیا فضای مجازی، فضا و زندگی واقعی را از بین می‌برد که به نظر من پاسخ منفی است. درست است که بدون شک زندگی واقعی را شدیدا تحت تاثیر خود قرار می‌دهد، اما این تاثیر آنقدر نیست که زندگی واقعی را منهدم کند …

خطیبی: البته به‌نظر من این صحبت کاملا نسبی است و بستگی دارد که درباره چه جامعه‌ای گفته شود.

عباس کاظمی – ببینید، بودریار وقتی درباره reality صحبت می‌کند درباره جامعه ما صحبت نمی‌کند، او دارد درباره جامعه آمریکا نظر می‌دهد، اما حتی در همان جامعه هم تحقیقات زیادی صورت گرفته که نشان می‌دهند زندگی واقعی جریان طبیعی خود را طی می‌کند و کاملا جاری است. البته به قول شما اینکه ما درباره چه جامعه‌ای صحبت می‌کنیم هم خیلی مهم است و یک سری تغییرات در جامعه آمریکا بیشتر است و تغییراتی دیگر در جامعه‌ای مثل جامعه ایران. به نظر در ایران اگر در جایی از فضای واقعی امکان تغییر وجود نداشته باشد، آن تغییر در فضای مجازی صورت می‌گیرد و بعد برفضای واقعی هم تاثیر می‌گذارد. نکته اینجاست که تا پیش از حضور فضای مجازی ما در جامعه کاملا بسته‌ای زندگی می‌کردیم، اما این امکانات چنان تاثیر گذارند که جامعه را به دموکراتیک شدن ناچار می‌کند. حالا باید به این فکر کرد که در چنین شرایطی جوامع بسته چگونه می‌توانند همچنان بسته بمانند. چون نه تنها بسته ماندن خیلی سخت خواهد بود که شکل آن هم تغییر خواهد کرد. نمونه آن هم می‌تواند کشور چین باشد که قبل از حضور اینترنت و بعد از آن خیلی فرق کرده است. به هر حال وجود آزادی‌هایی در جامعه را پذیرفته است، هر چند آزادی سیاسی کماکان وجود ندارد اما آزادی اقتصادی و اجتماعی پذیرفته شده است. نتیجه‌اش ظهور طبقه متوسط غیرسیاسی شده است که گویا فقط به کار فکر می‌کنند بدون آنکه در بدو امر به منابع قدرت چشم داشت داشته باشند نوعی پیورتن‌های جدید. اما اگر با منطق نظریه وبر بخواهیم روند را ادامه بدهیم، همین طبقه متوسط غیر سیاسی نسلی را موجب خواهد شد که به غایت سیاسی خواهد بود. در اینجا فضای مجازی و گسترش آن در کشورهایی چون چین که الان کنترل شده پیش می‌رود تاثیر زیادی در شکل روابط اجتماعی واقعی آنها خواهد داشت.

برهمند: شاید بتوان گفت که حضور اینترنت موجب شده تا مفهوم جدیدی از حکومت یا قلمرو به وجود بیاید و تعاریف سنتی این مفاهیم مورد بازنگری قرار گیرد. مثلا در همین نشست سالانه هشت کشور صنعتی جهان از سران گوگل و فیس‌بوک هم دعوت به حضور شده بود که نهایتا نام اجلاس را از G8 به E8 به معنای هشت کشور الکترونیکی جهان تغییر داد. چنین رویکردهایی نشان از ایجاد مفهوم جدید از قدرت دارد. پس با این حساب، تکلیف فرودستانی که هم در فضای واقعی فرودستند و هم در فضای مجازی چیست؟

عباس کاظمی – بله همانطور که گفتم مطالعات آینده باید به سمت شناخت همین گروه از فرودستان حرکت کنند، شناخت فرودستانی که در این فضا جایی و فرصتی یا به تعبیر مارکس زمینی ندارند. این فرودستان می‌توانند یک فرد باشند یا یک گروه یا یک کشور . به هر حال تقسیم کار و نابرابری جز جدایی ناپذیر شکل‌گیری جامعه است، حالا در فضای مجازی هم بدون شک این نابرابری با منطق خاص خود وجود خواهد داشت.

برهمند: اتفاقا یک توهمی درباره فضای مجازی وجود دارد که آن هم توهم عدالت و برابری قدرت در آن است. به این معنا که هر کسی در هر طبقه اجتماعی و با هر میزانی از قدرت می‌تواند در این فضا حرف بزند و خود به نوعی تولیدکننده باشد. پس با این حساب چنین عباراتی واقعا توهم است.

عباس کاظمی – به هر حال فضای مجازی هم شکلی از فضای واقعی است. همان نابرابری‌ها و بی عدالتی‌های فضای واقعی در فضای مجازی هم بازتولید می‌شود و این مساله‌ای کاملا بدیهی است. اما به این خاطر در کوتاه مدت در این فضا احساس عدالت می‌کنیم که هنوز تقسیم در آن صورت نگرفته و قدرت توزیع نشده است. درست مثل محله‌ای که تازه پیدا می‌شود و هر کس در آن می‌رود برای خود دور زمینی خط می‌کشد و ادعای مالکیت می‌کند. بعد از این خط‌کشی‌هاست که مساله عدالت و برابری یا نابرابری معنا پیدا می‌کند.

مجتبی محمودی: این چیزی که می‌گویید درست در فضای وبلاگ‌ها هم مشاهده می‌شود، به نوعی که مثلا در زمینه فناوری اطلاعات، چند وبلاگ‌نویس هستند که خود در این عرصه جریان ساز شده‌اند و از شاخص‌های آن به شمار می‌آیند و دارای قدرت هستند، اینها دیگر هر وبلاگی را لینک نمی‌کنند و خود به نوعی به منبع خبر تبدیل شده‌اند. این نکته در عرصه‌های دیگر مثل شعر و ادبیات هم وجود دارد، به نوعی که دیگر چهره شدن در این فضا کار سختی شده است. درست است که هر کسی می‌تواند وبلاگ داشته باشد، اما وبلاگ هر کسی خوانده نمی‌شود‌.

عباس کاظمی – به نکته خیلی خوبی اشاره کردید . قدمت در این فضا هم از اهمیت زیادی برخوردار است. مثلا کسانی هستند که حضور ده ساله‌شان در این فضا به آنها قدرتی می‌دهد که تازه واردان این عرصه از آن برخوردار نیستند. اینها شکل خرده قدرت در این فضا پیدا کرده‌اند که می‌توانند با لینک نکردن سایرین در واقع آن‌ها را به حاشیه برانند. اما ۱۰ سال پیش در ایران که تازه وبلاگ‌نویسی باب شده بود، همه از وضعیت برابری برخوردار بودند و همدیگر را در لیست پیوندهای یکدیگر اضافه می‌کردند.

حنارود: این قضیه در مورد شعر هم خیلی صادق است. شاعران خیلی زیادی هستند که در فضای مجازی شعر می‌نویسند اما فقط تعداد اندکی از آنها هستند که تعداد بازدیدکنندگانشان زیاد است. اتفاقا برخی از اینها پس از اینکه در فضای مجازی به شهرت رسیدند کتاب شعرشان را چاپ کردند.

مجتبی محمودی: حالا جالب اینجاست که من از خواندن شعرهایشان در فضای مجازی خیلی بیشتر از کتاب لذت می‌برم.

عباس کاظمی – خب، اینجا می‌توان وارد بحث دیگری شد و آن اینکه فضای مجازی شکل زندگی ما را تغییر داده است، یک زمانی ما روی مبل و زمین کتاب می‌خواندیم اما امروزه که بیشتر زندگیمان پشت میزها و کامپیوترهای شخصی مان سپری می‌شود شکل کتاب خواندمان هم عوض می‌شود.

خطیبی: درواقع شعر تغییر نکرده، این خواننده شعر است که تغییر کرده.

حالا اینجا یک سوال مهم مطرح می‌شود، اینکه اینترنت با ما چه کرده و چه تغییری در زندگی روزمره ما به‌وجود آورده است؟

عباس کاظمی – برای پاسخ به این سوال باید با همان روشی پیش برویم که اندیشمندانی چون مارکس و زیمل رفته‌اند. به‌طور مثال زیمل در کتاب «فلسفه پول» به این نکته اشاره می‌کند که چگونه پول زندگی و روابط اجتماعی ما را تغییر داده. او معتقد است که پول جامعه را عقلانی می‌کند و روابط را از رابطه خویشاوندی و هم خونی به سمت روابط رسمی سوق می‌دهد.

به همین شکل ما می‌توانیم درباره فضای مجازی صحبت کنیم و اینکه چه تحولاتی در زندگی روزمره و شکل روابط ما به وجود می‌آورد، خب مسلما در بدو امر میزان رابطه ما با دنیای واقعی را کم کرده یا از شکل واقعی به شکل مجازی تغییر می‌دهد و یا اینکه شدت رابطه را کم و زیاد می‌کند . مثلا در ایران می‌توان راجع به حضور اینترنت در زندگی روزمره زنان و تاثیر آن بحث کرد. در شرایطی که فضای واقعی جامعه ایرانی ساختاری کاملا مردانه دارد، اینترنت در ایران می‌تواند ساختاری زنانه پیدا کند. مثلا اگر زنان به راحتی نمی‌توانند خارج از خانه حضور داشته باشند اما با وجود اینترنت می‌توانند، هم خانه بمانند و هم روابط اجتماعی خارج از خانه داشته باشند. این فضا می‌تواند رابطه اجتماعی زنان و دختران را بیش از آنچه خانواده می‌پسندد گسترش دهد‌، پنهان‌کاری را گسترش می‌دهد و هزاران مثال از این دست که می‌توان به نسبت شرایط جوامع مختلف درباره آنها سخن گفت …

مجتبی محمودی‌: مهم‌ترین تغییری که اتفاقا بسیاری از صاحب نظران نیز به آن اشاره کرده‌اند، مساله سطحی‌نگری است که معتقدند استفاده از اینترنت، آدم‌ها را سطحی‌نگر کرده است‌.

عباس کاظمی – برای توضیح دادن این مورد باید به مفهوم دیگری توجه کرد. ببینید در ایران از دهه شصت به این سو سبک زندگی طبقه متوسط، جامعه مصرفی، جامعه فراغتی و مفاهیمی از این دست با نوعی سطحی‌نگری یکی گرفته شده است. خیلی‌ها همچون متیو آرنولد ‌معتقدند که جامعه جدید به سمت فرهنگ عامه پسند پیش می‌رود و از این رو به جای خواندن و مصرف آثار فاخر مردم به آثار معمولی و روزمره روی می‌آورند. این موجب شکل‌گیری طبقه نیمه باسواد و نیمه بی سوادی می‌شود که افرادی چون آرنولد در طبقه متوسط ان را جستجو می‌کردند. اما این دیدگاه بدبینانه به طبقه متوسط چندین دهه است که در علوم اجتماعی جایگاهی ندارد. در ایران گویا این دیدگاه در سطوح رسمی خیلی مورد اقبال قرار گرفته است. بنابراین من می‌خواهم بگویم این تلقی که شما با عنوان سطحی‌نگری از آن یاد کردید ادامه همان دیدگاه بدبینانه به زندگی جدید است. روشن است که سطحی‌نگری نیز بخشی از واقعیت زندگی مجازی است اما همه مصرف‌کنندگان این فضا سطحی‌نگر نیستند. ما نمی‌توانیم از توده یکدست در فضای مجازی صحبت کنیم. مردم در فصای مجازی یک کلیت واحد را نمی‌سازند بلکه متفرق و متنوع‌اند و با سلیقه‌های متفاوت در آن حاضر می‌شوند. شما کافی است به گروه‌بندی‌های سیاسی، شبکه‌های اقتصادی، سبک‌های زندگی فرهنگی در فضای مجازی اشاره کنید و مهم‌تر از همه به نقش زندگی مجازی در تولید علم نظر اندازید آن وقت متوجه می شوید که شما فقط به قسمت سطحی‌نگر این فضا توجه کرده‌اید و از سایر بخش‌ها غافل شده‌اید. معنای این حرف این است که هر چند فضای مجازی در ابتدا یک خرد عامیانه درست می‌کند اما این بدان معنا نیست که همه را در همان سطح از خرد نگه می‌دارد، چون شهروندان این فضا با آن جلو می‌روند و خرد خاص آن را پی می‌گیرند. عقلانیت مجازی (Virtual Rationality) بحثی است که باید بیشتر مورد توجه محققان قرار گیرد. این عقلانیتی است که هرچه از عمر جهان مجازی می‌گذرد فربه‌تر و متکثرتر می‌شود.

مجتبی محمودی: حالا آیا می‌توان این رویکرد را در مورد روابط آنلاین نیز پی‌گرفت؟ مثلا خیلی‌ها معتقدند که روابط آنلاین هیچگاه نمی‌تواند از عمق روابط واقعی برخوردار باشد.

عباس کاظمی – در هر صورت نکته شما نشان‌دهنده واقعیت امروز ماست اما در بحث فضای مجازی ما به واقعیات آینده هم نظر می‌اندازیم. نوعی از بدبینی در بدو امر در باب روابط اجتماعی مجازی وجود دارد همان بدبینی که ابتدا درباره روابط اجتماعی واقعی در شهر هم وجود داشت.

اساسا نسل اول جامعه‌شناسان شهری معتقد بودند که در شهر امکان شکل‌گیری روابط عمیق انسانی و روابط اجتماعی مستحکم وجود ندارد و تصور می‌کردند که این روستاهاست که صرفا مکان شکل‌گیری روابط عمیق است. این نگرش طبیعی می‌نمود چراکه هنوز روستاها قدرت زیادی در سهم زندگی مردم داشتند اما بعدها که شهرها تقریبا جهان را تصرف کردند جامعه شناسان ملاحظه کردند که ماجرا اینگونه نیست و شهر شکل روابط پایدار خود را موجب می‌شود. نکته مهم دیگر، نحوه حضور بی‌برنامه کاربران جدید در فضای مجازی است که به شائبه غیر عمیق بودن روابط دامن زده است. در فضای واقعی هم جامعه شناسانی چون زیمل، انسانی که از محیطی بسته تازه به شهر گام می‌گذارد را هم اینگونه توصیف می‌کند که وی به همه محرک‌ها پاسخ می‌دهد و در بدو امر نمی‌تواند با زندگی شهری کنار بیاید. اما به تدریج شهر عقلانیت خاص خود را به مردم یاد می‌دهد. فضای مجازی هم در ابتدا دهاتی‌های مخصوص به خود را دارد که به همه محرک‌ها پاسخ می‌دهد و همه را قبول می‌کند، اما بعد از مدتی خودش موجودی مجازی می‌شود و از میان آن همه محرک، دست به انتخاب می‌زند. مثلا میزان ساعاتی که در فضای چت یا فیس‌بوک هستیم را مدیریت می‌کنیم و بعد به کار دیگری می‌پردازیم. به بیان دیگر همانطور که انسان روستایی بعد از مدتی که در شهر زندگی کرد قواعد آن را یاد می‌گیرد و قدرت تمیز پیدا می‌کند، در فضای مجازی هم عقلانیت خاصی ایجاد می‌شود که کاربر می‌تواند انتخاب کند که مثلا به چه سایتی سر بزند یا به چه ایمیلی پاسخ دهد. با چنین نگاهی در فضای مجازی روابط پایدار هم به تدریج شکل می‌گیرد. به نظر من بسیاری از رابطه‌ها در فضای مجازی بعد از مدتی به فضای واقعی کشیده می‌شوند، اما مطمئنا این اتفاق برای همه روابط نمی‌افتد و کاربر تصمیم می‌گیرد از میان انبوه دوستان اینترنتی خود تنها با تعداد محدودی از آنها رابطه پایدار برقرار کند.

خطیبی: اما به نظر من حذف رابطه فیزیکی از امکان شکل‌گیری یک رابطه ناب که مبتنی بر حضور فیزیکی طرفین است می‌کاهد.

عباس کاظمی – این نظر بر می‌گردد به اسطوره بدن نگری. اینکه ما فکر می کنیم صمیمیت تنها از طریق بدن به وجود می‌آید به‌خاطر این است که ما در نسلی زندگی کرده ایم که بدن از اهمیت خاصی برخوردار بوده است و این در حالی است که فضای مجازی هم می‌تواند صمیمیت و دلتنگی‌های مخصوص به خود را به‌وجود می‌آورد. حس مجازی، محبت مجازی، دیدن مجازی و همه اینها برای نسل مجازی معنادار خواهد شد …

خطیبی: من هنوز هم معتقدم میزان لذتی که از رابطه در فضای واقعی برده می‌شود بیشتر از روابط مجازی است.

عباس کاظمی – درست است اما باید بدانیم که لذت بردن امری فرهنگی است و اینکه ما از چه چیزهایی باید لذت ببریم را، خود درون بافت فرهنگی جامعه یاد می‌گیریم. با تغییر دنیای پیرامون ما به مرور درک ما از لذت هم تغییر می‌کند!

فاخره خطیبی: درست است، اما در جامعه فعلی این صحبت شما دور از ذهن به نظر می‌رسد.

عباس کاظمی – بله، همینطور است، در صحبت‌های من هم بود که نسل ما و گذشتگان ما زندگی بدون بدن را تصور نمی‌کردند اما باید به تدریج این نوع زندگی را به رسمیت بشماریم. به این معنا با حذف بدن خیلی چیزها باید تغییر کند. به یاد آوریم که بدن در فرهنگ و فقه ما همیشه عنصری مساله‌ساز بوده است. احکام فقهی بیشتر بر محوریت بدن شکل گرفته‌اند. حالا نکته اینجاست که وقتی بدن حذف شود حتی فقه هم با مسایل تازه‌ای روبه‌رو می‌شود، چراکه باید بداند با این جهان بدون بدن چگونه باید برخورد کند.

مساله«لذت بدون بدن» مهم‌ترین چالش فقه در جهان مجازی ‌خواهد بود. من معتقدم روزگاری اسطوره لذت بدنی قدرت امروزین خود را از دست خواهد داد و شکل رابطه و درک ما از لذت هم تغییر خواهد یافت.

مجتبی محمودی: ببینید، نکته‌ای که درباره ارتباطات مجازی همیشه برای من سوال برانگیز بوده این است که چگونه می‌توان به صورت هم‌زمان به امور انسانی این تعداد بی‌شمار از دوستان رسیدگی کرد، چون در دنیای واقعی تعداد دوستانی که می‌توان به لحاظ انسانی و به حد کفایت با آنها ارتباط برقرار کرد به تعداد انگشتان دست هم نمی‌رسد.

عباس کاظمی – این نکته بر می‌گردد به اینکه ما متعلق به نسل سایبر نیستیم، نسب سایبر در حال متولد شدن است. ما به گونه‌ای نسل بینابین هستیم، در فضای واقعی سیر می‌کنیم و از امکانات فضای مجازی هم بهره می‌بریم، اما من از نسلی صحبت می‌کنم که به ظاهر در فضای واقعی حضور دارند اما در واقع در فضای سایبر زندگی می‌کنند. اما چون ما حالت بینابینی داریم همیشه باید با چنین تعارضاتی دست و پنجه نرم کنیم.

ارتباط شمار دوستان در فیس‌بوک با ساختار مغزی

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

دویچوله – ساختار مغزی کسانی که در شبکه اجتماعی فیس‌بوک با طیف گسترده‌ای از افراد در ارتباط هستند با کسانی که تعداد دوستانشان محدود است فرق می‌کند. این نتیجه‌ای است که اخیرا محققان انگلیسی به آن دست یافته‌اند.

ظاهرا اندازه بخشی از مغز نشان می‌دهد که آیا ما در فیس‌بوک دوستان زیادی داریم یا اینکه فهرست دوستانمان محدود به عده‌ی کمی از اطرافیانمان است. محققان مشاهده کرده‌اند که کاربرانی که دارای دوستان مجازی زیادی هستند نسبت به کاربران با ارتباطات محدودتر دارای میزان بیشتری ماده خاکستری در مغز خود هستند. این نتایج اخیرا در مجله علمی «Proceedings of the Royal Society B» منتشر شده است.

ضخامت لایه تشکیل شده از ماده خاکستری بویژه در سه بخشی از مغز مشاهده شده که ارتباط تنگاتنگی با برداشت اجتماعی انسان و حافظه او در بخاطر سپردن افراد دارد. این سه بخش با بخش‌هایی از مغز که هنگام ارتباط با دیگران در دنیای واقعی فعال می‌شوند، فرق دارند.

در پژوهش‌های پیشین محققان شواهدی پیدا کرده بودند که نشان می‌داد ارتباط احتمالی بین ساختار مغزی افراد و ارتباطات آنها در دنیای واقعی وجود دارد. یکی از محققان از کالج دانشگاهی لندن UCL در این مورد می‌گوید: «ما حدس می‌زنیم که حجم مغز می‌تواند نشان دهد که فرد توانایی ارتباط برقرار کردن با چند نفر را دارد.»

اما اینکه از ساختار مغز می‌توان حتی شمار دوستان افراد در دنیای مجازی را نیز فهمید تا به حال ثابت نشده بود. در جریان این پژوهش ۱۲۵ دانشجو که همگی در فیس‌بوک عضو هستند، مورد بررسی قرار گرفته‌اند. دانشمندان با کمک ام.آر.آی حجم و تراکم مغز داوطلبان را اندازگیری کرده‌اند.

یکی از بخش‌های مغز که ارتباط مستقیمی با تعداد دوستان فیس‌بوکی دارد، مسئول شناسایی و بخاطر سپردن چهره و نام افراد است.

این پژوهش همچنین نشان داد که فعالیت مغز در مورد پردازش ارتباطات در دنیای مجازی و دنیای واقعی تفاوت‌های بارزی دارد. دانشمندان به این نکته اشاره کرده‌اند که مغز، ارتباط با دوستان مجازی و واقعی را به روش‌های مختلفی پردازش می‌کند.

فعالیت مغزی در افرادی که ارتباطات وسیعی در دنیای مجازی دارند بیشتر در سه بخش از مغز متمرکز است. در حالی که در افرادی که دوستان زیادی در دنیای واقعی دارند بخش آمیگدالا در مغز بزرگ است. آمیگدالا مسئول دریافت و مهار احساسات است.

روزنامه‌نگاری تحقیقی؛ قوی در دنیا، غریب در ایران

چهارشنبه, ۴ آبان ۱۳۹۰

وب‌سایت خبرنگاران ایران، سارا محسنی – از دیدگاه بسیاری از محققان و نیز روزنامه‌نگاران، روزنامه‌نگاری تحقیقی نقطه اوج کار حرفه ای روزنامه نگاری است اما نتایج یک تحقیق دانشگاهی نشان می دهد تنها ۲۹ درصد روزنامه نگاران ایرانی این شیوه روزنامه نگاری را می شناسند.

در حالی که چند روز پیش کنسرسیوم بین المللی روزنامه نگاری تحقیقی، گزارشی را مستحق دریافت جایزه «دنیل پرل» کرد که نوشتن آن ۶ ماه به طول انجامید تا دنیای متفاوتی از آنچه که در روزنامه نگاری تحقیقاتی در ایران و دنیا انجام می شود را به تصویر بکشد.

پروژه گزارش «فساد و جنایت های سازمان یافته»، گروهی از خبرنگاران اروپای شرقی و ایالات متحده آمریکا را گرد هم آورد تا درباره فساد برخی شرکت های بزرگ برای مخفی کردن دارایی هایشان، پولشویی، ایجاد کسب و کارهای مخفی و بدون اجرای قانون گزارش های تحقیقی بنویسند. در این پروژه، خبرنگاران خود را افراد شاغل در بخش تجارت می خوانند و سپس در این قالب به تحقیق درباره تقلب های مالیاتی شرکت های بزرگ می پرداختند.

درست چند هفته بعد از انتشار این گزارش «لاسزلو کیس» یکی از بزرگترین فراریان از مالیات به اتهام پولشویی و اختلاس بازداشت شد.

گزارش این پروژه در شهر کیف پایتخت اوکراین در کنفرانس بین المللی روزنامه نگاری تحقیقی این جایزه را از آن خود کرد. این جایزه به نام «دنیل پرل» خبرنگار روزنامه وال استریت ژورنال نامگذاری شده که در سال ۲۰۰۲ در حالیکه در تلاش برای گفت و گو با اعضای گروه تروریستی القاعده بود کشته شد.

این دنیای متفاوت روزنامه نگاری تحقیقی در حالی به سمت توسعه بیشتر گام برمی دارد که یک تحقیق دانشگاهی که توسط یکی از روزنامه نگاران ایرانی صورت گرفته نشان می دهد که ۵۷ درصد روزنامه نگاران ایرانی شیوه روزنامه نگاری تحقیقی را نمی شناسند، ۲۹ درصد این شیوه را می شناسند و ۱۴درصد تا حدی با این شیوه آشنایی دارند.

روزنامه نگاری تحقیقی چیست؟

این پایان نامه دانشگاهی از سوی دیگر ابتدا تصویری از این روزنامه نگاری را به مخاطب نشان می دهد و به نقل از «هوگو دی برگ»، نویسنده کتاب روزنامه نگاری تحقیقی، مفهوم و تمرین، می نویسد: «روزنامه نگاری تحقیقی تلاشی است برای دستیابی به حقیقت در جایی که حقیقتی پنهان شده که دیگران منتظر دانستن آن هستند. در شیوه روزنامه نگاری تحقیقی تلاش می شود نتایج تحقیقات بی طرفانه منعکس شود.»

در ارتباط با اهمیت روزنامه نگاری تحقیقی در جوامع به کارکردها متعددی اشاره می شود، یکی از مهمترین این کارکردها، تاثیری است که این شیوه از روزنامه نگاری بر تقویت بنیان های دموکراسی در جوامع ایفا می کند. در واقع روزنامه نگاران انتقادی با طرح پرسش های بنیادین و تهیه گزارش های مستند نقش خود را به عنوان ناظران بر عملکرد دولت ها و شخصیت های سیاسی و… تقویت کرده و به نمایندگی از افکار عمومی اوضاع را رصد می کنند.

چند روز پیش وقتی کنفرانسی در آمریکا در این رابطه برگزار شد در آنجا هم به طور رسمی اعلام شد که کم شدن میزان گزارش های تحقیقی می تواند به دمکراسی ضربه وارد کند.

از سوی دیگر دورتی بیرن، سردبیر مجله های ورلد این اکشن و بیگ استوری (Big Story) و یکی از طرفداران روزنامه نگاری تحقیقی پس از سفری داوطبانه به غرب آفریقا و مشاهده وضعیت آموزش در کشورهای آفریقایی به عنوان یک روزنامه نگار تحقیقی، اظهار داشت: «به خوبی می‌دانم که کاری از دست ما برای بهبود آنچه که در این گوشه دنیا رخ می‌دهد، ساخته نیست اما می‌توانم به عنوان یک روزنامه‌نگار به مردم بگویم که واقعیت‌ آن چیزی نیست که به شما گفته می‌شود. چیزهای بسیار مهمی در دنیا وجود دارند که مردم باید درباره آنها بدانند و اگر شما به عنوان یک خبرنگار تحقیقی آنان را مطلع نکنید درنتیجه آنها از اتفاقاتی که در اطرافشان می‌افتد آگاه نخواهند شد و قادر نخواهند بود کاری برای بهبود اوضاع یا مقابله با رویدادهای بدتر انجام دهند».

روزنامه نگاری تحقیقی در ایران کجاست؟

تحلیلگران ارتباطات و صاحب نظران حوزه روزنامه نگاری در ایران بر این باورند که روزنامه نگاری تحقیقی به معنای اصیلش در ایران شکل نگرفته و جز موارد معدودی که آنها را نمونه های اتفاقی گزارش های تحقیقی می خوانند و برخی از مشخصه های یک گزارش تحقیقی را دارا هستند، نمونه های دیگری را نمی توان مورد توجه قرار داد.

هرچند یافته های تحقیق دانشگاهی در این زمینه نشان می دهد روزنامه نگاری تحقیقی به عنوان یک سبک شناخته شده و معتبر جهانی هنوز در میان روزنامه نگاران و نیز مدیران روزنامه های ایران شناخته شده نیست و همین امر یکی از اصلی ترین موانع شکل گیری این سبک در روزنامه نگاری ایران است اما همانطور که یافته های این تحقیق نشان می دهد با ورود نسل جدیدی از روزنامه نگاران دانش آموخته در دانشگاه های روزنامه نگاری ، توسعه ارتباطات و افزایش حیرت آور گردش اطلاعات در جهان و از آن جمله در ایران امیدوارهایی برای شکل گیری تدریجی این شیوه در مطبوعات ایران وجود دارد هر چند که تا زمانی که قوانین حق دسترسی آزاد به اطلاعات و نیز حق انتشار آزاد اطلاعات برای روزنامه نگاران را به رسمیت نشناسند آنچه به عنوان گزارش تحقیقی منتشر می شود تنها چیزی شبیه به گزارش تحقیقی خواهد بود و با استانداردها و معیارهای جهانی فاصله خواهد داشت.

این تحقیق دانشگاهی که جزو معدود تحقیقات صورت گرفته درباره این شیوه روزنامه نگاری است همچنین اشاره دارد که شکل گیری شیوه روزنامه نگاری تحقیقی در ایران و تربیت روزنامه نگاران تحقیقی در کشوری به وسعت ایران و نیز با وجود اقوام و فرهنگ های گوناگون و در شرایطی که بخش عمده مسایل مطرح شده در روزنامه های سراسری این کشور به مسایل مبتلا به شهرهای بزرگ به ویژه پایتخت اختصاص دارد می تواند فرصتی مناسب برای شناخت واقعیت های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه ایران را در بخش هایی فراهم آورد که در همه سال های گذشته مغفول مانده است. روزنامه نگاران تحقیقی در جستجوی واقعیت های تکان دهنده که در گوشه و کنار این کشور می گذرد می توانند نقش یک دیده بان قوی را ایفا کنند و هر یک رسانه ای باشند برای گزارش آنچه در گوشه و کنار این سرزمین پهناور ناشنیده و مکتوم مانده است.

به نظر می رسد یکی از مهمترین موانع شکل گیری روزنامه نگاری تحقیقی در ایران تداوم روزنامه نگاری دولتی و عدم شکل گیری موسسات مطبوعاتی مستقل در کشور است موضوعی که نه تنها در این تحقیق که بر اساس مطالعات اولیه ای که در این پایان نامه انجام شد در پژوهش های دیگر نیز به عنوان یکی از موانع توسعه نیافتگی مطبوعات در ایران شناخته شده است و استادان حاضر در این پژوهش نیز بر این باور بودند که تا زمانی که روزنامه نگاری مستقل از دولت در ایران شکل نگیرد توسعه مطبوعات با اما و اگر های بسیار مواجه خواهد بود بر همین اساس به نظر می رسد تقویت نهادهای غیر دولتی، واگذاری امور صنفی روزنامه نگاران به خودشان و فراهم کردن زمینه برای فعالیت روزنامه های خصوصی و نیز موسسات مطبوعاتی بزرگ یکی از مهمترین و شاید نخستین گام برای گره گشایی از مشکلات موجود در این بخش باشد.

اقتصاد رسانه ها و موسسات روزنامه نگاری در ایران زیر سایه سنگین سیاست قرار گرفته و همواره درباره تاثیر سیاست بر عملکرد روزنامه نگاران گفته شده در حالی که به نظر می رسد مشکلات اقتصادی یکی از پاشنه های آشیل فعالیت روزنامه نگاری در ایران و از آن جمله روزنامه نگاری تحقیقی است.

محقق‌ها آدم‌های خاصی هستند، سر پردردی دارند، ماجراجو هستند، آرمان طلبند و به نوعی دغدغه اساسی شان پاسداری از حقوق شهروندان است. این ویژگی را بسیاری از خبرنگاران ایرانی نیز دارند اما آیا آنها می توانند روزنامه نگاری تحقیقی را در ایران شکل داده و متحول کنند یا موانع پیش روی آنها غولی است که به تنهایی مبارزه با آن امکان ندارد؟

شماره آبان ماه مجله دیجیتال منتشر شد: وداع با استیو جابز د راولین رونمایی از آیفون

سه شنبه, ۳ آبان ۱۳۹۰

نوزدهمین شماره مجله دیجیتال در حالی منتشر می شود که دنیای فناوری در بهت از دست دادن یکی از رهبران این صنعت فرو رفته . استیوجابز، موسس کمپانی اپل درست یک روز پیش از مرگش میزبان همایشی بود که در آن از محصول جدیدی موسوم به آیفون ۴S رونمایی شد. این گوشی هوشمند که نرم افزار ، پردازنده و دوربین قوی تری دارد در آخرین شماره دانستنیهای دیجیتال به صورت کامل بررسی شده. همچنین این مجله در شماره جدید خود خرید الکترونیکی را مد نظر قرار داده و راه هایی را پیشنهاد کرده که با استفاده از آن ها می توانید تا ۷۰ درصد ارزان تر زندگی کنید ، فکرش را بکنید ؛ هفتاد درصد ارزان تر! سرویسReview دیجیتال با بررسیPlaystation TV ، تلویزیون سه بعدی جدید سونی که دو تصویر مختلف را به صورت همزمان نشان می دهد ، به استقبال پائیز پر محصول رفته . همچنین گجت هایی از جمله تبلت جدید ایسر و لپ تاپ پر قدرت توشیبا در این شماره بررسی شده اند. پرونده رقابت این ماه به تلویزیون های هوشمند اختصاص یافته و Smart tv های موجود در بازار بررسی شده اند. هدف نهایی هم این است که بالاخره بفهمیم کدام تلویزیون برای خرید بهتر…

مناسبت های ماه آبان

سه شنبه, ۳ آبان ۱۳۹۰
هرچند زنده نگه داشتن تقویم و رخدادهای تاریخی یکی از عوامل مهم سعادت جامعه بشری و موجب درس آموزی و عبرت برای آینده و آیندگان است اما مقصود ما از پرداختن به موضوع مناسبت های ماه در این شماره، اشاره به رخدادهای برجسته و رنوشت ساز تاریخ انقلاب اسلامی و تجلیل از تاریخ سازان این مقطع تاریخی است .
اول آبان ماه ۱۳۵۶

یادآور خاطره جانسوز شهادت پاره تن امام و نور چشم ملت ایران و امید آینده اسلام، شهید حاج آقا مصطفی خمینی است . او که شهادتش گرچه اسلام و ایران و امام را به سوگ نشاند، ولی همان گونه که امام بزرگوارمان فرمود: این از الطاف خفیه الهی بود . . . آری آثار این لطف پنهانی خداوند خفتگان را بیدار کرد و منجر به جایگزینی انقلاب اسلامی به جای حکومت طاغوت شد .
به بهانه کاپیتولاسیون

امریکا در اسفند ۱۳۴۰ خواستار مصونیت نظامیان و مامورین سیاسی خود از رژیم پادشاهی ایران شد . بدین منظور رژیم دست نشانده شاه در ۱۳ مهر ۱۳۴۲ لایحه مصونیت مستشاران و دیگر تبعه امریکا در ایران را که در کابینه علم به تصویب رسیده بود به مجلس سنا برد و در مرداد ۴۳ از تصویب سناتورهای شاه گذشت . سپس در ۲۱ مهر ۴۳ با فشار دولت حسنعلی منصور به تصویب نمایندگان مجلس شورای ملی رساندند و ننگین ترین قانون تاریخ ایران را به مرحله اجرا گذاشتند .
حضرت امام رضوان الله تعالی علیه که از این خیانت بزرگ به شدت متاثر و برافروخته بود، طی اعلامیه ای از تصویب کاپیتولاسیون پرده برداشت و در ۴ آبان ۴۳ در حضور انبوه جمعیتی که در منزل ایشان اجتماع کرده بودند فرمودند: امروز تمام گرفتاری ما از امریکاست، تمام گرفتاری ما از اسرائیل است . اسرائیل هم از امریکا است، این وکلا هم از امریکا هستند، این وزرا هم از امریکا هستند، همه دست نشانده امریکا هستند . امام ضمن هشدار به سازشکاران و راحت طلبان فرمودند: ما را بفروشند و ساکت باشیم؟
استقلال ما را بفروشند و ساکت باشیم؟
والله گناهکار است کسی که داد نزند، والله مرتکب کبیره است کسی که فریاد نزند . ای سران اسلام به داد اسلام برسید، ای علمای نجف به داد اسلام برسید . ای علمای قم به داد اسلام برسید . رفت اسلام .
به دنبال این سخنرانی کوبنده، اعلامیه مهمی نیز صادر و ضمن تشریح این قانون ذلت بار، خیانت های امریکا را برشمردند و وظیفه شرعی تمام اقشار ملت و امت اسلام را در این امر خطیر و حساس تعیین کردند . در فرازی از آن آمده است:
. . . بر ملت ایران است که این زنجیرها را پاره کنند، بر ارتش ایران است که اجازه ندهند چنین کارهای ننگینی در ایران واقع شود . از بالاترها به هر وسیله هست بخواهند این سند استعمار را پاره کنند . این دولت را ساقط کنند . وکلایی که به این امر مفتضح رای دادند، از مجلس بیرون کنند . بر ملت است که از علمای خود بخواهند در این امر ساکت ننشینند و اقدام کنند .
بر علمای اعلام است که از مراجع اسلام بخواهند امر را ندیده نگیرند . بر فضلا و مدرسین حوزه های علمیه است که از علمای اعلام بخواهند که سکوت را بشکنند، بر طلاب علوم است که از مدرسین بخواهند که غافل از این امر نباشند . بر ملت مسلمان است که از وعاظ و خطبا بخواهند که آنان را که آگاه از این مصیبت بزرگ نیستند، آگاه کنند . بر خطبا و وعاظ است که با بیان محکم، بی هراس بر این امر ننگین اعتراض کنند و ملت را بیدار کنند . بر اساتید دانشگاه است که جوانان را از آن چه زیر پرده است مطلع کنند . بر جوانان دانشگاهی است که با حرارت، با این طرح مفتضح مخالفت کنند و با آرامش و با شعارهای حساس مخالفت دانشگاه را به ملت های دنیا برسانند . بر دانشجویان ممالک خارجه است که در این امر حیاتی که آبروی مذهب و ملت را در خطر انداخته، ساکت ننشینند .
بر پیشوایان دول اسلامی است که فریاد ما را به دنیا برسانند و از مراکز پخش آزاد، ناله جانسوز این ملت بدبخت را به جهان گوشزد کنند .
بر علما و خطبای ملل اسلامی است که با سیل اعتراض، این ننگ را از جبهه ملت معظم ایران و برادران اسلامی بردارند . بر جمیع طبقات ملت است که از مناقشات جزیی موسمی خود صرف نظر کرده و در راه هدف مقدس استقلال و بیرون رفتن از قید اسارت، کوشش کنند . . .
آن سخنرانی و این اعلامیه موج خشم و عصیان را در تمام اقشار جامعه ایجاد کرد که شاه و اربابانش برای فرونشاندن امواج خروشان ملت به راههای مختلفی روی آوردند، از آن جمله دستگیری امام در شب ۱۳ آبان ۴۳ و تبعید ایشان به ترکیه بود .
خداوند درجات آن عزیز سفر کرده را عالی تر گرداند و ما را در پیمودن راه مقدسش توفیق بیشتر بخشد .
۱۳ آبان ۵۷ روز دانش آموز:

روزی که فریاد «الله اکبر» صحن دانشگاه تهران را فرا گرفته بود، مزدوران شاه گلوله های سربی را به سوی قلب جوانان نشانه گرفته و آنان را به خاک و خون غلطاندند و جنایت دیگری بر جنایات خود افزودند و ملت را برای ادامه مبارزه تا تشکیل حکومت اسلامی مصمم تر گردانیدند .
۷ آبان ۵۸

۷ آبان ۵۸ امام (ره) در نطق شدید اللحنی امریکا را عامل تمام گرفتاریهای مسلمین دانست و به ملت ایران برای پیشبرد مبارزه هشدار داد که به انتظار دیگران ننشینند .
۹ آبان:

مصادف است با شهادت بسیجی ۱۳ ساله محمد حسین فهمیده، قهرمان اسطوره ای جبهه های جنگ حق علیه باطل .
همو که امام خمینی (ره) در موردش فرمود: رهبر ما آن طفل ۱۲ ساله ای است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر است، با نارنجک خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید .
یادش گرامی و راهش مستدام .
۱۰ آبان ۵۸

در روز عید قربان، ملت ایران در تظاهرات میلیونی خود امریکا را به خاطر پناه دادن به شاه محکوم کردند .
۱۳ آبان ۵۸

لانه جاسوسی امریکا به اشغال دانشجویان پیرو خط امام درآمد . این دانشجویان در پیام خود خطاب به امام گفتند: ای امام! دیگر تاب تحمل نداشتیم . آخر تو خود فریاد برآورده بودی که بر دانش آموزان، دانشگاهیان و محصلین علوم دینیه است که با قدرت تمام حملات خود را علیه امریکا و اسرائیل گسترش داده، تا امریکا را وادار به استرداد شاه مخلوع جنایتکار نمایند . و این چنین بود که در جهت اجرای فرمان تو و با اعتقاد به پیروی راه تو که راه خداست بر آن شدیم که گامی هر چند کوچک برداریم و با اشغال سفارت مزدوران امریکایی در ایران، بیانگر خشم خداوندی تو و خلق مسلمانمان باشیم .
۱۵ آبان ۵۸

دولت بازرگان استعفای خود را تقدیم امام کرد . با قبول استعفا از سوی امام شورای انقلاب مامور اداره کشور شد .
۱۹ آبان ۵۸

امریکا ده ها سازمان و شخصیت جهانی را برای آزادی ۶۰ گروگان امریکایی نزد امام فرستاد .
۲۰ آبان ۵۸

امام تقاضای پاپ را برای آزادی بی قید و شرط گروگان ها نپذیرفت و فرمود: ما مرد جنگ هستیم، آقای کارتر ما را از مبارزه نترساند .
۲۲ آبان ۵۸

شورای انقلاب، قطع صدور نفت به امریکا را تصویب کرد .
۲۴ آبان ۵۸

امریکا ذخایر ارزی ایران را در کلیه بانک های خود در سراسر جهان مسدود کرد .
۳۰ آبان ۵۸

امریکا برای آزادی گروگان های امریکایی تهدید به اقدام نظامی کرد، و بدینسان این پیروزی که به قول امام بزرگتر از پیروزی انقلاب اسلامی بود، امریکا ر ادر سراسر جهان مفتضح ساخت و هیبت ابرقدرتی او را در هم شکست .
امروز هم باید هرچه فریاد داریم بر سر امریکا بزنیم، زیرا تمام مشکلات مسلمین و مردم جهان از امریکاست .
و هم چنین ۳۰ آبان امسال مصادف با ۱۵ رمضان المبارک مصادف با ولادت پربرکت امام مجتبی علیه السلام است . مجله پاسدار اسلام ضمن تبریک این میلاد بزرگ توفیق هرچه بیشتر پویندگان راهش را در عمل به فرامین آن بزرگوار از خداوند متعال مسئلت می نماید .

موضوع: , , ,

هیچ ارتباطی میان استفاده از تلفن همراه و تومور وجود ندارد

یکشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۰

براساس نتایج جدیدترین تحقیقات صورت گرفته در مورد ارتباط میان استفاده از تلفن همراه و تومورهای مغزی که در مجله پزشکی بریتانیا منتشر شده است، هیچ ارتباطی میان استفاده طولانی مدت از تلفن همراه و تومورهای مغزی یا سیستم عصبی مرکزی وجود ندارد. به گزارش گروه اخبار خارجی آژانس خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (ایستنا) در این تحقیقات که بزرگترین تحقیق پیرامون این مسئله به شمار می آید، محققان دانمارکی شواهدی را مبنی بر افزایش خطر ابتلا به تومور مغزی در میان ۳۵۸۴۰۳ نفر کاربر تلفن همراه طی دوره ۱۸ ساله نیافته اند. با افزایش روز افزون تعداد کاربران تلفن همراه در سرتاسر جهان و بیش از ۵ میلیارد کاربر در سال ۲۰۱۰ درجهان، نگرانی ها در مورد تاثیرات خطرناک بالقوه تلفن همراه بر سلامت افراد به ویژه تومورهای سیستم عصبی را افزایش داده است. مطالعات پیشین در مورد ارتباط استفاده از تلفن همراه و تومور به ویژه در استفاده طولانی مدت از آن نتایج قاطعی را در پی نداشته اند. برخی از این مطالعات به شکل مطالعات کنترل موردی برروی تعداد کمی از کاربران تلفن همراه صورت گرفته اند که احتمال وجود خطا و یا نتیجه گیری متعصبانه در آنها وجود دارد.آژانس بین المللی تحقیقات سرطان (IARC) اخیرا میدان…

نمونه کارهای دفتر تجارت الکترونیک ولقان

جمعه, ۲۹ مهر ۱۳۹۰
سیستم مدیریت کلینیک طراحی نرم افزار و بانک اطلاعاتی مدیریت کلینیک.
شرکت بوستان سبز یزد طراحی پرتال اطلاع رسانی. اشکذر شرکت بوستان سبز یزد
شرکت نساج رایانه گستر بهینه سازی سطح ۷٫ یزد
متالی‌ها طراحی وب سایت اطلاع رسانی موسیقی متال. تهران
آیکون فارم طرحی سایت نمایشگاهی و فروشگاهی استاتیک. میامی (امریکا) آیکون فارم
آیکون اند کلیپ آرت بروز رسانی سایت نمایشگاهی و فروشگاهی استاتیک. میامی (امریکا) آیکون اند کلیپ آرت
شرکت رز سرخ کویر طراحی و بهینه سازی وب سایت شرکتی. یزد شرکت رز سرخ کویر
آموزش HTML طراحی سایت استاتیک آموزشی. آموزش HTML
سیستم مدیریت املاک طراحی بانک اطلاعاتی و نرم افزار. اشکذر
فروشگاه واو دی وی دی بهینه سازی سطح ۲٫ مشهد
دیکشنری وی دیک طراحی دیکشنری آنلاین وب ۲٫ دیکشنری وی دیک
دکتر حیدرنژاد طراحی و نصب سیستم مدیریت محتوای پزشکان. یزد دکتر حیدرنژاد
سی ام اس متخصصین طراحی سیستم مدیریت محتوای سایت شخصی متخصصین. سی ام اس متخصصین
سی ام اس سیاسی طراحی سیستم مدیریت محتوای سایت شخصی سیاستمداران. سی ام اس سیاسی
هتل پارسیان ( آزادی ) بهینه سازی سطح ۲٫ یزد
شرکت افشین نوین طراحی وب سایت شرکت. مهریز
شرکت آر ام جینز طراحی سایت شرکتی نمایشگاهی. آستارا شرکت آر ام جینز
شرکت سوفا سازه طراحی سایت نمایشگاهی فروشگاهی. یزد شرکت سوفا سازه
کارخانه مروارید یزد طراحی سایت شرکتی. یزد کارخانه مروارید یزد
پرتال اطلاع رسانی اصناف طراحی و پیاده سازی سیستم جامع اصناف. یزد پرتال اطلاع رسانی اصناف
مدیران اجرایی پرتال اطلاع رسانی مدیران اجرایی. یزد مدیران اجرایی
پایگاه اصناف ایران طراحی پرتال اطلاع رسانی. آستارا پایگاه اصناف ایران
هیئت انصار الزهرا طراحی پرتال مذهبی خبری. مهریز
سی ام اس خبری طراحی سیستم مدیریت محتوای پرتال خبری. سی ام اس خبری
دفتر تجارت الکترونیک بهینه سازی گرافیکی سایت رسمی دفتر. دفتر تجارت الکترونیک
خبرگزاری فرهنگی بانگ صبح نصب سیستم مدیریت پرتال خبری News & Views. مهریز خبرگزاری فرهنگی بانگ صبح
خبرگزاری اهل سنت طراحی پرتال خبری چندزبانه. سنندج خبرگزاری اهل سنت
هیئت کونگ فو کهگیلویه طراحی سایت ورزشی. یاسوج هیئت کونگ فو کهگیلویه
سایت تبلیغاتی نامزده طراحی سایت اختصاصی تبلیغاتی نامزدهای مجلس. کرمانشاه
فروشگاه دی وی دی بانک طراحی پرتال فروشگاهی. کرمانشاه فروشگاه دی وی دی بانک
فروشگاه هما شاپ طراحی سایت فروشگاهی. اهواز فروشگاه هما شاپ
شرکت بیمه رازی طراحی سایت شرکتی. مهریز شرکت بیمه رازی
شرکت افشین نوین طراحی سایت شرکتی. یزد
حزب اعتماد ملی یزد طراحی پرتال سیاسی خبری. یزد حزب اعتماد ملی یزد
شرکت توسعه تمدن پارسیان طراحی سایت شرکتی فروشگاهی. تهران شرکت توسعه تمدن پارسیان
خبرگزاری میراث فرهنگی طراحی پرتال خبری. تهران خبرگزاری میراث فرهنگی
فروشگاه‌ استور ایران طراحی سایت فروشگاهی. اصفهان فروشگاه‌ ایران استور
فروشگاه دریا بیوتی طراحی پرتال فروشگاهی. اصفهان فروشگاه دریا بیوتی
موتور جستجوی تجاری فایاب طراحی موتور جستجوی فارسی سایت و تصویر. اصفهان موتور جستجوی تجاری فایاب
شرکت اطلس کوثر سیستم مدیریت محتوای شرکتی VCMS 6.0. یزد
خبرگزاری اعتماد ملی یزد طراحی پرتال جامع خبری. یزد خبرگزاری اعتماد ملی یزد
سی ام اس هتل طراحی سیستم مدیریت هتل مجهز به رزواسیون . سی ام اس هتل
خانه فرهنگیان ارومیه طراحی سایت هتل مجهز به سیستم رزواسیون آنلاین. ارومیه خانه فرهنگیان ارومیه
شرکت چشمه سار جاری سیستم مدیریت محتوای VCMS 7.0. یزد شرکت چشمه سار جاری
شرکت چشمه سار جاری طراحی کاتالوگ مالتی مدیا، چاپ دجیتال، رایت CD، طراحی جعبه. یزد شرکت چشمه سار جاری
شرکت فکر سازان پویا طراحی سایت شرکتی. تهران شرکت فکر سازان پویا
کارخانه آلومین میبد طراحی سایت شرکتی. میبد کارخانه آلومین میبد
متل مارال قم طراحی سایت هتل مجهز به رزرواسیون آفلاین. قم متل مارال قم
شرکت آریا سیستم هلیل سیستم مدیریت محتوا VCMS 3.0. جیرفت شرکت آریا سیستم هلیل
شرکت وطن تزئین طراحی سایت و گالری فلش. آستارا شرکت وطن تزئین
شرکت آراد غرب طراحی سایت شرکتی. تهران
س ام اس ورزشی پیاده سازی سیستم مدیریت مخصوص باشگاه‌های ورزشی. س ام اس ورزشی
هیئت کریکت تهران طراحی پرتال ورزشی خبری. تهران
هیئت بیسبال تهران طراحی پرتال ورزشی خبری. تهران
هیئت سافت بال تهران طراحی پرتال ورزشی خبری. تهران
هیئت راگبی تهران طراحی پرتال ورزشی خبری. تهران
گروه معماری زی ما ساخت مولتی مدیای نمایشگاهی. کرج گروه معماری زی ما
جهاد دانشگاهی اشکذر ساخت مالتی مدیا آموزشی ویندوز اکس پی. اشکذر جهاد دانشگاهی اشکذر
شرکت صاعقه الکترونیک نصب سیستم مدیریت محتوای VCMS 7.0. یزد شرکت صاعقه الکترونیک
گروه مهندسی کویر مرکزی طراحی، چاپ و رایت دیجیتال CD. یزد گروه مهندسی کویر مرکزی
کارخانه نقره نخ طراحی سایت شرکتی با استفاده از VCMS 7.0. شیراز کارخانه نقره نخ
خانه فرهنگیان اردبیل طراحی سایت هتل مجهز به رزواسیون آنلاین. اردبیل خانه فرهنگیان اردبیل
کارخانه صنایع شیر ایساتیس نصب سیستم مدیریت محتوای VCMS 7.0. یزد کارخانه صنایع شیر ایساتیس
شرکت چشمه سار جاری طراحی کاتالوگ مولتی مدیا، چاپ دجیتال، رایت CD. یزد شرکت چشمه سار جاری
خانه فرهنگیان سرعین طراحی سایت هتل مجهز به رزواسیون آنلاین. سرعین خانه فرهنگیان سرعین
بازرگانی اخوان طراحی سایت شرکتی. آستارا بازرگانی اخوان
شرکت توسعه تمدن پارسیان ساخت فیلم تبلیغاتی. تهران شرکت توسعه تمدن پارسیان
شرکت خدمات فنی رهگشا طراحی سایت شرکتی و بهینه سازی سطح ۷٫ تهران شرکت خدمات فنی رهگشا
شرکت توسعه تمدن پارسیان طراحی و بروز رسانی و ارتقاء سایت. تهران شرکت توسعه تمدن پارسیان
کارخانه مروارید یزد طراحی و بروز رسانی و ارتقاء سایت. یزد کارخانه مروارید یزد
تولیدی آر ام جینز طراحی سایت شرکتی نمایشگاهی. آستارا تولیدی آر ام جینز
شرکت وبگذین بهینه سازی و ارتقاء وب سایت سطح ۳٫ مشهد
شرکت چشمه سار جاری ساخت فیلم تبلیغاتی، چاپ دجیتال، رایت CD. یزد شرکت چشمه سار جاری
شرکت فن آوران آریانا طراحی مالتی مدیا تبلیغاتی، رایت و چاپ دیجیتال CD یزد شرکت فن آوران آریانا
شرکت چشمه سار جاری بهینه سازی وب سایت سطح ۷٫ یزد
موسسه دانش پژوهان نصب سیستم مدیریت محتوا VCMS 7.0. جیرفت موسسه دانش پژوهان
موسسه فاطمیان طراحی پرتال جامع اطلاع رسانی (در دست اجرا). تهران
سیستم تبلیغاتی وول بهینه سازی سطح ۳٫ مشهد
مجله کاوش طراحی وب سایت و بهینه سازی سطح ۷٫ تهران مجله کاوش
زیبا سازان شرق پیاده سازی سایت شرکتی با VCMS7.0. یزد زیبا سازان شرق
شرکت پارس تصویر سایت نمایشگاهی شرکتی (در دست اجرا). تهران شرکت پارس تصویر
نفت شهری‌ها نصب WordPress. کرج نفت شهری‌ها
سی ام اس انتشار مقالات طراحی و پیاده سازی سیستم مدیریت مقالات. سی ام اس انتشار مقالات
سی ام اس شرکتی ۱ طراحی و پیاده سازی سیستم مدیریت محتوای شرکتی VCMS 1.0. سی ام اس شرکتی نسخه ۱
سی ام اس شرکتی ۲ طراحی و پیاده سازی سیستم مدیریت محتوای شرکتی VCMS 2.0. سی ام اس شرکتی نسخه ۲
سی ام اس شرکتی ۳ طراحی و پیاده سازی سیستم مدیریت محتوای شرکتی VCMS 3.0. سی ام اس شرکتی نسخه ۳
سی ام اس شرکتی ۴ طراحی و پیاده سازی سیستم مدیریت محتوای شرکتی VCMS 4.0. سی ام اس شرکتی نسخه ۴
سی ام اس شرکتی ۵ طراحی و پیاده سازی سیستم مدیریت محتوای شرکتی VCMS 5.0. سی ام اس شرکتی نسخه ۵
سی ام اس شرکتی ۶ طراحی و پیاده سازی سیستم مدیریت محتوای شرکتی VCMS 6.0. سی ام اس شرکتی نسخه ۶
کارتریج شاپ طراحی و میزبانی وب سایت با VCMS 7.0. یزد
رث گرافیک طراحی و میزبانی وب سایت با VCMS 7.0، تبلیغات اینترنتی و بهینه سازی سطح ۷٫ تهران
شیمی پلاستیک یزد میزبانی وب سایت و سرویس ایمیل اختصاصی. یزد
گل پارمیس (در دست اجرا). یزد
تراز تراش (در دست اجرا). یزد
کلینیک تخصصی رباسین (در دست اجرا). یزد
——————————————–
ارائه پیشنهاد، پروپزال و یا مشاوره ۱۰۰ درصد رایگان است. جهت دریافت کاتالوگ و یا نمونه کار با ما تماس بگیرید.
تلفکس: ۶۲۹۱۸۶۰ (۳۵۱) ۹۸+ و ۶۲۹۱۸۶۲ (۳۵۱) ۹۸+ (ساعت ۹ تا ۱۶)
تماس در خارج از ساعات اداری و یا پیام کوتاه: ۸۰۸۶۱۴۶ ۹۱۹ ۹۸+ (۲۴ ساعته)
http://www.VOLGHAN.net

ماجرای تلاش بی ثمر استیو جابز برای خرید شرکت یک جوان ایرانی: دراپ باکس!

پنجشنبه, ۲۸ مهر ۱۳۹۰

مجله “فوربس” داستان شگفت انگیزی از تلاش بی ثمر “استیو جابز” برای خرید شرکتی که یک جوان ایرانی بنیانگذار آن است منتشر کرد. شرکتی که امروز یکی از مهمترین رقبای سرویس iCloud اپل به شمار می رود. به گزارش مهر، این یک داستان کمیاب از “استیو جابز” و شرکت IT یک جوان ایرانی در سانفرانسیسکو است.  این ماجرا از سال ۲۰۰۷ و زمانی آغاز شد که دو جوان فارغ التحصیل “ام. آی. تی” (موسسه تکنولوژی ماساچوست) به نامهای “دریو هاستون” و “آرش فردوسی” پس از پایان تحصیلات خود شرکتی به نام “دراپباکس” (Dropbox) را راه اندازی کردند. این شرکت که با یک ایده ساده رشد کرد بر روی وب به کاربران سرویس ذخیره اطلاعات برپایه ابرهای محاسباتی را ارائه می کند. شرکت آرش فردوسی و “دریو هاستون” تاحدی نوآورانه بود که به سرعت مورد توجه استیو جابز قرار گرفت به طوریکه در دسامبر ۲۰۰۹ جابز، هاستون و فردوسی را فرا خواند و آن دو را به دفتر خود در شرکت اپل واقع در کوپرتینو دعوت کرد. هاستون که امروز ۲۸ سال دارد در گفتگویی که با مجله “فوربس” داشت، گفت: “جابز با همان شلوار جین و تی شرت یقه ۳ سانتی همیشگی حاضر بود و زمانی که لپ تاپم را…

شکار پازل مایکروسافت

جمعه, ۲۲ مهر ۱۳۹۰

شکار پازل مایکروسافت برنامه‌ای است تقریبا سالانه که از ۱۹۹۹ در مایکروسافت شروع شده و یکی از عواملی است که این شرکت را در طبقه بندی بهترین‌ شرکت‌های کامپیوتری برای کار، نگاه داشته است. در این برنامه سالانه، چند پازل مختلف طراحی می‌شوند و تیم‌های حداکثر دوازده نفره که باید چهار نفر آن‌ها کارمند مایکروسافت باشند تلاش می‌کنند آن‌ها را حل نمایند.

هر ساله بخشی از پازل‌ها مسایل مرسومی مثل جدول و رمزگشایی از حروف و جورچین‌ها هستند و بخشی از آن‌ها پازل‌های فضای باز مانند پیدا کردن یک شیئی در یکی از ساختمان‌های مایکروسافت بر اساس سرنخ‌هایی که از مراحل قبل به دست آمده یا حل کردن مسایلی با استفاده از رابط کاربری کینکت.

این مسابقات در مرکز اصلی مایکروسافت یعنی ردموند واشنگتن برگزار می‌شود و معمولا ۳۲ ساعت از یک آخر هفته را به خودش اختصاص می دهد.

به عنوان نمونه‌های جالبی از این پازل‌ها می‌توان به پازل ۲۰۰۷ اشاره کرد که در فضای قاره گمشده آتلانتیس اتفاق می‌افتاد و قسمتی از آن شرکت کنندگان باید با استفاده از «کره زمین مجازی» مایکروسافت، در فضای سبز شرکت به دنبال مکعب‌های یک متری می‌گشتند که حاوی سرنخ بعدی بودند. این مکعب‌ها مدتی قبل توسط برگزار کنندگان در محوطه قرار داده شده بود و بعد آن‌ها با پرواز بر فراز محوطه مایکروسافت با یک هواپیما و دوربین دقت بالا، تصاویر مایکروسافت ویرچوال ارث را برای نشان دادن این مکعب‌ها آپدیت کرده بودند.

به عنوان یک نمونه دیگر می‌شود به مسابقه سال ۲۰۰۴ اشاره کرد که در آن مجله نیویورک تایمز با هماهنگی قبلی یکی از سوالات را که یک جدول کلمات متقاطع بود، به عنوان جدول کلمات متقاطع روز چاپ کرد و کارمندان مایکروسافت برای حل این قسمت باید به روزنامه آنروز مراجعه می‌کردند و بعد با زنگ زدن به پیتزافروشی محل،‌ پیتزای خاصی که اسمش از جدول به دست آمده بود را سفارش می‌دادند تا سرنخ بعدی را به دست بیاورند.

در این مراسم معمولا برنده هر سال، طراحی سوالات و معماهای سال بعد را بر عهده می‌گیرد و هدف اصلی آن بالابردن رضایت شغلی کارمندان و همچنین آشنا کردن استعدادهای خارج از شرکت با محیط شرکت از طریق مشارکت در تیم‌ها می‌باشد.

برای دیدن شرح مسابقات سال ۲۰۰۵، بررسی سوالات و برنده‌ها می‌توانید به این سایت مراجعه کنید.

طراحی مجله

پنجشنبه, ۲۱ مهر ۱۳۹۰
ببخشید مزاحم میشم.یه سوال داشتم در مورد اینکه چطور میتونم یه عکس چهار رنگ رو در فتوشاپ به صورت دو رنگ در بیارم و اینکه چطور میشه در فتوشاپ مجله ای دو رنگ درست کرد و این دو رنگ خودشو بتونه چند رنگ نشون بده و دقیقا بصورت همون رنگی باشه که انتخاب میکنیم. نمیشه واسه کارهای چاپی دو رنگ از گزینه image/mode/doutone استفاده کرد.حتی تو قسمت chanell میرم و بعد دو لایه رو پاک میکنم رنگ مورد نظر کاملا رنگش عوض میشه و لایه هام هم همه مرج میشه.رنگ مشکی متن هم تغییر میکنه.میشه راهنماییم کنید.

موضوع:

چطور با php منوی باز شو از موضوعات میشه ساخت ؟

سه شنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۰
سلام بچه ها من میخوام توی قسمت موضوعات سایت سر موضوع و زیرمجموعه اون رو بسازم :rose:

برای این کار یه جدول ساختم شامل
subid شماره موضوع
subdady شماره سر موضوع
subtitle تیتر موضوع
subimage آدرس عکس موضوع هستش

خوب حالا هر وقت بخوام یه موضوع به سایت اظافه کنم
تیتر رو انتخاب میکنم ( بصورت دلخواه )
گذینه بعد میگم این موضوع باشد زیر موجموعه موضوع ( اگه اصلی که صفر قرار میگیره ) سر موضوع رو از لیست موضوعات انتخاب میکنم که آی دی اون موضوع رو در فیلد subdady
قرار میده
تا اینجای کار رو میدونم ولی وقتی میخوام خروجی بگیرم نمیدونم باید چیکار کنم ؟
میخوام اینو بصورت drop down menu در بیارم ولی
چطوری باید از پیاگاه داده اینجوری خروجی بگیرم ؟

من میتونم طوری خروجی بگیرم که وقتی به منوی بالای سایت برم روی موضوعات که وایسم منوی باز شو بیاد و لیست وضوعات رو نشون بده ولی اینکه چطوری اونارو به صورت زیر مجموعه نشون بدم نمیتونم
مثلا روی موضوع مجید که وایسیم زیر مجموعه اون مثلا آنلاین / شاپ / مجله ….. باز بشن

موضوع: ,

چطور با php منوی باز شو از موضوعات میشه ساخت ؟

سه شنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۰
سلام بچه ها من میخوام توی قسمت موضوعات سایت سر موضوع و زیرمجموعه اون رو بسازم :rose:

برای این کار یه جدول ساختم شامل
subid شماره موضوع
subdady شماره سر موضوع
subtitle تیتر موضوع
subimage آدرس عکس موضوع هستش

خوب حالا هر وقت بخوام یه موضوع به سایت اظافه کنم
تیتر رو انتخاب میکنم ( بصورت دلخواه )
گذینه بعد میگم این موضوع باشد زیر موجموعه موضوع ( اگه اصلی که صفر قرار میگیره ) سر موضوع رو از لیست موضوعات انتخاب میکنم که آی دی اون موضوع رو در فیلد subdady
قرار میده
تا اینجای کار رو میدونم ولی وقتی میخوام خروجی بگیرم نمیدونم باید چیکار کنم ؟
میخوام اینو بصورت drop down menu در بیارم ولی
چطوری باید از پیاگاه داده اینجوری خروجی بگیرم ؟

من میتونم طوری خروجی بگیرم که وقتی به منوی بالای سایت برم روی موضوعات که وایسم منوی باز شو بیاد و لیست وضوعات رو نشون بده ولی اینکه چطوری اونارو به صورت زیر مجموعه نشون بدم نمیتونم
مثلا روی موضوع مجید که وایسیم زیر مجموعه اون مثلا آنلاین / شاپ / مجله ….. باز بشن

موضوع: ,

احتمال ویروسی‌شدن هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی

دوشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۰

هواپیماهای کنترل از راه دور نیروهای مسلح آمریکا مدل “پریدیتور” و “ریپر” که برای عملیات در مناطق دور از دسترس به کار گرفته می‌شود، احتمالا ویروس گرفته‌اند.

به گزارش شبکه خبری او ار اف اتریش، کارشناسان در حال حاضر مشغول بررسی این موضوع هستند که ویروس‌ها تا چه حد توانسته‌اند به سیستم‌های رایانه‌ای پایگاه هوایی کریچ در ایالات نوادای آمریکا نفوذ کنند.

از این پایگاه است که عملیات این هواپیماها در مناطق بسیار دوردست همچون عراق، افغانستان و دیگر کشورها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

هواپیماهای بدون سرنشین کاربرد فزاینده‌ای برای نیروهای مسلح آمریکا دارد و این نیروها از این وسیله برای حمله به اشخاص و گروه‌های کوچک استفاده می‌کنند.

به گزارش همشهری، مجله “وایرد” برای نخستین بار در پایگاه اینترنتی خود درباره نفوذ ویروس به این هواپیماها خبر داده بود. بر اساس این گزارش، این برنامه مخرب همه اقدامات خلبان را در پروازهای از راه دور به نمایش می‌گذارد. این مشکل برای نخستین بار دو هفته پیش کشف شد.

این احتمال وجود دارد که بتوان داده‌های ویروسی را برای طرف ثالثی ارسال کرد. گفته می‌شود تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده است. مجله وایرد به نقل از کارشناسان امنیت شبکه نوشت این ویروس رایانه‌ای خیلی سرسخت است و با وجود تلاش‌های مکرر نابود نشده است.

فیلتر کردن بدن مدلها برای مجله خیاطی !؟

جمعه, ۱۵ مهر ۱۳۹۰
سلام.
قراره تو یک مجله ای کار کنم به عنوان طراح. یه مشکلی دارم که امیدوارم قبل از اینکه دیر بشه یه دوستی اینجا بهم جواب بده.
میخوام عکسها رو مثل این ۲ مدلی که زیر گذاشتم بشه فیلتر کرد. و بدن رو از لباس جدا کرد ولی حذف نکرد و به صورت یا خطی یا سفید رنگ درآورد.
ممنون میشم راهنمایی کنید

تصویرهای پیوستی
نوع فایل: jpg kook.jpg (115.4 کیلوبایت)
نوع فایل: jpeg kook3.jpeg (28.9 کیلوبایت)

موضوع: ,

کتاب زندگینامه استیو جابز زودتر از موعد منتشر میشود

جمعه, ۱۵ مهر ۱۳۹۰

اطلاع داشتید که کتاب زندگینامه استیوجابز قرار بود تا دو ماه دیگر منتشر بشود؟ تا به حال هیچ کتاب رسمی که توسط استیوجابز تایید بشود از زندگی او وجود نداشته و این تنها کتابی است که با رضایت استیو و بر اساس بیش از ۴۰ مصاحبه طولانی و در طی ۲ سال نوشته شده است. در کنار آن برای جمع آوری اطلاعات با بیش از ۱۰۰ نفر از اعضای خانواده، دوستان، همکاران و رقیبان استیوجابز گفتگو شده است.


خبر درگذشت استیو جابز

امروز سبب شد که تقاضای پیش خرید این کتاب با رشد خیره کننده ای در سایت آمازون روبرو بشود به گونه ای که با رشد ۴۳ هزار درصدی! در صدر کتاب های سایت پر فروش آمازون قرار گرفت.

این تقاضای کاربران سبب شد که ناشر اعلام کند کتاب را یک ماه زودتر و ۲۴ اکتبر وارد بازار خواهد کرد. بنابراین کمتر از ۲۰ روز دیگر می توانید زندگینامه استیوجابز را داشته باشید.

کتاب توسط آقای والتر ایساکسون به رشته تحریر درآمده است. اون رییس سابق هیات مدیره CNN بوده و از دبیران مجله تایم است و پیش از این زندگینامه های بنجامین فرانکلین و هنری کیسینجر را تالیف کرده است.

ناشر کتاب می گوید این کتاب داستان زندگی و شخصیت یک کارآفرین خلاق را به شما نشان می دهد که با عشق اش به تکامل، سبب تحول در شش صنعت دنیا شد: کامپیوترهای شخصی، فیلم های انیمیشن، موسیقی، تلفن ها، تبلت ها و انتشارات دیجیتال.

نویسنده می گوید با وجود اینکه استیو جابز با او در تالیف این کتاب همکاری کرده اما از او خواسته تا هیچ کنترلی بر مطالبی که در این کتاب می نویسد نداشته باشد و حتی به استیو جابز اجازه خواندن کتاب را پیش از انتشار کتاب نداده است. بنابراین شما کتاب زندگی استیو جابز را در حالی خواهید خواند که خود او هم آن را نخوانده است.

این کتاب ۶۵۶ صفحه ای با اسم «استیو جابز» با قیمت ۳۵ دلار به فروش می رسد.

فیلم سخنرانی استیو جابز در دانشگاه استنفورد + زیر نویس فارسی

پنجشنبه, ۱۴ مهر ۱۳۹۰

استیو جابز در سال ۲۰۰۵ در مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه استنفورد شرکت کرد و یک سخنرانی مشهور در آنجا انجام داد. شاید بسیاری از شما قبلا این سخنرانی را دیده باشید اما در چنین روزی خواندن مجدد آن نکات زیادی را به ما یادآوری می کند و کسانی هم که تا به حال آن را ندیده اند می توانند از سخنان استیو جابز لذت ببرند.

من امروز خیلی خوشحالم که در مراسم فارغ‌التحصیلی شما که در یکی از بهترین دانشگاه‌های دنیا درس می‌خوانید هستم. من هیچ وقت از دانشگاه فارغ‌التحصیل نشده‌ام. امروز می‌خواهم داستان زندگی ام را برایتان بگویم. خیلی طولانی نیست و سه تا داستان است.

اولین داستان مربوط به ارتباط اتفاقات به ظاهر بی ربط زندگی است:
من بعد از شش ماه از شروع دانشگاه در کالج رید ترک تحصیل کردم ولی تا حدود یک سال و نیم بعد از ترک تحصیل به دانشگاه می‌آمدم و می‌رفتم و خب حالا می‌خواهم برای شما بگویم که من چرا ترک تحصیل کردم. زندگی و مبارزه‌ی من قبل از تولدم شروع شد. مادر بیولوژیکی من یک دانشجوی مجرد بود که تصمیم گرفته بود مرا در لیست پرورشگاه قرار بدهد که یک خانواده مرا به سرپرستی قبول کند. او شدیداً اعتقاد داشت که مرا یک خانواده با تحصیلات دانشگاهی باید به فرزندی قبول کند و همه چیز را برای این کار آماده کرده بود.

یک وکیل و زنش قبول کرده بودند که مرا بعد از تولدم ازمادرم تحویل بگیرند و همه چیز آماده بود تا اینکه بعد از تولد من این خانواده گفتند که پسر نمی خواهند و دوست دارند که دختر داشته باشند. این جوری شد که پدر و مادر فعلی من نصف شب یک تلفن دریافت کردند که آیا حاضرند مرا به فرزندی قبول کنند یا نه و آنان گفتند که حتماً. مادر بیولوژیکی من بعداً فهمید که مادر من هیچ وقت از دانشگاه فارغ‌التحصیل نشده و پدر من هیچ وقت دبیرستان را تمام نکرده است. مادر اصلی من حاضر نشد که مدارک مربوط به فرزند خواندگی مرا امضا کند تا اینکه آن‌ها قول دادند که مرا وقتی که بزرگ شدم حتماً به دانشگاه بفرستند.

اینگونه شد که هفده سال بعد من وارد کالج شدم و به خاطر این که در آن موقع اطلاعاتم کم بود دانشگاهی را انتخاب کردم که شهریه‌ی آن تقریباً معادل دانشگاه استنفورد بود و پس انداز عمر پدر و مادرم را به سرعت برای شهریه‌ی دانشگاه خرج می‌کردم بعد از شش ماه متوجه شدم که دانشگاه فایده‌ی چندانی برایم ندارد. هیچ ایده‌ای که می‌خواهم با زندگی چه کار کنم و دانشگاه چگونه می‌خواهد به من کمک کند نداشتم و به جای این که پس انداز عمر پدر و مادرم را خرج کنم ترک تحصیل کردم ولی ایمان داشتم که همه چیز درست می‌شود.

اولش کمی وحشت داشتم ولی الآن که نگاه می‌کنم می‌بینم که یکی از بهترین تصمیم‌های زندگی من بوده است. لحظه‌ای که من ترک تحصیل کردم به جای این که کلاس‌هایی را بروم که به آن‌ها علاقه‌ای نداشتم شروع به کارهایی کردم که واقعاً دوستشان داشتم. زندگی در آن دوره خیلی برای من آسان نبود. من اتاقی نداشتم و کف اتاق یکی از دوستانم می‌خوابیدم. قوطی‌های خالی پپسی را به خاطر پنج سنت پس می‌دادم که با آن‌ها غذا بخرم.

بعضی وقت‌ها هفت مایل پیاده روی می‌کردم که یک غذای مجانی توی کلیسا بخورم. غذا‌هایشان را دوست داشتم. من به خاطر حس کنجکاوی و ابهام درونی‌ام در راهی افتادم که تبدیل به یک تجربه‌ی گران بها شد. کالج رید آن موقع یکی از بهترین تعلیم‌های خطاطی را در کشور می‌داد. تمام پوستر‌های دانشگاه با خط بسیار زیبا خطاطی می‌شد و چون از برنامه‌ی عادی من ترک تحصیل کرده بودم، کلاس‌های خطاطی را برداشتم.

سبک آن‌ها خیلی جالب، زیبا، هنری و تاریخی بود و من خیلی از آن لذت می‌بردم. امیدی نداشتم که کلاس‌های خطاطی نقشی در زندگی حرفه‌ای آینده‌ی من داشته باشد ولی ده سال بعد از آن کلاس‌ها موقعی که ما داشتیم اولین کامپیوتر مکینتاش را طراحی می‌کردیم تمام مهارت‌های خطاطی من دوباره تو ذهن من برگشت و من آن‌ها را در طراحی گرافیکی مکینتاش استفاده کردم. مک اولین کامپیوتر با فونت‌های کامپیوتری هنری و قشنگ بود.

اگر من آن کلاس‌های خطاطی را آن موقع برنداشته بودم مک هیچ وقت فونت‌های هنری الآن را نداشت. هم چنین چون که ویندوز طراحی مک را کپی کرد، احتمالاً هیچ کامپیوتری این فونت را نداشت. خب می‌بینید آدم وقتی آینده را نگاه می‌کند شاید تأثیر اتفاقات مشخص نباشد ولی وقتی گذشته را نگاه می‌کند متوجه ارتباط این اتفاق‌ها می‌شود. این یادتان نرود شما باید به یک چیز ایمان داشته باشید، به شجاعتتان، به سرنوشتتان، زندگی تان یا هر چیز دیگری. این چیزی است که هیچ وقت مرا نا امید نکرده است و خیلی تغییرات در زندگی من ایجاد کرده است.

داستان دوم من در مورد دوست داشتن و شکست است:
من خرسند شدم که چیزهایی را که دوستشان داشتم خیلی زود پیدا کردم. من و همکارم «وز» شرکت اپل را درگاراژ خانه‌ی پدر و مادرم وقتی که من فقط بیست سال داشتم شروع کردیم ما خیلی سخت کار کردیم و در مدت ده سال اپل تبدیل شد به یک شرکت دو بیلیون دلاری که حدود چهارهزار نفر کارمند داشت.

ما جالب ترین مخلوق خودمان را به بازار عرضه کرده بودیم؛ مکینتاش. یک سال بعد از درآمدن مکینتاش وقتی که من فقط سی ساله بودم هیأت مدیره‌ی اپل مرا از شرکت اخراج کرد. چه جوری یک نفر می‌تواند از شرکتی که خودش تأسیس می‌کند اخراج شود؟ خیلی ساده. شرکت رشد کرده بود و ما یک نفری را که فکر می‌کردیم توانایی خوبی برای اداره‌ی شرکت داشته باشد استخدام کرده بودیم. همه چیز خیلی خوب پیش می‌رفت تا این که بعد از یکی دو سال در مورد استراتژی آینده‌ی شرکت من با او اختلاف پیدا کردم و هیأت مدیره از او حمایت کرد و من رسماً اخراج شدم.

احساس می‌کردم که کل دستاورد زندگی ام را از دست داده‌ام. حدود چند ماهی نمی دانستم که چه کار باید بکنم. من رسماً شکست خورده بودم و دیگر جایم در سیلیکان ولی نبود ولی یک احساسی در وجودم شروع به رشد کرد. احساسی که من خیلی دوستش داشتم و اتفاقات اپل خیلی تغییرش نداده بودند. احساس شروع کردن از نو.

شاید من آن موقع متوجه نشدم اخراج از اپل یکی از بهترین اتفاقات زندگی من بود. سنگینی موفقیت با سبکی یک شروع تازه جایگزین شده بود و من کاملاً آزاد بودم. آن دوره از زندگی من پر از خلاقیت بود. در طول پنج سال بعد یک شرکت به اسم نکست تأسیس کردم و یک شرکت دیگر به اسم پیکسار و با یک زن خارق العاده آشنا شدم که بعداً با او ازدواج کردم.

پیکسار اولین ابزار انیمیشن کامپیوتر دنیا را به اسم توی استوری به وجود آورد که الآن موفقترین استودیوی تولید انیمیشن در دنیا ست. دریک سیر خارق العاده‌ی اتفاقات، شرکت اپل نکست را خرید و این باعث شد من دوباره به اپل برگردم و تکنولوژی ابداع شده در نکست انقلابی در اپل ایجاد کرد. من با زنم لورن زندگی بسیار خوبی را شروع کردیم.

اگر من از اپل اخراج نمی شدم شاید هیچ کدام از این اتفاقات نمی افتاد. این اتفاق مثل داروی تلخی بود که به یک مریض می‌دهند ولی مریض واقعاً به آن احتیاج دارد. بعضی وقت‌ها زندگی مثل سنگ توی سر شما می‌کوبد ولی شما ایمانتان را از دست ندهید. من مطمئن هستم تنها چیزی که باعث شد من در زندگی ام همیشه در حرکت باشم این بود که من کاری را انجام می‌دادم که واقعاً دوستش داشتم.

داستان سوم من در مورد مرگ است:
هفده ساله بودم که در جایی خواندم اگر هر روز جوری زندگی کنید که انگار آن روز آخرین روز زندگی تان باشد شاید یک روز این نظر به حقیقت تبدیل بشود. این جمله روی من تأثیر گذاشت و از آن موقع به مدت سی و سه سال هر روز وقتی که توی آینه نگاه می‌کنم از خودم می‌پرسم اگر امروز آخرین روز زندگی من باشد آیا باز هم کارهایی را که امروز باید انجام بدهم، انجام می‌دهم یا نه.

هر موقع جواب این سؤال نه باشد من می‌فهمم در زندگی ام به یک سری تغییرات احتیاج دارم. به خاطر دانستن این که بالآخره یک روزی خواهم مرد برای من به یک ابزار مهم تبدیل شده بود که کمک کرد خیلی از تصمیم‌های زندگی ام را بگیرم چون تمام توقعات بزرگ از زندگی، تمام غرور، تمام شرمندگی از شکست، در مقابل مرگ رنگی ندارند.

حدود یک سال پیش دکترها تشخیص دادند که من سرطان دارم. ساعت هفت و سی دقیقه‌ی صبح بود که مرا معاینه کردند و یک تومور توی لوزالمعده‌ی من تشخیص دادند. من حتی نمی دانستم که لوزالمعده چی هست و کجای آدم قرار دارد ولی دکترها گفتند این نوع سرطان غیرقابل درمان است و من بیشتر از سه ماه زنده نمی مانم. دکتر به من توصیه کرد به خانه بروم و اوضاع را رو به راه کنم. منظورش این بود که برای مردن آماده باشم و مثلاً چیزهایی که در مورد ده سال بعد قرار بود به بچه‌هایم بگویم در مدت سه ماه به آن‌ها یادآوری بکنم.

این به این معنی بود که برای خداحافظی حاضر باشم. من با آن تشخیص تمام روز دست و پنجه نرم کردم و سر شب روی من آزمایش اپتیک انجام دادند. آن‌ها یک آندوسکوپ را توی حلقم فرو کردند که از معده‌ام می‌گذشت و وارد لوزالمعده‌ام می‌شد. همسرم گفت که وقتی دکتر نمونه را زیر میکروسکوپ گذاشت بی اختیار شروع به گریه کردن کرد

چون که او گفت که آن یکی از کمیاب ترین نمونه‌های سرطان لوزالمعده است و قابل درمان است. مرگ یک واقعیت مفید و هوشمند زندگی است. هیچ کس دوست ندارد که بمیرد حتی آن‌هایی که می‌خواهند بمیرند و به بهشت وارد شوند. ولی با این وجود مرگ واقعیت مشترک در زندگی همه‌ی ما ست.

شاید مرگ بهترین اختراع زندگی باشد چون مأمور ایجاد تغییر و تحول است. مرگ کهنه‌ها را از میان بر می‌دارد و راه را برای تازه‌ها باز می‌کند. یادتان باشد که زمان شما محدود است، پس زمانتان را با زندگی کردن به جای زندگی بقیه هدر ندهید.

هیچ وقت توی دام غم و غصه نیافتید و هیچ وقت نگذارید که هیاهوی بقیه صدای درونی شما را خاموش کند و از همه مهمتر این که شجاعت این را داشته باشید که از احساس قلبی تان و ایمانتان پیروی کنید.

موقعی که من سن شما بودم یک مجله‌ی خیلی خواندنی به نام کاتالوگ کامل زمین منتشر می‌شد که یکی از پرطرفدارترین مجله‌های نسل ما بود این مجله مال دهه‌ی شصت بود که موقعی که هیچ خبری از کامپیوترهای ارزان قیمت نبود تمام این مجله با دستگاه تایپ و قیچی و دوربین پولوراید درست می‌شد. شاید یک چیزی شبیه گوگل الآن ولی سی و پنج سال قبل از این که گوگل وجود داشته باشد.

در وسط دهه‌ی هفتاد آن‌ها آخرین شماره از کاتالوگ کامل زمین را منتشر کردند. آن موقع من سن الآن شما بودم و روی جلد آخرین شماره‌ی شان یک عکس از صبح زود یک منطقه‌ی روستایی کوهستانی بود. از آن نوعی که شما ممکن است برای پیاده روی کوهستانی خیلی دوست داشته باشید. زیر آن عکس نوشته بود:

stay hungry stay foolish

این پیغام خداحافظی آن‌ها بود وقتی که آخرین شماره را منتشر می‌کردند

stay hungry stay foolish

این آرزویی هست که من همیشه در مورد خودم داشتم و الآن وقت فارغ‌التحصیلی شما آرزویی هست که برای شما می‌کنم.

سه داستان استیو جابز در سخنرانی دانشگاه استنفورد

پنجشنبه, ۱۴ مهر ۱۳۹۰

استیو جابز در سال ۲۰۰۵ در مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه استنفورد شرکت کرد و یک سخنرانی مشهور در آنجا انجام داد. شاید بسیاری از شما قبلا این سخنرانی را دیده باشید اما در چنین روزی خواندن مجدد آن نکات زیادی را به ما یادآوری می کند و کسانی هم که تا به حال آن را ندیده اند می توانند از سخنان استیو جابز لذت ببرند.

توضیح نارنجی: برگردان این سخنرانی توسط نارنجی صورت نگرفته و متاسفانه به خاطر کپی شدن های متعدد، ما نتوانستیم منبع اصلی ترجمه را پیدا کنیم. بنابراین فقط آن را بازنشر می کنیم:

من امروز خیلی خوشحالم که در مراسم فارغ‌التحصیلی شما که در یکی از بهترین دانشگاه‌های دنیا درس می‌خوانید هستم. من هیچ وقت از دانشگاه فارغ‌التحصیل نشده‌ام. امروز می‌خواهم داستان زندگی ام را برایتان بگویم. خیلی طولانی نیست و سه تا داستان است.


اولین داستان مربوط به ارتباط اتفاقات به ظاهر بی ربط زندگی است:

من بعد از شش ماه از شروع دانشگاه در کالج رید ترک تحصیل کردم ولی تا حدود یک سال و نیم بعد از ترک تحصیل به دانشگاه می‌آمدم و می‌رفتم و خب حالا می‌خواهم برای شما بگویم که من چرا ترک تحصیل کردم. زندگی و مبارزه‌ی من قبل از تولدم شروع شد. مادر بیولوژیکی من یک دانشجوی مجرد بود که تصمیم گرفته بود مرا در لیست پرورشگاه قرار بدهد که یک خانواده مرا به سرپرستی قبول کند. او شدیداً اعتقاد داشت که مرا یک خانواده با تحصیلات دانشگاهی باید به فرزندی قبول کند و همه چیز را برای این کار آماده کرده بود.

یک وکیل و زنش قبول کرده بودند که مرا بعد از تولدم ازمادرم تحویل بگیرند و همه چیز آماده بود تا اینکه بعد از تولد من این خانواده گفتند که پسر نمی خواهند و دوست دارند که دختر داشته باشند. این جوری شد که پدر و مادر فعلی من نصف شب یک تلفن دریافت کردند که آیا حاضرند مرا به فرزندی قبول کنند یا نه و آنان گفتند که حتماً. مادر بیولوژیکی من بعداً فهمید که مادر من هیچ وقت از دانشگاه فارغ‌التحصیل نشده و پدر من هیچ وقت دبیرستان را تمام نکرده است. مادر اصلی من حاضر نشد که مدارک مربوط به فرزند خواندگی مرا امضا کند تا اینکه آن‌ها قول دادند که مرا وقتی که بزرگ شدم حتماً به دانشگاه بفرستند.

اینگونه شد که هفده سال بعد من وارد کالج شدم و به خاطر این که در آن موقع اطلاعاتم کم بود دانشگاهی را انتخاب کردم که شهریه‌ی آن تقریباً معادل دانشگاه استنفورد بود و پس انداز عمر پدر و مادرم را به سرعت برای شهریه‌ی دانشگاه خرج می‌کردم بعد از شش ماه متوجه شدم که دانشگاه فایده‌ی چندانی برایم ندارد. هیچ ایده‌ای که می‌خواهم با زندگی چه کار کنم و دانشگاه چگونه می‌خواهد به من کمک کند نداشتم و به جای این که پس انداز عمر پدر و مادرم را خرج کنم ترک تحصیل کردم ولی ایمان داشتم که همه چیز درست می‌شود.

اولش کمی وحشت داشتم ولی الآن که نگاه می‌کنم می‌بینم که یکی از بهترین تصمیم‌های زندگی من بوده است. لحظه‌ای که من ترک تحصیل کردم به جای این که کلاس‌هایی را بروم که به آن‌ها علاقه‌ای نداشتم شروع به کارهایی کردم که واقعاً دوستشان داشتم. زندگی در آن دوره خیلی برای من آسان نبود. من اتاقی نداشتم و کف اتاق یکی از دوستانم می‌خوابیدم. قوطی‌های خالی پپسی را به خاطر پنج سنت پس می‌دادم که با آن‌ها غذا بخرم.

بعضی وقت‌ها هفت مایل پیاده روی می‌کردم که یک غذای مجانی توی کلیسا بخورم. غذا‌هایشان را دوست داشتم. من به خاطر حس کنجکاوی و ابهام درونی‌ام در راهی افتادم که تبدیل به یک تجربه‌ی گران بها شد. کالج رید آن موقع یکی از بهترین تعلیم‌های خطاطی را در کشور می‌داد. تمام پوستر‌های دانشگاه با خط بسیار زیبا خطاطی می‌شد و چون از برنامه‌ی عادی من ترک تحصیل کرده بودم، کلاس‌های خطاطی را برداشتم.

سبک آن‌ها خیلی جالب، زیبا، هنری و تاریخی بود و من خیلی از آن لذت می‌بردم. امیدی نداشتم که کلاس‌های خطاطی نقشی در زندگی حرفه‌ای آینده‌ی من داشته باشد ولی ده سال بعد از آن کلاس‌ها موقعی که ما داشتیم اولین کامپیوتر مکینتاش را طراحی می‌کردیم تمام مهارت‌های خطاطی من دوباره تو ذهن من برگشت و من آن‌ها را در طراحی گرافیکی مکینتاش استفاده کردم. مک اولین کامپیوتر با فونت‌های کامپیوتری هنری و قشنگ بود.

اگر من آن کلاس‌های خطاطی را آن موقع برنداشته بودم مک هیچ وقت فونت‌های هنری الآن را نداشت. هم چنین چون که ویندوز طراحی مک را کپی کرد، احتمالاً هیچ کامپیوتری این فونت را نداشت. خب می‌بینید آدم وقتی آینده را نگاه می‌کند شاید تأثیر اتفاقات مشخص نباشد ولی وقتی گذشته را نگاه می‌کند متوجه ارتباط این اتفاق‌ها می‌شود. این یادتان نرود شما باید به یک چیز ایمان داشته باشید، به شجاعتتان، به سرنوشتتان، زندگی تان یا هر چیز دیگری. این چیزی است که هیچ وقت مرا نا امید نکرده است و خیلی تغییرات در زندگی من ایجاد کرده است.


داستان دوم من در مورد دوست داشتن و شکست است:


من خرسند شدم که چیزهایی را که دوستشان داشتم خیلی زود پیدا کردم. من و همکارم «وز» شرکت اپل را درگاراژ خانه‌ی پدر و مادرم وقتی که من فقط بیست سال داشتم شروع کردیم ما خیلی سخت کار کردیم و در مدت ده سال اپل تبدیل شد به یک شرکت دو بیلیون دلاری که حدود چهارهزار نفر کارمند داشت.

ما جالب ترین مخلوق خودمان را به بازار عرضه کرده بودیم؛ مکینتاش. یک سال بعد از درآمدن مکینتاش وقتی که من فقط سی ساله بودم هیأت مدیره‌ی اپل مرا از شرکت اخراج کرد. چه جوری یک نفر می‌تواند از شرکتی که خودش تأسیس می‌کند اخراج شود؟ خیلی ساده. شرکت رشد کرده بود و ما یک نفری را که فکر می‌کردیم توانایی خوبی برای اداره‌ی شرکت داشته باشد استخدام کرده بودیم. همه چیز خیلی خوب پیش می‌رفت تا این که بعد از یکی دو سال در مورد استراتژی آینده‌ی شرکت من با او اختلاف پیدا کردم و هیأت مدیره از او حمایت کرد و من رسماً اخراج شدم.

احساس می‌کردم که کل دستاورد زندگی ام را از دست داده‌ام. حدود چند ماهی نمی دانستم که چه کار باید بکنم. من رسماً شکست خورده بودم و دیگر جایم در سیلیکان ولی نبود ولی یک احساسی در وجودم شروع به رشد کرد. احساسی که من خیلی دوستش داشتم و اتفاقات اپل خیلی تغییرش نداده بودند. احساس شروع کردن از نو.

شاید من آن موقع متوجه نشدم اخراج از اپل یکی از بهترین اتفاقات زندگی من بود. سنگینی موفقیت با سبکی یک شروع تازه جایگزین شده بود و من کاملاً آزاد بودم. آن دوره از زندگی من پر از خلاقیت بود. در طول پنج سال بعد یک شرکت به اسم نکست تأسیس کردم و یک شرکت دیگر به اسم پیکسار و با یک زن خارق العاده آشنا شدم که بعداً با او ازدواج کردم.

پیکسار اولین ابزار انیمیشن کامپیوتر دنیا را به اسم توی استوری به وجود آورد که الآن موفقترین استودیوی تولید انیمیشن در دنیا ست. دریک سیر خارق العاده‌ی اتفاقات، شرکت اپل نکست را خرید و این باعث شد من دوباره به اپل برگردم و تکنولوژی ابداع شده در نکست انقلابی در اپل ایجاد کرد. من با زنم لورن زندگی بسیار خوبی را شروع کردیم.

اگر من از اپل اخراج نمی شدم شاید هیچ کدام از این اتفاقات نمی افتاد. این اتفاق مثل داروی تلخی بود که به یک مریض می‌دهند ولی مریض واقعاً به آن احتیاج دارد. بعضی وقت‌ها زندگی مثل سنگ توی سر شما می‌کوبد ولی شما ایمانتان را از دست ندهید. من مطمئن هستم تنها چیزی که باعث شد من در زندگی ام همیشه در حرکت باشم این بود که من کاری را انجام می‌دادم که واقعاً دوستش داشتم.


داستان سوم من در مورد مرگ است:



هفده ساله بودم که در جایی خواندم اگر هر روز جوری زندگی کنید که انگار آن روز آخرین روز زندگی تان باشد شاید یک روز این نظر به حقیقت تبدیل بشود. این جمله روی من تأثیر گذاشت و از آن موقع به مدت سی و سه سال هر روز وقتی که توی آینه نگاه می‌کنم از خودم می‌پرسم اگر امروز آخرین روز زندگی من باشد آیا باز هم کارهایی را که امروز باید انجام بدهم، انجام می‌دهم یا نه.

هر موقع جواب این سؤال نه باشد من می‌فهمم در زندگی ام به یک سری تغییرات احتیاج دارم. به خاطر دانستن این که بالآخره یک روزی خواهم مرد برای من به یک ابزار مهم تبدیل شده بود که کمک کرد خیلی از تصمیم‌های زندگی ام را بگیرم چون تمام توقعات بزرگ از زندگی، تمام غرور، تمام شرمندگی از شکست، در مقابل مرگ رنگی ندارند.

حدود یک سال پیش دکترها تشخیص دادند که من سرطان دارم. ساعت هفت و سی دقیقه‌ی صبح بود که مرا معاینه کردند و یک تومور توی لوزالمعده‌ی من تشخیص دادند. من حتی نمی دانستم که لوزالمعده چی هست و کجای آدم قرار دارد ولی دکترها گفتند این نوع سرطان غیرقابل درمان است و من بیشتر از سه ماه زنده نمی مانم. دکتر به من توصیه کرد به خانه بروم و اوضاع را رو به راه کنم. منظورش این بود که برای مردن آماده باشم و مثلاً چیزهایی که در مورد ده سال بعد قرار بود به بچه‌هایم بگویم در مدت سه ماه به آن‌ها یادآوری بکنم.

این به این معنی بود که برای خداحافظی حاضر باشم. من با آن تشخیص تمام روز دست و پنجه نرم کردم و سر شب روی من آزمایش اپتیک انجام دادند. آن‌ها یک آندوسکوپ را توی حلقم فرو کردند که از معده‌ام می‌گذشت و وارد لوزالمعده‌ام می‌شد. همسرم گفت که وقتی دکتر نمونه را زیر میکروسکوپ گذاشت بی اختیار شروع به گریه کردن کرد

چون که او گفت که آن یکی از کمیاب ترین نمونه‌های سرطان لوزالمعده است و قابل درمان است. مرگ یک واقعیت مفید و هوشمند زندگی است. هیچ کس دوست ندارد که بمیرد حتی آن‌هایی که می‌خواهند بمیرند و به بهشت وارد شوند. ولی با این وجود مرگ واقعیت مشترک در زندگی همه‌ی ما ست.

شاید مرگ بهترین اختراع زندگی باشد چون مأمور ایجاد تغییر و تحول است. مرگ کهنه‌ها را از میان بر می‌دارد و راه را برای تازه‌ها باز می‌کند. یادتان باشد که زمان شما محدود است، پس زمانتان را با زندگی کردن به جای زندگی بقیه هدر ندهید.

هیچ وقت توی دام غم و غصه نیافتید و هیچ وقت نگذارید که هیاهوی بقیه صدای درونی شما را خاموش کند و از همه مهمتر این که شجاعت این را داشته باشید که از احساس قلبی تان و ایمانتان پیروی کنید.

موقعی که من سن شما بودم یک مجله‌ی خیلی خواندنی به نام کاتالوگ کامل زمین منتشر می‌شد که یکی از پرطرفدارترین مجله‌های نسل ما بود این مجله مال دهه‌ی شصت بود که موقعی که هیچ خبری از کامپیوترهای ارزان قیمت نبود تمام این مجله با دستگاه تایپ و قیچی و دوربین پولوراید درست می‌شد. شاید یک چیزی شبیه گوگل الآن ولی سی و پنج سال قبل از این که گوگل وجود داشته باشد.

در وسط دهه‌ی هفتاد آن‌ها آخرین شماره از کاتالوگ کامل زمین را منتشر کردند. آن موقع من سن الآن شما بودم و روی جلد آخرین شماره‌ی شان یک عکس از صبح زود یک منطقه‌ی روستایی کوهستانی بود. از آن نوعی که شما ممکن است برای پیاده روی کوهستانی خیلی دوست داشته باشید. زیر آن عکس نوشته بود:

stay hungry stay foolish

این پیغام خداحافظی آن‌ها بود وقتی که آخرین شماره را منتشر می‌کردند

stay hungry stay foolish

این آرزویی هست که من همیشه در مورد خودم داشتم و الآن وقت فارغ‌التحصیلی شما آرزویی هست که برای شما می‌کنم.

نارنجی: اگر به یوتیوب دسترسی دارید می توانید ویدیوی این سخنرانی را با زیرنویس فارسی

اینجا ببینید.


مطالب مرتبط:


پایان یک اسطوره تکنولوژی: استیو جابز از دنیا رفت


واکنش ها به درگذشت استیو جابز


استیو جابز شاد در سال ۲۰۰۵


استیو جابز از مدیرعاملی اپل کناره گیری کرد



استعفای استیو جابز و واکنش مدیران فناوری دنیا


پایان یک دوره استیو جابز و مدیریت اپل

با سالم‌زی، سالم زندگی کنید !

پنجشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۰

اگر از علاقه‌مندان به حوزه سلامت باشید سالم‌زی یک گزینه عالی برای شماست.این مجله اینترنتی که در حوزه سلامت می‌نویسد از اولین مجله های اینترنتی‌ست که روند کار خود را به مانند سایت های استاندارد روز دنیا پیش گرفته است. این سایت از پنج بخش زیبایی ، تناسب اندام ، تغذیه، بهداشت و زندگی بهتر تشکیل شده که در هر بخش شما می توانید مقالات مفید زیادی پیدا کنید.

برای مثال دوست دارید بدانید برای درمان سیاهی و پف زیر چشم چه کنیم، سالم‌زی مقاله ای در این مورد دارد که به طور خلاصه به موارد زیر اشاره می کند:

-به اندازه کافی بخوابید

خوابیدن یکی از بزرگترین کمک هایی است که شما می توانید به پوستتان بکنید. خواب به اندازه کافی چشمان شما را درخشان می کند و به بدن کمک می کند تا سلول های آسیب دیده را ترمیم کند.

-از مصرف بیش از حد الکل و کافئین خودداری کنید

ممکن است در روزهای اول که مصرف این ۲ ماده را کم می کنید، احساس بدی به شما دست دهد ولی به سبب اینکه بدن شما به تعادل برمی گردد و کم آبی ناشی از مصرف کافئین و الکل را جبران می کند، چشمان زیباتری خواهید داشت.

- آب بنوشید

یکی از دلایل اصلی تیرگی زیر چشم را می توان کم آبی بدن دانست. سعی کنید تعداد دفعات نوشیدن آب را افزایش دهید، برای نوشیدن آب لازم نیست حتما تشنه شوید، دم به دم آب بنوشید.

- مصرف نمک را کم کنید

حجم زیاد مایعات بدن باعث می شود تا پوست حالت خمیری و افتاده به خود بگیرد. شما می توانید با کم کردن میزان نمک در وعده های غذایی خود از این حالت جلوگیری کنید تا بدن آب مضاف بر نیاز خود را دفع کند. می توانید برای شروع کم خوری نمک، موادغذایی فراوری شده را از رژیمتان حذف کنید.

- از کمپرس سرد استفاده کنید

یکی از متخصصان پوست فلوریدا می گوید: قرار دادن کمپرس سرد بعضی از مواد خاص بر روی چشم، می تواند افتادگی و سیاهی پوست اطراف چشم را بهبود بخشد. قرار دادن کیسه چای سبز مرطوب شده و سرد بر روی چشم به مدت ۱۰ تا ۱۵ دقیق می تواند اثر بخش باشد. همچنین قرار دادن ورقه نازک خیار و هویج سرد شده بر روی چشم کمک شایانی به زیبایی چشمانتان می کند.

راه حل های درمانی و شیمیایی برای رفع سیاهی و پف زیر چشم وجود دارد اما فکر می کنم به عنوان اولین قدم به سمت زیبایی بهتر است ابتدا اندکی لبخند چاشنی چهره خود کنید.

مقالات زیادی از این دست در سالم‌زی می توانید مشاهده کنید که با مطالعه آن شما را در ایجاد زندگی سالم تر و داشتن تنی شاداب تر کمک خواهد کرد. برای دوستان خوبم در سالم‌زی آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم در آینده موفق تر باشند.


ارسال شده توسط:میلاد|
لینک دائمی مطلب
| افزودن به

del.icio.us

|

بازتاب ها
|

No comment


تنها یک ایمیل خالی به آدرس زیر تا عضویت در درسنامه فاصله دارید !


برای تبلیغات در روزنوشت میلاد با ما تماس بگیرید.

ثبت نام در گوگل پلاس عمومی شد

چهارشنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۰
گوگل پلاس نسل جدیدی از شبکه های اجتماعی معرفی شده توسط غول اینترنتی دنیا، گوگل می باشد. این شبکه اجتماعی چندی پیش ارائه شد و به همراه آن اپلیکیشن های موبایلی گوگل پلاس برای اندروید و iOS ارائه شدند. همچنین این شبکه اجتماعی قابلیت Huddles برای پیام رسانی و قرار های گروهی و Hangouts برای چت های گروهی تصویری و استریم ویدئو می باشد. همچنین ویژگی “حلقه ها” از خصوصیت های برتر این شبکه اجتماعی می باشد.

از روز ارائه تا کنون امکانات زیادی به گوگل پلاس اضافه شده است و بهینه سازی هایی در آن صورت گرفته است. همچنین قابلیت بازی در آن نیز اضافه شده است. مجله عصر جوان نیز مطالبی درباره گوگل پلاس، ترفند ها و آموزش ها نوشته است.

اگر اخبار گوگل پلاس را دنبال کرده باشید، می دانید که ثبت نام در آن تنها از طریق دعوتنامه دوستان و سن بالای ۱۸ سال امکان پذیر بود. اما از حالا ثبت نام برای عموم باز شده و از همین الان می توانید در گوگل پلاس بدون نیاز به دعوتنامه ثبت نام کنید!

گوگل پلاس با اینکه در ماه اول به صورت دعوتنامه ای ارائه می شد، حدود ۲۰ میلیون کاربر را به خود دید که رکورد شگفت انگیزی در سرعت ثبت نام در یک شبکه اجتماعی در کل تاریخ اینترنت بود. اما کمی بعد از آن رفته رفته از میزان دقایقی که کاربران در آن صرف می کنند کم شد. اما باید دید چه می شود و آیا با عمومی شدن ثبت نام، موفقیت بزرگی را خواهد داشت یا خیر. البته بر همگان واضح و مبرهن است برای رقابت با شبکه های اجتماعی همچون فیس بوک، می بایست امکانات بسیار بیشتر و محیط کاربر پسند تری ایجاد شود.